sam-ghandchi مهستان: سخنرانی دکتر مرتضی انواری: بازنگری ایرانیان نسبت به آمریکا
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4046-morteza-anvari.htm

مطالب مرتبط: 1     2      3     4      5     6     7     8     9     10

 

morteza-anvari

 

روز گذشته یکی از جالبترین نشستهای مهستان با سخنرانی دکتر مرتضی انواری تحت عنوان «بازنگری ایرانیان نسبت به آمریکا»، برگزار شد. واقعاً گویی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در فرصت کوتاه این نشست بحث شد که شاید اگر همه ی آن مباحث قرار بود بطور جامع مطرح شوند، جلسه یکی دو سالی طول می کشید:) با اینحال همینکه همه ی آن مباحث مطرح شدند نشست را بسیار جالب کرد. مثلاً اجازه دهید بگویم که نگرش مردم ایران به آمریکا از بعد از انقلاب 57 هرروز مثبت تر شده است. شخصاً به یاد دارم 26 سال پیش هنگام بازی فوتبال ایران و آمریکا سفری یکماهه در آن تابستان به ایران داشتم و آن روزِ مسابقه تصادفاً با خانواده به مشهد رفته بودیم؛ هنگامیکه در تلویزیون پیروزی تیم ایران اعلام شد، مردم با وجد و شادی به خیابانها ریختند، یک نفر فکر می کنم می خواست عکس العمل مردم را ببیند و داد زد «مرگ بر آمریکا»، همه ی مردمی که در خیابان بودند به او یک جوری نگاه کردند که از خجالت آب شد:-)  یعنی مردم از پیروزی در مسابقه خوشحال بودند که رقابتی متمدنانه با تیم مهمترین کشور جهان بود، وگرنه کسی نفرتی از آمریکا نداشت. اما از دوران دانشجویان خط امام تا به امروز از جمله اعلامیه هایی که اخیراً از سوی برخی فعالین سیاسی که دوست عزیز دکتر مرتضی انواری به درستی در سخنرانی خود محکوم کرد، یا داستان نایاک، چگونه قابل توضیح است؟ مورد آخر، آن دو دیگر را نیز توضیح می دهد. شکی نیست که طی همه ی این سالها بویژه در خارج کشور «فریبکاری بزرگ حکومت اسلامی اپوزیسیون را از خواست تغییر رژیم دور کرد». اما نایاک، برعکس همه ی حرفهایی که میزنند توسط آقای جواد ظریف با پول هنگفتی از رژیم اسلامی ایران به وجود نیامد. شخصاً همه ی روزهای تأسیس آنرا به یاد دارم. مؤسس آن یکی از رهبران خیلی قدیمی کنفدراسیون بود بنام دکتر مجید تهرانیان که در دانشگاه هاوایی تدریس می کرد و در سال 1391 درگذشت، و در واقع نایاک از اتحاد 6 گروه اینترنتی بوجود آمد و آن گروهها نیز قبلاً براساس درخواستهای صنفی دانشجویان ایرانی بعد از انقلاب، در جریانی علیه تبعیض در آمریکا، ایجاد شده بودند. پس چرا اکنون که نایاک تشکیلات موفقی است که در انتخابات اخیر آمریکا شماری از افراد نزدیک به آن به کنگره آمریکا و دولت بایدن راه یافته اند، اساساً بعنوان لابی رژیم اسلامی ایران موضع گیری می کند؟ نایاک در حقیقت بعنوان بخشی از جنبش ضد جنگ در آمریکا عمل می کند و کلاً جنبشهای صلح در کشورهای غربی مواضعشان اینگونه است. نگاه کنید به مواضع امثال نوم چامسکی و یا حتی نلسون ماندیلا، که هیچگاه جنایات رژیم اسلامی ایران را محکوم نکردند! در واقع جریانات چپ و ضدجنگ قبل از جنگ جهانی دوم نیز همینگونه بودند و آن شعر برتولت برشت که می گوید "اعتـراضـی نکـردم، اول به سراغ یهودیها رفتند، من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم. پس از آن به لهستانیها حمله بردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم. آن‌گاه به لیبرالها فشار آوردند، من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم. سپس نوبت به کمونیستها رسید، کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم. سرانجام به سراغ من آمدند. هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند،" در واقع کل شعر خطاب به کمونیستها و چپی ها است، و در حقیقت فقط بعد از ورود شورویِ استالینی به جبهه ضدفاشیسم است که کمونیستها در نقاط مختلف، از جمله در چین، وارد ائتلاف با آمریکا و بریتانیا برای از میان برداشتن فاشیسم شدند، وگرنه پیش از آن گرچه بسیاری از فعالین چپ را، هیتلر و دیگر فاشیستها کشته بودند، اما اساساً چپ مبارزه اش با سرمایه داری خصوصی در اروپا بود، و در بریتانیا نیز چپی ها از چمبرلین دفاع می کردند که مشغول استمالت از هیتلر بود! در دوران جنگ جهانی دوم فقط کسانی نظیر کارل پوپر بودند که موضعی روشن در این رابطه داشتند و پوپر از چرچیل دفاع کرد و حتی بعدها نیز پوپر در پایان عمر، در کتاب «درسهایی از این قرن»، مخالفت خود را با گروههای ضدجنگ صریحاً بیان می کند، و بحث کانت در مورد صلح پایدار را مطرح می کند، تحت عنوان «جنگ علیه جنگ»، ایده ای که نه تنها در ساختار سازمان ملل به کار رفته، و در رابطه با برخورد غرب به برنامه ی اتمی ایران نیز، صاحب این قلم این حقیقت را به تفصیل، 14 سال پیش، توضیح داده است و حتی نظریه ی «جنگ پیشگیرانه» که جرج بوش در رابطه با  رژیم صدام حسین مطرح کرد بر اساس همین نظریه ی صلح پایدار کانت بود، و همان زمان نیز جریانات چپ و ضدجنگ پیش از آنکه معلوم شود صدام برنامه اتمی ندارد، کلاً با جنگ جهت پیشگیری از جنگ اتمی مخالف بودند، یعنی با ایده ی کانت در مورد جنگ علیه جنگ مخالف بودند، و همانزمان به روشنی از صدام حمایت کردند. به هرحال داستان نایاک این است که نیرویش متکی به این جریانات چپ و ضدجنگ است و توطئه ای در کار نیست. آیا موضع نایاک درباره ی غرب و آمریکا، موضع مردم ایران است؟ خیر. آیا نیروهای «اپوزیسیون دموکراتیک» می توانند تشکیلاتی بسازند که نگرش واقعی مردم ایران به آمریکا را منعکس کند، و در محکوم کردن جنایات رژیم اسلامی عمل کند، یعنی آنچه را که دکتر مرتضی انواری و دوستانشان در ایول مطرح می کنند؟ بله این کار امکان پذیر است اما این دوستان نمی توانند روی حمایت گروههای ضد جنگ در آمریکا و اروپا حساب کنند، هرچند کار این دوستان در واقعیت بیشتر در جهت ضد جنگ است یعنی جنگی که ممکن است در آن، تا 5 سال دیگر کوکلاکس کلانهای اسلامی، جهان را به آتش بکشند، و دلیلش را توضیح دادم که چرا متأسفانه روی گروههای چپ و ضدجنگ در غرب فعلاً نمی شود در این رابطه حساب کرد! آیا روی جناح هایی از دولتها و هیئت حاکمه در دولتهای دموکراتیک غربی می شود حساب کرد؟ بله می شود. اتفاقاً دوست عزیز دکتر اسماعیل نوری علا همین حرف را در جلسه داشتند میزدند که شوربختانه از برای برخی از شرکت کنندگان در جلسه، سوء تفاهم ایجاد شد. لطف کنید چند دقیقه وقت بگذارید و مقاله ای را که در اینجا لینک می شود که 9 ماه پیش تحت عنوان «خمینی، احمد چلبی ایران نبود» منتشر شد، مطالعه کنید و رفع سوء تفاهم خواهد شد. در پایان دوباره بگویم که برای این روزنامه نگار، واقعاً دیدن این جلسه ی مهستان بیان واقعیتِ دشوارِ کاری بود که اپوزیسیون ایران در این عرصه با آن روبروست؛ دوستان خسته نباشید!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

چهارم اسفند ماه 1399
February 22, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles