Clinton-Obama and Iran

http://www.ghandchi.com/501-Clinton-Obama.htm

Sam Ghandchiسام قندچيکلينتون-اوباما و ايران

سام قندچي 

 

 

فردا روزي است که به سه شنبه سرنوشت ساز در آمريکا مشهور است چرا که معمولاً در اين روز تعداد زيادي از ايالات آمريکا انتخابات مقدماتي رياست جمهوري خود را انجام ميدهند و سرنوشت انتخابات آتي تا حد زيادي مشخص ميشود.  هدفم در اين نوشتار پيش بيني نتايج انتخابات فردا نيست و بحثم در اين مورد است که بخاطر جايگاه آمريکا در اقتصاد و سياست جهان چه موضعي در انتخابات سال 2008 ميتواند به دنيا بيشترين منفعت را برساند.

 

به عقيده من آنچه در انتخابات 2008 براي يک کانديدا ميتواند خط مشي اقتصادي درست باشد بيشترين تأثير را نه تنها برروي اقتصاد آمريکا بلکه برروي اقتصاد گلوبال خواهد داشت.  معهذا معتقدم نتايج اين انتخابات بر روي موضع نامزدان انتخاباتي درباره جنگ عراق تعيين خواهد شد و نه بر مبناي موضع آنها درباره اقتصاد.

 

وقتي به دو کانديداي پيشتاز جمهوريخواه نگاه ميکنم، جان مک کين هيچ استرانژي تازه اي نسبت به دولت کنوني بوش ارائه نکرده است.  در مقايسه ميت رامني درک خوبي از سکتور فراصنعتي اقتصاد دارد و سالهاست که سرمايه گذار موفقي در آن سکتور اقتصادي است.

 

معهذا بنظر نميرسد که آقاي رامني بتواند برنده نامزدي از سوي حزب جمهوريخواه شود و بنظر ميرسد که جان مک کين نامزد نهائي آن حزب شود. چنان نتيجه اي به اين معني خواهد بود که موفقيت کمپ جمهوريخواهان در اين انتخابات به نفع اقتصاد نو که از سال 2000 لطمات زيادي خورده است نخواهد بود و مناطقي نظير سيليکان ولي در کاليفرنيا وضع چندان بهتري از آنچه در گذشته درباره بحران سال 2001 نوشتم پيدا نخواهند کرد و اين در حالي است که دوباره صف هاي بيکاران در سن حوزه در کاليفرنيا در حال طولاني تر شدن است.

 

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm#00

  

از سوي ديگر در سمت دموکرات ها، باراک اوباما کانديدائي است که درک بهتري از جامعه فراصنعتي و نقطه انفصالي دارد يعني تحولي که ري کورزويل آينده نگر برجسته مدت هاست بحث کرده و نشان داده است که صد سال آينده در قرن بيست و يکم معادل 20000 سال خواهد بود و اينکه اين تحول چه نتايجي براي بشريت خواهد داشت.

 

http://www.singularity.com

 

جالب است که حتي آقاي رامني کانديداي جمهوريخواه که خود سرمايه گذار ونچر است ديدگاهش از اقتصاد 10 سال آينده بسيار به ديدگاه آقاي کورزويل درباره آنچه ما در قرن 21 با آن مواجه هستيم نزديک است، هر چند کل پلاتفرم آقاي رامني در تطابق با ديدگاه اقتصادي اش نيست.

 

در مقايسه آقاي اوباما بيشتر و بيشتر کوشش کرده است تا راه هائي بيابد که بشود بين جامعه کنوني و دورنمايي که در برابرآينده بشريت در اين قرن قرار دارد، پلي بزند.

 

معهذا اگر جان مک کين نامزد حزب جمهوريخواه براي انتخابات 2008 بشود، به عقيده من هيلري کلينتون شانس بهتري براي پيروزي دارد تا باراک اوباما.

 

همانطور که اشاره کردم هرچند خط مشي اقتصادي را موضوع کليدي براي آمريکا و همه جهان در اين برهه از تاريخ ميبينم، وليکن بعقيده من جنگ عراق فاکتور تعيين کننده در اين انتخابات خواهد بود.  اگر اينطور جلو برود کسانيکه  از جنگ در عراق حمايت نميکنند، براي هر نامزد دموکرات رأي خواهند داد، چه کلينتون باشد و چه اوباما، در صورتيکه آنها که بر حسب وضعيت از جنگ دفاع ميکنند، ممکن است رأي خود را بشکنند اگر در سوي دموکراتها هيلري کلينتون حضور داشته باشد، در صورتيکه اگر اوباما باشد، با مک کين خواهند ماند، چرا که چه بهتر و چه بدتر، آقاي اوباما با ديnکاه خروج از جنگ عراق به هر قيمت شناخته شده است در صورتيکه خانم کلينتون آنگونه ديده نميشودT و بسياري که در رابطه با جنگ عراق موضع محافظه کارانه دارند ممکن است به خانم کلينتون رأي دهند.

 

هر چند گزينه کلينتون شانس بيشتري از گزينه اوباما براي شکست دادن مک کين دارد ولي بنظر من گزينه مشترک کلينتون-اوباما بهترين گزينه براي انتخابات 2008 است.  فکر ميکنم چنين گزينه اي نه تنها شانس بيشتري براي پيروزي دارد بلکه ميتواند يک خط مشي اقتصادي آينده نگر را به پيش ببرد تا آنکه در کلاف سردرگم سياست هاي اقتصادي قديمي که به توسعه اقتصاد فراصنعتي لطمات شديدي زده است، در جا زده شود.

 

حتي وقتي در کره جنوبي فيبر نوري در مايل آخر به خانه ها کار گذاشته شده است، در آمريکا هنوز دسترسي به اينترنت راه زيادي دارد تا ;i به چنين زيربنائي برسد که لازمه آنچه اينترنت2 خواند ه ميشود (يعني اينترنت جديد) است.  وقتي مدارس ميتوانند کتابها را آنلاين ارائه کنند، مدارس دولتي آمريکا هنوز مثل دوران پيش از اينترنت کار ميکنند و کوله پشتي هاي دانش آموزان سنگين تر ميشوند وقتي حتي بسياري کشورهاي کمتر توسعه يافته بيشتر از اينترنت در سيستم آموزش عمومي خود بهره ميبرند تا آمريکا و مسائل ديگر عدالت اجتماعي را نيز در گذشته مفصلاً بحث کرده ام و نيازي به تکرار نيست.

 

http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm

 

***

 

اين مقاله با اين هدف بود که ايران را در رابطه با انتخابت رياست جمهوري آمريکا بحث کند در صورتيکه درباره موضوعاتي که نه تنها مشخصاً ذر آمريکا بلکه تأثير گلوبال دارند را بحث کردم.  چرا؟  به اين خاطر که روشن بگويم اگر آمريکا خط مشي درستي در اين انتخابت در رابطه با موضوعات گلوبال در پيش نگيرد ميتواند به همه جهان و از جمله به ايران و ايرانيان لطمه وارد شود.

 

معهذا بايستي نظرم در رابطه با برخورد هيلري کلينتون و باراک اوباما در رابطه با جمهوري اسلامي ايران و مردم ايران را بحث کنم.  به عقيده من خانم کلينتون موضع درستي گرفت وقتي که به تحريم سپاه پاسداران رأي داد در عين آنکه از موضع حمله نظامي به ايران دفاع نکرد.  به عبارت ديگر عدم دفاع از حمله نظامي عليه ايران که ديدگاه خود من هم ميباشد،  به معني کنار آمدن با تروريسم جمهوري اسلامي و سعي در خشنود کردن آن نيست. 

 

ضد جنگ بودن فقط به معني متوقف کردن هر گونه حمله نظامي به ايران نيست بلکه همچنين به اين معني است که هرگونه فروش تسليحات توسط روسيه، چين يا هر کشور ديگري به ايران نيز بايد متوقف شود.  بسياري از لابي گران جمهوري اسلامي تلاش ميکنند تا از احساسات ضد جنگ براي کمک به جمهوري اسلامي جهت بيشتر مسلح کردن خود بهره برداي کنند. درصورتيکه چنين رويدادي نيز خطر جنگ را افزايش ميدهد.  رئيس جمهور آينده آمريکا نه تنها بايستي چنين توسعه نظامي را متوقف کند بلکه بايد بداند که با جمهوري اسلامي بايستي خيلي جدي در عرصه حقوق بشر روبرو شود.

 

مضافاً آنکه شرط حقوق بشر ديگر براي مبناي مناسبات دموکراسي هاي غربي و کشورهاي ديگر دموکراتيک با حمهوري اسلامي  کافي نيست، و امروز هر دولت مترقي بايستي از جنبش دموکراسي خواهي مردم ايران براي ايجاد دولت سکولار دفاع کند. دولت مذهبي در ايران توسط جنبش مدني زنان، دانشجويان و دانش آموزان، معلمان، ;کارگران، گروههاي اتنيک و ديني، و تمام گروه هبندي هاي اجتماعي که در جنبشي مسالمت آميز براي خواستهاي مدني بوجود آمده اند، به چالش کشيده شده است. اين مجنبش بايستي توسط هر دولت و سازمان دموکراتيک وقتي به ايران برخورد ميکنند، مورد حمايت قرار گيرد. جمهوري اسلامي ايران بايد برود.  

 

  

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

15 بهمن 1386

February 4, 2008

 

 

متن مقاله به زبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/501-Clinton-ObamaEng.htm

 

 

مقاله مرتبط

http://www.ghandchi.com/509-apologize.htm

 

 

کتاب مرتبط به اين مقاله:

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

Web ghandchi.com