Sam Ghandchiسام قندچي تطور همزمان دو انقلاب موازی در ایران

 سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1646-two-parallel-revolutions.htm

 

دو سال پس از انقلاب 57 در ایران، رژیم روحانیت شیعه به رهبری آیت الله خمینی که قدرت را در ایران قبضه کرد با اعدام مخالفینی نظیر سعید سلطانپور و شکرالله پاکنژاد، به متحدان خود در انقلاب پنجاه و هفت اعلان جنگ داد، و از سوی دیگر انقلاب سیاسی تازه ای در ایران آغاز شد که نیروهای شرکت کننده در آن توسط رژیم جمهوری اسلامی، براندازان نام گرفتند، یعنی که آنها از نظر رژیم اسلامی، تفاوتی با هواداران رژیم پادشاهی نداشتند که خواستار براندازی رژیم برآمده از انقلاب بودند. برخی از این مخالفان نظیر سازمان مجاهدین خلق که بخشی از جنبش اسلامی آیت الله خمینی بودند، با عبارت منافق خوانده شدند که دقیقاً همین مقصود را بیان می کند، و اعدام اعضا سازمان مجاهدین خلق از همان سال 1360 شروع و در 1367 به اوج خود رسید و همچنان ادامه پیدا کرد، ولیکن عبارت برانداز به آنها محدود نماند و شامل هر نیرویی بود که قدرت تازه آیت الله خمینی را به چالش می کشید، و به این شکل حتی جبهه ملی مرتد خوانده شد و دکتر مصدق توسط شخص آیت الله خمینی مورد هتاکی قرار گرفت. گروه های مختلف جنبش کمونیستی نظیر چریکهای اکثریت که در کنار هواداران خط امام از ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا بی دریغ حمایت کردند، ضد انقلاب خوانده شدند و حتی حزب توده که از هیچ همراهی با آیت الله خمینی کوتاهی نکرده بود، مورد غضب قرار گرفت و برخی رهبران آن نظیر آقای فرج میزانی ملقب به جوانشیر در زندان اعدام شدند. در همه این سالها آن بخش از رژیم جمهوری اسلامی که امروز اصلاح طلبان خوانده می شوند در همراهی با آیت الله خمینی در مبارزه با آنچه براندازان خوانده می شدند، عمل کرد (1). با اینحال پس از پایان جنگ ایران و عراق و در پی قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367، نخستین زمزمه های مشی اعتدالی آیت الله رفسنجانی که خود را سردار سازندگی می نامید آغاز شد، و بعد هم با انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری در 1376، آنچه می توان رهبری قهقرایی برای انقلاب سیاسی تازه نامید، شکل گرفت (2) و این حرکت در جنبش سبز سال 1388 به اوج خود رسید. به عبارت دیگر جریان انقلاب سیاسی که با نیروهای چپ، مجاهدین و جبهه ملی یعنی بازماندگان انقلاب 1357 آغاز شد با نیروهای اصلاح طلب اسلامی ادامه یافت. پس از شکست جنبش سبز 1388، رژیم جمهوری اسلامی آقایان مهدی کروبی و میر حسین موسوی و خانم زهرا رهنورد را در حصر خانگی نگهداشت تا از سویی بقای آنها را بعنوان رهبران اپوزیسیون تضمین کند و از سوی دیگر قادر شود جریان انقلاب سیاسی تازه ای را که در ایران بعد از 1357 آغاز شده بود، کنترل کند (3).

 

اما به موازات انقلاب سیاسی در ایران 38 سال گذشته، انقلابی اجتماعی در ایران در حال تکوین است که نیروهای شرکت کننده در آن از مواضعی کاملاً متفاوت با دوران انقلاب 57 حرکت می کنند. بازاریان که در انقلاب 57 نیروی عمده ای در کنار روحانیت بودند، پس از انقلاب 57 به موقعیت برجسته ای در جامعه ایران ارتقاء پیدا کردند. در واقع آنچه جمهوری اسلامی ایران در همه 38 سال گذشته تضمین کرده است عدم اجازه به شرکتهای بزرگ بین المللی نظیر وال مارت برای باز کردن فروشگاه در ایران بوده است. کافی است تصور کنید که وال مارت در ایران شعبه باز کند و از روز بعد نه تنها همه بازارهای ایران باید تخته شوند بلکه هر بقالی و مرغ فروشی در هر خیابانی در شهرها که منتی بر خریداران می گذارند تا مرغی بفروشند، باید دکان خود را تعطیل کنند. دیگر پارچه فروشهای بازار که سودهای هنگفتی می برند و در جمهوری اسلامی ثروت های کلانی نصیبشان شده، و سفرهای تفریحی متعدد به آسیا و اروپا می روند، احتمالاً نخواهند توانست در صورت تغییر رژیم، چنین سطح زندگی را برای خود حفظ کنند. پیش از انقلاب 57 این نیروهای بازار نه تنها در انقلاب از روحانیون حمایت کردند بلکه حامیان اصلی جریاناتی نظیر جبهه ملی نیز بودند و چپ ایران نیز آنها را بورژوازی ملی خوانده و مواظب بود علیه آنها شعاری داده نشود و فقط آنچه بورژوازی کمپرادور خوانده می شد که سرمایه داران بزرگ متحد دربار بودند آماج حمله انقلابیون قرار گرفتند، و البته زمینداران بزرگ هم دشمن انقلاب خوانده می شدند. درست است که امروز نیز سرمایه داران بزرگ متحد رژیم جمهوری اسلامی نظیر بابک زنجانی ها سودهای هنگفتی از ساختار جمهوری اسلامی نصیبشان شده است، اما آنچه در گذشته بورژوازی ملی خوانده می شد، مطمئناً امروز بر خلاف دوران شاه، در صف حامیان رژیم قرار دارند، و بنظر نمیرسد خواستار تغییر رژیم جمهوری اسلامی باشند، هرچند ممکن است بخشاً از اصلاح طلبی سیاسی در عرصه هایی نظیر آزادی پوشش، حمایت کنند. در نتیجه انقلاب اجتماعی که به موازات انقلاب سیاسی در جریان است بسیار بغرنج تر از دوران پیش از انقلاب 57 است و نیروهای اجتماعی مختلف از جمله بازار نقشی نظیر دوران پیش از انقلاب 57، ایفا نمی کنند. این موضوعی است که در نقشه راه سکولار دموکراتها که دو هفته پیش بحث شد (4)، لازم است بیشتر زیر ذره بین قرار گیرد و اتخاذ موضع درست یا غلط در این مورد، مسأله ساده ای نیست و می تواند باعث موفقیت یا شکست جنبش شود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com
سیزدهم مهر ماه 1396
October 5, 2017

 

پانویس:

 

1. چند کلمه درباره براندازان و اصلاح طلبان
http://www.ghandchi.com/929-barandaazaan.htm

2. از انقلاب ارتجاعی 57 تا قهقرای اصلاح طلبی نود و چهار
http://www.ghandchi.com/1135-ghahgharaaye94.htm

 

3. چرا رژیم میر حسین موسوی را از حصر آزاد نمی کند
http://www.ghandchi.com/1523-hasre-mousavi.htm

4. نقشه راه برای اپوزیسیون سکولار دموکرات بسیار ساده است
http://www.ghandchi.com/1628-raahe-hale-saadeh.htm

 

  

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH