Sam Ghandchiسام قندچي  اعدام روح الله زم، خیزش 96 و دعواهای جناحی در اپوزیسیون
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/3956-ruhollah-zam.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15     16     17

 

ruhollah-zam  

 

دو روز پیش زنده یاد #روح_الله_زم توسط رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی در ایران، اعدام شد. انتشار «آمدنیوز» توسط روح الله زم، و فعالیتهای سیاسی او در خارج کشور طی خیزش 96 و پس از آن، در اپوزیسیون خارج بحثهای مختلفی را در ارتباط با او دامن زد، که دور از انتظار هم نبود چون تا آنجا که صاحب این قلم می داند، هیچکسی از اپوزیسیونِ پیش از انقلاب یا رهبران سیاسیِ بعد از انقلاب، با او آشنایی قبلی نداشتند! در حقیقت باید گفت که خود خیزش 96، برای رهبران اپوزیسیون چه در داخل و چه در خارج کشور، حتی آنهایی که همیشه مخالفان اصلاح طلبی بوده اند، غیرمنتظره بود، در حالیکه روح الله زم گویی خیزش 96 را پیش بینی کرده بود!  شخصاً همیشه تحلیلم از رهبری خیزش 96، آنارشیستها بوده اند، اما اصلاً تصور نمی کنم روح الله زم ربطی به هیچ نیروی آنارشیست در ایران داشت! همچنین اینکه چرا رژیم اسلامی اینهمه تلاش کرد تا روح الله زم را از خارجِ کشور، برباید و بعد هم با این عجله اعدام کند، همچنان برایم روشن نیست. روح الله زم که عبدالمالک ریگی نبود که کسی را کشته باشد یا طرحهای قتل سپاه پاسداران را جلو گذاشته باشد، و اینکه گویا در برنامه های تلویزیونی درباره ی درست کردن کوکتل مولوتوف گفته، چیزی نبود که تازگی داشته باشد و اصلاً در انقلاب 57 همه ی این روشها به کار رفته است که خودِ سران رژیم اسلامی در ایران، به آن کارها، طی انقلاب، افتخار می کنند! در نتیجه از دیدگاه این نگارنده واکنش رژیم اسلامی یادآور کاری است که با ستار بهشتی کردند، کسی که غیر از وبلاگ نویسی انجام نداده بود و در عین حال با غرور و افتخار علیه رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی قلم زده بود؛ یعنی نه چریک بود و نه کسی را کشته بود! و شاید به این دلیل که حاضر نبود در برابرِ زور خم شود، دژخیمان رژیم را هراسان کرد. واقعاً نظیر زمانی که خبر مرگ ستار بهشتی را شنیدم، هنوز برایم باور کردنی نیست که روح الله زم را اعدام کرده اند؛ ستار بهشتی وبلاگ درست کرده بود و «آمدنیوز»ِ روح الله زم نیز یک وبلاگ بود که همراه آن، برنامه های تلویزیونی نیز تهیه و اجرا می کرد!

 

اما در این دو روز داشتم به اختلافات جناحی در اپوزیسیون فکر می کردم که بویژه در یکسال اخیر در رابطه با ارزیابی از فعالیتهای روح الله زم، شدت زیادی پیدا کرد، و تا آخرین روزِ اعدامِ زنده یاد روح الله زم، بخش مهمی از اپوزیسیون همچنان حاضر نبودند در رابطه با ربوده شدن و به زندان افتادن او، فعالیت حقوق بشری و دفاعی انجام دهند. مورد مشابهی را نیز سال گذشته در رابطه با زنده یاد «پویا بختیاری» به یاد داریم. پیش خود فکر می کردم چرا اینهمه اختلافات جناحی در اپوزیسیون ایران شدت پیدا می کند. آیا واقعاً اختلافات فکری و سیاسی آن اندازه عمیق هستند که باید گفت دارد "قران خدا غلط می شود،" اگر ما با نگاهی باز به اختلافات نگاه کنیم! مگر جفرسون در دوران انقلاب در آمریکا به همیلتون مظنون نبود و مگر فکر نمی کرد که همیلتون می خواهد در آمریکا سلطنت برپا کند، و شک جفرسون، البته نه به الکساندر همیلتون، بلکه کلاً تردید او در این مورد، بی اساس هم نبود و می دانیم که بعد از پیروزی انقلاب در آمریکا، نمایندگان مجلس در ویلیامزبرگ پایتخت دوران استعمار ویرجینیا، هنوز منتظر پاسخ پادشاه بریتانیا بودند، و می خواستند در آمریکا سیستمی نظیر آنچه تا به امروز در کانادا وجود دارد برپا کنند، و عبارت معروف پاتریک هنری که گفت «یا به من آزادی بدهید یا مرگ»، از کلمات پایانی سخنرانی او در سال 1775 در کلیسای سنت جان ریچموند علیه همان نمایندگانی در ویلیامزبرگ است که می خواستند دوباره سلطنت را به آمریکا بازگردانند، و شهر ریچموند که تا به امروز پایتخت دوران بعد از استعمار در ایالت ویرجینا است، از همان زمان جایگزین ویلیامزبرگ شد! اما منظورم این است که به رغم همه ی این اختلافات، دفاتر فدرالیست را که پایه گذاریِ نظری جمهوری در آمریکا است، مدیسون که پروتژه ی جفرسون بود، با همان الکساندر همیلتون که جفرسون با او مشکل داشت، مشترکاً نوشته اند! آیا ما چنین همکاریهای مهمی در اپوزیسیون ایران می بینیم، و چرا برخورد به اختلافات جناحی اینهمه خصمانه هستند، حتی در مورد رییس جمهورهای آمریکا، چه اوباما باشد، چه ترامپ، و چه بایدن، ایرانی ها بویژه در اپوزیسیون، کاسه ی داغ تر از آش هستند!

 

داشتم به یاد دورانی می افتادم که یک مغازه ی کتابفروشی بنام «نوا» در سانیوِیلِ کالیفرنیا درست کرده بودم. پیش از آن، همیشه در مشاغل پروفشنالِ مهندسی راه و برنامه نویسی کامپیوتر کار کرده بودم و آن اولین بار بود که بیزینس، راه انداختم. در آنزمان درآمد اصلی مغازه ام به رغم آنکه کتابفروشی بود، از فروش سی دی های موسیقی تأمین می شد. ناگهان یک مغازه ی سی دی فروشی در نزدیکیم باز شد که کارش فقط فروش سی دی موسیقی بود و در نتیجه هم تنوع و هم تعداد بیشتری سی دی داشتند، هم کیفیت بهتر و امکانات گوش دادن برای خریداران پیش از خرید در مغازه شان وجود داشت، و قیمت بسیار ارزانتری ارائه می کردند. در نتیجه می بایست یا براساس قیمت، کیفیت، و ویژگی های محصول و سرویس با آنها رقابت می کردم و یا کنار میرفتم. شخصاً می خواستم موضوعات آینده نگری را در زندگی برای خودم روشن کنم و به همان دلیل هم آن مغازه را باز کرده بودم، و اگر آنها هم نبودند، بعد از 4 سال، می خواستم به قول آمریکایی ها، «موو-آن»، یعنی از آن مرحله ی زندگی عبور کنم، و کردم. اما منظورم این است که برایم رقابتِ منطقی، وقتی با آن وضعیت روبرو شدم، نظیر این می نمود که گویی باید یا جنگ کرد و یا مُرد. واقعاً بسیاری از جنگهای درون اپوزیسیون ایران شاید به این علت است که ما به رقابتِ منطقی عادت نداریم، و می خواهیم رقیب را نابود کنیم یا نابود شویم، وگرنه واقعاً وضع در بسیاری از موارد اختلاف، این نیست که به اصطلاح قرار است "قران خدا غلط شود!" مثلاً وقتی به عکس العملهای در مورد حرفهای بیهوده ی اردوغان در مورد رود ارس چند روز پیش نگاه می کردم، که بنیاد زنده یاد دکتر محمود افشار پاسخی عالی به آن داده بود، می دیدم که برخی گویی همین فردا قرار است در میدان جنگ با ترکیه باشند و بعد هم به اصطلاح "تجزیه طلبان" در ایران را همکاران اردوغان می خوانند. حتی اگر اردوغان، صدام حسین دیگری شود و هوس حمله به ایران را کند، به یاد داشته باشیم که صدام حسین هرچه در آن زمانِ جنگ با ایران تلاش کرد، نتوانست حتی از یک عربِ ساکن ایران، حمایت کسب کند. بیخود به جان یکدیگر نیافتیم و نسبت به هم میهنانی که خواستار رفع تبعیضات اتنیکی هستند، توهین نکنیم. ایران فقط با اتحادِ همه ی ما، از شرّ کوکلاکس کلانهای اسلامی، که جریانی محدود به ایران و خاورمیانه نبوده و حرکتی بین المللی است، می تواند خلاصی یافته و به حکومتی سکولار دموکرات برسد.

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و چهارم آذر ماه 1399
December 14, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH