Sam Ghandchiسام قندچي فساد در ج.ا.ا: برای دوست عزیز دکتر هنگامه شهیدی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3319-hengameh-shahidi.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7

 

hengameh-shahidi

 

اول نکته ای برای خوانندگان جهت رفع هرگونه سوء تفاهم که اگر در هر نوشته ای کسی را «دوست» می خوانم به این معنی نیست که در گذشته یا حال با آنها آشنایی یا تماسی داشته ام، بلکه فقط به این معنی است که آنها را دوست خود تلقی می کنم، همین! اما بحثی که امروز با خانم دکتر هنگامه ی شهیدی دارم. دو سال پیش در نوشته ای تحت عنوان «دکتر هنگامه شهیدی و دفاعیات سقراط» نظرم را در مورد نگرش خانم هنگامه شهیدی در مورد فعالیت مدنی نوشتم و حرف تازه ای نیست. اما پیش و بعد از مرخصی از زندان و حالا نیز که به زندان بازگشته اند تمرکزشان بر افشای فساد مالی برخی شخصیتهای رژیم اسلامی است که در مورد آنهم یادداشتی 3 هفته پیش نوشتم و حرف تازه ای نیست. اما فقط می خواستم بگویم که داستان فساد از همان اول برقراری رژیم اسلامی در ایران (ج.ا.ا) وجود داشت هرچند در آن روزهای نخستین اکثریت هواداران آیت الله خمینی واقعاً از ته قلب از او حمایت می کردند و نه از ترس سرنیزه بود و نه بخاطر پاداش مالی و به همین دلیل هم به رغم همه ی خطراتی که برایشان بود، نوارهای آیت الله خمینی را در سال 1357 در همه جا دست به دست توزیع می کردند. در آناتومی قدرت، اولی شکل تبعی، دومی کانداین و سومی پاداشی خوانده می شود؛ امروز دومی در درجه اول، سومی در درجه دوم و اولی در درجه سوم قرار دارد و همین 6 ماه ییش زمان خیزش 98 اشاره کردم که سید محمد خاتمی می خواهد امروز شکل اعمال قدرت را نظیر دوران انقلاب 57 نشان دهد که واقعیت کنونی رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیست. به هر حال اینها حرف تازه ای نیست و در گذشته بحث کرده ایم. اما همانطور که نوشتم حتی در همان اولین روزهای نخستین انقلاب نیز که اساس شکلِ اعمالِ قدرتِ آیت الله خمینی، بر قدرت تبعی استوار بود، با اینحال در آن زمان هم قدرت پاداشی و از جمله فساد مالی و حق و حساب سیاسی وجود داشت. در خانواده ی ما یک فرش فروش داشتیم که در بازار تهران فرش فروشی داشت و اصلاً زمان شاه نه سیاست برایش مهم بود و نه اسلام، اما از همان روزهای اول پیروزی انقلاب 57، هوادار رژیم اسلامی شد و کارش هم بر راه اندازی صندوق های رأی در بازار تهران متمرکز شد. برایم مایه ی تعجب بود چون از زمان 15 خرداد 1342 در خانواده ی ما آدمهای حزب اللهی داشتیم همانطور که از همه ی نحله های سیاسی دیگر داشتیم، و آن حزب اللهی ها همه ی سالهای پیش از انقلاب واقعاً به اسلامگرایی اعتقاد داشتند و برای آیت الله خمینی در نجف خمس و زکات خود را می بردند، اما این قوم و خویشِ فرش فروش ما، اصلاً جزو آنها نبود و کلاً هیچوقت اسلامی و اهل مسجد نبود. بعدها شنیدم که از همان روزهای اول انقلاب به او یکی از خانه های مصادره شده را داده بودند و او هم سالها کارش در دوران رژیم اسلامی برپا کردن صندوق های رأی در بازار بود، البته سالها پیش شنیدم فوت شده و بعد از انقلاب هم تماس خانوادگی نداشتیم و فکر نمی کنم فرش فروشی او دیگر وجود داشته باشد که به هر حال دیگر کار اصلی او نبود. منظور اینکه، خانم هنگامه ی شهیدی، توییتهای شما را در مورد فساد مالی رهبران اصلاح طلبان می خوانم اما برایم اصلاً تعجب انگیز نیست و فکر می کنم مردم خودشان همه ی این داستانها را می دانند و کافی است در بازار تهران چند قدم راه بروید و با این و آن درباره ی تقسیم خانه های مصادره شده ی بعد از انقلاب، حرف بزنید، البته شما که در زندان هستید و نمی توانید این کار را بکنید. با آرزوی سلامتی برای شما و همه ی خانواده تان در این روزهای تلخ پاندمی کرونا.

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم اردیبهشت ماه 1399
May 11, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH