Sam Ghandchiسام قندچي تفاوت مهم روشنفکران امروز و 57: توجه آقای آزادیبان به شخصیتهایی نظیر پاتریک هِنری
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2627-patrick-henry.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2Ji9q8j  

 

patrick-henry

 

روز گذشته نوشته ی تازه ای را از آقای آزادیبان که از ایران در وبلاگ پارس تورچ مطلب می نویسند، خواندم و تذکر مجدد که مطالب ایشان را فقط در اینترنت می خوانم و با ایشان هیچگونه آشنایی شخصی یا تماسی ندارم. عنوان نوشته ی تازه ی ایشان بود: «او سرانجام در کشور نوبنیاد آمریکا در گمنامی و تهیدستی درگذشت» (1) و منظورشان از «او»، یکی از بنیانگذاران ایالات متحده ی آمریکا به نام توماس پین است که پیشتر در نوشته ای تحت عنوان «آزادیبان و توماس پین: نقدی بر به اصطلاح تئوریهای ژن برتر در عصر خرد»، مورد بحث قرار گرفت (2). البته در نوشته ی تازه ی آقای آزادیبان به یکی دیگر از بنیانگذاران آمریکای نوین یعنی «پاتریک هِنری» توجه شده و عبارت معروف پاتریک هنری را ذکر کرده اند که بسیار کوتاه است: «یا آزادی یا مرگ».  در اصل این عبارت به زبان انگلیسی، لغت «آزادی» به معنی «فریدام» به کار نرفته بلکه برای لغت «لیبرتی» به کار رفته که مانند «لیبراسیون» در زبان فرانسه به معنی رهایی از قید و بند است. شخصاً زبانشناس نیستم و اطلاعاتم نیز در ادبیات فارسی و انگلیسی خیلی محدود است و این موضوعات را باید از دوستانی نظیر دکتر اسماعیل نوری علا پرسید که در واژه شناسی تخصص دارند، اما فقط این نکته را اشاره کردم چون برای بقیه ی بحث اهمیت دارد.

 

روشنفکران دوران انقلاب 57، نظیر روشنفکرانِ مارکسیست در همه ی دنیا، از روشنفکر بودن خود خجالت می کشیدند و می گفتند با اینکه نظیر مارکس و انگلس از طبقه ی بورژوا آمده اند، اما جزیی از طبقه ی کارگر شده اند. البته منظور مارکس این بود که طبقه کارگر خواهان نابودی خود بعنوان یک طبقه است و در نتیجه به قدرت رسیدن طبقه ی کارگر از نظر او، راهی برای رسیدن به جامعه ی بی طبقه خواهد بود و حتی در نقد برنامه ی گوتا به همین دلیل دیکتاتوری پرولتاریا را مطرح می کند، که گرچه بزرگترین اشتباه مارکس اما بحثی مفصل است که در کن فیکون مارکسیستی به آن پرداخته شده است (3). به هر حال، مارکسیستها در 170 سال گذشته کالتی بوده اند که اعتقاد به برپا کردن دولتِ طبقه ی کارگر داشتند (4)، همانطور که فاشیستها، اعتقاد به برپا کردن دولتِ *نژاد* خاص آریایی داشتند، و در تاریخ گذشته های دورتر هم گروه بندی های مذاهبی وجود داشتند که به برپایی دولتِ مردمِ برگزیده ی خداوند اعتقاد داشتند، حال عده ای یهودیان را برگزیده ی خداوند تلقی می کردند، عده ای مسیحیان را برگزیده ی خدا می دانستند و عده ای دیگر هم مسلمانان را برگزیده ی خداوند می شناختند. به هر حال اینگونه اعتقادات که تعلق به طبقه، نژاد، یا مذهب معینی را اساس دولت عادلانه تلقی می کنند، در قرن نوزدهم از شکل مذهبی، به شکل ایدئولوژیک تغییر یافت، و در واقع سایت سکولاریسم نوِ دکتر اسماعیل نوری علا، هدفش برخورد به همه ی اینگونه دیدگاه ها بود، که سالها منتشر می شد، و این قلم نیز افتخار همکاری با دکتر نوری علا را در سایت «سکولاریسم نو» داشتم، و در اینجا نمی خواهم به همه ی آنچه در آن سالها در مورد دولتهای مذهبی و ایدئولوژیک بحث شد بپردازم، که در واقع بنیان فکری حزب سکولار دموکرات ایرانیان در «سکولاریسم نو» پایه ریزی شد و امروز خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان نیز، بسیار چشمگیر و یک ماه و نیم است که 24 ساعته به روز می شود (5).

 

اما نوشته ی های دوستانی نظیر آقای آزادیبان در پارس تورچ نشان می دهد که امروز جوانان ایران، روشنفکرانی از جنس توماس پین و پاتریک هنری هستند که برایشان آزادی به معنی لیبرتی است، یعنی رهایی از همه ی تبعیض های طبقاتی، نژادی، مذهبی، جنسیتی، گرایشات جنسی، اتنیکی یا اصل و نسبی، سِنّی و امثالهم (6). البته لازم به تذکر است که توماس پین همانطور که آقای آزادیبان یادآور شدند وقتی بعد از انقلاب آمریکا به بریتانیا بازگشت، بخاطر مخالفت با سلطنت و کمک به آزادی آمریکا، بعنوان خائن شناخته شد و از بریتانیا گریخت و به فرانسه رفت و در آنجا هم، برعکس، بخاطر مخالفت با اعدام لویی شانزدهم به زندان افتاد؛ و به قول معروف مرغ عزا و عروسی بود، و در زندان انقلابیون فرانسه، کتاب «عصر خرد» را نوشت که در مقاله ی قبلی در مورد آن کتاب بحث شد و بالاخره با کمک جیمز مونرو که آنزمان سفیر آمریکا در فرانسه بود، آزاد شد (جیمز مونرو همان کسی است که بعد از جیمز مدیسون، رییس جمهوری آمریکا شد). اما توماس پین، بازهم تا مدتی بعد از آزادی از زندان در فرانسه ماند، و بعداً به دعوت جفرسون به آمریکا بازگشت، ولی چون دیدگاه مذهبی او دئیستی بود، کسانیکه پیشتر، از او حمایت می کردند، کنارش گذاشتند، و در انزوا درگذشت، سرنوشتی مشابه ستارخان در تهران، البته توماس پین در مقایسه با ستارخان، انقلابیِ قلم به دست بود و نه انقلابیِ تفنگ در دست! لازم به یادآوری است که خود توماس جفرسون نیز تنها رییس جمهور آمریکا است که مذهب معینی اعلام نکرد و رسماً دئیست بود، با اینحال کسی به دیدگاه مذهبی جفرسون کاری نداشت و در چارچوب سیاسی شناخته می شد.

 

برگردیم به پاتریک هنری، او که در دوران انقلاب آمریکا بسیار رادیکال بود و عبارت معروف «یا به من آزادی بدهید یا مرگ» از کلمات پایانی سخنرانی او در سال 1775 در کلیسای سنت جان ریچموند است، شهری که در آن زمان پایتخت ویرجینیا نبود، و سخنرانی پاتریک هنری در پاسخ به بریتانیا هنگامی بود که دیگر نمایندگان مجلس در ویلیامزبرگ پایتخت دوران استعمار ویرجینیا، هنوز منتظر پاسخ پادشاه بریتانیا بودند. با اینحال بعدها پاتریک هنری 14 سال پس از پیروزی انقلاب آمریکا، پس از دیدن جنایات انقلاب فرانسه، زمانی که فرماندار ایالت ویرجینیا بود، بسیار محافظه کار شد و آن سالهای پایانی زندگی اش مرا به یاد دو حزب لیبرتِرین و حزب چای در آمریکای امروز می اندازد که بسیاری از دیدگاه های نظری این دو حزب، بسیار رادیکال و آزادیخواهانه است اما در سیاست بسیار محافظه کار و بعنوان بخشی از حزب جمهوریخواه آمریکا عمل می کنند. لازم به تذکر است که این قلم فقط یک ژورنالیست هستم و متخصص تاریخ و مورخ نیستم و فقط این اشاراتِ مختصر تاریخی برای درک بهتر موضوع مورد بحث مطرح شد. در پایان بگویم که جنایات پس از انقلاب کبیر فرانسه، که 14 سال پس از انقلاب آمریکا، به پیروزی رسید، فقط بر پاره ای از فعالان سیاسی در آمریکا چنین اثری داشت چرا که اساساً انقلاب آمریکا به سرنوشتی نظیر انقلاب فرانسه دچار نشد، یعنی انقلاب در آمریکا، فرزندان خود را نبلعید، در حالیکه بسیاری از فعالان رادیکال در اروپا و دیگر نقاط جهان، بعد از مشاهده رویدادهای پس از انقلاب در فرانسه، محافظه کار شدند که تا حدی شبیه تجربه ی انقلابیون 1357 ایران است، و در این رابطه، مطالعه ی منظومه ی ساموئل تیلور کولریج را تحت عنوان «ترانه ی دریانورد کهنسال»، به همه ی خوانندگان توصیه می کنم (7).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهاردهم اردیبهشت ماه 1398
May 4, 2019

 

پانویس:

 

1. او سرانجام در کشور نوبنیاد آمریکا در گمنامی و تهیدستی درگذشت

http://bit.ly/2Vcd5M9

 

2. آزادیبان و توماس پین: نقدی بر به اصطلاح تئوریهای ژن برتر در عصر خرد
http://www.ghandchi.com/2091-thomas-paine.htm
Thomas Paine: a Critique of so-called Superior Gene Theories in Age of Reason
http://www.ghandchi.com/2091-thomas-paine-english.htm

 

3. کن فیکون مارکسیستی
http://www.ghandchi.com/1303-kon-faya-kun.htm 

 

4. آینده نگری و کالت های بازمانده جنبش کمونیستی- ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/2063-CommunistCults.htm
Futurism versus the Iranian Cults of Past Communist Movement
http://www.ghandchi.com/37-Cults.htm

 

5. سایت سکولاریسم نو

http://www.newsecularism.com

 

6. دو سه کلمه درباره بحث اتنیسیته، و جنبشهای برای رفع تبعیضهای اتنیکی، مذهبی و جنسیتی
http://www.ghandchi.com/2303-ethnicity.htm

 

7. ساموئل تیلور کولریج: منظومه ی ترانه دریانورد کهنسال

http://ghandchi.com/iranscope/Anthology/Ancient_Mariner.htm

 


 
 
  

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

SEARCH