م مصاحبه درباره آینده نگری Sam Ghandchi's VOA Interview about Futurism with Ahmad Baharloo مصاحبه درباره فیلترینگ

Sam Ghandchiسام قندچي رمز موفقیت میزگردهای احمد بهارلو

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/538-AhmadBaharloo.htm

Secret of Baharloo's VOA Roundtable

http://www.ghandchi.com/538-AhmadBaharlooEng.htm

 

من، در طول بیست و دو سال اقامت در کالیفرنیای آمریکا، این امکان را داشته ام که از نزدیک با تلویزیون های ایرانی لوس آنجلس آشنا شوم. اگر بخواهم دلیل شکست همۀ آن رسانه ها را ـ با وجود همۀ جانفشانی های دست اندر کاران آنها و نیز با وجود داشتن امکانات مالی برخی از آنهاـ در یک کلام ذکر کنم، بایستی بگویم که آن دلیل فقدان دیدگاهی آینده نگر در راهبردهای کارشان بوده است.


البته من همۀ کارهای تلویزیون های لوس آنجلس را منفی نمی بینم و فکر می کنم که برخی از آنها توانسته اند بسیاری از آنچه را جمهوری اسلامی در رسانه های داخل ایران سانسور میکند به بینندگان ایرانی ارائه کنند. حتی، به حساب نوستالژی هم اگر بگذاریم، ارائۀ بسیاری از برنامه ها ارزش آن را داشته است که بخشی از زندگی فرهنگی و سیاسی ایرانیان نابود نشود ـ از ترانه های گل های جاویدان و شوهای تلویزیونی گذشته گرفته تا گفتگو با شخصیت های فرهنگی و سیاسی ایرانی که محکوم به جلای وطن بوده اند و یا در رسانه ای داخل ایران اجازه مطرح شدن نداشته اند.


اما، در عین حال، نمی شود انکار کرد که رسانه های لوس آنجلس  نه تواسته اند کاملاً به خواست های ایرانیان مهاجر در آمریکا پاسخگو باشند و نه موفق شده اند تصویر درستی از واقعیات کنونی را به بینندگان داخل ایران ارائه کنند و، در برخی موارد، به توهماتی دامن زده اند که نه برآمده از واقعیت های خارج است و نه داخل (1).


اینترنت می توانست این خلاء اطلاعاتی را کم و بیش پر کند. اما حکومت اسلامی بلافاصله دست بکار شده و با صرف مبالغ هنگفتی بساط فیلترینگ گسترده ای را در ایران براه انداخت تا دسترسی به سایت های مهم سیاسی و فرهنگی خارج کشور برای کاربران داخل کشور ناممکن شود. بموازات این کار ضد انسانی حکومت اسلامی تلاش برای شکستن فیلترینگ این حکومت نیز آغاز شد و من خود از اولین کسانی بودم که سال ها پیش مبارزه با فیلترینگ جمهوری اسلامی را آغاز کردم. آنگاه، چهار سال پیش، از کالیفرنیا به واشنگتن آمدم و این توفیق را یافتم که با تلاش های صدای آمریکا برای مبارزه با فیلترینگ اینترنت همکاری کنم و همیشه هم این اقدام صدای آمریکا در یاری رساندن به ایرانیان برای مقابله با فیلترینگ اینترنت را ارج گذاشته و آن را خدمت بزرگی به جنبش سیاسی و مدنی مردم ایران دانسته ام.


حضور در واشنگتن و صدای آمریکا موجب شد که بوسیلهء آقای احمد بهارلو، ابداع کننده و گردانندهء برنامهء بسیار محبوب «میز گردی با شما»، که در ایران بییندگان فراوان داشت، چندین بار برای شرکت در گفتگو دعوت شوم. اولین مصاحبۀ من با آقای بهارلو دربارهء فیلترینگ اینترنت بود و ایشان از من دعوت کرده بودند تا دربارهء نرم افزار
ی موسوم به «سایفون» و کلاً پیرامون روش های مبارزه با فیلترینگ اینترنت، صحبت کنم (2).
 
در طی این مصاحبه دیدم که آقای بهارلو، که در برنامه شان موضوعات بسیار گوناگونی مطرح می شود که اغلب جنبهء سیاسی و اجتماعی دارند، برای بحث دربارهء موضوع تخصصی فیلترینگ نیز آنچنان خود را آماده کرده اند که براحتی پرسش های بسیار مرتبط به موضوع را طرح نموده و بویژه بحث را به سوی آنچه که برای بینندگان در ایران می توانست جالب و مفید باشد راهنمائی می کنند. ایشان کاملاً می دانستند که چه وقت صحبت مصاحبه شونده را قطع نکنند و چه وقت موضوعات تازه ای مطرح نمایند. این مصاحبه آنقدر موفق بود که در طی نیم ساعت صد ایمیل که ـ همه هم دقیق و مربوط به موضوع بودند ـ دریافت شدند و، تا آنجا که به من مربوط بود، چند هفته ای طول کشید تا بتوانم به همهء ایمیل هائی که در طی مصاحبه و بعداز آن رسیده بودند، پاسخ دهم. با وجود آنکه نصف برنامه به تلفن های شنوندگان اختصاص داشت، آقای بهارلو با تبحر خود توانستند بیشترین موضوعات را پوشش دهند و، در همان حال، تلفن های زیادی را در حین برنامه دریافت کنند. هنوز من ایمیل هائی از کسانیکه به تازگی همان مصاحبه را در اینترنت دیده اند، دریافت می کنم که سؤالات تازه ای را با من در میان می گذارند.


حدود یکسال پیش نیز مصاحبه ای با آقای بهارلو داشتم دربارهء «آینده نگری» که موضوع مورد علاقه و مشغلۀ اصلی ذهنی من است. این مصاحبه نیز با همان دقت و ظرافت انجام شد و از آن پس، روزی نیست که ایمیلی دربارهء آن مصاحبه دریافت نکنم و دقیقاً از همۀ پرسش ها نیز معلوم است که موضوع مورد علاقۀ بینندگان بوده و آنها علاقۀ عمیق خود را به موضوع آینده نگری و بحث های مطرح شده در آن مصاحبه بیان داشته اند (3). حتی یک نویسنده در ایران، که با من هیچ آشنائی هم نداشت، متن مصاحبه را خلاصه کرده و بصورت کتبی در وبلاگ خود گذاشته بود که برایم خیلی جالب بود چون نشان می داد که چقدر دقیق به گفتگوی من و آقای بهارلو گوش کرده و چه عالی محتوای آن را بیان کرده است
.


با توجه به این همه استقبال، تصمیم گرفتم نه تنها لینک مصاحبه هائی که خود با آقای بهارلو داشتم، بلکه لینک مصاحبه های دیگری از برنامه میزگرد را که به علاقه های من مربوط می شد در لیست شخصی خود بگذارم و بلافاصله دیدم که این لینک ها پربیننده ترین هستند. بسیاری از دوستانم پس از مشاهدهء برنامه ها دربارهء آدرس تماس با متخصصی که در برنامه بوده از من سؤال میکردند و من هم البته درخواست کنندگان را به آدرس میزگرد صدای آمریکا ارجاع میدادم. جالب است که اگر در اینترنت برای نام بسیاری از افرادی که در این برنامه ها بوده اند جستجو شود، اغلب بالاترین نتایج جستجو مربوط به مصاحبه هائی است که آقای بهارلو آنها را انجام داده است.


در واقع تجربهء آشنائی با آقای بهارلو را نظیر تجربه ای یافته ام که در نوشتار «رقصی در آسمان» وصف کرده ام؛ چرا که می بینم ما دو تن، بدون آنکه از یکدیگر اطلاعی داشته باشیم و بدون آنکه با هم در تماس بوده باشیم، به دیدگاه مشترک از آنچه پیش رو داریم رسیده ایم؛ بخصوص که هر کدام در «رسانه» ای جدا از آن دیگری فعالیت داشته ایم. ایشان اساساً در عرصۀ تلویزیون کار کرده و من در عرصۀ اینترنت. آشنائی با کوشش های آقای بهارلو، در عین حال، از آن بابت هیجان انگیز بود که من سال ها است که ـ بخصوص با دوستان آینده نگر آمریکائی ام ـ در مورد لزوم و اهمیت طرح آینده نگری در تلویزیون بحث می کرده ام و در تماس با آقای بهارلو می دیدم که ایشان همین کار را عملاً در برنامۀ فارسی صدای آمریکا انجام داده است (4).


آقای بهارلو برنامۀ «میزگردی با شما» را در تلویزیون صدای آمریکا ده سال پیش با ابتکار فردی آغاز کرده است و همیشه هم در انتخاب میهمانان نظیر پذیرش دادن دانشگاه هاروارد، از نظر کیفیت، و نه به خاطر مواضع سیاسی یا فکری، بسیار سختگیر بوده است. من که در 4 سال گذشته با این برنامه آشنا شده و آن را در اینترنت تماشا کرده ام، می بینم که چقدر این برنامه ـ به معنی واقعی کلمه ـ «آینده نگر» است و آقای بهارلو این هدف را علیرغم همهء مشکلاتی که بر سر راه این برنامه بوجود می آمده بخوبی ییش برده است. بخصوص که گرداندن برنامۀ محبوب «میزگردی با شما» با اینکه به موضوعات روز ایران و مردم ایران برخورد می کند و بطور زنده با بینندگان حرف می زند، کار راحتی نیست، چه بخاطر مأمورین جمهوری اسلامی که از آزادی تلفن ها سوء استفاده می کنند و چه بخاطر کسانی که، به هر دلیل، بجای ساختن برنامه ای به همین قدرت برای مردم ایران، رقابت یا حسادتشان را از راه فتنه گری علیه برنامه میزگرد و مدعوین آن نشان می دهند و این کار را با طرح سخنان تفرقه افکنانه در برخی وبلاگ ها به سطح اینترنت می کشانند (5).


البته اینگونه خرابکاری ها نه منحصر به برنامۀ آقای بهارلو و مهمانان ایشان است و نه کار تازه ای محسوب می شود و من در جائی دیگر در این مورد مفصلاً بحث کرده و توضیح داده ام که چگونه کار عده ای فقط در یک جمله خلاصه می شود و آن هم اینکه «هدف وسیله را توجیه می کند»، حال ممکن است هدف اینگونه اشخاص سیاسی باشد، یا مذهبی و یا ایدئولوژیک. آنها مخالف خود را بی محابا خائن به «اهداف مقدس» خودشان تلقی می کنند و او را مستوجب عقوبت می دانند و هر دروغ و جعلی را درباره او روا می دانند (6). 


در سه سال اخیر، با گسترش برنامه های تلویزیونی صدای آمریکا، امکان بوجود آمدن چندین برنامه دیگر نیز بوجود آمده است که هر کدام ارزش های خود را دارند. من برخی از قسمت های بعضی از آن برنامه ها را نیز که جالب یافته ام در لیست شخصی اینترنتی خود به دوستانم معرفی کردم و از آنها نیز استقبال شده است. اما، بر اساس مشاهداتم و به گمان من، آن برنامه هائی موفق تر بوده اند که سنت میزگردهای آقای بهارلو را دنبال کرده و از سنت تلویزیون های لوس آنجلس دوری کرده اند.


تا اینجا موضوع بحث من خود برنامهء آقای بهارلو و سبک و سیاق اجرائی آن بود که فکر می کنم به پیدایش سنتی رسانه ای انجامیده است. اما ممکن است در مورد رابطهء این برنامه با صدای آمریکا نیز پرسش هائی وجود داشته باشد که کار بحث را به میدان های تازه ای می کشاند. یعنی، ممکن است این پرسش مطرح شود که «مگر همۀ برنامه های صدای آمریکا متعلق به دولت آمریکا نیستند و در راستای سیاست های آن عمل نمی کنند؟» در پاسخ باید بگویم که فکر می کنم بدلیل مالکیت دولت آمریکا نمی توان در مورد همهء برنامه های صدای آمریکا به یکسان قضاوت کرد. من خود آرزو داشتم که سازمان های غیر انتفاعی رسانه ای در همین جامعهء آمریکا آنچنان رشد می کردند که بتوانند فعالیت های فرهنگی یا علمی ویژه ای را که مؤسسات تجاری نظیر «سی.ان.ان» حاضر و حتی قادر به انجام نیستند را انجام دهند و هیچ مؤسسه ای «دولتی» نباشد. من حتی آرزو داشتم کاری نظیر آنچه را که «ناسا» انجام می دهد یک مؤسسهۀغیر دولتی انجام دهد. اما اگر به این امید «ناسا» را از بین ببریم، فکر می کنم باید کلاً قید فضانوردی را هم فعلاً بزنیم.


در نتیجه، تا وقتی که امکان انجام چنین فعالیت هائی تنها از طریق امکانات دولتی بوجود می آید، حق آن است که عملکرد اینگونه مؤسسات را هم در چارچوب همین واقعیت مورد قضاوت قرار داد. «صدای آمریکا» در دوران مبارزهء ضد فاشیسم، در راستای خبر رسانی و ژورنالیسم علمی و ترویج ارزش های آمریکائی (دموکراسی لیبرالی و خبررسانی متعادل)  تأسیس شد. هیچگاه هم نمی توان گفت که چنین رسانه ای هیچ ربطی با سیاست های دولت آمریکا ندارد. ولی، در عین حال، نمی توان این رابطه را به سطح رسانه های دولتی شوروی در گذشته یا جمهوری اسلامی که مجبورند فقط دستورات دیکته شده را انجام دهند و حق ابراز هیچگونه ابتکار شخصی از آنان سلب شده تقلیل داد؛ بخصوص وقتی که رسانه ای همچون تلویزیون صدای آمریکا صرفاً به مسائل سیاسی نپرداخته و اکثر برنامه های آن معطوف به مطالب فرهنگی و علمی است و در عرصه سیاسی نیز دو رهنمود عملی ان تعادل و عرضه متعادل همه نقطه نظرها و اشاعه ارزش های آمریکائی دموکراسی و حقوق بشر است.


من فکر می کنم که صدای آمریکا توانسته است خدمات مثبتی در جهت ترویج دموکراسی بکند و به این دلیل لازم است که آنرا تقویت کرد. من بخوبی آگاهم که عده ای سعی دارند همین امکانات را هم با طرح شعارهای غلط از بین ببرند بی آنکه توانسته باشند آلترناتیوی غیر دولتی را بجای آن بنشانند. در این راستا برایم جالب است که می بینم بسیاری از این «مخالفین»  خود در همین تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا مصاحبه می کنند تا بتوانند صدایشان را به داخل ایران برسانند. 


حتی، در دوران شوروی سابق، «رادیو اروپای آزاد» ـ که بسا بیشتر از صدای آمریکا به سیاست های دولت آمریکا متصل بود ـ توانست نقش بسیار مثبتی در راستای رشد افکار دموکراتیک در اروپای شرقی ایفا کند. در نتیجه، من فکر می کنم آنها که قضاوت منفی خود را با این جمله که « صدای آمریکا مؤسسه ای متعلق به دولت آمریکا است»  اعلام می دارند یا مغرض هستند و یا آگاهی شان به این واقعیات کم است.


حتی می توانم به تجربهء چند دهۀ پیش اشاره کرده و بگویم که، بعد از 28 مرداد، وقتی علامه دهخدا حاضر نشد با صدای آمریکا صحبت کند نمیدانم که آن تصمیم درست بود یا غلط. من واقعاً از شرایط آن روز صدای آمریکا در این ارتباط آگاه نیستم و بنظرم میرسد که تحلیل دهخدا چنین بوده که از وی می خواسته اند استفاده تبلیغاتی کنند. همچنین از آنجا که کمی پس از کودتای 28 مرداد بخش فارسی صدای آمریکا نیز تعطیل شد، شاید بتوان نتیجه گرفت که تحلیل دهخدا درست بوده است. من در این مورد صاحب نظر نیستم و قضاوتی نمی کنم.


اما بعد از انقلاب، یعنی از حدود سی سال پیش که صدای آمریکا دوباره آغاز به کار کرده تا کنون، شرایط متفاوتی حاکم بوده است و آقای بهارلو نیز که 10 سال پیش در چنین شرایطی از امکانات صدای آمریکا استفاده نموده و برنامۀ پر محتوای خود را پایه گذاری کرده، توانسته است بموازات تلویزیون های لوس آنجلس، پارادیم آلترناتیو و آینده نگری را در فضای رسانه های فارسی زبان خلق کند. و اتفاقاً، این واقعیت که برنامۀ «میزگردی با شما» در صدای آمریکا تهیه می شده، باعث شده است تا استانداردهای خوب صدای آمریکا که از زمان مبارزه با فاشیسم تا کنون پا برجا مانده و شامل تکیه بر ارزش های دموکراتیک، انصاف در خبر رسانی و ارائۀ جوانب مختلف بحث، و علمی نگریستن به ژورنالیسم و ابژکتیف بودن در ارائه نظرات بجای تبلیغ یک موضع یا خط مشی سیاسی معین است، در برنامه های فارسی زبان صدای آمریکا هم اعمال شود.


در عین حال، و از نظر من مهمتر از همهء این استانداردها، حضور نگاه آینده نگری است که بر کل فعالیت ده ساله میزگردی با شما حاکم بوده و آن را از هر برنامۀ مشابهی متمایز کرده است.


در چند هفتۀ اخیر آقای احمد رضا بهارلو از برنامۀ میزگردی با شما غایب بوده است. من این غیبت را با تأسف و دریغ می نگرم و دریغم از این نیست که ایشان این برنامه را خلق کرده  و نسبت به آن حق آب و گل دارند. برای من مسئله آن است که آیا ـ در غیاب آقای بهارلو ـ آن درکی که «میزگردی با شما» را این چنین موفق کرده است همچنان بر آن حاکم خواهد بود و خواهد توانست در برنامه های دیگر صدای آمریکا نیز دنبال شود؟ بنظر من، موفقیت این برنامه بخاطر ساعت پخش یا نام آن نبوده و مدیون محتوائی است که ارائه می داده است. اگر برنامه های دیگر تلویزیونی فارسی زبان در لوس آنجلس و دیگر نقاط نیز بخواهند موفقیت مشابهی داشته باشند، بهتر است که کار آقای بهارلو را سرمشق خود قرار دهند.


به تازگی دیدم نامه
سرگشاده ای از مهندس حشمت الله طبرزدی و دکتر حسام فیروزی و چند نفر دیگر از فعالین سیاسی داخل کشور به مدیریت صدای آمریکا ارسال شده که از نگرانی نویسندگانشان از غیبت آقای بهارلو حکایت می کرده اند. این امر نشان می دهد که بینندگان برنامهء میزگردی با شما در داخل ایران نیز به این موضوع واقف اند که این برنامه دیدگاه تازه ای را به ارمغان می آورده است و، در نتیجه، آنها نسبت به ادامۀ آن، با همان سنت و روحی که در ده سال گذشته ارائه شده، حساس هستند. من نیز به سهم خود می خواهم به آقای بهارلو برای این دستاورد پر اهمیت در رسانه های فارسی زبان تبریک بگویم و آرزو کنم که از این پس ایشان به همۀ رسانه ها و برنامه های دیگر ایرانی نیز کمک کنند تا از سرمشق ایشان بیاموزند.


اگر در دوران مبارزه با فاشیسم، در طی جنگ جهانی دوم، با تولد صدای آمریکا پایۀ یک رسانۀ دیگر علمی و منصفانه ـ با تکیه بر ارزش های دموکراسی و حقوق بشر ـ گذاشته شد، امروزه اضافه کردن بُعد آینده نگری به برنامه های این رسانه، گام نوینی است که آقای بهارلو در صدای آمریکا برداشته و از این بابت پیشاهنگ ژورنالیست های ایرانی در راستای کمک به اشاعه ارزش های دموکراسی و سکولاریسم دنیای امروز در ایران محسوب می شوند.


«آینده نگری در آن سوی دره» تعبیری است که من از رویکرد کند رسانه ها به آینده نگری دارم (7) و، بنظرم می رسد که آقای بهارلو این نکته را خیلی زودتر از حتی بسیاری از آینده نگر های آمریکائی در یافته اند.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

چهاردهم مهر ماه 1387

October 8, 2008


پانویس:

 

1. چند هفته پیش در نوشتار توهماتی درباره اپوزیسیون خارج کشور، در آدرس زیر، در این باره مفصل نوشتم و نیازی به تکرار نیست:

توهماتی دربارهء اپوزیسیون خارج از کشور (ويرايش دوم)
http://www.ghandchi.com/534-OppositionAbroad.htm

 

2. سام قندچی در مصاحبه با احمد رضا بهارلو: درباره سایفون، پراکسی و فیلترینگ

https://www.youtube.com/watch?v=DbqOZoUouJA

 

3. سام قندچی در مصاحبه با احمد رضا بهارلو: آینده نگری و پایان مرگ
https://www.youtube.com/watch?v=CW81mhrFbBo

 

4. رقص در آسمان
http://www.ghandchi.com/291-RaghsDarAsemAn.htm
Dancing in the Air
http://www.ghandchi.com/49-Dancing.htm

 

5. اینترنت و حریم خصوصی
http://www.ghandchi.com/528-InvasionOfPrivacy.htm

 

6. هدف وسیله را توجیه نمیکند
http://www.ghandchi.com/270-EndMeans.htm
End Justifying the Means
http://www.ghandchi.com/43-End_Means.htm

 

7. آینده نگری در آنسوی دره-ویرایش دوم*
http://www.ghandchi.com/1413-futurism-chasm.htm
Futurism on the other Side of Chasm-Second Edition
http://www.ghandchi.com/1413-futurism-chasm-english.htm

 

 

مطالب مرتبط

اپوزيسيون محتاج نگاه تازه به جهان است
http://www.ghandchi.com/527-NegahTazeh.htm

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH