Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

Problem is *Protection* of Democracy Not Being Pro-Democracy

http://www.ghandchi.com/379-Protection-plus.htm

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/379-ProtectionEng.htm

Sam Ghandchiسام قندچيمسأله *حفاظت* از دموکراسي است، نه دموکراسي خواهي

سام قندچی

 

بحث هاي زيادي درباره دموکراسي خواهي و تجدد طلبي در محافل سياسي ايران در جريان است، که قبلآ در جنبش دموکراسي خواهي ايران بحث کردم،  و نياز به تکرار در اينجا نيست، و موضوع ترقي و تجدد در عصر کنوني نيز روشن است.  همچنين جنبش سياسي ايران براي دموکراسي،  در دورانهائي موفق بوده که دولت هائي بخشأ دموکراتيک در ايران روي کار آورد، از جمله چند سالي پس از مشروطيت، در دوران دولت مصدق، و نيز دو سال اول پس از انقلاب 57.  اما آنچه هميشه در ايران،  در زمان دولت هاي نيمه دموکراتيک نا موفق بوده است، *حفاظت* از دموکراسي است، که باعث شکست آنها شده است.  بنظر من علت ، ناشي از درک غلط از آزادي، و مساوي ديدن محدوديت هاي آزادي *انديشه* با محدوديت هاي آزادي *عمل* بوده است. در پائين بيششتر توضيح ميدهم.

 

عدم *حفاطت* موثر از دموکراسي،  باعث شده دموکراسي هاي نوپا نابود شوند، و جايشان با دولت هاي استبدادي مدرن يا غير مدرن پر شوند. در نوشته طرح جديد دموکراسي About Designing New Democracy،  درباره دموکراسي و مدرنيسم بحث کرده ام،  و متأسفانه فرصت ترجمه آنرا به فارسي نيافته ام، اما بهر حال، مدرن يا غير مدرن بودن، واقعيت استبدادي حکومت جانشين را تغيير نميدهد.  در واقع يک دولت استبداد مدرن، نظير فاشيسم هيتلري، از برخي استبدادهاي قرون وسطائي بدتر بوده است، همانگونه که يک دموکراسي غير مدرن،  نظير دموکراسي آتن، از بسياري دموکراسي هاي مدرن برتر بوده است.  از بحث دور شدم، برگرديم به موضوع *حفاظت* از دموکراسي.

 

مسأله اين است که برقراري دموکراسي،  بخودي خود موضوع *حفاظت* آنرا حل نميکند.  حال چه حمله به دموکراسي از طريق عملي نظير آتش زدن رايشتاگ توسط هيتلر انجام شود، و چه از طريق حمله اوباش به احزاب دموکراتيک،  در زمانهاي نيمه دموکراسي در ايران.  مسأله مشابه در جنبش فلسطين بوده است،  که ياسر عرفات ميخواست به همه، از جمله نيروهاي تروريست اسلامگرا،  آزادي *عمل* نامحدود دهد، و آنها با استفاده از آزادي،  آزادي را کشتند، و ايجاد دولت دموکراتيک فلسطيني را سالها به عقب انداختند.

 

سوال اين است که حفاظت از دموکراسي يعني چه،  و آيا پاسخ در نسبي کردن دموکراسي است. بنظر من اصل بحث،  تفاوت قائل شدن بين *انديشه* و *عمل* است.  يک نيرو مثل کوکلاکس کلان و يا فاشيست ها،  بايستي آزادي *انديشه* داشته باشند که عقائد خود را بيان کنند، و اساسأ آزادي انديشه بسيار *نامحدودتر* است تا آزادي *عمل*، و فقط مواردي نظير تهديد به مرگ  و يا تبليغ پورنوگرافي کودکان جرم هستند.  در صورتيکه بالعکس، آزادي *عمل*،  محدوديتهاي بسيار بيشتري بايد داشته باشد، يعني که اينگونه نيروهاي استبدادي، در صورت عمل کردن به  آندسته از نظرات خود، نظير از هم دريدن سياهان،  يا در کوره آتش سوزي انداختن يهوديان، بايستي فورأ دستگير،  محاکمه، و مجازات شوند.

 

حمله هاي سومکا به نيروهاي ليبرال و چپ در سالهاي  1320-32، و يا حمله هاي حزب الله به نيروهاي مترقي در دوران حکومت بازرگان را،  ميبايست يک دولت  دموکرات بشدت مجازات ميکرد،  يعني آزادي *عمل*،  خيلي از آنچه دولت مصدق و بازرگان جائز ميشماردند،  بايستي محدود تر ميشد، و نه آنکه تحت عنوان آزادي، يا از ترس آنکه ديکتاتور خوانده شوند، آزادي *عمل* نامحدود به اين نيروهاي استبدادي را اجازه دهند،  که آزادي *عمل* براي اينگونه جنايات بيابند.  بالاخره نيروهاي استبداد توانستند،   دولت نيمه دموکراتيک مصدق يا بازرگان را،  با همکاري نيروهاي مداخله جوي خارجي در مورد اول، و با همکاري نيروهاي اسلامگرا در مورد دوم، سرنگون کنند.

 

براي نيروهاي دموکراتيک ايران، در روز پس از سقوط جمهوري اسلامي، مهمترين کار برقراري دموکراسي *نيست*، بلکه مانند زمان مصدق و سال اول پس از انقلاب 1357، مهمترين کار،  *حفاظت* از دموکراسي است.

 

يعني که نبايستي به گروه هاي فشار اجازه داد، با تفنگ و چاقو، رسانه ها، نشريات، گردهمائي هاي دموکراتيک، احزاب و تشکيلاتهاي سياسي را تهديد کنند. نه تنها چنان آزادي *عمل* ها را نبايستي به آنها  داد، بلکه در صورت انجام چنين اعمالي، بايستي فورأ دستگير و در دادگاه به تناسب جرم، مجازات شوند.  همچنين نبايستي اجازه داد نيروهاي پليس با جريانات فاشيست همکاري داشته باشند، و ميبايست مأمورين پليس فاسد فورأ عوض شوند.  به همين دليل،  نياز به داشتن انتخابات متناوب براي مقام رئيس پليس لازم است، و بنظر من رئيس پليس شهر و مناطق، بايستي مقامات انتخابي باشند.

 

دکتر مصدق سعي بسياري کرد که نيروي پليس  دولت رفرم شود،  از نيروي فشار تغيير يابد، و  دشمنان دموکراسي،  اول رئيس پليس وي افشارطوس را از پا درآوردند،  و سپس شاه و سيا، با استفاده از اوباش،  در 1953 بر ضد دولت او کودتا کردند. مصدق در برقراري دموکراسي موفق بود، اما  در *حفاظت* آن ناموفق بود.  نميتوان *عمل* دشمنان دموکراسي را فقط با اندرز خنثي کرد، وقتي که آنها  مشغول بيان *انديشه* نبوده،  بلکه جمعي هستند که ضد دموکراسي *عمل* ميکنند.

 

در دوران دولت موقت بازرگان،  اساسأ نيروي پليس دست نخورده ماند، يعني وي کسي نظير افشارطوس را نداشت که پليس را رفرم کند، و در نتيجه فقط اوباش حزب اللهي خارج دولت نبودند که به کابينه بازرگان پايان دادند، بلکه نيروي پليس،  حتي زمان اوج قدرت بازرگان هم، با نيروهاي حزب اللهي در همکاري نزديک بود،  و بازرگان در اين مورد کاري نکرد،  و به حرف موسسات قضاوت مردم،  نظير مطبوعات توجهي نکرده، و اقدام *عملي* متناسب،  براي اخراج پليس هاي همکار حزب الله نکرد، و فقط از قدرت موازي به خميني گله ميکرد، و اجازه داد قدرت موازي نيروهاي استبداد مذهبي آنقدر قوي شود، که در زمان گروگانگيري، کابينه وي را هم به راحتي به بيرون پرتاب کردند.

 

در واقع علت آنکه در دموکراسي مدرن، حکومت قانون آنقدر نقش مرکزي دارد،  به آن خاطر است که حکومت قانون، *فرد* را از هرگونه تحميل ديگري حفاظت ميکند، اما همانگونه که در "دموکراسي حکومت مردم نيست، قضاوت مردم است" نوشتم، حکومت قانون وقتي که با موسسات قضاوت مردم همراه باشد است که ميتواند منتج به دموکراسي شود.  به عبارت ديگر،  دولت هاي دموکراتيک،  بايستي نهادهاي کنترل پليس و نيروهاي انتظامي، يعني موسساتي نظير مطبوعات آزاد را تقويت و حفاظت کنند، و نيز انتخابات روساي پليس در شهر ها و مناطق را برقرار کنند،  تا که قدرت استبداد،  با از بين بردن نهادهاي قضاوت مردم، و از طريق گرفتن مقامات در درون نيروي پليس موجود از درون،  يا از طريق نيروهاي شبه نظامي از بيرون،  تسخير نشود.

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

16 بهمن 1383

February 5, 2005

 

مقاله مرتبط:

 

http://www.ghandchi.com/383-Galbraith.htm

 

http://www.ghandchi.com/376-WhyNoMonarchy.htm

 

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com