Sam Ghandchiسام قندچي از «فرشگرد» تا تلویزیون «رمز پیروزی» آقای حسن اعتمادی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2844-chahardah-nafar-again.htm

https://news.isdparty.com/?p=6941
http://isdmovement.com/2019/0919/090619/090619.Sam-Ghandchi-Polemic-v-establishment.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2KoPIH5

http://bit.ly/2krk2Yy    http://bit.ly/2khoR6P

 

hassan-etemadi-ramze-piroozi

 

به رغم آنکه اعلام کرده ام به دلیل مشکلات مالی باید کار انتشاراتی را متوقف کنم، دوباره مجبورم این یادداشت را برای اجتناب از هرگونه سوء تفاهم، منتشر کنم. درباره بیانیه 14 نفر، نظر خود را از همان روز اول بیان کردم. درباره آقای حسن اعتمادی، و «تلویزیون رمز پیروزی» که آقای اعتمادی راه اندازی کرده اند نیز، به اندازه کافی بحث شده و حرف تازه ای نیست. در 40 سال گذشته اساساً از پلمیک اجتناب کرده ام چون این درسی است که از سالهای شبه دموکراسی 1320 تا 1332 گرفته ام که 12 سال فضایِ آزادِ سیاسی آن سالها در ایران، به لحاظ نظری، محصولش برای اپوزیسیون نزدیک به صفر بود، چون همه ی توان صاحبان اندیشه صرف پلمیک شد. اگر موضوعاتی در رابطه با کور شدن زیر شکنجه با مسؤلان تلویزیون «رمز پیروزی» مطرح شد، پلمیک نیست و اهمیت آن در ارتباط با مبارزات جاری در ایران علیه رژیمی شکنجه گر است، و اگر دوست دارند، توجه کنند، و نه فرافکنی، اگر هم نه، مهم نیست.  همچنین، آقای دکتر اسماعیل نوری علا از اول از آقای حسن اعتمادی که ادعا کرده بودند چیزهایی از ایشان دارند که رو خواهند کرد، درخواست کردند هرچه دارند رو کنند؛ اما از سوی دیگر، آقای حسن اعتمادی به جای ارائه آنچه ادعا کرده بودند، درخواست مصاحبه ی رو در رو کرده که ربطی به موضوع ادعایی قبلی ایشان ندارد، چون آن ادعای آقای حسن اعتمادی در مورد موضوعات نظری نبود، و خوانندگان هم خودشان می فهمند که آن ادعا نظیر بسیاری موارد مشابه، حرفهای کشک صد من یک غازِ روزمره ی به اصطلاح "افشاگری" است، که در اپوزیسیون ایران وقت و زندگی همه را 40 سال است بدون حاصلی برای ایران و ایرانیان، تلف کرده و می کند و یادآور به اصطلاح "پیدا کردن" مجله پلی بوی در خانه ی زنده یاد دکتر حسن نزیه توسط رژیم اسلامی است. دو دیگر آنکه یکی از این سه نفر که «کميته حمايت از بيانيهء تکميلی ۱۴ نفر» را در «تلویزیون رمز پیروزی» تشکیل می دهند نیز، در پاسخ اینجانب، در ارتباط با نظرات این قلم درباره پلورالیسم کنایه زده و "_من_در_آوردی" خوانده، موضوعی که هیچ ربطی به این بحثها ندارد، اما اگر هر کسی علاقمند است با نظرات "_من_در_آوردی_اینجانب" درباره پلورالیسم آشنا شود، می تواند مطلبی را که چکیده ی بحثهای فلسفی صاحب این قلم در ارتباط با پلورالیسم و کثرت گرایی است، به همراه پانویسها، با دقت مطالعه کند، و البته اگر دوست دارند، وگرنه اجباری در این کارها نیست، و فلسفه از دیدگاه نگارنده این سطور جانشین مذهب نیست آنگونه که برخی از این کمونیستهای سابق فکر می کنند، و درباره این موضوعات، با پلمیک نمی توان به نتیجه ای رسید، و به هر حال هرچه دل تنگشان می خواهد بگویند، و برایم اهمیتی ندارد و سالها ست، به حرفهای الکی این افراد که فکر می کنند فلسفه دان هستند و با چهارتا پامنبری در فیسبوک ادعای فیلسوف بودن دارند، کاری ندارم و برایم اهمیتی نداشته اند و حالا هم از پاسخ دادن به یک سؤال ساده اینجانب در رابطه با ادعای کور شدن یکی از آنها زیر شکنجه ساواک در دوران شاه که ربطی به فلسفه ندارد، بحث شخصی هم نیست، و به مبارزه با این رژیم و 40 سال ادامه ی راه ساواک در زندان اوین مرتبط است، طفره می روند، و بهتر که این قلم به بی اعتنایی نسبت به این افراد ادامه دهم که سالهاست در فیسبوک بلوک کرده ام چون در سطح یک بچه چهار پنج ساله کودکستانی هم فهم ندارند و خواندن حرفهای دایی مردکی و خاله زنکی آنها با پامنبری هایشان در فیسبوک مشمئز کننده است. در پایان باید همانگونه که روزی درباره فرشگرد گفته شد، یادآوری کنم که فعالان آن حرکت، آدمهای خوبی بودند ولی وقتی هدف آنهایی که صحنه گردان بودند، «آس رو کردن»، و راه انداختن «هابی» دیگری برای مطرح ماندن بود، این کارها به نتیجه ای نرسید و نمیرسد، و انتظارات، بیشتر و بیشتر، از واقعیات، فاصله می گیرد، و بعد هم همه چیز فراموش می شود تا تلاش برای آس بعدی و «هابی» دیگر. البته این بازی ها برای کسی که پول دارد و می خواهد تفریح کند، بویژه اگر خارج کشور زندگی می کند و خطری برایش نیست، هابی یا سرگرمی مهیجی میتواند باشد. اما سازماندهی سیاسی، از هردیدگاهی که باشد، موضوعی است که فقط با کار جدی و تداوم به جایی میرسد، و آقای دکتر اسماعیل نوری علا دقیقاً همین تداومِ کار را، برای بیش از یک دهه جهت سازماندهی جنبش سکولار دموکراسی ایران و حزب سکولار دموکرات ایرانیان، انجام داده است در حالیکه این آدمهای قلابی از تداوم کار در عرصه ای که مدعی اش هستند، عاجز بوده و هستند و فقط پس از آنکه قدری کارهای آقای نوری علا به نتیجه رسید پیدایشان شد، دیر آمده و زود رفتند و مرا یاد آنهایی می اندازند که کاری با کاشتن نهال و زحمت پرورش آن ندارند و فقط هنگام بارور شدن درخت، دوست دارند میوه بچینند. در داخل ایران نیز آقایان مهندس حشمت طبرزدی، محمد نوری زاد و دکتر محمد ملکی و بسیاری دیگران که گمنام هستند، طی این سالها، به رغم همه ی سختی ها، کارِ با پشتکار و با تداوم انجام داده اند و به شایعه سازان بی اعتنایی کرده اند. با آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان و پوزش و اظهار تأسف از اینکه به دلیل وضع مالی زندگی خود و آنهایی که به اینجانب برای زندگی روزمره وابسته اند، در این روزها، نمی توانم به فعالیتهای خود همچو گذشته، ادامه دهم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهاردهم شهریور ماه 1398
September 4, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH