Sam Ghandchiسام قندچي چطور درباره گوانتانامو معترضیم اما درباره رامین حسین پناهی در زندان سنندج سکوت می کنیم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1899-ramin-hossein-panahi.htm

پی نوشت سوم اسفند ماه 1397: مطلب زیر دو سال پیش نوشته شده بود، و یک سال و نیم بعد، یعنی شش ماه پیش، در شانزدهم شهریور ماه 1397، رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی اعدام شدند. کسی که در عنوان این مطلب منظور این قلم بود که درباره زندانیان گوانتانامو هر دقیقه در رسانه های فارسی زبان خارج کشور، بعنوان سخنگوی بخشی از اپوزیسیون، اعتراض مطرح می کرد، در دو سالی که رامین در خطر اعدام بود، یک کلمه در حمایت از حقوق بشر رامین حسین پناهی و دو زندانی کرد دیگر، سخنی نگفت، و بعد هم هنوز عذرخواهی نکرده، اما دوباره چند روز است پیدایش شده و در مورد اپوزیسیون بحث می کند. خونِ رامین، زانیار و لقمان که امثال این فرد حتی حاضر نشدند، نقض حقوف بشر آنها را محکوم کنند، هنوز خشک نشده است. برای آندسته از اصلاح طلبان نیز که چند نفرشان در لیست امید بودند، علت بیرون بودن از خط قرمز، نه به خاطر خط مشی اصلاح طلبی ارتجاعی، بلکه به دلیل محکوم نکردن نقض حقوق بشر مخالفان و اینکه دستشان به خون مخالفان آلوده است، در اپوزیسیون جایی ندارند و مورد انزجار مردم هستند. س. ق.

 

 

#RaminHosseinPanahi


 

شخصاً همواره مبارزه بدون خشونت را ترویج کرده ام اما نظیر همه فعالان حقوق بشر در عین حال رفتار با زندانیان گوانتانامو را محکوم کردم در حالیکه آن زندانیان نه تنها اسلحه داشتند، بلکه به عملیات مسلحانه ای اقدام کرده بودند که مردم عادی را در جنایات یازدهم سپتامبر 2001 هدف گرفته بود. در واقع در آمریکا اسلحه آزاد است و کسی را به خاطر خرید و داشتن و حمل اسلحه نمی توان بازداشت کرد و این حق در قانون اساسی آمریکا، تصریح شده است که یادگار انقلاب 1775 آمریکا است. حالا نگاهی به رژیم جمهوری اسلامی در ایران بیاندازیم. رگ گردن مقامان جمهوری اسلامی برای محکوم کردن گوانتانامو در زمان جرج بوش بالا میزد و همه می دانیم متهمان و محکومان آن زندان، تروریستهای القاعده بودند که مردم عادی را در عملیات تروریستی به قتل رسانده بودند و دست برقضا جمهوری اسلامی ایران نیز نه تنها القاعده و داعش را محکوم کرده بلکه در جنگ علیه آنها در کنار آمریکا شرکت کرده و با اینحال همزمان جمهوری اسلامی از حقوق زندانیان القاعده در گوانتانامو آمریکا دفاع جانانه می کرد. حالا خبر شکنجه های رامین حسین پناهی در زندان سنندج و محاکمه او را در دادگاه انقلاب سنندج، مطالعه کنید (1). رژیم جمهوری اسلامی می گوید آقای رامین حسین پناهی اسلحه داشته است. اگر در آمریکا بود این کار حتی جرم نبود. بعد می گویند او عضو گروه مخالف مسلح کومله بوده است. چطور جمهوری اسلامی از حقوق اعضا القاعده در زندان گوانتانامو که فقط گروه مسلح نبوده بلکه تروریستهایی هستند که مردم عادی را کشته اند حمایت می کند اما وقتی نوبت عضو گروه مسلح کرد ایرانی میرسد، او را به این اتهام محکوم به اعدام می کنند. آنهم رژیم جمهوری اسلامی که همه این سالها در عراق با گروه های مسلح کرد عراقی نظیر اتحادیه میهنی که بنیانگذارش مرحوم جلال طالبانی بود، همه گونه همکاری را داشته و هیچوقت از آنها بعنوان تروریست نام نبرده است و کومله ایران هم اساساً چندان تفاوتی از نظر فکری-سیاسی و پراتیک با اتحادیه میهنی ندارد. رامین حسین پناهی کسی را نکشته است، اما حکم اعدام به او داده اند آنهم برای اتهاماتی که هزاران بار از جرائم آنهایی که جمهوری اسلامی در زندان گوانتانامو حمایت می کند، خفیف تر است. ببخشید از لغت انگلیسی استفاده می کنم، در آمریکا کسی را که اینگونه نظیر جمهوری اسلامی رفتار کند، هیپوکریت می نامند و معادلهای فارسی اش به دلم نمی نشیند که یکی جانماز آبکش است که حق مطلب را بیان نمی کند و .. و شاید سالوس ترجمه بهتری باشد. آخر نگاه کنید به این دادگاه هایی که هنوز اسمشان هست دادگاه انقلاب. اینها کدوم انقلاب را نمایندگی می کنند؟ از انقلاب 1357 که 39 سال گذشته، آخه بس کنید این مضحکه را. جمهوری اسلامی از لغت انقلاب امروز می ترسد، اما همچنان این دادگاه های فاشیستی را تعطیل نمی کند و مثل هر دولت دیگری پس از 39 سال بودن در قدرت دادگاه عادی برگزار نمی کند، بعد هم معترض به آمریکا است که چرا متهمانی در زندان گوانتانامو دارد. واقعاً جمهوری اسلامی هیپوکریت است و حکم رامین حسین پناهی و شکنجه های او بهترین دلیل است. صد رحمت به گوانتانامو و وقت آن است که گروه های حقوق بشری در حمایت از رامین حسین پناهی سازمان ملل را به لرزه در آورند و سکوت نکنند، چطور هر روز جمهوری اسلامی از گوانتانامو در سازمان ملل حرف میزد، مگر زندان و دادگاه انقلاب سنندج چه فرقی دارند. چطور جمهوری اسلامی از القاعده حمایت می کند و گوانتانامو را محکوم می کند، در حالیکه رامین حسین پناهی نه تروریست بوده و نه کسی را کشته و گروه مسلحی که می گویند او عضوش بوده آدمکش نیستند و همفکرانشان در اتحادیه میهنی عراق سالهاست با جمهوری اسلامی در جنگ با صدام و در جنگ با داعش همکاری داشته اند و حتی در بسیاری از موارد بیش از دولت شیعی عراق با جمهوری اسلامی همکاری نزدیک داشته اند. حالا یک زندانی تنها را گیر آورده اند و بعد از اینهمه شکنجه می خواهند اعدام کنند. هیپوکریتهای قوه قضاییه ایران که هنوز اصطلاح انقلاب را یدک می کشند بهتر است از اسب خود پیاده شوند و سری به زندان گوانتانامو وطنی در سنندج بزنند و بجای حرف زدن از واتربوردینگ جرج بوش در زندانهای آمریکا، یقه شکنجه گران خودشان را در زندان سنندج بگیرند که برایشان واتر بوردینگ بازی والت دیسنی به حساب می آید. بس کنید این بساط جنایت را در سنندج که مردم کردستان ایران را از ایرانی بودن متنفر کرده و آرزوی پیوستن به کردستان عراق دارند. در گزارش پانویس گفته شده همه خانواده رامین حسین پناهی نیز به زندانهای طولانی مدت محکوم شده اند. چه خبره زورتون به یک خانواده بی پناه رسیده. شخصاً با فدرالیسم در ایران مخالفم و با همه پرسی استقلال کردستان عراق نیز مخالفت کردم (2)، اما احساسات مردم کرد ایران را درک می کنم بویژه وقتی چنین جنایات دسته جمعی را رژیم جمهوری اسلامی نسبت به آقای رامین حسین پناهی و همه خانواده اش روا داشته است. البته باید اضافه کنم که این جنایات رژیم اسلامی مخصوص کردها نیست و نه تنها ستار بهشتی ها (3) به خاطر چند خط بلاگ نویسی توسط همین قوه قضاییه در تهران به قتل رسیدند، همین حالا در زندان اوین، سهیل عربی (4) که فقط عقایدش را بیان کرده در همبستگی با دو خانم زندانی سیاسی بنام های گلرخ ایرانی و آتنا دائمی که امروز در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به زندان قرچک ورامین تبعید شده اند، در اعتصاب غذا است، بجای آنکه آزاد باشد و با همسر و کودک خردسالش در خانه باشد. اصلاً اگر شما فهمیدید چرا گلرخ ایرانی (5) در زندان است، به ما هم بگویید. بعد جمهوری اسلامی برای زندانیان گوانتانامو نگران است و رییس جمهور ایران آقای حسن روحانی و مشاورانش نظیر اکبر حجاریان (6) متعجب هستند که چرا جوانان در کشور فکر انقلاب کردن هستند. بروید از قاضی دادگاه انقلاب سنندج بپرسید. رژیمی که هنوز دوست دارد با خاطرات انقلاب 1357 سرگرم باشد و اسم دادگاه هایش را گذاشته دادگاه انقلاب. دیکتاتوری رژیم جمهوری اسلامی فقط مخصوص کردهای ایران نیست اما دادگاه انقلاب سنندج با حکمش در مورد رامین حسین پناهی واقعاً سزاوار است که اگر جایزه نوبلی برای قدردانی از حکم حقوقی ضد بشری وجود داشت، به همین قاضی دادگاه انقلاب سنندج می دادند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com

ششم بهمن ماه 1396
January 26, 2018

 

پانویس:

 

1. خبرنامه گویا: رامین حسین پناهی به اعدام محکوم شد؛ گفتگوی جداگانه با زندانی و وکیل او
http://news.gooya.com/2018/01/post-11436.php

 

2. اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism.htm
Announcing Change of Position to Opposing any form of Federalism for Iran
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism-english.htm

 

3. ستار بهشتی

https://goo.gl/QFgxoa

 

4. سهیل عربی
https://goo.gl/xZnsvw

 

5. آرش صادقی و گلرخ ایرایی زوج تروریست نیستند
http://www.ghandchi.com/1272-arash-sadeghi-golrokh-iraee.htm

 

6. اصلاح طلبان و تفاوت اساسی امروز با دهه شصت و پرسشی از سعید حجاریان
http://www.ghandchi.com/1870-eslah-talaban.htm

مطالب مرتبط

تازه ترین مطالب درباره وضعیت زندانی سیاسی آقای رامین حسین پناهی

http://ghandchi.com/ramin-hossein-panahi.htm

 

آدرس توفان توییتری

 #RaminHosseinPanahi

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH