Sam Ghandchiسام قندچي مذاکرات کردستان، 18 تیر و امید به اصلاح امور
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/2765-kordestan-18tir.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2G8uRqa

 http://bit.ly/32jEV98    http://bit.ly/2xHpKZj

 

kordestan-va-18tir 
 

ساعتی پیش تحلیلی بسیار دقیق و خواندنی را از رویداد 18 تیرماه 1378 که دو روز پیش 20 ساله شد به قلم خانم سپیده قیاسوند در خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان مطالعه کردم. همانطور که سال گذشته بمناسبت یادبود شانزدهم آذر نوشتم «امیدوارم روزی 16 آذر را مردم با نوشابه و غذای مورد علاقه شان در پارکها و دانشگاهها جشن بگیرند» و همین آرزو را برای سالگرد 18 تیر دارم. واقعیت این است که این روزها هنوز در ایران نوعی برگزار می شود که گویی در همان روز حادثه هستیم چرا که هنوز استبداد زنده است وگرنه مثل سالگرد چهارم جولای در آمریکا برگزار می شد که همه باربکیو در پارکها راه می اندازند و آتش بازی تماشا می کنند و شاد هستند وگرنه خود رویداد تاریخی استقلال آمریکا از صدتا 16 آذر و 18 تیر خونین تر بوده است. 

 

اجازه دهید به چند واقعه ی شخصی بپردازم قبل از آنکه به اصل بحث برسیم. چهار سال پیش از انقلاب 57 بعد از پایان تحصیلات، از آمریکا به ایران بازگشتم و سه سال بعد از انقلاب، یعنی در سال 1360 دوباره به آمریکا برگشتم. چهارده سال بعد حوالی سال 1374، آیت الله هاشمی رفسنجانی دو سالی پیش از پایان دوره ی دوم ریاست جمهوری اش اعلام کرد که رژیم اسلامی در حال اصلاحات است و از بازگشت ایرانیان مقیم خارج استقبال می کند. در آن سالها مقالات انتقادی در گروه خبری اس سی آی می نوشتم اما بعد از اعلام آیت الله رفسنجانی برای گرفتن پاسپورت تقاضا کردم و گرفتم و در تابستان 1374 یکماه برای دیدار از خانواده به ایران رفتم و کسی هم مزاحم این قلم نشد و البته خود نیز فقط با خانواده ام دیدار کردم و با هیچ فعال سیاسی یا حقوق بشری تماس نگرفتم و خیلی هم خوش گذشت و بعد هم برگشتم سرِ کار و زندگی ام در آمریکا و در اس سی آی نیز همه ی شرح سفرم را در آنزمان منتشر کردم. همان زمان هم درباره نقش آیت الله رفسنجانی در ترورهای خارج کشور می دانستم؛ اما گفتم به قول قوام السلطنه کشتیبان را سیاستی دگر آمده و درست هم بود. بدون شک شرایط فردی هر کسی متفاوت است و کسانی هم بودند که همان سال به ایران بازگشتند و دستگیر شدند، در نتیجه هرکسی خود بهتر است در این موارد ریسک را ارزیابی و تصمیم بگیرد. به هر حال سه سال بعد در تابستان 1377 که یکسال بعد از انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری بود که دوباره یکماه برای دیدار خانواده به ایران رفتم. آخرین باری بود که مادر و پدرم را می دیدم. پدر و مادرم هیچوقت سیاسی نبودند و با اینکه نماز و روزه شان ترک نمی شد نه طرفدار رژیم شاه بودند و نه طرفدار رژیم اسلامی، ولی مادرم آن سال به من گفت که حالا رییس جمهور خودمان را داریم، منظورش سید محمد خاتمی بود و شاید نخستین بار بود که مادرم در انتخاباتی شرکت کرده بود. خلاصه این جو امید به اصلاحات در آن تابستان به خوبی قابل مشاهده بود. اواخر مرداد ماه بود که برگشتم آمریکا سر کار و زندگی ام و درباره سفرم در اینترنت نوشتم که خیلی خوش گذشته بود و کسی هم مزاحم این قلم نشده بود. اما هنوز دو سه ماهی نگذشته بود که خبر قتل فروهر ها در آذرماه 1377 منتشر شد و با آن قتلهای زنجیره ای، همه ی اصلاحات تمام شد و کمتر از یکسال بعد بود که خبرهای 18 تیر همه را تکان داد و شاید همان آذرماه دیگر اولین گروه هایی که از اصلاح طلبی حجت الاسلام خاتمی دلسرد شده بودند به سکولار دموکراسی رسیدند و در 18 تیر 1378 و پس لرزه های آن در سالهای بعد، حضور خود را نشان دادند و آقای خاتمی و اصلاح طلبان نظیر مورد قتل زنده یادان فروهرها به کار توجیه جنایات کوکلاکس کلان های اسلامی پرداختند و حامی دانشجویان نبودند. شخصاً دیگر تا زمان ریاست جمهوری آقای حسن روحانی به ایران بازنگشتم و در آن سالها پدر و مادرم فوت شدند. در سال اول ریاست جمهوری آقای حسن روحانی برای بار سوم و آخرین بار به ایران تحت رژیم اسلامی سفری یکماهه در نوروز 1393 داشتم که دوباره فقط برای دیدار خانواده و رفتن به مزار مادر و پدرم بود و دوباره شرح آنرا در اینترنت نوشتم که سومین و آخرین سفرم به ایران در 37 سال گذشته بود. متآسفانه در 5 سال اخیر بنظر می رسد دوباره امید به اصلاح امور کمتر و کمتر شده است و قولهای اصلاح طلبان نیز هر روز برای مردم فاقد هرگونه اعتبار شده است و درباره واکنش در صفوف اصلاح طلبان به سخنرانی اخیر سید محمد خاتمی روز گذشته بحث شد.

 

حالا در چند روز گذشته خبرهایی در مورد اصلاح امور می شنویم از جمله خبرهایی درباره مذاکرات احزاب کرد با رژیم اسلامی حاکم بر ایران شنیده می شود و همچنین خبرهایی درباره مذاکرات سپاه پاسداران با آمریکا منتشر شده است. شخصاً از جزئیات این خبرها اطلاعی ندارم. اما می توانم بگویم که لزوماً کسانی که در رژیم دست اندر کار این اقدامات هستند بی صداقت نیستند. منظورم این است که مثلاً حتی وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی از باز کردن فضای داخل کشور و استقبال از ایرانیان مقیم خارج می گفت دروغ نمی گفت و سیاست رژیم در آن مقطع معین همان بود و همانطور که در بالا گفته شد حتی این قلم همانزمان برای دیدار با خانواده به ایران رفتم. ولی واقعیات ترورهای خارج کشور از جمله ترور زنده یاد عبدالرحمان قاسملو و دیگر رهبران کرد و ترور زنده یادان شاپور بختیار و عبدالرحمن برومند نیز واقعیت کارهای همین رژیم بود. حالا آیا مذاکره با چنین رژیمی درست است؟ فقط می توانم بگویم که ویتنام و آمریکا در اوج جنگ با یکدیگر در پاریس مذاکره داشتند، مذاکراتی کاملاً شفاف و همه ی دنیا درباره محل و شرکت کنندگان در مذاکره از طریق خبرگزاری ها مطلع بودند. در ابتدای تشکیل رژیم اسلامی نیز کسانی نظیر زنده یاد داریوش فروهر در هیئتی به نمایندگی از رژیم اسلامی با نمایندگان مخالفان رژیم در کردستان از جمله با شیخ عزالدین حسینی در کوه و کمر مذاکره کردند و حتی آقای صباغیان و زنده یاد مهندس عزت الله سحابی نیز که ملی مذهبی و جزو هیئت مذاکره بودند، آدمهای بدی نبودند گرچه شایع است که آقای هاشم صباغیان به نوعی به آزاد کردن مسؤل آتش زدن سینما رکس مرتبط بوده و نیروهای ملی مذهبی هیچگاه به این شایعه پاسخ نداده اند. منظور اینکه لزوماً کسانیکه این نوع ابتکارها را از سوی رژیم آغاز می کنند هدفشان کشتن مخالفان نیست هرچند قتل زنده یاد عبدالرحمن قاسملو هدف مذاکره کنندگانی دروغین از سوی همین رژیم بود. حتی پیش از به قدرت رسیدن اسلامگرایان، میرزا کوچک خان جنگلی همین کار را با حیدر عمواوغلی در مذاکره کرد یعنی او را کشت و نمونه های مشابه در تاریخ بوده که لزوماً همیشه طرفی که به چنین کار ناجوانمردانه ای دست زده اسلامگرایان نبوده اند. از دیدگاه این قلم باید از غربی ها یاد گرفت و کار مذاکرات را علمی انجام داد یعنی با ارزیابی دقیق از همه چیز. نمی شود فرمول کلی داد که مذاکره با رژیم اسلامی بد است یا خوب. مثالهایی نیز که از تجربه های شخصی ذکر شد به درد رهبران کرد نمی خورد چون شخصاً آدم مهمی نیستم و هیچ نقش اجرایی در هیچ فعالیت سیاسی یا حقوق بشری ندارم و فقط یک ژونالیست هستم و ژورنالیستهایی بوده اند که حتی از داعش گزارش تهیه کرده اند و سالم برگشته اند تازه سه سفر اینجانب به ایران رژیم اسلامی حتی ژورنالیستی هم نبوده و فقط دیدار با خانواده آنهم در زمانهای اعلام فضای باز و فوران اصلاح طلبی بوده است. در نتیجه اینجانب معیار نیستم و می تواند این نوع مذاکرات خطرناک باشد؛ اما، در عین حال کسانی هم در رژیم یا نزدیک به رژیم هستند که نظیر زنده یاد داریوش فروهر در سال 1358 از روی صداقت و با هدف اصلاح امور می خواهند این نوع مذاکرات را انجام دهند و نمی شود همه را با یک چوب زد. در نتیجه دادن حکم کلی ممکن نیست. در پایان اضافه کنم که از دیدگاه این قلم رژیم اسلامی در حال حاضر هدف دیگری را نیز از این مذاکرات دنبال می کند و آنهم مرتبط با موضوعی است که دو روز پیش در مقاله ای تحت عنوان «آیا رژیم اسلامی برای ادغام ایران و عراق برنامه دارد»، مطرح شد. با بهترین آرزوها برای رهبران و مردم کردستان و همه ی نقاط ایران و به این امید که صلح و آرامش و جنبشهای مدنی بویژه در کردستان دست پیش را داشته باشد و به مردم کردستان و نقاط دیگر ایران برای دستیابی به سکولار دموکراسی امکان آنچه در این رابطه چند روز پیش بحث شد، تحمیل نشود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیستم تیر ماه 1398
July 11, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH