Sam Ghandchiسام قندچي  آقای طبرزدی، ترفند رژیم شکست خورد، پویا بختیاری دیگر فقط پسر یک کسی نیست
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3029-tabarzadi122519.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5     6     7     8     9     10    11    12    13   14    15

 

tabarzadi-pouya-bakhtiari  

 

دوست عزیز آقای حشمت طبرزدی، از دیدگاه صاحب این قلم ترفند رژیم شکست خورد و زنده یاد پویا بختیاری دیگر فقط «پسر یک کسی نیست» و «فرزند همه ی مردم ایران است». اجازه دهید توضیح دهم. چند لحظه پیش گفتگوی شما را با رادیو فردا در ارتباط با بازداشت خانواده ی پویا بختیاری گوش می کردم. بنظر می رسد که دلیل این سرکوبِ ناگهانی رژیم علیه این خانواده، به دلیل شکست ترفند رژیم برای بی اعتبار کردن اعتراض خانواده ی زنده یاد پویا بختیاری توسط عواملشان و عده ای نادان در اپوزیسیون بوده است. اگر دقت کرده باشید طی یک ماه گذشته در اپوزیسیون تبلیغات زیادی علیه این خانواده انجام شد به این دلیل که پدر خانواده آقای منوچهر بختیاری 5 سال در سپاه پاسداران بوده است. گویی ما تاریخ نخوانده ایم که ساخاروف پدر بمب اتمی شوروی بود اما به رژیم شوروی پشت کرد و یکی از برجسته ترین منتقدان شوروی شد که نامش همیشه در کنار سولژنیتسین مطرح می شد. پوپر به برخی نظرات ساخاروف انتقاد داشت که امیدوارم فرصتی پیش آید و درباره آن موضوع بحث کنم که تا حال فرصت نکردم و در هیچ نوشته ای مورد بحث قرار نداده ام، اما به هر حال هیچکس نقش ساخاروف را در اپوزیسیون شوروی در پایان دادن به آن رژیم جهمنی نمی توانست انکار کند. سیاست یعنی تحلیل مشخص از رویدادها و افراد، و نمیشود فله ای گفت کسی قبلاً سردار سپاه بوده پس حالا که مخالف این رژیم شده، دروغ می گوید. در حقیقت سپاه پاسداران در ابتدای انقلاب با دو رویداد عجین بوده است. یکی جنایاتی که در کردستان انجام داد و یکی هم مقابله ی با عراق. متأسفانه اولی را اکثریت مردم نقاط غیرکرد ابداً نفهمیدند چرا که از درک تبعیض مذهبی در نقاط سنی نشین آگاهی خیلی کم بود. در حقیقت از زمان صفویه که در نقاطی از جمله افغانستان امروز که در آن زمان بخشی از ایران بود، بجنورد و قوچان در خراسان بزرگ و منطقه ی بلوچستان و هرمزگان کنونی و کردستان اردلان موضوع تبعیض مذهبی مسأله بوده و حتی این تبعیض و فتواهای برخی ملایان درجه اول کشور در دوران شاه سلطان حسین علیه ساکنان سنی مذهب مناطقی که اکنون افغانستان خوانده می شود که حتی تجاوز به زنان سنی در آن مناطق به شکلی مطرح شده بود که شبیه اعلانهای فقهی برخی روحانیون زمان ما در ارتباط با تجاوز در کهریزک در سال 1388 بود، و اینهمه ظلم به واکنش عظیم حمله ی اشرف افغان و سرنگونی رژیم صفوی، منجر شد. منظور آنکه آگاهی در مورد تبعیض علیه اهل تسنن در ایران پس از اینهمه سال فراموش شده بود و ناگهان با روی کار آمدن رژیم روحانیت شیعه به قدرت در پی انقلاب 57، این موضوع مسأله شد و مردم از ابعاد آن ناآگاه بودند و همه ی آنچه در ترکمن صحرا و کردستان روی داد را خرابکاری علیه انقلاب می دیدند و سپاه پاسداران را بخاطر حملات مسلحانه و سرکوب اهل تسنن و کشتار در آن نقاط، محکوم نمی کردند یعنی سپاه به دلیل آن حملات در اول انقلاب از چشم مردم نیافتاد و بعنوان حامی یکپارچگیِ کشور، خود را نشان داد در حالیکه اصلاً آن جنبشها هدفشان تجزیه ی کشور نبود و شعار خودمختاری گرچه انحرافی اما در زمان انقلاب 57 با هدف تجزیه ی کشور مطرح نمی شد، البته در عمل در صورت پیروزی می توانست به ملوک الطوایفی بیانجامد، با اینحال نیروهای دموکراتیک سراسر ایران از خیزش کردها برای رفع تبعیض درمورد پیروان اهل تسنن، حمایت کردند، ولی عامه ی مردم برایشان حملات سپاه به کردستان محکوم نشد چون از اصلِ موضوعِ دعوا، مطلع نبودند که از زمان صفویه به این شکل در ایران مطرح نشده بود. اما بعد، در زمان حمله عراق، مردم عادی همه برای گرفتن تفنگ و دفاع از میهن راه افتادند و در ابتدا حتی سازمان مجاهدین نیز در ایران به مبارزه علیه عراق پیوست. تازه یکسال بعد از جنگ زمانی که اعدام شکرالله پاک نژاد و سعید سلطانپور انجام شد، نخستین ریزش جدی در بخشی از چپ ایران نسبت به رژیم صورت گرفت و همان زمان نیز مجاهدین از رژیم جدا شد. یعنی حتی تا یکسال بعد از حمله ی عراق در همه جای ایران به استثنای کردستان، به سپاه پاسداران بعنوان نیرویی که جلوی حمله به مردم، یعنی جلوی حمله ی عراق ایستاده، نگاه می شد. درست است که سلطنت طلبان زودتر علیه سپاه پاسداران موضع داشتند اما در واقعیت آنها اساساً در آن تاریخ در داخل ایران نیروی سیاسی نبودند. آنچه مهم است اینکه وقتی، چه دولتی خارجی و چه رژیمی داخلی مردم را مورد حمله قرار دهد، شجاعترین فرزندان این سرزمین در برابر حمله ی به مردم، اولین کسانی هستند که بلند می شوند و تحلیلهای قلابی فله ای یک عده نادان یا عوامل رژیم در اپوزیسیون که همیشه دوست دارند خود را "ایران‌ضدجنگ" بنامند اما کارشان لابی کردن برای رژیم بویژه در خارج کشور است، تازگی ندارد و این جزئیات که در واقع اصل مسأله ی تحلیل درست است را یا نمی فهمند یا نمی خواهند که بفهمند. منظور آنکه اگر زمانی حمله به مردم، حمله عراق بود، امروز در آبان ماه 98، حمله ی به مردم، همین حمله بسیجی ها و سپاه پاسداران در خیابانها بود و انسانهایی شجاع نظیر پویا بختیاری در برابر آن ایستادند با این تفاوت که در دوران حمله ی عراق، رشیدترین فرزندان ایران نیز برای دفاع از سرزمین خود در برابر حمله کنندگان تفنگ به دست گرفتند در حالیکه در آبان ماه 98 وقتی سپاه پاسداران و بسیجی ها با تفنگ به مردم حمله کردند، پویا بختیاری ها بدون سلاح جلو رفتند و امید داشتند که شاخه گلی به بسیجی ها و پاسداران بدهند و آنها را نیز به صفوف خود دعوت کنند، اما امثال لیلی واثقی ها فرمان آتش دادند و حدود 2000 نفر را کشتند به هر حال ترفند راه انداختن حمله به خانواده ی پویا بختیاری توسط عده ای نادان یا عوامل رژیم در اپوزیسیون، شکست خورد و حالا رژیم که می بیند این خانواده در دل مردم جایی پیدا کرده اند، اکنون شمشیر را علیه خانواده بختیاری از رو بسته و حتی به شهناز اکملی ها و مریم کریم بیگی ها رحم نکرده اند و نمی خواهند به خانم ناهید شیرپیشه و آقای منوچهر بختیاری، مادر و پدر پویا اجازه دهند که فردا در مزار پسر جانباخته شان پویا بختیاری، حضور داشته باشند که حتی مادر بزرگ خانواده بختیاری برای آزادی آنها جهت شرکت در مراسم چهلم با گریه و زاری از این بیرحمان، تقاضا کرده است، اما دیگر زنده یاد پویا بختیاری فقط «پسر یک کسی نیست» و «فرزند همه ی مردم ایران است». با بهترین آرزوها برای همه ی کسانیکه فردا در مراسم پنجم دی ماه 1398 در ساعت 2 بعد از ظهر شرکت می کنند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم دی ماه 1398
December 25, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH