Sam Ghandchiسام قندچي سؤالی که در رابطه با کردستان ممکن است بزودی با آن روبرو شویم
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/2752-kordestan.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2YzHEc8

 

kordestan 
 

شخصاً همیشه با تجزیه طلبی مخالف بوده و هستم چه زمانی که از فدرالیسم استانی برای ایران حمایت می کردم چه در دو سال گذشته پس از هفتم مهرماه 1396، که مخالفت خود را با هرگونه فدرالیسم در ایران اعلام کردم. در نتیجه به احزاب منطقه ای اعتقادی ندارم و از دیدگاه این قلم احزاب می بایست بر اساس پلاتفرم سیاسی تشکیل شوند و نه بر اساس منطقه ای که در آنجا فعالیت می کنند به عبارت دیگر حزب دموکرات آمریکا در شهر ریچموند در ایالت ویرجینیا و یا در شیکاگو در ایالت ایلینوی، دو پلاتفرم متفاوت ندارد. اما همه این حرفها تا وقتی است که در جامعه ای دموکراتیک زندگی می کنیم ولی وقتی کسانی به هر دلیل دموکراسی را زیر پا بگذارند دیگر قانون بازی عوض می شود. در همین آمریکا در زمان آبراهام لینکن که خود از حزب جمهوریخواه بود و بعنوان پرزیدنت آمریکا انتخاب شد، نیمه ی جنوبی کشور دموکراسی را برای سیاهپوستان که برده بودند، قبول نداشت و در حالیکه نیمه ی شمالی کشور قبول داشت، به همین دلیل حزب دموکرات آمریکا در جنوب و شمال دو تکه شد و حزب دموکرات در ایالات جنوب به دموکراتهای جنوب معروف شدند که نه تنها پلاتفرم حزبی متفاوتی داشتند بلکه حکومت خود را تشکیل دادند، شهر ریچموند در ایالت ویرجینیا پایتخت آنها شد و شخصی بنام «جفرسون دیویس» که با «توماس جفرسون» اشتباه نشود که 100 سال با هم فاصله دارند، رییس جمهور در کٌنفِدِرِیتِ ایالات جنوبی آمریکا شد، هنگامیکه همزمان در شمال، آبراهام لینکن رییس جمهور بود و این وضعیت تا پایان جنگ داخلی ادامه داشت تا وقتی که دولت فدرال به رهبری آبراهام لینکن در جنگ داخلی پیروز شد، و پس از آنهم، تا سالها مجازاتهایی برای دموکراتهای جنوب در کنگره آمریکا در نظر گرفته شد، و پس از برآوردن آن مفاد در دوران رکانستراکسیون، باید از نو اعتبارنامه هایشان تصویب می شد تا بتوانند عضو کنگره آمریکا شوند. اینهمه در کشوری اتفاق افتاد که در آن برای مدت 100 سال بعد از انقلاب 1775، دموکراسی متکی بر قانون اساسی دموکراتیک، برقرار بود.

 

حالا به ایران نگاه کنیم. رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی 38 سال است استبداد بر کشور حکمفرما کرده است و حتی نیروهایی که می خواهند تلاش مدنی مسالمت آمیز در ایران انجام دهند به زندانهای طولانی مدت دچار می شوند و نمونه ی وضعیت زندانی سیاسی خانم نسرین ستوده پیش چشم همه ی ما است. وقتی به جنبش سیاسی نگاه کنیم، نیروهای سیاسی کارِ سکولار دموکرات، که هیچگونه اقدام مسلحانه را ترویج نمی کنند، در 35 سال گذشته اجازه نداشته اند که تشکیلات در ایران داشته باشند. برای کوچکترین اعتراضات مدنی زندان نصیب زن و مرد ایرانی می شود. در نتیجه چه سیاسی کار و چه مسلح، باید که در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم اسلامی بطور مخفی فعالیت سیاسی کرد و مقاله ی سه روز پیش آقای منوچهر یزدیان دبیر کل حزب سکولار دموکرات ایرانیان که در خارج کشور است، به درستی همین موضوع را مطرح کرده است و البته از شجاعت 14 نفر که در داخل کشور بیانیه ای را برای نه گفتن به رژیم اسلامی حاکم بر ایران و تقاضای استعفای آیت الله خامنه ای منتشر کرده اند، مطلع هستیم. و مواردی نظیر مورد آخر در پی کشمکش با آمریکا در یکسال اخیر بوده که قدری فضای سیاسی کشور باز شده که بنظر میرسد بزودی پایان یابد. حالا وقتی به نقاط مرکزی ایران نگاه می کنیم، اساساً نیروهای سیاسی اپوزیسیون بسیار ضعیف هستند و تازه ما داریم از مرحله ی ایجاد محفل های سیاسی کار، حرف میزنیم در حالیکه اپوزیسیون در نقاطی نظیر کردستان بسیار قوی است و همانطور که یکسال پیش شاهد بودیم در پی جنایت رژیم اسلامی در اعدام زنده یادان رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی، همه ی بازارهای کردستان تعطیل کردند. متأسفانه سازماندهی سیاسی به دلائل گوناگون در 40 سال گذشته در نقاط مرکزی ایران بسیار ضعیف بوده است. حالا آیا امکان کسب قدرت سیاسی در نقاطی نظیر کردستان برای نیروهای سیاسی اپوزیسیون وجود دارد؟ چنین احتمالی وجود دارد. اگر این اتفاق بیافتد مطمئناً رژیم حمله نظامی به این مناطق خواهد کرد. سؤال این است که سیاست درست اپوزیسیون در صورت وقوع چنین حادثه ای چیست؟

 

از دیدگاه این قلم به استثنای برخی گروه های بسیار کوچک سیاسی-نظامی نظیر گروه «پژاک»، بقیه ی اپوزیسیون در کردستان به دنبال تجزیه ی بخشی از ایران نیست اما مطمئناً اگر قدرت سیاسی کسب کنند و بخواهند بصورت دموکراتیک زندگی مردم را در آن نقاط اداره کنند و هدفشان آزاد کردن آن مناطق بعنوان گامی برای برقراری حکومت دموکراتیک در همه ی ایران باشد، دیگر نمی شود آنها را به تجزیه طلبی محکوم کرد و بویژه آنکه نباید به سپاه و ارتشِ رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی برای سرکوب آنها پیوست، چرا که دلیل چنین وضعیتی در کشور همین رژیم استبدادی است، و تحت عنوان مبارزه با تجزیه طلبی، نباید به رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی، کمک کرد. این موضوع بسیار بغرنج است. در کشورهایی نظیر چین دقیقاً پروسه تغییر قدرت که حدود 30 سال از 1921 تا 1949 ادامه داشت، به همین شکل انجام شد و ابداً نتیجه اش تجزیه کشور نبود و مناطق آزاد شده بعنوان سکویی برای آزادی نقاط دیگر به کار رفتند. به هر حال در صورت ادامه ی رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی به این شکل، امکان چنین شکل تحول سیاسی بعدی در ایران دور از انتظار نیست و نیروهای سیاسی لازم است برای چنین موقعیتی پاسخ داشته باشند. شخصاً چنین تکاملی را در وضعیت ایران، تجزیه ی کشور نمی دانم و اساساً به این شکل می بینم که در نقاط مرکزی کشور نیروهای متشکل سیاسی به قول برخی فعالان داخل کشور «زورشان نمیرسد»، در حالیکه در منطقه کردستان چنین نیست. البته اگر ایران تحت حاکمیت دموکراتیک بود و نیروهایی میرفتند و مناطقی را تحت حاکمیت جداگانه ی خود در می آوردند، بحث دیگری بود و نظیر دوران آبراهام لینکن در آمریکا، دموکراسی خواهان با چنان جریاناتی حتی تا پای جنگ داخلی می رفتند و آن رفتار هم دفاع از دموکراسی بود، اما آنچه در رابطه با ایرانِ تحت رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در سطور بالا مورد بحث قرار گرفت، در حقیقت در چالش استبداد رژیم کنونی کوکلاکس کلان های اسلامی در ایران است، و نه آنکه آنها رژیمی دموکراتیک را برای اهداف ضددموکراتیک نظیر برقراری سیستم برده داری در ایالات جنوبی آمریکا، به چالش گرفته باشند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

سیزدهم تیر ماه 1398
July 4, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH