در حاشیه ی سخنرانی حسن شریعتمداری درباره ی جایگاه روحانیت
در 100 سال گذشته
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3939-islamickkki.htm
پی نوشت چهاردهم آذر ماه 1399: مشکل ایران و اینکه انقدر مردم را سرزنش نکنیم
مطالب مرتبط: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
ماهها پیش چند مقاله در مورد تفاوت واپسگرایی و عقب ماندگی منتشر کردم و بعد از آنهم مطلبی تحت عنوان «واپسگرایی در مقایسه با عقب ماندگی؛ کوکلاکس کلانهای اسلامی نظیر یونابامر هستند»، انتشار یافت. سالهاست تحلیلهایی در مورد اسلامگرایی در نیم قرن گذشته در ایران، منطقه و جهان ارائه کرده ام از جمله در مقالاتی نظیر «چرا اسلامگرائی میکشد؟» که به انگلیسی هم ترجمه شده، و همچنین در رساله ی مفصلی تحت عنوان «اسلام و گلوباليسم» به فارسی، و انگلیسی. در حقیقت در مورد تاریخ اسلام و اسلامگرایی و مشخصاً در ایران، پژوهشها، نوشتارها و گفتارهای بسیار عالی از سوی بسیاری از پژوهشگران و سیاستمداران ایران وجود دارد و همین چند دقیقه پیش به یک سخنرانی کوتاهِ نیم ساعته از مهندس حسن شریعتمداری دبیر کل شورای گذار، تحت عنوان «جایگاه روحانیت در 100 سال گذشته»، گوش می کردم که هزار بار بهتر از این نگارنده تطور اسلامگرایی و رسیدن آن را به حاکمیت در ایران، توضیح داده اند، و یا جمعه گردی های دکتر اسماعیل نوری علا از جمله «بازگشت خونين به اجتهاد» که سالها به تفصیل به این مباحث پرداختند. اما اینجانب هنوز نتوانسته ام در تاریخ ایران نمونه ای از آنچه مقصودم است پیدا کنم و به همین دلیل این جریان را «کوکلاکس کلان اسلامی» خوانده ام و همین یکماه پیش، در نوشتاری تحت عنوان «چرا اسلامگرایان را به مغولها تشبیه نمی کنم و به کوکلاکس کلانها تشبیه می کنم»، توضیح داده شد که اینها شباهتی به «مغولها» ندارند چرا که مغولها، عقب مانده بودند و جامعه ی ایران را، به همین دلیل به عقب کشیدند اما به درجه ای که آگاهتر می شدند، خودشان بخشی از جامعه ی ایران شدند و نه آنکه واپسگرا باشند و به دلیل واپسگرایی مانع ترقی و پیشرفت شوند! تنها نمونه ای که در تاریخ پیدا کرده ام که نیرویی به رغم آگاهی از ترقی و پیشرفت، تلاشی مستمر برای 100 سال انجام داد تا کشوری را که به الغای برده داری در سال 1865 دست یافته بود، به عقب ببرد و مناسبات برده داری را بازگرداند، کوکلاکس کلانها در ایالات جنوبی آمریکا بودند که طی 100 سال حتی با دوشقه کردن سیاهان می خواستند آمریکا را، به هر قیمتی که شده، به عقب ببرند. در نتیجه از خوانندگان عذر می خواهم که «کوکلاکس کلانهای اسلامی» بهترین اصطلاحی بوده که برای بیان این پدیده ی اسلامگرایی در نیم قرن گذشته، یعنی آنهایی که در فرانسه میروند سر معلمی را از بدن جدا می کنند، پیدا کرده ام. کوکلاکس کلانهای آمریکا نیز یک عده مغول و بربرِ عقب مانده نبودند؛ اما، آدم دوشقه می کردند، و هدفشان نیز به عقب کشیدن جامعه بود؛ زنده یاد رابرت بِرد، سناتور نامدار آمریکایی پیش از آنکه موضع خود را درباره ی تبعیض نژادی تغییر دهد، کوکلاکس کلان بود! کوکلاکس کلانهای اسلامی که ما با آنها روبرو هستیم، جریانی وحشتناکند و لازم است که جهان این واقعیت را درک کند و ما ایرانیان به دلیل روبرو بودن با این پدیده برای بیش از نیم قرن، وظیفه ی بین المللی جهت آگاهسازی مردم جهان در این زمینه داریم و همانطور که در نوشتار «تهدید کوکلاکس کلانهای اسلامی برای جهان چقدر جدی است» به فارسی و نیز به زبان انگلیسی بحث شده، اصلِ کار، ایدئولوژیک، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است و نه نظامی، و تلاشهای آگاهسازی نیز به ایران یا نوع شیعه ی آن نباید محدود شود و ضروری است که کوششهای ما بین المللی باشد و با هردو نوع اصلیِ سنی و شیعه، مقابله کنیم. در پایان اضافه کنم که بویژه در جنبش زنان، درک این تفاوتِ عقب ماندگی و واپسگرایی، اساس نوع فعالیت مدنی و سیاسی را تغییر می دهد، و می تواند در موفقیت یا شکست آن جنبش، تعیین کننده شود.
به امید جمهوری آیندهنگر دموکراتیک و سکولار در ایران،
سام قندچی
دوازدهم
آذر ماه 1399
December 2, 2020
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com
برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html