Sam Ghandchiسام قندچي بازهم درباره ی بحث فدرالیسم و تجزیه طلبی
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3941-federalism-tajziehtalabi.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9

 

federalism-tajziehtalabi  

 

در دو هفته ی اخیر سه مقاله از این نگارنده در رابطه با موضوعات فدرالیسم و تجزیه طلبی منتشر شد:

 

1. فدرالیسم: نامه ی سرگشاده به عبدالله مهتدی و یزدان شهدایی (به همراه ترجمه به زبان انگلیسی)

2. تجزیه طلبی علت ضعف سکولار دموکراسی در عراق نیست، معلول آن است

3. فدرالیسم: دشمنان وحدت اپوزیسیون که اختلافات نظری را شخصی و خصمانه می کنند

 

لازم به یادآوری است که فرصت پرداختن دوباره به جزئیات را ندارم و بیشتر این موضوعات در این سالها به کرّات بررسی شده و امیدوارم این چند خطی که می نویسم باعث سوء تفاهم های بیشتر نشود، چون وقت تکرار مباحثی را که در گذشته به تفصیل گفته شده، ندارم و در واقع موضوعات دیگر نظری مرکز توجه صاحب این قلم در حال حاضر است. اما، شوربختانه، بحثهایی که در این دو هفته در مورد این مبحث در فضای اپوزیسیون جاری شده کمکی به درک بهتر موضوعات نکرده و دعواهای بیحاصلی را دامن زده است. برخی از بحث کنندگان نه با واقعیات تبعیض اتنیکی در ایران آشنایی لازم را دارند و نه اصلا درکی از جنبشهای انقلابی دارند و نه تنها در برخوردشان به مبارزان کرد، پرخاشگر هستند و عباراتی به کار می برند نظیر "از ریخت و قیافه ی اینها معلومه که حزب پادگانی هستند،" بلکه همچنین در برخورد با آنارشیستهای ایران نیز در گذشته ی نه چندان دوری با همین عبارات طرف بحث می شدند که واقعاً قابل قبول نیست. اجازه دهید مثالی بزنم. سازمانهایی در زمان شاه بودند که کاملاً در نقد مشی چریکی بسیار کوبنده بحث می کردند، اما خودشان هم تشکیلاتهای انقلابی بودند گرچه با مشی سیاسی کار، در نتیجه اگر کسی که خودش حتی یکروز هم کار سازماندهی سیاسی نکرده، می آمد اینگونه پرخاشگرانه علیه فعالان چریک که جان و مال و همه ی زندگی شان را کف دست گذاشته بودند، حرف میزد، کلاً به اعتبار سیاسیکارها لطمه ی جبران ناپذیری وارد می کرد، به جای آنکه نقص مشی چریکی را برای جنبش سیاسی، آشکار سازد. برخی کسانی نیز که پخته تر هستند و در چند هفته ی اخیر وارد بحث رد فدرالیسم در ایران شده اند، می گویند که آن پیشمرگه ی این گروهها که در کوهستان می جنگد، به چنین قولهایی که کشور خودش را خواهد داشت، نیاز دارد؛ و چنین ادعایی را دلیل سرسختی رهبران گروههای سیاسی اتنیکی برای فدرالیسم، اعلام می کنند. این حرف هم توهین به مبارزان کرد و نشاندهنده ی فقدان آگاهی این دوستان از جنبشهای سیاسی انقلابی در مناطق اتنیکی ایران نظیر کردستان است. وقتی حمله ی سپاه پاسداران در همان اولین سالهای انقلاب، پیش از جنگ عراق، به کردستان صورت گرفت، پاسدارها با شعارهایی نظیر «عُمری فلان فلان شده» بر زبان، به کردستان حمله کردند و کردها نیز از خود دفاع کردند، گروههای سیاسی چپ در کردستان، اتفاقاً پیش از انقلاب، اساساً جریانات چریکی نبودند، که فکر کنیم علاقه شان به مبارزه مسلحانه باشد، این مقاومت مسلحانه به آنها تحمیل شد. البته اشتباهات از هردوسو ادامه یافت که در گذشته به تفصیل بحث شده و شاید مهمترین آنهم عدم توجه همه ی نیروهای سیاسی ایران، پوزیسیون و اپوزیسیون، به حقوق بشر بود، که اصلاً آنزمان در جنبش سیاسی ایران درک چندانی از آن وجود نداشت، و اینجا هدف بحث تاریخ نیست که مفصل است. مثلاً آیا درخواست اصلی در کردستان در آنزمان مبنی بر «خودمختاری»، موضع درستی بود؟ خیر، معنای خودمختاری در ایران یعنی بازگشت به سیستم ملوک الطوایفی، اما این موضوع ابداً خشونت لجام گسیخته ی سپاه پاسدارن را در آنزمان توجیه نمی کند. در حقیقت در دوران صفویه نیز دقیقاً در همان نقاطی که در اول انقلاب خیزش علیه رژیم افراطی شیعه مذهب دیدیم، در ایران وجود داشته، از جمله در کردستان، قوچان، بجنورد، ترکمن صحرا، و افغانستان کنونی و در آخر کار نیز همین منطقه ی افغانستان کنونی علیه رژیم صفوی بلند شد و آنرا سرنگون کرد چرا که آخوندهای شیعه حتی تصرف زنان سنی را در مناطق افغانستان کنونی که بخشی از ایران بود، حلال اعلام کرده بودند. منظور این است که ایران بعد از رژیم مذهبی شیعه، سابقه ی تاریخی در رفتار تبعیض آمیز با مردمانی دارد که سنی مذهب باقی ماندند و مراسمی نظیر عید عمر که بعنوان مقاومت ایرانیان در برابر اعراب تصور می شود، در واقع رفتار تبعیض آمیز علیه پیروان مذاهب اهل تسنن در کشور است. منظور اینکه هر بحثی در مورد موضوعات تجزیه طلبی و فدرالیسم، باید از مبحث «تبعیض اتنیکی» در ایران آغاز شود، نه با نفی آن، چرا که این طرحها، برای حل «تبعیض اتنیکی» مطرح می شوند، و راه حل تبعیض اتنیکی، تغییر تقسیمات جغرافیایی نیست. اصلِ خودِ بحثِ «تبعیض» مطرح است و اگر کسی اصلاً منکر «تبعیض اتنیکی» در ایران است، وقت خود و آن تشکیلاتی را که نمایندگی می کند تلف می کند که در این پنلهای تلویزیونی شرکت می کند. واقعیت امر این است که بسیاری از گروههای هوادار فدرالیسم، یا هوادار تجزیه ی ایران، طرحهای خود را برای پایان دادن به «تبعیض اتنیکی» در ایران مطرح می کنند. شخصاً دلیل مخالفتم با فدرالیسم یا تجزیه ی ایران این است که طرح هایی نظیر فدرالیسم یا تجزیه ی کشور، نه تنها مشکل «تبعیض اتنیکی» در نقاط مختلف ایران را حل نمی کند، بلکه مشکل تازه ای در ایران و منطقه ایجاد می کند و آنهم جنگهای قومی است که برایش پایانی نخواهد بود، همانطور که در سالهای 1990 بین پ ک ک ترکیه و نیروهای کرد عراقی شاهد بودیم و امروز نیز حکومت اقلیم کردستان عراق و پ ک ک ترکیه هر لحظه ممکن است وارد جنگ شوند. پ ک ک سالهاست حاضر نیست این واقعیت را درک کند که در ترکیه اساساً روش مسلحانه برای کردها جواب نمی دهد و لازم است به مبارزات مسالمت آمیز برای حقوق کردها روی آورد، همانطور که بخش مهمی از پ ک ک جدا شده و سالهاست مبارزات مسالمت آمیز پارلمانی در ترکیه می کنند، خیلی شبیه فلسطینی هایی که مبارزات مسالمت آمیز در اسرائیل می کنند. راهکارهای پ ک ک، حتی اگر موفق شود که منطقه ای را از ترکیه جدا کند، دولتی تشکیل خواهد داد نظیر حماس در غزه که جز نکبت برای منطقه ی خاورمیانه، نتیجه ای به بار نخواهد آورد و عوامل آنها در ایران، یعنی حزب پژاک دست نشانده ی پ ک ک نیز، می خواهد «حماسِ کردی» برای ایران بسازد. از سوی دیگر حکومت اقلیم کردستان عراق بعنوان یک دولت می خواهد لوله های نفتش به ترکیه آسیب نبیند و درآمدش خدشه دار نشود. در نتیجه آشکار است که از حضور نیروهای نظامی پ ک ک در مناطق شمالی عراق ناراضی است و شعله های جنگ بین این دو نیروی کرد در شمال عراق و جنوب ترکیه هر لحظه می تواند دوباره زبانه کشد. همچنین همانطور که سه سال پیش بحث شد، اگر نتیجه ی دموکراتیزه شدن این باشد که یکی مثل بارزانی بخواهد از عراق جدا شود، کاری که او با رفراندوم 25 سپتامبر 2017 می خواست بکند، یا آنچه امروز پ ک ک در آرزویش است یعنی ایجاد «کردستان بزرگ» از بخشهای کردنشین سوریه، عراق، ترکیه و ایران و به این خاطر در ایران حزب پژاک راه انداخته، نتیجه ی دموکراسی برای مردم ایران و منطقه، فقط خون و خونریزی خواهد شد و خودِ دموکراسی و پیشرفت، فدا می شود و نه آنکه «تبعیض اتنیکی» که اصل مسأله است، حل شود! تبعیض اتنیکی را با کشورسازی نمیشود حل کرد. همانطور که در اولِ این بحث، مطرح شد، تبعیض اتنیکی نظیر تبعیض جنسیتی است، با کار مداوم مدنی برطرف می شود وگرنه با راهکارهایی نظیر فدرالیسم و تجزیه طلبی، نه تنها تبعیض اتنیکی حل نخواهد شد بلکه به جایش جنگ داخلی در ایران و منطقه بعد از برقراری دموکراسی راه می افتد همانطور که ماجراهای منطقه ی کردستان عراق و ترکیه و جنگهای کرد علیه کرد در 20 سال اخیر، می تواند درس بزرگی برای اپوزیسیون ایران باشد چه در کردستان و چه در نقاط دیگر ایران!

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

پانزدهم آذر ماه 1399
December 5, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH