Sam Ghandchiسام قندچيدرسی که می توان از اروپای شرقی آموخت
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/851-eastern-europe.htm

 

شاید بسیار زودتر از آنچه فکر کنیم در ایران جمهوری سکولار دموکراتیک شکل بگیرد، روندی که در همه دنیا در ربع قرن گذشته تقویت شده است. اما آیا چنین تحولی در ایران نتیجه اش نظیر ژاپن و آلمان بعد از جنگ جهانی دوم خواهد شد یا که نظیر اروپای شرقی در 25 سال اخیر؟ منظور آنکه اگر به ژاپن و آلمان، 25 سال پس از پایان جنگ دوم جهانی در سال 1970 می نگریستیم، دو کشور بسیار پیشرفته ای را مشاهده می کردیم؛ در صورتیکه امروز که 25 سال از آزادی اروپای شرقی می گذرد این کشورها اساساً به رغم آزادی، در عرصه های اقتصادی، استقلال سیاسی و رشد امکانات اجتماعی، بسیار ناموفق بوده اند.

 

روشنفکران اروپای شرقی زمان سلطه شوروی بهترین نقدها را از ایدئولوژی و واقعیت کمونیسم انجام دادند و تحقیقات امثال رودلف بارو و لشیک کولاکوفسکی (1) در سطح جهانی تأثیرگذار بودند. اما متأسفانه برای دوران آزادی بعد از برقراری جمهوری دموکراتیک و سکولار کمتر اندیشیده بودند، در صورتیکه مثلاً در مقایسه، بنیانگذاران آمریکا در مورد جمهوری آینده بعد از استقلال از بریتانیا بسیار اندیشیده بودند و نه تنها در عرصه قانون اساسی، موضوعات سیاست خارجی و دفاعی و روابط ایالت ها و دولت مرکزی را در جزئیات بررسی کرده بودند بلکه در مورد موضوعاتی نظیر کتابخانه که بسیار فرعی بنظر می آید فکر کرده بودند و بی دلیل نیست که  با رژیم جدید کتابخانه بی نظیر کنگره آمریکا خلق شد.

 

همچنین آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم در 1945، در مقایسه با کشورهای اروپای شرقی در 1989، درست است که هردو کشور از پیشینه پیشرفته تری قبل از شکست در جنگ برخوردار بودند، و درست است که برنامه مارشال در اروپای غربی و مک آرتور در ژاپن توسط آمریکا در رقابت با شوروری کمک ارزنده ای به توسعه جدید در آن دو کشور کرد، اما کشورهای اروپای شرقی نیز به هر حال اروپایی بودند و در 25 سال گذشته از حمایت های آمریکا و اروپای غربی برخوردار شده اند- آنهم در سالهای دهه 1990 که وضعیت اقتصادی آمریکا و اروپای غربی بسیار خوب بود. اما متأسفانه برنامه نیروهای مترقی در کشورهای تازه آزاد شده اروپای شرقی برای پیشرفت در جامعه آزاد ضعیف بود و نتوانست حتی به تشکیل احزابی قدرتمند با برنامه ای مؤثر برای توسعه در قرن بیست و یکم بیانجامد.

 

امروز در ایران متأسفانه بحث های شیعه و سنی و دیگر موضوعات تاریخی فضای زیادی را گرفته است که دلیلش هم استقرار رژیم مذهبی شیعه در کشور است. زمان سلطه مارکسیسم در شوروی و اروپای شرقی نیز بحث درباره تاریخ آن ایدئولوژی (2) آنقدر فضا را پر کرده بود که حتی جزئیات زندگی مارکس نیز موضوع نقدها شده بود و در نتیجه عدم توجه به کار فکری در مورد افقهای دولت آینده در جامعه آزاد (3) باعث شد که این کشورها به طرح برنامه و پایه گذاری احزاب نیرومند دست پیدا نکنند در صورتیکه مثلاً آمریکا خیلی زود بعد از استقلال توانست با رهبری توماس جفرسون حزب دموکرات آمریکا را که هنوز پس از بیش از دو قرن حزبی نیرومند است، به وجود آورد. عدم توجه به افق ها و برنامه برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران ما را نیز در آینده با ضعفی که اروپای شرقی در 25 سال گذشته تجربه کرده، مواجه خواهد کرد.
 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
 
سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ

http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com  
سوم دی ماه 1393
December 24, 2014

پانویس:

 

1. مارکسيسم و آينده نگری
http://www.ghandchi.com/793-marxism-futurism.htm

 

2. اندیشه مارکسیستی و مونیسم -یکتا گرائی
http://www.ghandchi.com/299-Marxism.htm

 

يک ديدگاه آينده نگر
http://www.ghandchi.com/401-FuturistVision.htm  

 

 

متون برگزیده

http://featured.ghandchi.com

 

 

 

Web ghandchi.com