Sam Ghandchiسام قندچي یادداشتی برای دوست عزیز «معصومه ی قمی کلایی» یعنی خانم مسیح علینژاد

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4311-masih-alinejad.htm

 

masih-alinejad-tabeiz

 

دوست عزیز خانم مسیح علینژاد، مثل اینکه اوضاع کنونی ایران نمی خواهد به رغم بیماری، به من اجازه دهد کار انتشاراتی را متوقف کنم و هر دفعه به خود می گویم بعد از این آخرین مطلب، دیگر استراحت خواهم کرد! دو سه روز پیش برنامه ی تبلت شما را می دیدم که با طنز به آنهایی که با اصطلاح «معصومه قمی کلایی» به شما حمله می کنند، پاسخ می دادید که تبسمی بر لبانم آورد! ما در ایران طنزپردازان بزرگی نظیر عبید زاکانی داشته ایم که اینگونه به اصطلاح، داد خود از مهتر و کهتر می ستاندند! البته همه ی مردم قادر نیستند که مسیح علینژاد یا در مقیاس بزرگتر عبید زاکانی باشند، و با این حملات «بولی های وطنی» (ببخشید لغت معادل «بولی» را در فارسی بلد نیستم)، با خنده و شوخی مقابله کنند، و در خود می کنند و زجر می کشند و خیلی از بولی ها هم فکر می کنند "با مزه" هستند و فوری تا کسی اعتراض کند، می گویند ای آقا شوخی کردیم! بسیاری از دوستان در اپوزیسیون، واقعیت تبعیض اتنیکی را در ایران نفی می کنند و فوری بحث برخی واقعیتهای تاریخی موارد تجزیه طلبی را در خوزستان، کردستان، بلوچستان و آذربایجان و نقاط دیگر ایران، پیش می کشند! من هم سالهاست وارد همه ی آن بحثها از جمله «موضوع فدرالیسم» شده ام و اصلاً در این یادداشت نمی خواهم آن بحثها را تکرار کنم و در این یادداشت می خواهم از تجربه ی شما و مازندران بگویم! البته هیچوقت با شما حرف نزده ام و انعکاس تجربه ی شما را در حملاتی که به شما می شود، و در مقابله ی شما می بینم، که بسیار قابلیت شما را در این جنگ نابرابر تبعیض اتنیکی که در جامعه ی ایران برای قرنها در جریان بوده، نشان می دهد و اتفاقاً مناطقی نظیر مازندران و بندرعباس که بار جدایی طلبی قومی نداشته و ندارند بهترین عرصه برای نشان دادن این مسأله ی «تبعیض قومی» در جامعه ی ایران است.

 

در حقیقت مازندرانی ها چون به تهران نزدیک بودند مهاجرتشان به تهران مرا به یاد چینی ها در کالیفرنیا می اندازد که در آن ایالت حضوری چند صد ساله داشته اند و تبعیض برخی چینی های قدیمی آمریکائیزه شده، علیه چینی های تازه وارد از هنگ کنگ را، بعد از الحاق دوباره ی هنگ کنگ به چین در ژوئیه ی 1997 و مهاجرت چینی های هنگ کنگیِ تازه به کالیفرنیا، با چشمان خودم حدود 25 سال پیش دیدم! مثلاً یک آقایی را می شناختم که چینی الاصل بود و از چینی هایی که تازه از هنگ کنگ و تایوان آمده بودند و باهم چینی حرف می زدند نفرت داشت و انگار احساس می کرد آنها آبروی او را هم برده اند که انگلیسی کامل نمی توانند حرف بزنند و تا می توانست آنها را در محیط شغلی آزار می داد! به هر حال در همین تهران خودمان حدود 80 سال پیش همین مسأله در مورد مازندرانی های قدیم و آنها که تازه از مازندران به تهران آمده بودند واقعیتی بسیار پررنگ بوده و برخی در گروه اول، دومی ها را که حتی از منسوبین خودشان بودند، «جنگلی» خطاب می کردند و احساس شرم می کردند که با آنها نسبتی دارند چرا که تازه واردهای مازندرانی، وقتی فارسی حرف میزدند لهجه ی گویش شیرین مازندرانی (زبان کهن طبری) در کلامشان آشکار بود همانطور که عده ای از این نژادپرستها امروز شما را «قمی کلایی» خطاب می کنند و بسیاری از تازه واردها در آن روزگار عملاً گویش مازندران را کاملاً فراموش کردند گرچه در لهجه ی فارسی حرف زدنشان باقی ماند و در نتیجه وقتی به مازندران میرفتند دیگر قادر نبودند با اهالی مازندران به گویش مازندرانی حرف بزنند چون به دلیل همان فشارها در تهران، و احساس تحقیر و خجالت، ناخودآگاه گویش مازندران را فراموش کرده بودند! پدیده ی مشابهی را در کالیفرنیا میان چینی ها دیدم!

 

امروز هم در این سایتهای اینترنتی، در حقیت آنهایی که صبح تا شب دوست دارند «قمی کلا» را با تحقیر ذکر کنند، خانواده های خودشان، سالهاست صف می کشند در همان «امیر کلا» ویلا بخرند که یکی از مناطق زیبای نزدیک شهر بابل است و بسیاری حتی نمی دانند «قمی کلا» و «امیرکلا» اساساً یکی است! مسأله، همانطور که شما در برخوردهای طنزآمیزتان نشان داده اید، تبعیض است و در واقعیت تبعیض علیه مازندرانی ها در ایران در مقایسه با تبعیض علیه مثلاً عربهای خوزستان، آنقدر اهمیت نداشته و ندارد، به همین دلیل فعالان حقوق بشر کسی درباره اش حرفی نمیزند اما برای هر فرد، تبعیض وقتی بسوی او نشانه میرود، دردناک است، چه آن تبعیض در کل جامعه اهمیت درجه اول داشته باشد و چه نه! شایسته ذکر است که اهالی بسیاری از روستاهای نزدیک تهران نظیر شهرستانک و آهار در پشت توچال و حتی امامزاده قاسم که جملگی در حوالی شمیرانات قرار دارند، گویش مازندرانی دارند! به هر حال در همین آمریکا تبعیضِ درجه اول در مورد سیاهپوستان بوده و هست و مثلاً تبعیض علیه ایرانیان برای ما خیلی دردناک است ولی در مقیاس جامعه ی آمریکا اصلاً به حساب نمی آید! خسته نباشید و با آرزوی موفقیتهای بیشتر برای شما و بقیه ی فعالان حقوق بشر که با کوششهای روزانه تان برای درمان این دردهای بزرگ جامعه ی ایرانی، در تلاش هستید!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

12 تیر ماه 1401
July 2,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH