Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

"Death to America" Chants of IRI New Parliament  

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/336-IRIParliament-plus.htm

 

شعار "مرگ برآمريکا"ي  نمايندگان مجلس جديد جمهوري اسلامي

سام قندچی

 

من و بسياري ايرانيان ديگر، شعار مرگ بر آمريکا،  که سالهاست رژيم خميني و طرفدارانش،  به نام ايران و ايراني،  در هر کوي و برزن سر ميدهند را، محکوم ميکنيم.  هنوز خون يک آمريکائي بيگناه بنام نيک برگ  که اسلامگرايان بطرز فجيعانه اي چند هفته پيش در عراق  سر بريدند، خشک نشده است.  نمايندگان مجلس  هفتم جمهوري اسلامي،  در جلسه اول افتتاحيه اين مجلس ، اين  شعار جنايتبار آيت الله خميني را دوباره سر داده اند.

 

 آنها نماينده مردم ايران نيستند و اين شعار مردم ايران نيست.  مردم ايران خواهان استقلال ودرعين حال دوستي با آمريکا هستند.   شعارمرگ بر آمريکا، شعار دشمنان مردم ايران است،  که باعث خسارات فراوان به ايران و ايراني، در داخل و خارج کشور، طي اين سالها شده است،  و نام ايراني را با گروگانگير، تروريست و اسلامگرا آغشته کرده است.

 

اين شعار سبعانه، از ابتداي تأسيس جمهوري اسلامي، از طرف رهبران جمهوري اسلامي،  در هر نماز جمعه تکرار شده است. در واقع پس از گردن زدن نيک برگ،  و جنايت هولناک 11 سپتامبر، معني اين شعار مرکزي اسلامگرايان بر هر کس در جهان آشکار است.  و قبل از آن نيز بسياري جنايات ديگر اسلامگرايان را ديديم،  فتواي آيت الله خميني براي  قتل سلمان رشدي براي افکار وي، که امروز حتي نوه او آن فتوا را محکوم ميکند، و  ترورهاي برومند،  بختيار، رهبران کرد،  فروهرها، و بسيار ديگران.

 

در تاريخ،  اسلامگرايان اولين نيروئي نيستند که با ظاهر مردمي،  چنين برنامه جنايتکارانه اي را به جلو ميبرند، جريانات ديگر ايدئولوژيک نظير کمونيسم شوروي، چين، کامبوج، ويتنام، و اروپاي شرقي، جنايات مشابهي را ضد بشريت انجام دادند،  و پايان کمونيسم توسط جنش دموکراسي خواهي در شوروي،  به تروريسيم کمونيستي در روسيه و اروپا پايان داد. در آينده نيز پايان اسلامگرائي از طريق جنبش دموکراسي خواهي در خاورميانه،  به  اين تروريسم اسلامي پايان خواهد داد.

 

در تاريخ معاصر، آنگونه که قبلأ نوشتم،  کمونيسم به همينگونه،  در پي نابودي سرمايه داري و رأس آن آمريکا بود. کارل پاپر در "درس هائي از اين قرن"  در 1997 ، اين موضوع را به خوبي توضيح داده است. پاپر مينويسد که بحث اصلي مارکس در کاپيتال اين است که "سرمايه داري نميتواند اصلاح شود، بلکه فقط ميتواند نابود شود، و اينکه اگر کسي خواهان جامعه بهتر است، آن بايستي نابود شود" (ص 19). صرف نظر از تمام اصلاحات سرمايه داري، اين پايه تفکر مارکسيسم، تا پايان امپراتوري شوروي،  بخشي از ايدئولوژي رهبران شوروي باقي ماند. سپس پاپر بحران 1962 کوبا را ذکر ميکند،  و دستيابي شوروي به بمب هيدروژني،  که براي اولين بار به شوروي امکان آنرا ميدهد که آمريکا را نابود کند.

 

اما شوروي دربحران  کوبا در سال 1962 عقب نشست،  و پاپر مينويسد که "شوروي جنگ سرد را در آن نقطه از دست داد، وقتي که کوشش براي نابود کردن آمريکا امکان پذير شد.  آن زماني بود که تنها ايده باقي مانده رژيم مارکسيستي شکست خورد، و آن آغاز سقوطي بود که به فروپاشي عمومي انجاميد." (ص23) "ولي پس از 1962، آنها کماکان به توليد بمب ادامه دادند، وقتي بخوبي ميدانستند که نميتوانند از آن استفاده کنند. آن نقطه صفر مطلق فکري بود."

 

در مورد اسلامگرايان ما هنوز در شرايط مشابه 1962 قرار نگرفته ايم،  که جمهوري اسلامي يا نيروي اسلامگراي ديگري توان نابود کردن دنياي غرب را داشته با شد،  و در نتيجه پاسخ اين سوال که اين نيروي واپس گرا،  نظير خروشف، عقب نشيني کند،  يا آنکه جهان را نابود کند، هنوز معلوم نيست.

 

جالب است که کل درک ترسيم غرب به مثابه شيطان، و ديدگاه نابودي غرب، بخش لاينفک شستشوي مغزي مردم شوروي شد، نظير آنچه اسلامگرايان در خاورميانه در 30 سال گذشته انجام داده اند.  گورباچف  اين پديده در شوروي را ذکر ميکند،  وقتي او احساس ميکند که نياز به *نرمال* کردن مردم شوروي است. آنچه در زير ميايد ملاحظات پاپر از اين آخرين دوره سقوط کمونيسم روسي است.

 

"تنها با گورباچف است که ما مردي را ميبينيم که تشخيص داده است که بايستي پيش فرض بنيادي کل سياست شوروي را تغيير دهد، که آنها مردمي هسنتند با مأموريت براي نابودي سرمايه داري-يعني، آمريکا.  گورباچف در واقع خود چندين بار به آمريکا آمده بود، و واقعيت را آنجا ديده بود، او ميخواست که درک خود از مردم آزاد، که نسبت به روسيه خشونت بار نيست را، نشان دهد،  و اميدوار است که روسيه سر عقل آيد. و گورباچف حرف مهمي زد وقتي که گفت "من ميخواهم مردم شوروي را يک مردم نرمال کنم" ..ميبينيد که دست آورد گورباچف آن بود که فهميده بود که مردم شوروي "نرمال" نبودند ، در صورتيکه مردم آمريکا بودند.  اين برخورد واقعأ در آمريکا بسيار متفاوت است، مردم هميشه اين بازي وحشتناک را در فکر ندارند"

 

ملاحظات پاپر در باره شوروي بسيار مهم هستند. کوشش دولت کمونيستي، حزب، و رهبران آن، دهها و دهها سال، ايجاد اين نگرش غير عادي  در ميان مردم بود، تا که مأموريتي براي نابودي آمريکا هميشه در فکر خود داشته باشند.  بنظر من دولت ها، احزاب، و رهبران اسلامگرا نيز،  کوشش مشابهي در سه دهه گذشته داشته اند.

 

طرفداران خميني در ايران، طالبان در افغانستان، و جريانات اسلامگراي ديگر، با  شعار "مرگ بر آمريکا"،  براي بيش از 20 سال، هر هفته در نمازهاي جمعه در ايران و نقاط ديگر خاورميانه،  سعي در شستشوي مغزي  عمومي جامعه براي ايجاد ذهنيتي براي نابودي آمريکا کرده اند.

 

اين ديدگاه است که مسول جنايات  11 سپتامبر،  دنيل پرل، نيک برگ، و ديگران است.

 

مردم خاورميانه بيش از صد سال پيش، جنبش هائي نطير مشروطيت در ايران را بر پا کردند، و  سکولاريسم و قانون مدني را پشتيباني کردند. بنياد گرائي اسلامي کنوني در ايران،  بيان واقعيت تفکر مردم ايران نيست، بلکه نظير فاشيسم نازي،  يک حرکت بسوي گذشته است، و گرچه هم فاشيسم نازي و هم اسلامگرائي، جنبش هاي مذهبي بوده و هستند،  اما اصل انديشه آنها در ضديت شان  با دموکراسي غرب و سکولاريسم خلاصه ميشود، و هيچ نياز باصطلاح "تاريخي" براي حکومت اسلامي در آن جوامع نيست، چه نوع فاشيستي و چه باصطلاح دموکراسي اسلامي.

 

شعار مرگ بر آمريکاي مجلس هفتم جمهوري اسلامي، يعني مجلسي که حتي از ورود اصلاح طلبان رژيم نيز ممانعت کرده است، نشان ميدهد که اسلامگرايان تا نابودي دموکراسي غرب از پا نخواهند نشست، و راه حل سقوط اين جمهوري هاي اسلامي،  نظير سقوط شوروي قبل از آنهاست، يعني بدست جنبش دموکراسي خواهي خود مردم ايران، تا که هرنوع اسلامگرائي حقانيت مردمي را براي هميشه از دست یدهد، و اين جريان واپس گرا،  که در برابر تحول جهاني فراصنعتي سر برآورده است، پايان يابد.

 

اولين گام نيز همانگونه که گورباچف گفت، *عادي* کردن مردم است، از طريق متوقف کردن اين شعار "مرگ بر آمريکا" ونقد ديدگاه ضد دموکراسي غرب. متأسفانه اصلاح طلبان رژيم جمهوري اسلامي،  چه در مجلس ششم و چه در دولت آقاي خاتمي، حتي اين حد اقل را نيز،  طي اين همه سال،  نتوانستند  بر آورده کنند.

 

خود مردم ايران،  و نيروهاي دموکراسي خواه خارج حکومت،  به اين مهم پرداخنتد، و امروز اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران،  اين شعار جنايت بار ، که  اسلامگرايان به نام ما ميدهند را،  محکوم ميکنند، و رژيم با سرنيزه جلوي بيان آشکار مخالفت مردم با اين شعار در خيابان ها را ميگيرد.

 

تکرار شعار "مرگ بر آمريکا" توسط نمايندگان مجلس،  فقط کمک بنابودي ايرانياني است که خواهان روابط حسنه با همه جهان هستند.  ايرانياني که خواهان يايان جمهوري اسلامي هستند. رژيمي  که براي ما گروگان گيري،  و جنايات ديگر اسلامگرايان واپس گرا را،  طي 25 سال گذشته،  به ارمغان آورده است.

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

7 خرداد 1383

May 27, 2004

 

 

متن بزبان انگليسي

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/336-IRIParliamentEng.htm

 

 

مقالات ديگر مربوط به موضوع

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/index-Page4.html

 

 

------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/

 

فهرست مقالات

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/SelectedArticles.html

 

 

 

   Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ