Sam Ghandchiسام قندچيهدف وسیله را توجیه نمیکند

 سام قندچی

http://www.ghandchi.com/270-EndMeans.htm

End Justifying the Means

http://www.ghandchi.com/43-End_Means.htm

 

نه سال پیش در تابستان 1994 بمبی در شهر مشهد منفجر شد که تعدادی از زائران امام رضا را کشت. رژیم جمهوری اسلامی مجاهدین خلق را مقصر آن فاجعه خواند، ولی مجاهدین هیچگاه مسئولیت آنرا به عهده نگرفتند. در آنسال در مقاله ای به زبان انگلیسی تحت عنوان "چه چیزی زوار امام رضا را کشت" بحث شد که  سیستم فکری معتقد به "هدف وسیله را توجیه میکند"،  قاتل آن بیگناهان بوده است (1).  متأسفانه آن فاجعه نه آغاز چنین دیدگاهی در جنبش سیاسی ما بود ونه پایان آن.

 

در سالهای اول بعد از انقلاب، زمان آزادی سنندج،  شکنجه پاسداران زندانی توسط گروههای سیاسی در کردستان،  بخاطر گرفتن اطلاعات جهت نجات جان مبارزین در خطر،  مشروع قلمداد میشد.

 

همه ما فاجعه سینما رکس آبادان را به یاد میاوریم که اپوزیسیون اسلامگرا بخاطر هدف سیاسی خود علیه رژیم شاه، انجام چنین جنایت هولناکی را مشروع دانسته و به آن دست زد. سالها قبل از آن،  قتل شریف واقفی توسط شاخه کمونیستی مجاهدین،  نمونه ای دیگر از چنین طرز فکری بود.  و چند دهه قبل از آن، نسل دیگری از جنبش سیاسی ایران،  شاهد قتل روزنامه نگار معروف محمد مسعود توسط حزب توده بود.

 

ساواک رژیم شاه و دستگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی نیز استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به هدف جایز می شماردند. همه ما از جنایت هولناک قتل داریوش و پروانه فروهر آگاهیم. ایدئولوژی  مرتکبین این جنایات متفاوت است،  ولی اشتراکشان در آن است که فکر میکنند "هدف وسیله را توجیه میکند."

 

 بله با سانسور و سکوت اپوزیسیون، نان به هم قرض دادن ها شروع میشود، و با قتل شریف واقفی ها و فروهرها نگرش "هدف وسیله را توجیه میکند،" ادامه مییابد. تحت عنوان وحدت سکوت میکنیم وپس از رژیم شاه با هزاران کشته، رژیم جمهوری اسلامی رابه ارمغان میاوریم، و بعدأ با میلیونها کشته، چه بسا رژیم شیطانی دیگری نصیبمان شود.

 

 آنچه محمد مسعود ها،  شریف واقفی ها،  قربانیان سینما رکس، و فروهرها را کشت طرز فکری است که در میان بعضی طرفداران *همه* گروههای مذهبی و سیاسی وجود دارد،  و آن دیدگاه "هدف وسیله را توجیه میکند" است  که دروغ گفتن، شایعه سازی، و بالاخره قتل مخالفین را توجیه میکند--تقیه!  از ورود  مستقیم به بحت سیاسی با هزار دروغ وظاهرسازی  درباره اصطلاح "وحدت" طفره میرود،  و  تهی بودن فکری و عدم توان مجادله سیاسی را با پوشش مناسب اتحاد مخفی میکند، .و وقتی سانسور کار نکند،  به ترور شخصیت مخالفین خود میپردازند،  و اگر آن هم نشد مخالفین را میکشند.  این فقط رژیم شاه و جمهوری اسلامی نبودند که وقتی سانسور کارا نشد،  گلسرخی ها و مختاری ها را کشنتد، بلکه اپوزیسیون بود که  محمد مسعودها  و شریف واقفی هارا کشت بجای آنکه با آنها مجادله سیاسی کند،  و هنوز هم  اسمش را میگذارند اتحاد خواهی.

 

 محمد مسعود را حزب توده کشت.  در سالهای 1320-32 حزب توده یکی از دو روزنامه اصلی اپوزیسیون را داشت، و نیروی پر قدرت اپوزیسون بود و از قدرت خود اینچنین علیه یک روزنامه نگار مستقل استفاده کرد،  چرا که محمد مسعود با حزب توده مخالف بود، و برای حزب توده دیگر فقط سانسور وی کافی نبود و از طرف وی احساس خطر میکرد،  و سالها آن قتل را بگردن رژیم انداخت، همانگونه که مجاهدین م.ل. قتل شریف واقفی را به گردن رژیم انداختند و همانگونه که اسلامگرایان در انقلاب 57، جنایت هولناک سینما رکس را بگردن رژیم شاه انداختند.

 

اینان آنقدر صداقت سیاسی نداشتند که بگویند مسأله شخصی نبوده و برای *هدف سیاسی* شان این جنایات را جائز میدانند،  و اینکه هیچکدام از این وقایع اتفاقی نبوده،  و همه با برنامه و قصد قبلی انجام شده اند،  و در دیدگاه این گروه ها توسل به دروغ و جنایت یا هر وسیله دیگری برای نیل به هدف "مقدسشان" در احتلافات سیاسی،  مشروع است. 

 

یک نفر میتواند حامی دموکرات ترین گروه ها باشد ولی به این طرز فکر مبتلا باشد که "هدف وسیله را توجیه میکند،" و بالعکس یک نفر ممکن است در دیکتاتوری ترین گروهها باشد ولی این طرز فکر را نداشته باشد.  البته بایستی ذکر کرد که گروه های فناتیک کمونیست و اسلامگرا، طرز فکری را رواج میدادند، که گوئی دروغ و جنایت بخاطر نیل به "هدف مقدس" عالیتر،  مقبول است.  این طرز فکر، کشنده بی گناهان در نقاط مختلف جهان بوده است.  دروغ ها و جعلیات رژیم استالین در  تصفیه های حزبی 1937 را همه میدانند.

 

 چرا هنوز در مورد های مشابه خفه کردن سیاسی سکوت میکنیم؟  چرا نمیگوئیم  که سانسور محکوم است و پله بعدی اش توجیه تصفیه های استالینی است. چرا نمیگوئیم که ما خواهان مجادله سیاسی هستیم و آنرا زندگی آفرین میدانیم،  و نه خفقان و سانسوری که این "مصلحین" فناتیک تحت عنوان حمایت از اهداف "مقدس" و "اتحاد" برای حفظ مقام هایی که بدون لیاقت در جنبش سیاسی دارند،  بر جنبش تحمیل می کنند، نظیر کیانوری ها و تقی شهرام ها. با دروغ وشایعات در حق مخالفین، و با تصویر غلط از شعار اتحاد، طرح و بحث اختلافات سیاسی مورد تخطئه قرار داده می شود و مخل اتحاد جلوه میکند، گویی اینان کسی را متحد کرده اند.

 

درواقع شخصی جلوه دادن اختلافات سیاسی،  و بزیر فرش زدن اختلافات سیاسی، باعث شده است که چپ ایران از عرضه کنندگان جمهوری اسلامی به ملت ایران شود، و هنوز هم از همه چیز میگویند، ولی نمیگویند که چگونه به زنان گفتند رو سری به سر کنند،  و چگونه از گروگان گیری پشتیبانی کردند.  تا کی میخواهند این اشتباهات بزرگ سیاسی را که باعث نابودی نسلی از ملت ایران شد، شخصی کرده،  و با ترور شخصیت مخالفین *سیاسی* خود،  بر آنچه اینان به مردم ایران کردند سرپوش گذارند. ، آیا امروز بر کسی پوشیده است که چگونه اینان به پیروزی ارتجاع اسلامگرا یاری رساندند.

 

 چقدر این دسته ازچپگرایان و اسلامگرایان متحدشان شبیه یکدیگرند.  هر دوفکر میکنند با سانسور مخالفین، کسی ازجهت گیری مکرر ارتجاعی اینان در 24 سال گدشته آگاه نیست،  که نه تنها نقش اساسی را در بروی کار آوردن یکی از ارتجاعی ترین حکومت های تاریخ معاصر جهان داشته اند، بلکه بعد از انقلاب، در سقوط بازرگان و گروگانگیری نقش داشته اند.  بله هدف اینان کمونیسم است و از نطرشان بقیه وسیله است،  و اینچنین اشتباهات سیاسی خود را توجیه میکنند،  و بصورت مسأله دعوای  شخصی با مخالفین شان نشان میدهند.

 

جنبش کمونیستی در یک صد سال گدشته بیش از هر جریان ایدئولوژیک و سیاسی دیگری به اندیشه "هدف وسیله را توجیه میکند" مبتلا بوده است.  برای ارزیابی دقیق این روند به کتاب کولاکوسکی تحت عنوان جریانات اصلی مارکسیسم مراجعه کنید.   کمونیستها همانند اسلامگرایان، این تصور باطل را داشته اند که گویا نماینده زحمتکشان جامعه اند،  و بخود حق داده اند که هر حق کشی را بنام طبقه کارگر انجام دهند و توجیه کنند، همانگونه که خمینی همین حق کشی ها را بنام مستضعفین میکرد.

 

انسانهائی را شناخته ام که طرفدار جمهوری اسلامی یا سلطنت یا کمونیست یا مجاهد یا لیبرال بوده اند،  ولی معیار های شخصی داشتند که دروغ نمیگفتند و معیار حداقلی داشتند که  زیر بار فشار تشکیلات، "هدف وسیله را توجیه میکند" را قبول نمیکردند،  و مقاومت میکردند.   گوئی آنها نقطه مرجعی در درون خود دارند که به آنها اجازه چنین عملکردهائی را نمیدهد. در واقع اینگونه انسانها بیشتر موقعی زجر میکشند که کسی که از نظر فکر سیاسی به آنها نزدیک تر است، از "هدف وسیله را توجیه میکند" پیروی کرده، سانسور کند، شکنجه کند و در اختلاف سیاسی، شریف واقفی ها را بکشد.

 

چه بسیاری که هر جنایتی را بنام صلح، آزادی، مذهب، کشور و دیگر هدف های باصطلاح "مقدس" انجام میدهند.  نه، هدف وسیله را توجیه نمیکند و زمان آن فرا رسیده که جنبش سیاسی ایران این ارثیه نامیمون را به دور بریزد و اعلام کند دیکتاتوری پرولتاریا، یا سانسور، شکنجه، و قتل مخالفین سیاسی محض خاطر پرولتاریا، یا بخاطر هیج هدف "مقدس" دیگری نیست، جایز نیست.


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com
هفتم مهرماه 1382
Sept 29, 2003

 

 

 

مطلب مرتبط

حمله های دیروز داعش به مقبره خمینی و مجلس
http://www.ghandchi.com/1458-iran-daesh.htm

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH