Sam Ghandchiسام قندچي انقلاب 21 ایران: فاز جدید خیزش 1401؛ عبور از دره

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4364-iran21crevolution-new-phase.htm

پی نوشت 10 آبان 1401: از سایت جنبش: سام قندچی: «آن سوی دره» در سه پرده (ویراست 19 آبان 1401 دکتر اسماعیل نوری علا *)

پی نوشت 12 آبان 1401: این مطلب را 10 روز پیش نوشتم و اول با پوزش از دوستان که این پی نوشت برعکس خود مطلب که مقاله ای سیاسی است، اساساً بحثی تکنیکی-اقتصادی خواهد بود؛ اما، لازم است که به این موضوع توجه کنیم! همانطور که در ابتدای این مقاله اشاره شده اساس تئوریک این مطلب بر نوشته ای قرار دارد که 15 سال پیش تحت عنوان «آینده نگری در آنسوی دره»، منتشر کردم. در این مختصر می خواهم نکته ای را در مورد «عبور از دره» خاطر نشان کنم. اجازه دهید دو مثال ذکر کنم که امروز برای خوانندگان بسیار قابل لمس است. اولی کامپیوترهای «لپ تاپ» است که اکنون خیلی در همه جای دنیا از جمله در ایران محبوبیت دارند؛ دومی هم پدیده ی «وب» است که امروز میلیونها نفر فقط در ایران که از کامپیوتر یا تلفنهای همراه استفاده می کنند به رغم همه ی فیلترینگ اینترنت با «وب» آشنایی دارند، و بطور روزمره از وب استفاده می کنند. حالا شاید برای خوانندگان تعجب انگیز باشد که کامپیوترهای «لپ تاپ» وقتی اختراع شدند خیلی زود به اصطلاح «از دره عبور کردند»! [دوباره یادآوری می کنم که اگر مقاله ی «آینده نگری در آنسوی دره» را هنوز مطالعه نکرده اید، اول آنرا مطالعه کنید تا موضوع این یادداشت و کل مقاله ی را متوجه شوید.] به هر حال به رغم آنکه کامپیوترهای «لپ تاپ» از دره عبور کردند با اینهمه ممکن است تعجب کنید اولین شرکتی که این «لپ تاپ» را تولید انبوه کرد یعنی شرکت «گرید» در شهر «ماونتن ویو» در شمال کالیفرنیا در این فعالیت نابود شد؛ و تازه شرکت «گرید» کمپانی کوچکی نبود آنها پیش از آن، شرکت موفقی در عرصه ساختن ماهوارهای ارتباطی بودند و تولیدات تکنولوژیک دیگر بودند! پس چه اتفاقی افتاد؟ وقتی شما تولید انبوه می کنید که به اصطلاح تولید کالایی خوانده می شود دیگر محصولی برای جمع کوچکی از مصرف کنندگان به بازار عرضه نمی کنید. در نتیجه موضوعاتی نظیر قیمتی لازم است که برای همه ی مصرف کنندگانی که در نظر دارید، قابل خرید باشد، همچنین کیفیتی که برای همه ی آنها قابل قبول باشد و سوم داشتن توانهایی در دستگاه مورد نظر که همه ی آن خریداران مورد نیازشان است بسیار مهم است؛ در حالیکه وقتی برای جمع کوچکی تولید می کنید حتی مشتریان خود را از نزدیک می شناسید و از جمله این سه فاکتور را در مورد همه ی آنها به خوبی می دانید در حالیکه وقتی دارید تولید در مقیاس میلیونی یا بیلیونی با تریلیونی انجام می دهید، قضیه اصلاً کیفیتاً متفاوت است و به همین علت شرکت «گرید» کاملاً نابود شد و مدتها حتی کامپیوترهای «لپ تاپ» به جوک تبدیل شده بود اگر کسی حتی اسم آنها را شنیده بود و سالها گذشت تا موج بعدی شروع شود که هنوز ادامه دارد و دیگر در هر خانه ای در هرجای دنیا اسم «لپ تاپ» را شنیده اند! همین اتفاق برای «وب» اتفاق افتاد! اختراع «وب» توسط  «برنرز-لی» در مرکز «سرن» در سوئیس بود و اصلاً برای استفاده ی عده ی محدودی از پژوهشگران فیزیک اتمی ساخته شد. اما تکنولوژی «وب» ناگهان آنگونه رشد کرد که به اصطلاح کل اینترنت را فتح کرد و در سال 1999 تصور شده بود که خرید از طریق «وب» جای کل خرده فروشی در خیابان را خواهد گرفت. در نتیجه شرکتهای بزرگی برای این کار در دنیا برای فروش محصولات از طریق وب به وجود آمدند و سرمایه گذاری های کلان کردند. واقعاً هم تکنولوژی «وب»در همان زمان «از دره عبور کرده بود» و همان وقت بسیاری از مردم درباره اش شنیده بودند یا استفاده می کردند. با این حال دوسال بعد در سال 2001، همه ی آن شرکتها بطور خیلی ناگهانی ورشکست شدند و خیلی ها دلیل آنرا عدم رشد اینترنت پرسرعت در آمریکا در آنزمان به دلیل حمله تروریستی سپتامبر 2001 و تغییر تقدمها تصور می کردند که به خاطر آن رشد اینترنت پرسرعت در آمریکا مدتی به تعویق افتاد! گرچه آن موضوع رشد اینترنت پرسرعت بدون شک در ورشکستگی ها تأثیر داشت ولی واقعاً خرید از طریق اینترنت برای عموم موضوعی بسیار پیچیده تر است تا برای گروهی از خواص نظیر دانشجویان یا پروفشنها که خریداران «پراشتیاق» برای اینگونه روشهای تازه ی خرید بودند. به هر حال حتی سایتهای آن شرکتها در اینترنت از بین رفت به استثنای آمازون که آن هم به زحمت در آن مدت ادامه ی کار داد. چرا حتی بسیاری سایتهای کوچک در آن دوران بحرانی توانستند دوام آورند اما آن سایتهای بزرگ «وب» کاملاً از بین رفتند! چون مدل بیزینس فرق دارد. اولی شاید خرجش تأمین زندگی یک نفر است که آن سایت را می گرداند در حالیکه دومی شرکتی بود با چندین هزار کارمند و وسائل و اجاره بالا و دیگر مخارج که باید ادامه کار می داد و در فضای بحران سال 2001 در سیلیکان ولی در کالیفرنیای آمریکا همه ی آنها نابود شدند. به هر حال منظورم از این دو مثال این است که نشان دهم «عبور از دره»، یک تحول را با چالشهای تازه روبرو می کند و می تواند افت و خیزهای تازه ای را به همراه آورد و اساساً نیز، دو طرف دارد، یکی گردانندگان هستند که لزوماً دیگر گردانندگان «دوران پیش از عبور از دره» قادر نیستند که پدیده ی تازه را هدایت کنند، و دوم نیز خود کسانی هستند که به پدیده ی تازه روی آورده اند و مدتها طول می کشد انتظارات آنها روشن شود، و در دو مثال تکنیکی بالا سه عامل قیمت، کیفیت و توانهای پدیده ی جدید، تعیین کننده در موفقیت یا شکست بودند و مطمئناً نیاز به شرکتهایی که قادر باشند تولید انبوه را در رشته های مورد توجه اداره کنند که با مدیریت همان کالا برای عده ای که پدیده ی جدید را پراشتیاق دنبال میکردند و عاشق آن هستند کاملاً متفاوت است!

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11

 

iran21crevolution-new-phase

 

معنای اصطلاح «عبور از دره» را 15 سال پیش در مقاله ای تحت عنوان «آینده نگری در آنسوی دره» توضیح داده ام و در اینجا تکرار نمی کنم. به باور این نگارنده ادامه ی انقلاب 21 ایران که دستکم 5 سال است آغاز شده و 40 روز پیش با کشته شدن زنده یاد ژینا #مهسا_امینی *  اوج گیری تازه ای را با خیزش سراسری 1401 آغاز کرد، اکنون از دره عبور کرده است؛ و موفقیت اخیر آقای حامد اسماعیلیون در برگزاری تظاهرات 100 هزار نفری ایرانیان خارج کشور در برلین در حمایت از خیزش ملی سراسری مردم در ایران، بهترین گواه این مدعا است! (تذکر مجدد: برای کسانیکه نقش رهبر سیاسی را عهده دار می شوند از هیچ عنوانی غیر از آقا یا خانم استفاده نمی کنم.) معنی حرفم این است که اساساً دیگر نقش اصلی را رهبران جمعهای کوچک مختلف مدنی و سیاسی و حقوق بشری پراشتیاق برای تغییر در ایران و امثالهم بازی نمی کنند و رژیم اسلامی با کل مردم ایران روبرو است که برای برچیدن آن به پاخاسته اند و تنگ نظری ها را باید کنار گذاشته و با احترام به انتخابهای مردم و در عین حال بیان اختلاف نظرها، در این فضای جدید برای سعادت همه ی مردم ایران فعالیت کرد. اگر بخواهیم اوضاع ایران را به 44 سال پیش تشبیه کنیم، حدود شهریور 57، ایران در چنین وضعیتی بود! اما اینکه چگونه رژیم خمینی به قدرت رسید: حتی در آنزمان هم هنوز تشکیلات خمینی خیلی کوچک بود با اینحال قادر شد موتور کوچکی شود و جامعه ی روحانیت که تشکیلات سنتی فراگیر در کل جامعه ی ایران بود را در حمایت از خود به حرکت درآورد و از سوی دیگر نیز با جلب حمایت بین المللی، سکان رهبری انقلاب 57 را در دست گرفت! آیا اکنون چنین صحنه ای پیش روی ماست؟ از دیدگاه این نگارنده خیر یعنی اکنون هیچ تشکیلات اجتماعی سنتی فراگیر نظیر جامعه ی روحانیت در زمان 57 که اعتباری در میان مردم داشت یا تشکیلات سیاسی و مدنی سکولار پرقدرت فراگیری در جامعه ی ایران وجود ندارد که هر جریانی بتواند کنترل آنرا برای رهبری کل جامعه در دست گیرد؛ در نتیجه همانطور که سالهاست بحث کرده ام مدل رهبری خمینی در انقلاب 57، در ایران کنونی کار نخواهد کرد! به همین دلیل آنچه یکسال و نیم پیش در مقاله ای تحت عنوان «تصورات نادرست دربارهء رهبری انقلاب 21 در ایران» ذکر شد، همچنان اصل مسأله است و متأسفانه هیچگاه فرصت ترجمه ی آن مقاله را به زبان انگلیسی پیدا نکردم! به هر حال ای کاش در یکسال و نیم گذشته گوش شنوایی بود اما هنوز هم دیر نشده تنگ نظری ها را کنار گذاریم! در پایان مایلم از تشکیل مؤسسه ای بنام آرت-فاند یاد کنم که از جمله دکتر اسماعیل نوری علا از بنیانگذاران آن هستند و با تلاش فراوان می خواهند برای کمک به مبارزان و خانواده هایشان و ارتباطات ماهواره ای در ایران طی سال آینده ی میلادی حدود یک میلیون دلار جمع آوری کنند؛ با امید که به این هدف خود در سال آینده نائل شوند. چنین کوششهایی است که مردم ایران در حال حاضر به آن نیاز دارند (لینک آرت فاند را همچنین در  صفحه ی حزب آینده نگر می توانید دنبال کنید).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

3 آبان ماه 1401
October 25,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH