Sam Ghandchiسام قندچي حشمت طبرزدی، اصلاح طلبان و اینکه امید، استراتژی نیست
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3190-hope-is-not-strategy.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5     6     7     8     9     10     11     12

 

iri-reformists-and-hope-is-not-strategy

 

دو ماه پیش در آستانه ی انتخابات دوم اسفند ماه 1398 یادداشتی برای دوست عزیز آقای حشمت طبرزدی نوشتم تحت عنوان «انتخابات: آقای طبرزدی، ما با اصلاح طلبان مخالفیم اما همان کارهای آنها را می کنیم»، که مقاله به حدود نیم قرن فعالیت اصلاح طلبان اشاره داشت. منظورم، ابداً به کار بردن روشهای مشابه مبارزاتی نبود که کار غلطی نیست. خیلی از رادیکالترین نیروهای سیاسی در تاریخ در زمانهایی، از مسالمت آمیزترین روشهای مبارزات استفاده کرده اند، و خیلی از محافظه کارترین نیروهای سیاسی نیز در زمانهایی حتی مبارزه ی مسلحانه کرده اند، اینجا بحث برسر روشهای مبارزاتی نیست بلکه منظور، دیدگاه، استراتژی و نوع پرورش کادرها است که در فعالیتهای خود دنبال می کنیم و همانطور که روز گذشته بحث شد تأکید بر نیاز به رهبران حرفه ای در عرصه ی سیاست به معنی نفی اهمیت هوادارانی نیست که مردمی با حرفه هایی غیر از سیاست هستند. اصلاح طلبان ایران، 40 سال است که به مردم فقط امید داده اند وقتی مدعی برقراری جمهوری در ایران بوده اند در حالیکه به سخن خود آقای سید محمد خاتمی، نقش او طی 8 سال ریاست جمهوری بعنوان یک تدارکاتچی نظام بود. اینجا بحث سر نقش حتی آیت الله خامنه ای در عمل نیست. بحث درباره ی امید واهی دادن به مردم از سیستمی است که هیچ قرابتی با جمهوری و جمهوریت ندارد و اینکه این اصلاح طلبان استراتژی برای رسیدن به جمهوریت که ادعایش را می کنند، نداشته اند و فقط امید واهی به مردم داده اند. و همین اصلاح طلبان عملاً در دهه ی شصت در کشتار زندانیان سیاسی شرکت داشتند و بعد هم در خارج کشور در قامت تشکیلات نایاک نقش اصلی را در فریبکاری برای دور کردن اپوزیسیون از خواست تغییر رژیم ایفا کرده و می کنند. یعنی نه تنها استراتژی برای رسیدن به جمهوری و جمهوریت یعنی جمهوری سکولار دموکرات واقعی نداشتند، بلکه کارشان دادن امید واهی به مردم بوده و هست. این منظورم بود وقتی گفتم ما با اصلاح طلبان مخالفیم اما همان کارهای آنها را می کنیم یعنی به مردم امید واهی می دهیم و خود نیز استراتژی برای رسیدن به جمهوری سکولاردموکرات ارائه نداده و چنان استراتژی را به اجرا نمی گذاریم که مهمترین اساس چنان کاری باید ایجاد سازمان و تشکیلاتی در داخل ایران باشد که چنین استراتژی را به پیش ببرد. شخصاً همیشه به آقای حشمت طبرزدی اعتماد داشته ام اما بی رودربایستی بگویم اکثر دوستان ایشان که به خارج آمده اند این تصور را دارند که سفیر یک حزب قدرتمند اپوزیسیون در ایران هستند و تازه آنهم مشکلی نیست اما بسیاری از آنها دروغگو و نان به نرخ روز خور هستند و نه از لحاظ نظری و نه از زاویه ی فعالیت سیاسی ابداً نماد فعالان سیاسیِ پرورش یافته حتی در خارج کشور نیستند، تا چه رسد مقایسه ی آنها با فعالان سیاسی پخته و فهمیده که در ایران پرورش پیدا کرده اند نظیر خانم اشرف دهقانی جدا از همه ی اختلافات بر سر مشی چریکی. اساساً جریان جبهه دموکراتیک در ایران که آقای طبرزدی راه اندازی کرده اند فعالیتی در نقاطی ندارد که جنبشهای اتنیکی در ایران جریان دارد اما این افرادِ صادراتی جبهه دموکراتیک به خارج کشور، کاسه ی داغ تر از آش شده و بر تنور جریانات تجزیه طلبانه می دمند، تازه در آن زمینه هم آگاهی شان در حد زیر صفر است و ای کاش در این کارها دخالت نمی کردند. شخصاً برای کسانی نظیر دوست عزیز آقای عبدالله مهتدی و خانم گلاره شرفکندی احترام زیادی قائل هستم که با درایت کامل نه تنها با نیروهای سیاسی جنبش سراسری ایران تبادل نظر می کنند و جنبش منطقه ای را که بیشتر در آن فعالیت داشته اند یعنی کردستان را خوب می شناسند، بلکه با فعالان واقعی جنبش سراسری ایران ارتباط برقرار کرده و به حرف فعالان جنبش سیاسی و مدنی سراسری توجه می کنند نه آنکه خود و دیگران را هم به گمراهی بکشانند، درحالیکه برخی از دوستان آقای طبرزدی که به خارج آمده اند در مورد موضوعاتی نظر می دهند که کوچکترین آگاهی سیاسی و تجربه ی عملی از آن ندارند و نظیر اشتباه کسانی است که دو سه سال قبل از انقلاب 57 از خواب چندین ساله ی سیاسی خود بیدار شدند و با آیت الله خمینی در خارج کشور عهد مودت بستند، در حالیکه در همه ی 15 سال بعد از پانزدهم خرداد 1342، اصلاً نظرات و برنامه های آیت الله خمینی و پیروان او را در ایران، بررسی هم نکرده بودند وقتی خودشان در ایران در چند قدمی راه اندازان انجمن حجتیه و حسینیه ی ارشاد زندگی می کردند، و شخصاً هم آن اسلامگرایان را از نزدیک می شناختند. یا دوستان دیگر آقای طبرزدی، که پیشتر هم گفتم، در حرف به این نگارنده می گفتند جمهوریخواه هستند اما دقیقاً می دانستم که همانوقت که با صاحب این قلم حرف می زدند، عضو حزب مشروطه ی ایران بودند، یعنی روز روشن به این نگارنده دروغ می گفتند و بعد هم که رفتند کانادا و یک دفعه هم در مورد این دروغگویی خود عذرخواهی نکردند و بعنوان نماینده ی ارشد جبهه دموکراتیک، اینطرف و آنطرف سخنرانی می کنند. و دیگران نیز از جمع صادراتی های جبهه دموکراتیک که تا شغلی در جایی گرفتند آنقدر نان به نرخ روز خور هستند که حتی پاسخ یک پیام ساده ی فیسبوکی را از ترس در همین آمریکا و اروپا نمی دادند که مبادا شغلشان در خطر افتد، و از جمع دوستان فیسبوکی خود هم حذف کردم تا چه رسد به آنکه از امثال این آدمها بشود بعنوان آدم قابل اعتماد سیاسی یاد کرد، حداکثر در حد یک دانشجوی سمپات انجمنهای دانشجویی قدیم هستند که با عنوان کردن سابقه در جنبش 18 تیر برای خود از آن نمد کلاهی دوخته اند و شغلی در این تلویزیونهای خارج کشور دست و پا کرده اند. دوست عزیز آقای طبرزدی و برخی دیگر از فعالین سیاسی در داخل ایران که بیشتر به فکر خارج از کشور هستند تا سازماندهی سیاسی و نظری درست کادرهای سیاسی در داخل ایران، به خودشان هم ضرر میزنند و کسانی را تولید کرده اند که نه به درد خارج کشور می خورند و نه داخل کشور و نظیر آنهایی هستند که در بسیاری از نیروهای جنبش فلسطین به وفور یافت می شوند که کارشان در بیروت هر شب در کاباره های آن شهر، ژست گرفتن بعنوان انقلابی نستوه، و تقسیم کردن خانمهای خبرنگار اروپایی بین یکدیگر؛ بیشتر هم نگویم که بهتر است نگویم. عذر می خواهم انقدر رو راست می نویسم اما بارها در لفافه تلاش کردم این حرفها را بگویم. در واقع وقتی گفتم همان کارهای اصلاح طلبان را می کنیم همه ی این موضوعات مدّ نظرم بود. فرقی بین اینها و صادراتی های اصلاح طلبان به خارج کشور در 10 سال گذشته بعد از جنبش سبز نیست که بهتر است در هر دو مورد بیشتر ننویسم که سالها ست به اندازه ی کافی درباره ی نقش دسته ی دیگر یعنی اصلاح طلبان و چپی های سیاهی لشگر آنها در راه اندازی نایاک نوشته ام. ای کاش دوست عزیز آقای حشمت طبرزدی توجه کنند که در خارج کشور کسانی نظیر دوست عزیز دکتر اسماعیل نوری علا و حزب سکولار دموکرات ایرانیان، سالهاست کار پایه ای و درست آغاز کرده و انجام می دهند، ای کاش جبهه دموکراتیک آقای طبرزدی هم در داخل ایران همین کار را می کردند به جای آنکه می خواهند جنبش سیاسی را در خارج کشور، رهبری کنند که همه ی این سالها نتیجه اش معکوس بوده است. در همان داخل کشور کار سازماندهی سکولار دموکراتها اصل هدف باید باشد و با خارج نیز با دوستانی که سالها ست بطور مداوم در جنبش سکولار دموکراسی ایران فعالیت مداوم کرده اند، همکاری واقعی کنید، و نه فقط در حرف، و اجازه دهید دوستان حزب سکولار دموکرات ایرانیان به شما برای خارج راهنمایی کنند و شما هم به آنها برای فعالیت در داخل ایران راهنمایی کنید. به هر حال همین اندازه هم زیادی نوشتم و دیگر نخواهم نوشت که به قول حافظ رموز مصلحت ملک خسروان دانند و اینجانب فقط یک خبرنگار مستقل هستم و نه بیشتر و امیدوام که خبررسان را نخواهیم خفه کنیم و به اصل موضوعاتی که مطرح شد بپردازیم و نه جملاتی که گفته شد که لزوماً بهترین استعاره ها را به کار نبرده ام. با بهترین آرزوها.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

دوم فروردین ماه 1399
March 21, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH