Sam Ghandchiسام قندچي  گروه های سیاسی نوپا از ماجرای توابان گروه سربداران چه می توانند بیاموزند
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2913-tawwaabaan.htm

مطالب مرتبط:  http://bit.ly/2qD4mnI

 

tawwaabaan

 
سه سال پیش درباره ی ماجرای گروه سربداران و حقایق پنهان دهه شصت بحث شد و در سالهای اخیر مدارک بیشتری درباره ی آن رویداد سالهای اول بعد از انقلاب، منتشر شده، و حتی برخی تشکیلاتهای حقوق بشری در این مورد تحقیقات مفصل انجام داده اند. همچنین درباره ی برخی رهبران سربداران نظیر زنده یاد سیامک زعیم و اشتباه او که فکر می کرد چنین حرکتی می تواند نظیر فتح تهران بعد از کودتای محمد علی شاه بر تطور انقلاب اثرگذار باشد، به تفصیل بحث شده است. سه ماه پیش نیز در مورد وحید سریع القلم از توابان جریان سربداران بحث شد. لازم به یادآوری است که سیامک زعیم از بنیانگذاران تشکیلاتی مائوئیستی در آمریکا بود بنام «سازمان انقلابیون کمونیست»، در حالیکه فرید و وحید سریع القلم حدود 20 سال بعد، عضو اتحادیه کمونیستها بودند، و اتحادیه در حقیقت حدود دو دهه بعد از شکل
گیری «سازمان انقلابیون کمونیست»، از اتحاد با گروهی موسوم به «پویا»، بوجود آمد، و آن گروه «پویا» خود بخشی از «گروه فلسطین» بود که زنده باد شکرالله پاک نژاد در ایران تأسیس کرده بود، و آنها در عراق هم فعالیت می کردند و در رادیو عراقِ آنزمان، برنامه داشتند. آقایی بنام حسین تاجمیر ریاحی و برخی دیگر نیز از رهبران همان گروه پویا بودند که بعد از آن وحدت، در رهبری گروه جدیدالتأسیس اتحادیه کمونیستها قرار گرفتند. محاکمات حسین ریاحی همان دهه ی 60 منتشر شد، و نظیر وحید سرالقلم به رغم آنکه تواب شده بود، اعدام شد. اینکه چرا این جریان سربداران، به نسبت اندازه اش، اینهمه تواب داشت همچنان جای سؤال است و البته موضوعی برای بررسی مورخان در مورد این فصل از تاریخ اپوزیسیون ایران. آنچه برای گروه های تازه ی سیاسی می تواند درس آموز باشد این حقیقت است که معنای تواب یعنی «پشیمان»، منظور آنکه هر تشکیلاتی لازم است دقت کند کسانی را در صفوف خود بپذیرد که واقعاً با آگاهی کامل این کار را بکنند، و همچنین هر خط مشی معینی که تشکیلات بر می گزیند با آگاهی کامل باشد وگرنه خیلی راحت در وضعیت دشوار، افراد اظهار «پشیمانی» خواهند کرد و به خود، تشکیلاتشان و کل اپوزیسیون لطمه وارد خواهند کرد. چنین دقتی ابداً به معنی فرقه گرایی نیست و اتفاقاً کسانیکه خیلی درباره ی فرقه گرایی داد سخن می دهند جا دارد درباره ی تجربه هایی نظیر ماجرای سربداران و حسین تاجمیر ریاحی و دیگر توابان، بعد از 38 سال، پاسخ دهند. شکی نیست که در همه ی این ماجراها باید رژیم اسلامی را محکوم کرد که تحت شکنجه، این انسانها را به چنان وضعی رساند و آنها هم از سنگ ساخته نشده بودند، اما بسیاری از گروه های دیگر اینهمه تواب نداشتند و روشِ کارِ شعاری، در این ماجرا بی تأثیر نبوده است. همچنین به یاد داشته باشیم که زندانیان سیاسی دیگری نیز نظیر آقای بهروز سورن توسط همین توابان مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند که واقعیتی تلخ در تاریخ اپوزیسیون ایران است، و نباید از آن سرسری گذشت. به قول مولوی «این سخن از خود نگفتم ای رفیق، سرسری مشنو چو اهلی و مضیق». البته شخصاً همیشه لغت «دوست» را به لغت «رفیق» ترجیح می دهم که دومی مرا به یاد دوران استالین می اندازد هرچند برای مولوی در هشتصد و اندی سال پیش، مطمئناً چنان معنایی نداشته است. به هر حال این کار درستی است که امروز برخی رهبران گروه های سیاسی، برای عضو گیری و همچنین برای کار با جریانات سیاسی مختلف، مته به خشخاش می گذارند و نباید این کار را فرقه گرایی نامید، بلکه درس گرفتن از ماجراهای تلخی نظیر آنچه ذکر شد است که کسانی به رغم آنکه «سیاسی کار» بودند، با شعاری کار کردن، به خود و جنبش سیاسی ایران، لطمات جدی وارد آوردند. شخصاً نه امروز عضو حزبی هستم و نه در دوران کنفدراسیون عضو هیچیک از این تشکیلاتهای سیاسی بوده ام، و فقط بعنوان یک ناظر و روزنامه نگار این بحث را مطرح می کنم.

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هجدهم آبان ماه 1398
Nov 9, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده‌نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH