Sam Ghandchiسام قندچي استالینیسم: یادداشتی برای دوستان چپ و چپ سابق
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3091-stalinism-chap.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4   5   6    7    8    9

 

stalinism

 

دوستان عزیز چپ و چپ سابق، این نوشته موضوعی نه در عرصه ی خصوصی بلکه در عرصه ی عمومی است، درباره ی ضرورت بحثی در این برهه ی زمانی که شکل گیری احزاب تازه ی آینده نگر آغاز شده است. لازم به یادآوری است که این یادداشت بحث تئوریک در مورد مارکسیسم، لنینیسم یا استالینیسم نیست که به تفصیل در 40 سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته اند. ببینید بعد از مرگ استالین و سخنرانی خروشچف در کنگره 20 حزب کمونیست شوروی در سال 1335 اساساً دیگر توتالیتاریانیسم دوران استالین، موضوعی ناشناخته نظیر سالهای تصفیه حزبی و اعدام بوخارین پیش از جنگ جهانی دوم نبود. با اینحال همه ی نحله های جنبش کمونیستی ایران بعد از کنگره 20 که سه سال بعد از کودتای 28 مرداد 1332 بود، کماکان از استالینسم حمایت کردند، چه توده ای ها و چه مائوئیستها، چه سیاسیکارها و چه طرفداران مشی چریکی! تنها نیروهایی که قدری متفاوت عمل کردند جریاناتی نظیر خلیل ملکی و جامعه سوسیالیستها بودند که با تیتوئیسم سمتگیری کردند که چندان دستکمی از استالینیسم نداشت و مطالعه ی تاریخ یوگسلاوی سابق این حقیقت را به خوبی نشان میدهد. همچنین یکی دو جریان کوچک نیز نظیر شعاعیان در میان چریکها و جمعی بنام «کادرها» که برخی مائوئیست و برخی هم بیشتر به سوسیالیسم اروپایی و سوسیال دموکراسی انترناسیونال دوم نزدیک بودند، وجود داشتند. حتی جریاناتی با استالینیسم خالص، تحت عنوان نظرات انورخوجه در آلبانی سمتگیری داشتند. منظور اینکه سمتگیری اکثریت جنبش چپ ایران بعد از آشکار شدن واقعیات توتالیتاریانیسم استالین، اقلاً به مدت 22 سال، یعنی از 1335 تا 1357، کماکان در حمایت کامل از استالینیسم بود، و حتی بعد از انقلاب 57 نیز، برای برخی تا به امروز ادامه داشته است. استالینیسم موضوع بداخلاق بودن یک رهبر حزبی نبود بلکه خط مشی و برنامه ای است که به توتالیتاریانیسم انجامید و از گولاگ استالین تا گولاگ برژنف برای ده ها سال در شوروی ادامه یافت و امروز گولاگ اسلامی در رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در ایران، تکرار چنان ماجرایی است. این واقعیات، لزوم موضعگیری و نقد آن دوران را برای همه ی دست اندرکاران فعالیتهای حزبی لازم می کند. برخی بعد از آن تجربه ها، امروز مصدقی شده اند و از اصطلاح مصدقیسم برای توصیف نظرات و برنامه های سیاسی خود، استفاده می کنند. اما تا چنین نقدی نشود معلوم نیست احزاب و سازمانهای تازه بر چه مبانی نظری دارند شکل می گیرند، و ممکن است دوباره مثل دوران بعد از انشعاب حزب توده در سالهای 1340، زمان ماجرای شکاف چین و شوروی، شاهد تجدید حیات همان نظرات و برنامه ها زیر عناوینی تازه شویم.  تازه در جبهه ملی نیز ما با جریانات مصدقی-اسلامیستی روبرو هستیم که برنامه هایشان نظیر رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی حاکم بر ایران در 41 سال گذشته است. در واقع نقدی که از کمونیسم در 30 سال گذشته بعد از سقوط شوروی انجام شد، باعث تطهیر بسیاری از دیدگاه های ارتجاعی با رنگ و لعاب اسلامی و مصدقی در ایران شده است. به هر حال این موضوعات بحث شخصی نیستند، و همانطور که در تجربه ی انقلاب 1357 دیدیم عدم توجه به این مباحث می تواند جامعه ی ایران را بسوی خندقی دیگر نظیر آنچه برای چهار دهه شاهد بوده ایم، سرازیر کند. بسیاری از دوستان شاید در مقایسه با 50 تا کتاب چپی و اسلامی، یکی دو تا کتاب آینده نگری خوانده باشند!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم بهمن ماه 1398
January 24, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH