Sam Ghandchiسام قندچي پیام گلرخ ایرایی از داخل زندان: #تحریم_انتخابات
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3099-golrokhiraee.htm

پی نوشت 22 بهمن 1398: http://bit.ly/37edwH3 (پانویس)

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5    6   7    8    9    10

 

golrokhiraee-tahrim-entekhabat

 

چند لحظه پیش پیام زندانی سیاسی خانم گلرخ ایرایی را در اینترنت دیدم که دو کلمه بود: #تحریم_انتخابات. پیش خودم فکر می کردم که خانم گلرخ ایرایی دوباره چند ماه پیش به زندان بازگردانده شد چرا که باب میل رژیم رفتار نمیکرد، و همچنان همسر ایشان، آقای آرش صادقی در زندان با سرطان استخوان دست و پنجه نرم می کند. نمی دانم اینهایی که نظیر نایاک در خارج کشور با هزار دلیل و برهان می خواهند این رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی را توجیه کنند، با دیدن جنایتی که در حق این زوج شده است خجالت نمی کشند. شما نایاکی ها در این دموکراسی آمریکا کمترین محدودیتی که پیدا کنید، صدایتان به آسمان میرود، چرا یک کلمه در مورد گلرخ ایرایی ها و آرش صادقی ها چیزی نمی گویید؟ درخواست برای تحریم انتخابات اقدامی کاملاً مدنی است و وقتی مدتی خانم گلرخ ایرایی آزاد بود همین درخواست را بارها مطرح می کرد، یعنی اینها زوجی هستند که مبارزه مدنی می کنند، اما سه سال پیش در سال نو میلادی امنیتی های رژیم آنها را به دروغ زوج تروریست نامیدند و حبس کردند و آن موقع آرش، سرطان نداشت ولی اکنون مدتهاست به سرطان مبتلا شده و هنوز در زندان است. واقعاً تف به روی آن چپی ها و ملیونِ توجیه گر این رژیم که این نایاک را راه انداختند و خجالت هم نمی کشند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هفتم بهمن ماه 1398
January 27, 2020

 

پانویس:

 

پی نوشت 22 بهمن 1398: http://bit.ly/37edwH3

February 11, 2020

 

نامه گلرخ ایرایی از زندان قرچک؛ در نمایش اهانت‌آمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون آلوده است شرکت نمی‌کنیم

نه در چهار دهه‌ی اخیر، بلکه در یکصد سال گذشته علیه ظلم شوریدیم و هر بار سخت‌تر از قبل سرکوب شدیم. عوامل بیرونی شکست‌هایمان را به کرات بررسی کردیم. در تحلیل‌هایمان از علت ضعف و کوتاهی‌هایمان غافل ماندیم و دلیل متوقف شدنمان را هر بار به عوامل بیرونی و دیگرانی نسبت دادیم که بی‌تقصیر نبودند اما از ضعف‌های خودمان جان گرفتند. پس از شکست دیکتاتور پیشین مصادره انقلاب، اولین گروه بنیادگرایان اسلامی در خاورمیانه روی کار آمدند و در اولین اقدامشان تمامی احزاب منحل شدند. سران احزاب تحت شکنج قرار گرفتند و با دردناک‌ترین شیوه‌ها وادار به اعتراف اجباری علیه خود یا وادار به ترک وطن شدند. بسیاری را که ثمره از جان گذشتگی‌شان سرنگونی دیکتاتور پیشین بود، به کام مرگ کشیدند؛ حجم سرکوب و وحشت به حدی بود که بسیاری از هواداران به انزوا رفتند. با ادامه جنگ خارجی که در ماه‌های ابتدائی به سمت آتش‌بس می‌رفت، قدرت خود را تثبیت کردند. در طول سال‌های جنگ با تحریک افکار عمومی و درگیر کردن افراد با فشارهای ناشی از جنگ، بسیاری از مخالفان داخلی را شناسایی، سرکوب و به قتل رساندند.
پس از اتمام جنگ نیز در جنایتی هولناک بسیاری را قربانی زیاده‌خواهی خود کردند. سرکوب و وحشتی که جامعه را در خود فرو برده بود، به سکوت و انزوای فعالین ختم شد و همزمان با آن از بین رفتن احزاب منجر به سکون و بسته شدن درهای جامعه‌ی سیاسی شد. سرکوب از جانب حکومت انکارناشدنی است؛ اما آنچه باعث می‌شود نتوانیم اجتماعاتمان را شکل داده و به اعتراضاتمان سمت و سو بدهیم، نه صرفاً عوامل بیرونی، بلکه باید در درون خودمان جست‌وجو شود.
ناتوانی در سازمان‌دهی نیروهای مردمی و نداشتن رسانه‌های پرمخاطب ایدئولوژیک با گرایشات سیاسی (و نه صرفا حقوق بشری) پیش از آنکه ناشی از محدودیت‌ها و سرکوب باشد، ناشی از ضعف‌ها و کوتاهی خودمان است. اکنون پس از چهار دهه، هنوز نه تشکیلات آزادی‌خواهانه‌ای داریم و نه تریبون پرمخاطبی که از جان سخن بگوید، بلکه بر جان نشیند. نداشتن رسانه پرمخاطب و نبود فضای نقد و تحلیل برای رصد کردن دلایل و عوامل نارضایتی‌ها و نبود تحلیل درست از کنش‌ها و واکنش‌های حکومت، هر بار به بیراهه‌ای می‌بردمان که بهای آن شکست‌های پی‌درپی و فرو رفتن در خلسه و بیهودگی کنونی است. به همین دلیل است که با وجود فرصت‌های موجود و اعتراضات پیش‌آمده دستاوردی نداریم.

هزار و پانصد کشته و هزاران بازداشتی و زخمی و بسیاری که محروم از حقوق شهروندی شده‌اند، ماحصل اعتراضات اخیر است. اگر قدرت سازماندهی داشتیم و ابزارهای مورد نیاز را فراهم کرده بودیم، از خشم و اعتراض دستاوردی داشتیم.

برای مدیریت اعتراضات باید فضایی ایجاد شود تا تحرکات مردمی سازماندهی شود و هزینه‌های تحمیلی مالی و جانی به فرصتی برای در هم شکستن تخت استبداد تبدیل شود. رژیم در یک دهه‌ی اخیر با بحرانی‌ترین شرایط اقتصادی در کل دوره‌ی حیات خود مواجه بوده است. اما هر بار توانسته اعتراضات را که مستقیماً با مشکلات معیشتی، گرانی و بیکاری مرتبط بوده خنثی کند. در کنار حجم گسترده سرکوب، هر بار در میانه‌ی اعتراضات افکار عمومی را به سمت مسائلی که درد توده نبوده و تنها دغدغه‌ی قشر خاصی از جامعه بوده است، جلب کرده؛ سعی در ایجاد انحراف داشته و سطح مطالبات را بسته به خواست و اراده خود از معیشت و حق و حقوق اولیه‌ی زندگی به مطالبه‌گری‌های لوکس و فانتزی کاهش داده است. با همین شیوه صف معترضان را به چند شقه تقسیم کرده و هر کدام را به بیراهه‌ای برده است؛ در چنین شرایطی برای مقابله با فاشیسم حکومتی به تحلیل درست شرایط موجود و ارائه راهکارهای اصولی و البته عملی کردن راهکارهای ارائه شده نیاز است؛ و اگر باز هم نتوانیم، نه‌تنها گامی به پیش برنداشته‌ایم، بلکه باید منتظر فریب دیگری باشیم.آن هم در این روزها که با هر ترفندی سعی در اثبات خود دارند و می‌خواهند این دشت سوخته را درو کنند و بر ویرانه‌هایی که ساخته‌اند سروری کنند.

وعده‌های محقق نشده‌ی پیشین ناسزای بزرگی است برای جامعه‌ای که بارها با خوش‌باوری خود را محک آزمون و خطای تاریخی کرده و هنوز از استبداد و فقر رنج می‌برد. این رنج تا زمانی خواهد بود که باور کنیم که حق‌مان این نیست هر بار از میان غربال‌هایشان افرادی را انتخاب کنیم. انتخابات آن است که حضور احزاب و گروه‌های مختلف آزاد باشد؛ احزابی با تشکیلات مشخص و منسجم. دارای بیوگرافی و مرام‌نامه و برآمده از تفکرات گوناگون.

انتخابات در نظام‌های تک‌حزبی که تحت لوای یک شخص اداره می‌شوند، بی‌معناست و نمایش آن اهانت به شعور جمعی است. اکنون نه‌تنها در نمایش اهانت‌آمیز حکومتی که دستان زمامدارانش به خون فرزادها، زانیارها، لقمان‌ها و رامین‌هایمان آلوده است، شرکت نمی‌کنیم. نه‌تنها ملعبه دست حکومتیان و ملیجک‌های درباری‌شان نمی‌شویم، نه‌تنها فریب اپوزیسیون‌سازی درون حکومتی‌شان را نمی‌خوریم، بلکه مراقب فرصت‌طلبان در پوشش و با ادبیاتی متفاوت از آن سوی مرزها نیز هستیم؛ و از مسیر مبارزه و آزادی‌خواهی منحرف نخواهیم شد.
تا زمانی که به حداقل‌ها دل خوش کنیم و ساده‌لوحانه، خلسه و خماری امروز را جزیره ثبات و آسایش بدانیم، لایق همین جایگاه خواهیم بود. تا رهایی از چنگ استبدادی که بیش از یک قرن است در مسیر آزادی‌خواهی‌مان سایه افکنده است، ایستاده‌ایم؛ حتی اگر مسیر ناهموار و تنها سلاح جانمان باشد.

گلرخ ابراهیمی ایرایی / بهمن ماه ۱۳۹۸ / زندان قرچک ورامین.
#گلرخ_ایرایی
#تحریم_انتخابات
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH