Sam Ghandchiسام قندچي به حسین رونقی در مورد مشکل اپوزیسیون ایران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4532-to-hossein-ronaghi.htm

To Hossein Ronaghi about the Difficulty of Iran's Opposition
http://www.ghandchi.com/4532-to-hossein-ronaghi-english.htm

 

hossein-ronaghi050424

 

دوست عزیز نلسون ماندلا ایران آقای حسین رونقی،

 

همین حالا «یادداشت یکساعت پیش شما و ویدیوِ همراه با آن را در توییتر دیدم»*، و با همه ی حرفهای شما موافقم و خوشحالم که همچنان برای «گذاری مسالمت آمیز جهت پایان دادن به رژیم اسلامی و ایجاد یک جمهوری دموکراتیک، سکولار و آینده نگر در ایران»، فعالیت می کنید و خوشبختانه «تا این لحظه، ایران به وضعیتی جنگی نظیر آنچه چند ماهی است در غزه شاهد بوده ایم»، در نغلطیده است! این حقیقت که «جنبش مترقی در ایران» بویژه بعد از «خیزش 96» با محوریتی فراسوی «اصلاح طلبی ارتجاعی» ادامه یافته، مایه ی امیدواری است! اما مشکل اصلی سیاسی ایران هم *فقدان* اتحاد اپوزیسیون است و هم *نیست*! منظورم این است که کلاً می شود گفت نه کل پوزیسیون و نه همه ی نحله های اپوزیسیون در ایران برنامه ای ندارند که بشود گفت به سعادت مردم خواهد انجامید حال چه مشترکاً بخواهند کار کنند و چه جداگانه! به کار بردن اصطلاحاتی نظیر دموکراتیک، سکولار و آینده نگر بخشاً بیانی از این راه حل است که سالهاست در پایان همه مقالاتم برای رسیدن به این ایده آلها در ایران اظهار امیدواری کرده ام، ولی واقعاً درک بحث مهم است!

 

مثلاً شخصاً بیش از 40 سال است آنچه مورد نظرم از اصطلاح  «آینده نگری» است را، توضیح داده ام، اما می بینم بسیاری از کسانیکه مدعی درک آینده نگری هستند همین حالا «دیدگاه سیمرغی زنده یاد منوچهر جمالی» را بعنوان آینده نگری ارائه می کنند! هدفم هم در اینجا بحث در مورد دیدگاههای فلسفه ی وحدت وجود در تاریخ ایران نیست که در گذشته بسیار بحث کرده ام، و موضوع تازه ای نیست و شاید همان شعر سعدی وقتی می گوید «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری»، همه ی «فلسفه ی وحدت وجود» یا پانته ئیسم را خلاصه کرده است! آیا من همه ی این سالها از عبارت «آینده نگر» منظورم چنین دیدگاهی بوده است؟ خیر همانطور که در بخش 5  جزوه ی ترقی خواهی همان 40 سال پیش به تفصیل توضیح داده ام! بهترین توصیف من از آینده نگری در حقیقت «آینده نگری کرزوایلی» است که سالهاست درباره ی دیدگاههای «ری کرزوایل» نوشته ام! در مورد موضوعاتی نظیر «دموکراسی» و یا «سکولاریسم» و یا «عدالت اجتماعی» نیز وضع همینطور است!

 

آیا همه ی مردم قرار است به توافق در مورد اینگونه مبانی فکری برای تحول اجتماعی برسند؟ خیر، در انقلاب آمریکا که یکی از موفق ترین انقلابهای تاریخ بشریت بود و برای 250 سال بعد از آن، این کشور دموکراتیک و در عین حال مترقی و موفق باقی ماند نیز، همه ی مردم چنین درکی از انقلاب سال 1775 نداشتند و مسأله عموم مردم کسب استقلال و ندادن مالیات به دولت بریتانیا بود که از آنها مالیات می گرفت بدون دادن حق نمایندگی در پارلمان بریتانیا که به روشنی در بیانیه ی استقلال جفرسون ذکر کرده است! با اینحال رهبران انقلاب آمریکا اساساً از خواستهای اساسی تحول یعنی دموکراسی و سکولاریسم، درک مشترکی داشتند و با اینکه حتی سکولاریسم در خود انقلاب نقش برجسته ای نظیر مبارزات ضددولتهای مذهبی در اروپا نداشت، اما در تدوین قانون اساسی و قوانین دیگر در آمریکا نقش مرکزی پیدا کرد و دقیقاً به دلیل سطح بالای آگاهی و سواد رهبران انقلاب 1775 بود که از گروه فراماسونرها بودند که خیلی هم با سواد بودند و در آنزمان فراماسونری آمریکا با آنچه بعدها فراماسونری در جهان به آن تبدیل شد فرق داشت.

 

از همه ی این بحث منظورم این است که ضروری است دوستان فعال در جنبش سیاسی ایران واقعاً در رابطه با ایجاد درک روشن از اهداف خود تلاش کنند و حتی اگر تعداد رهبرانی که درک روشنی از اهداف خود دارند خیلی هم کوچک باشد، کارآیی بهتری خواهند داشت. ممکن است این کار آنقدر غیرممکن به نظر آید که همه ترجیح می دهند بگویند همین جریاناتی که هستند را قبول کنیم و متحد شویم گویی اگر اینگونه که هستند با متحد بودن یا نبودن، اساساً در نتیجه ی کار تأثیر چندانی دارد! نیاز به جمعی است که به معنی واقعی کلمه درک روشنی از دموکراسی، سکولاریسم و آینده نگری داشته باشند که قادر باشد سکان این کشتی را در دست بگیرند و از همه ی پتانسیلها بهره ببرند و این مهم را نمیشود با جریاناتی که 45 سال پیش در زمان انقلاب 57 یا در برهه های تاریخی دیگر نظیر 28 مرداد، شهریور 20، انقلاب مشروطه و امثالهم داشتیم به نتیجه رساند وگرنه در همان سال 57 ملت ایران به چنان شکست تاریخی دچار نشده بود. ما 45 سال فرصت داشتیم که راهیابی کنیم و کرده ایم و مهم این است که به گذشته برنگردیم تا مسأله ی آینده را حل کنیم، یعنی اشتباهی را که در 57 کردیم تکرار نکنیم و از این حرف هم منظورم فقط پادشاهی خواهان و اسلامگرایان رنگارنگ ایران نیست و به کسی هم گوشه نمیزنم! منظورم این است که باید با طرحی به معنی واقعی «آینده نگر» وارد کار شویم وگرنه دوباره در بیراهه های دیگری دست و پا خواهیم زد!
 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

16 اردیبهشت 1403
May 5, 2024

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH