Sam Ghandchiسام قندچي نامه سرگشاده به آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی

سام قندچی 

http://www.ghandchi.com/562-MousaviKarroubi.htm

 

mousavi-karroubi

 

قبل از هرچیز میخواستم تبریکات خود را بخاطر موفقیت هر دو شما در کسب حمایت آنهائیکه انتخابات چهارسال پیش ریاست جمهوری را تحریم کرده بودند بدون آنکه هیچ امتیازی به خواستهای اساسی آنها داده باشید، اعلام کنم.

 

در واقع شما همان حرفهای چهار سال پیش را میزنید ولی امروز مورد حمایـت بخشی از سکولار های ایران هستید به این خاطر که آقای احمدی نژاد در سیاست خارجی کشور را به جنگ با اسرائیل نزدیکتر کرده اند. البته تا آنجا که به دو مورد دیگر فضای امنیتی در داخل کشور و عدم توجه به جدائی مذهب و دولت مربوط است، که خواستهای اساسی دوم و سوم سکولار ها میباشند، تفاوت دوران احمدی نژاد و دوران خاتمی بحثی دیگر است.

 

در مورد دوم با در نظر گرفتن استثنائاتی که بعداً توضیح میدهم میشود گفت که آقای خاتمی مستقیماً مسؤل فضای امنیـتی نبود و در آن زمینه نه بعنوان رئیس جمهور  بلکه همیشه بعنوان منتقد حرف میزد در صورتیکه آقای احمدی نژاد در این زمینه هم مانند عرصه های دیگر خود مسؤلیت را بعهده میگیرد که به نظر من بیشتر برآزنده یک رئیس جمهور است هرچند فضای امنیتی مورد حمایت ایشان واقعیت تلخ رژیم جمهوری اسلامی پیش از ایشان هم بوده است. در رابطه با مورد سوم یعنی جدائی مذهب و دولت که خواست سکولار ها است، بنظر من هیچ رئیس جمهوری در تمام تاریخ جمهوری اسلامی بیشتر از آقای احمدی نژاد روحاینت را از دولت کنار نگذاشته است. درست است که برخی روحانیون نظیر شخص آیت الله خامنه ای و آیت الله مصباح یزدی از سوی آقای احمدی نژاد حمایـت بی دریغ شده اند ولی کل روحاینت با همه رنگارنگیش مورد حمایت ایشان نبوده اند. بی دلیل هم نیست که در دوران دولت ایشان آقای حجت الاسلام رفسنجانی از سوی مجلس خبرگان روحانیت به ریاست آن مجمع عالی روحاینت در قدرت برگزیده شد و نه آیت الله مصباح یزدی که مورد حمایت آقای احمدی نژاد بود. روحانیون خارج از دولت نیز در دوران احمدی نژاد بیشتر از دولت دور شدند و حتی آندسته از روحانیون در میان روحانیون در قدرت هم حمایت کسب کردند. این امر فقط به آیت الله بروجردی محدود نبوده و بنظر من جریان آل یاسین یکی از بهترین نمودار های این واقعیت است. در واقع چهار سال بعد از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، روحانیت در ایران بیشتر شبیه چند سال پیش از انقلاب مشروطیت شده است که در مقایسه با دوران فتحعلیشاه که اساساً دولت را از آن خود میدیدند،بیشتر و بیشتر از دولت احساس جدائی کردند تا آنجا که در زمان مظفرالدین شاه روحانیون به نیروی مهمی در جنبش مشروطه سلطنت قاجار را به چالش کشیدند. شاید تاریخدانان در آینده دوران احمدی نژاد را با سالهای پایانی سلطنت ناصرالدین شاه قاجار مقایسه کنند.  خلاصه انکه در رابطه با جدائی مذهب و دولت، اصلاح طلبان نه تنها بهتر از آقای احمدی نژاد عمل نکرده اند، بلکه بیشتر دولتشان شبیه دوران فتحعلیشاه قاجار بوده است که دخالت روحانیون را در دولت پس تزده بلکه طلب میکرده است. به هر حال به موضوع اصلی نامه ام برگردم.

 

میخواستم به شما دو کاندیدای ریاست جمهوری تبریک زیادی بگویم. شما به من ثابت کردید که ضرب المثل "به مرگ بگیر که به تب راضی شود» در زبان فارسی بیخود بوجود نیامده است و شاید در هیچ زبانی انقدر با مسما نباشد. شاید اگر آیت الله جنتی در انتخابات پیشین خود را رئیس جمهور اعلام کرده بود و همانطور که سالها در ابتدای تولد اینترنت تلاش کرده بود، کل اینترنت را هم در ایران ممنوع نموده بود، در آنصورت کسانیکه امروز به حمایـت از شما راضی شده اند، شاید امروز حتی از آقای احمدی نژاد هم حمایـت میکردند چرا که اقلاً هم در دولت اصلاح طلبان و هم در دولت آقای احمدی نژاد اینترنت، هر چند با فیلتر،  خدا را شکر، که مقدور بوده است و نه آنگونه که آیت الله جنتی روزی میخواست کل اینترنت را ممنوع کند و شاید بعد هم تلویزیون و رادیو و شاید دوش گرفتن را هم قدغن کند!

 

از شوخی بگذریم در رابطه با فیلترینگ اینترنت برای نیروهای سکولار، تفاوتی بین دولت آقای احمدی نژاد و دوران آقای خاتمی نبوده است. البته طرفداران اصلاح طلبان دوست دارند این برداشت را بدهند که گویا در دوران آقای خاتمی وزارت اطلاعات که اینگونه کارهای سانسور در اختیارش بوده است از آقای خاتمی تبعیت نمیکرده و به همین علت دوران احمدی نژاد و خاتمی از نظر فیلترینگ اینترنت مثل هم بوده اند. اما یک حقیقت عجیب هم مطرح است و آن اینکه در دوران آقای خاتمی سایت «امروز» که سایت اصلی اصلاح طلبان است **بیشتر** فیلتر میشد تا در دوران آقای احمدی نژاد! در واقع در همه دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد سایت امروز که مرتبط با جبهه مشارکت است فیلتر نبوده است در صورتیکه در چهار سال پیش از آن، در دوران ریاست جمهوری اقای خاتنمی، سایت امروز به کرات فیلتر شد. اگر آدم های تصمیم گیرنده هر دو زمان یکی بودند، میبایست نتیجه به عکس میبود! بنظر من ر دوران آقای خاتمی و اصلاح طلبان آدم های خود اصلاح طلبان تصمیم گیرنده بوده اند و علت فیلتر سایت منتسب به خودشان هم دقیقاً بخاطر این واقعیت بوده است که وقتی تضادهای داخلی شان آن سایت حزبی را به دست جناحی میانداخت که با جناح کنترل کننده فیلتر متفاوت بود، نتیجه آن میشد که از فیلترینگ در مورد سایـت خودی هم استفاده میکردند و آن را گردن اقتدار گرایان میانداختند. اما در زمان آقای احمدی نژاد، آدم های آقای احمدی نژاد برایشان فرقی نمیکرده است که چه جناحی از اصلاح طلبان کنترل سایت امروز را دارد و همه دوران سیاستشان فیلتر نکردن سایتهای اصلاح طلبان بوده است و اینگونه سایت امروز را هر چهار سال دولت احمدی نژاد آزاد گذاردند. البته من برای این تئوریم اثباتی ندارم اما متأسفانه بسیار در جامعه ایرانی دیده ام که سانسور مخالفان سیاسی منحصر به رژیم و یا جناحی درون رژیم نیست (1) و در نتیجه آنها که کنترل فیلترینگ کل کشور را در اختیار دارند، از آن ضد رقبای حزب خودی هم استفاده میکنند. ای کاش روزی دولت ایران هم یاد بگیرد که فیلترینگ حق کاربر اینترنتی است که بخواهد کنترل کند در خانه اش و یا در شرکتش چه ببیند و حق دولت نیست که برای شهروندان تصمیم بگیرد. دولت پدر خانوده نیست و مردم هم بچه های صغیر زیر 18 سال نیستند که دولت حق داشته باشد تعیین کند چه بتوانند ببینند. لابد خواهند گفت که آمریکا هم سایت های مخالف دولت خود را فیلتر میکند. ولی خوب میدانند که چنین حرفی واقعیت ندارد. اگر روزی آمریکا سایت آقای احمدی نژاد را برای کاربران آمریکائی فیلتر کرد ولی ایران سایت های دگر اندیشان را فیلتر نکرد، آنوقت میشود مطمئن بود که سخنرانی آقای احمدی نژاد در آمریکا و ادعای آزادی در دولت مورد نظر ایشان، جدی گرفته شود. وقتی حتی فیس بوک با 165 میلیون عضو که دو برابر جمعیت ایران است در ایران فیلتر میشود، چگونه میشود از آمریکا خرده گرفت یعنی به کشوری که در آن همه سایتهای مخالفین دولت آزاد هستند.  برگردم به موضوع تبریکم به شما آقایان موسوی و کروبی.

 

فکر نکیند که من دارم طنز مینویسم وقتی میگویم تبریک. خیلی هم جدی هستم. آخر در کجای دنیا دیده اید که یک نیروی سیاسی در هیچ کاری به رسمیت شناخته نشود و بیاید از نیروهائی که شورای نگهبان تعیین کرده است بدون آنکه حتی آن نیروها یک خواست وی را مورد توجه قرار دهند، از آنان حمایت کند.  کدامیک از شما حتی از فیلتر شدن سایـت های سکولار این سالها حرفی زده اید یا اعتراضی کرده اید ولی اگر آمریکا یا اسرائیل سایت آقای خامنه ای یا آقای احمدی نژاد را  فیلتر کرده بودند، مطمئناً شما از اولین کسانی بودید که آن اقدام را محکوم مینمودید.  ممکن است در جواب بگوئید آقای احمدی نژاد هم همینطوره. درست است ولی سکولارها که از ایشان حمایت نمیکنند و دارند از شما حمایـت میکنند.  آخر شما حتی جواب نمیدهید که برای پیشگیری از جنگ با اسرائیل چه کار میخواهید بکنید.  جواب آقای احمدی نژاد که روشن است و نظرش را روشن درباره برنامه اش در مورد اسرائیل گفته است. اما شما چه میگویئد؟ درباره مهمترین چیزی که برای هر نیروی سکولار معنای وجودی دارد یعنی برسمیت شناختن خواست جدائی مذهب و دولت است شما چه میگویئد؟  دولت آقای احمدی نژاد که از همه دولت های اصلاح طلب کمتر روحانیون را در دولت دخالت داده است و حتی اجازه داده است فردی غیر روحانی مثل خود آقای احمدی نژاد از رابطه مستقیم با امام زمان حرف بزند. شما چطور؟ آیا دولت شما چنین اجازه ای را به یک فرد عادی که از روحانیون نباشد میدهد یا چنین حرف ها را به عنوان کفر و ارتداد قلمداد میکند و مستوجب قضاض.  آیا شما از قصاص قطع عضو و سنگسار، از احکام ارتداد و زنا، فاصله گرفته اید یا بیشتر مذهب را در دولت دخیل خواهید کرد.

 

نه شما به هیچیک از این حرفها جوابی نداده اید و فقط باید تکرار کرد که ضرب المثل ایرانی که در ایران آنقدر متداول است بهترین توضیح واقعیات است که به مرگ میگیرند که به تب راضی شویم.

 

ممکن است بپرسید که من چه میگویم.  من که پیشنهاد خودم برای انتخابات را دادم. من از آقای حشمت الله طبرزدی برای کاندیدائی ریاست جمهوری دفاع کردم. (2) ولی در ایران کل مرحله انتخابات مقدماتی که در آمریکا بیش از یکسال طول میکشد در عرض یکی دو روز با رأی شورای نگهبان انجام شد و جهار کاندیدا به مرحله نامزدی ریاست جمهوری برگزیده شدند.  آقای طبرزدی هم که خود را کاندید نکرده بود.  امثال من سکولار هم که دیگر کسی در میان نامزدها نیست که بگوئیم حداقل خواست های ما را بیان میکند.  آیا شما از هیچیک از خواستهای مطرح شده توسط آقای حشمت طبرزدی حمایت میکنید؟  شما کدام خواستهای نیروهای سکولار که ایشان یا آقای مهندس کورش زعیم و دیگران مطرح کرده اند را حاضرید مورد پشتیبانی قرار دهید؟  اگر هم از نظر شما این سکولارهای ایران قرار است بدون بدست آوردن خواستهایشان به شما رأی بدهند باید دوباره به شما تبریک بگویم چون بخش مهمی از آنها دارند این کار را میکنند.

 

چه گزینه ای را برای امثال من در این انتخابات میگذارید؟ هنوز برایم روشن نیست.

 

جنبش زنان و بسیاری دیگر از نیروهای جنبش مدنی مطالبات خود را با شما و دیگر کاندیداها در میان گذارده اند. من نه تنها فکر میکنم این کار آنها عالی است بلکه بنظر من خوب است یک قدم هم جلوتر برویند و بجای فقط مطرح کردن این مطالبات با کاندیداهای رئیس جمهوری، خواهان رأی مستقیم مردم درباره این مطالبات همزمان با انتخابات ریاست جمهوری شوند، و به این طریق هم رئیس جمهوری آینده و هم مجلس را مکلف به ترتیب اثر دادن به مطالبات خود کنند، آنچه قانوئنگذاری با رأی مستقیم نامیده میشود (3).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم خرداد ماه 1388

May 25, 2009

 

 

پانویس ها:

 

1. آیا فقط جمهوری اسلامی مخالفین سیاسی-عقیدتی خود را نابود میکند؟
http://www.ghandchi.com/552-ZendegieMokhalef.htm

 

2. پیشنهاد: مهندس طبرزدی برای ریاست جمهوری ایران
http://www.ghandchi.com/554-TabarzadiPresident.htm

 

3. قانونگذاری با رأی مستقیم و ایران
http://www.ghandchi.com/356-BallotInitiatives.htm
Ballot Initiatives and Iran
http://www.ghandchi.com/356-BallotInitiativesEng.htm
 

 



 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH