Sam Ghandchiسام قندچي از مانیفست مارکس و انگلس تا مانیفست اکبر گنجی

سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1481-manifesto.htm

 

آقای اکبر گنجی از اسلامگرایان ایران بود که بعنوان روزنامه نگار در کنفرانس برلین شرکت کرد و بعد هم به زندان افتاد و در زندان، نوشتاری تحت عنوان مانیفست منتشر کرد که به همراه عکسهایی از شکنجه او در زندان، در خارج توسط نیروهای مترقی منتشر شد. پس از فشارهای بین المللی بر دولت ایران، آقای گنجی از زندان آزاد شد و به آمریکا آمد. در بدو ورود به آمریکا، بنظر می رسد که پرزیدنت بوش مایل بود با اکبر گنجی ملاقات کند اما آقای گنجی قبول نکرد و گویا گفت که نماینده جنبش مردم ایران نیست که بخواهد با کسی دیدار دیپلماتیک کند. بسیاری از نیروهای چپ، حتی پیش از آزادی و ورود ایشان به آمریکا، شیفته مانیفست اکبر گنجی شدند، هرچند ایشان به روشنی می گفت که همچنان به اسلام در عرصه عمومی اعتقاد دارد، و البته این موضع نوعی اسلام سیاسی است. در واقع اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم آندسته از نیروهای ملی-مذهبی که در اپوزیسیون دموکراتیک قرار دارند، نظیر خانم نرگس محمدی که شجاعانه همچنان در زندان جمهوری اسلامی روز و شب می گذراند، و همسرشان آقای تقی رحمانی که از رهبران ملی مذهبی هستند، همچنان نظیر آقای اکبر گنجی، به نوعی اسلام سیاسی معتقدند و نمی توان آنها را سکولار قلمداد کرد. به هر حال نظرات این قلم در مورد آقای اکبر گنجی و نوشته هایشان در این چند ساله منتشر شده است (1).

 

در اینجا بحث در مورد جنبش روشنفکری ایران بویژه در خارج کشور است. زمانی اکثریت روشنفکران سیاسی ایران هوادار کمونیسم بودند و هنوز هم بیشتر آنها خود را بعنوان کمونیست سابق تعریف می کنند و نه آنکه از هویت تازه ای نام ببرند. مانیفست حزب کمونیست که برنامه اصلی کمونیستها بود بر پژوهشها و نظرات مارکس و انگلس متکی بود که در سال 1848 منتشر شد و بعدها نیز زمان تأسیس حزب سکولار دموکرات آلمان، مهمترین سندی که طرح کمونیستها را برای آینده مشخص می کرد برنامه گوتا و بعد هم برنامه ارفورت بود که پس از مرگ مارکس زیر نظر برنشتاین، ببل و کائوتسکی تدوین شد و جایگزین برنامه گوتا شد، و در واقع نقد مارکس و انگلس از برنامه گوتا، که سالها پس از مرگ آنها، در زمان لنین، مبنای انشعاب آینده انترناسیونال سوم از انترناسیونال دوم شد، نوعی خط کشی با نظرات رهبرانی نظیر کارل کائوتسکی شد. البته از همان اول، مارکس در نقد فلسفه حقوق هگل، دیدگاه "کن فیکون مارکسیستی" را اعلام کرده، که با سند پایان عمر او یعنی نقد برنامه گوتا، چندان تفاوتی ندارد، و این موضوع در نوشتار مفصلی در بحث انقلاب 1357 ایران، مطرح شده است (2).  در اینجا غرض تکرار آن بحثها نیست. جدا از همه نقد مارکس و مارکسیسم، از دیدگاه این قلم، در تاریخ اندیشه بشر، شاید بعد از ارسطو، بزرگترین متفکر بشریت مارکس بوده است. یعنی حتی کانت، با همه عظمت اندیشه اش، اساساً در حد ارسطو نبود؛ در حالیکه مارکس، به رغم آنکه شوربختانه به دلیل دیدگاهی که از نقد فلسفه حقوق هگل تا نقد برنامه گوتا، به دیکتاتوری پرولتاریا ختم شد، و از لیبرالیسم کانت به عقب رفت، با اینحال دامنه و عمق دانش او، در همه تاریخ بعد از ارسطو، و حتی تا به امروز، بی نظیر است. درست است که باید با کارل پوپر موافق بود که مارکس، هگل و افلاطون را مسؤل اندیشه های دیکتاتوری می داند، چه جایگاه فیلسوف-پادشاه افلاطون در جمهوریت منظور باشد، چه جایگاه دولت پروس در پایان فلسفه تاریخ هگل، و چه دیکتاتوری پرولتاریای مارکس، اما گنجینه پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی مارکس، در میان همه فلاسفه تاریخ از جمله کانت، بی نظیر است، هرچند در عرصه دموکراسی و سکولاریسم، مارکس نسبت به کانت به عقب رفته است، و نه آنکه به پیش رفته باشد.

 

در نتیجه از یکسو اینکه جنبش روشنفکری ایران پس از تجربه ویتنام، کامبوج، شوروی، چین، کره شمالی، آلبانی، کوبا، اروپای شرقی، و کشورهای دیگر کمونیستی، به درستی کمونیسم را کنار گذاشته و نظرات تازه ای را در عرصه فلسفه، اقتصاد، علوم اجتماعی و سیاسی، در 38 سال اخیر، دنبال کرده، گامی است به جلو، اما اینکه برخی روشنفکران ما در خارج، دنباله روی از دیدگاه های اسلام سیاسی آقای اکبر گنجی را گامی به پیش تلقی می کنند، مایه تأسف است. در تاریخ خاورمیانه، نظرات سید قطب که از بنیانگذاران اخوان المسلمین در مصر بود، حدود 40 سال پیش در داخل ایران بسیار محبوبیت داشت، و در آن زمان، این قلم همه آثار او را مرور کردم، و به جرئت می توانم بگویم که بخش اصلی آنها، از آثار مارکس برداشته شده است. البته کسی را بخاطر الهام گیری از اندیشه دیگری نباید تحقیر کرد، ولیکن اصل بحث این است که سید قطب در واقع اسلامگرایی را در خاورمیانه راه انداخت. در خود ایران نیز برای بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق، در دو کتاب شناخت و اقتصاد، مشخص است که متأثر از نظرات مارکس بودند، اما دوباره نباید آنها را به آن دلیل تحقیر کرد؛ با اینحال، اسلامگرایی آنهاست که گامی به عقب برای جنبش سیاسی ایران بعد از تجربه تشکیلاتهای سکولار حزب توده و جبهه ملی بود. امروز نیز در رابطه با روشنفکران ایران در خارج، که مانیفست مارکس و انگلس را با مانیفست اکبر گنجی عوض کرده اند، همین را باید گفت. دوباره باید تأکید کرد که نه تنها الهام گیری اکبر گنجی از مارکس یا پوپر، نباید دلیل تحقیر ایشان باشد، و اندیشه های اولیه سروش که به کارل پوپر تعلق خاطر داشت تأثیر مثبتی بر اکبر گنجی بوده، که نقد مارکسیسم و حتی نقد شریعتی را در اندیشه های ایشان تقویت کرده، که مایه تحسین است، اما اینکه شماری از روشنفکران سکولار دموکرات ایران در خارج تازه به اندیشه های اسلام سیاسی اکبر گنجی رسیده اند، گامی است به عقب.

 

جنبش روشنفکری ایران که برای حدود یک قرن، اساساً جنبشی مارکسیستی بوده است، امروز نیاز دارد که فراسوی مارکسیسم برود، و نقد مارکسیسم برای رفتن به جلو است، و نه برای سقوط به اسلام سیاسی، که آزمایش خود را در اندیشه و عمل در 38 سال گذشته در ایران داده، و اینکه حتی آقای اکبر گنجی هنوز نمی تواند از آن دایره بیرون رود، مایه شگفتی است، هر چند نظیر نیروها و شخصیتهای ملی-مذهبی، تصمیم هر کسی شخصی است، و به هر حال نظرات آقای گنجی، نسبت به اصول گرایان و اکثریت اصلاح طلبان، گامی است به جلو. با اینحال برای سکولاردموکراتهای ایران، چنین گزینشی، به معنی عقبگرد است. چند سال پیش نوشتاری از این قلم منتشر شد تحت عنوان "مارکسیسم و آینده نگری" (3)، که ممکن است برای خوانندگانی که از تجربه جنبش کمونیستی می آیند، بیشتر قابل درک باشد. امروز دیگر با تأسیس تشکیلاتهایی نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان، دیگر عملاً احزابی در فراسوی اسلامگرایی و کمونیسم در میان ایرانیان ایجاد شده اند که نظرات آنها می تواند موضوع اصلی مورد بحث برای روشنفکران سیاسی ایران تلقی شود (4).

 

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

نهم تیر ماه 1396
June 30, 2017


پانویس:

 

1. اکبر گنجی

http://goo.gl/PFwn7S

 

2. کن فیکون مارکسیستیِ ایران
http://isdmovement.com/2017/0417/040717/040717.Sam-Ghandchi-Marxists-Armageddon.htm
http://www.ghandchi.com/1303-kon-faya-kun.htm

 

3. مارکسيسم و آينده نگری
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism.htm
Marxism and Futurism
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism-eng.htm

 

4. چند کلمه درباره حزب سکولار دموکرات ایرانیان-آینده نگر
http://www.ghandchi.com/1408-iranian-secular-democratic-party-futurist.htm
A Few Words about Iranian Secular Democratic Party-Futurist
http://www.ghandchi.com/1408-iranian-secular-democratic-party-futurist-english.htm
 

 

 

مطالب مرتبط
جهان بینی علمی و معنای زندگی
http://www.ghandchi.com/1472-jahanbini.htm
Scientific Worldview and Meaning of Life
http://www.ghandchi.com/1472-jahanbini-english.htm

 

عدالت اجتماعی و انقلاب کامپیوتری
http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm
Social Justice & Computer Revolution
http://www.ghandchi.com/238-SocialJustice.htm

 

نوشتارهایی درباره مارکسیسم

http://goo.gl/yKhzn8

 

نوشتارهایی درباره آینده نگری

http://goo.gl/GDKqrN


 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH