درباره «آزادیهای
تنانه» زنان در عرصه ی عمومی، زهرا رهنورد و اکبر گنجی ها
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/2960-azadihaye-tanaaneh.htm
مطالب مرتبط: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
پی نوشت شانزدهم مهر ماه 1401: آیا این انقلابِ زنان و قومیتها است
شخصاً با خانم غزل صدر آشنایی ندارم و مقاله ی جدید ایشان تحت عنوان «اعتراضها در ایران و تن زنان» که در سایت گزارشگران به نقل از سایت آسو منتشر شده، نخستین نوشته ای است که از ایشان خوانده ام. در این نوشته نقض «آزادیهای تنانه زنان» که طی 40 سال رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی در سیاستهای جداسازی جایگاه مهمی داشت، مورد بحث قرار گرفته است. موضوع بحث در عرصه ی عمومی است که اصلاح طلبان نظیر خانم زهرا رهنورد و اکبر گنجی ها نیز در این 40 سال به رژیم اسلامی کمک کرده اند. در این نوشته در ارتباط با خانم زهرا رهنورد آمده که:
"در سال 1373 مجسمهای با نام «نرگس عاشقان» اثر زهرا رهنورد، در میدان محسنی تهران نصب شد، و همزمان نام میدان از محسنی به مادر تغییر کرد. زن در آن مجسمه، سراسر به دقت پوشیده و با حجاب است، از تنش فقط صورتش پیداست و جای سینهاش، قلبی دارد که با طرح اسلیمیهای هنر اسلامی تزیین شده است. زن کودکی را در آغوش دارد. سازندهاش در روز نصبِ مجسمه در شمال تهران، بر عرفانی بودن پیام مجسمه و تقدس رابطهی مادر و فرزندی تأکید کرد. نرگس عاشقان، نماد گفتمانی بود که در چهل سال اخیر، تلاش شد به گفتمان غالب زنانه تبدیل شود: راندن زنان به اندرونی و تأکید بر لزوم پوشیده بودن تن، پشت پرده زیستن، تقدس مادر بودن، همسر مطیع بودن و سایر چگونه بودنهایی که در خدمت ایدئولوژی انقلاب اسلامی بودند: زن به مثابه شهروند درجهی دو."
در واقع بحث مجسمه ی «نرگس عاشفان» اثر خانم زهرا رهنورد و تأکید رژیم بر استفاده از آن بعنوان نمادی در عرصه ی عمومی، در این مقاله بهترین توصیف برخورد اصلاح طلبان به موضوع «آزادیهای تنانه زنان»در عرصه عمومی در این 40 سال، و مشخصاً نشان دادن نقش این نگرش در حمایت از جنایاتی است که تحت عنوان مبارزه با «بدحجابی» علیه زنان ایران در *عرصه ی عمومی* توسط کوکلاکس کلان های اسلامی، سالها است که ادامه دارد و شامل اسیدپاشی ها و اقدامات مشابه بوده که بستگی به شرایط، رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی، برای کنترل زنان و کل جامعه در عرصه ی عمومی به کار برده است. مقاله در ادامه به توضیح موضوع «پونزهایی که همان سالهای نخست بر پیشانی زنان بدحجاب مینشاندند»، ادامه می دهد. دوباره در اینجا منظور حمله شخصی به کسانی نظیر آقای اکبر گنجی نیست بلکه باید این کارهایی که در این 40 سال صورت گرفته مورد بررسی قرار گیرد، چرا که بحث عرصه ی خصوصی نیست و موضوع «عرصه ی عمومی» است. مقاله اینطور ادامه پیدا می کند:
"قدرت تازه حاکم شدهی اسلامی، مستقیماً بدن زنان را نشانه رفته بود. پونزهایی که همان سالهای نخست بر پیشانی زنان بدحجاب مینشاندند، نقطهی پایانِ آزادیهای تنانه بود. آن چه که به عریانی زنان در دوران پهلوی تعبیر میکردند، از مهمترین دلایل انحطاط اخلاقی آن دوران دانسته شد و در پی آن، از کتابهای درسی تا مجلات زنان، کنترل و مرزکشی بر بدن زنانه، به عنوان راهی به سوی غایت حیات اخلاقیِ جامعه مطرح شد."
خوانندگان خود می توانند بقیه ی مقاله خانم غزل صدر را در مورد بحث «آزادیهای تنانه زنان» در عرصه ی عمومی مورد مطالعه قرار دهند تا به دلیل حملاتی که در همه ی این سالها به فعالینی نظیر خانم مسیح علینژاد که با حجاب اجباری مبارزه کرده اند، پی ببرند و اصلاح طلبان نیز پاسخگو باشند، چرا که ایران با خیزش98 در آستانه ی تحولی بزرگ قرار دارد و نمی خواهیم در عرصه عمومی همچنان 40 سال دیگر شاهد پایمال شدن «آزادیهای تنانه» باشیم و مهم است که در عرصه ی عمومی تفاوت دیدگاه های اصلاح طلبان و بقیه ی گروه بندی های رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی، مشخص شود.
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،
سام قندچی
IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com
نهم آذر ماه 1398
November 30, 2019
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com
برای
حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html