Sam Ghandchiسام قندچيآیا فقط جمهوری اسلامی مخالفین سیاسی-عقیدتی خود را نابود میکند؟

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/552-ZendegieMokhalef.htm

 

سی سال است اپوزیسیون سیاسی ایران تشکیلاتهای مختلف حقوق بشری راه انداخته و تضییقات حقوق بشری جمهوری اسلامی را نقد کرده اما خود در میان مردم اعتباری کسب نکرده است. برخی موضوع را عمیق تر از حقوق بشر در عرصه های سیاسی و عقیدتی دیده و اساساً خود را با جنبش مدنی تعریف میکنند و موضوع فکری شان دیگر تشکیلاتهای سیاسی و عقیدتی نیست. در واقع فعالین مدنی در جنبش های حقوق زنان، دانشجویان، کارگران، اقلیتها، همجنبس گرایان، کودکان، حیوانات، حفظ محیط زیست و بسیاری جنبش های مشابه آنقدر درباره موضوعات مربوط به عرصه های مورد نظرشان توضیح داده اند که نیازی به برشمردن آنها در اینجا نیست.

 

اینجا منظور بحث نه مسائل روابط فردی و خصوصی، بلکه دقیقاً تبعیضات بخاطر اختلافات سیاسی و عقیدتی است که اصل مشکل ما با دولت مذهبی در ایران نیز همین است.

 

میبینیم که جنبش های مدنی به طور عجیبی در 30 سال گذشته از تشکیلاتهای سیاسی و مذهبی ایرانی فاصله گرفته اند که گوئی آنها را کاری با سیاسیون ایران نیست، حتی وقتی بسیاری از فعالین این جنبش ها خود از جنبش های سیاسی یا مذهبی شروع کرده اند.  بسیاری از فعالین مدنی از تشکیلاتهای حفوق بشری ساخته شده توسط گروه های اپوزیسیون تا میتوانند فاصله میگیرند، نه تنها از ترس آنکه مورد سؤء استفاده واقع شوند، بلکه همچنین به این خاطر که آن صداقتی را که در تشکیلاتهای واقعی حقوق بشری است در این تشکیلاتهای بدل (فرونت) یک یا چند گروه سیاسی نمییابند.

 

وقتی هم با گروه های سیاسی حرف میزنیم ممکن است این واقعیات را در یکی دو گروه معین سیاسی یا مذهبی فرقه وار (کالت مانند) اذعان کنند ولیکن مشکل را بیش از آن نمی بینند. اما وقتی بپرسید که پس چرا انقدر عدم اعتماد مردم به آنها وجود دارد، موضوعاتی نظیر تفرقه را نام میبرند در صورتیکه در درون خودشان، هر کدام از آن جمعهای کوچک نیز، خود به کسی در جمع خودشان هم اعتمادی ندارد، و پشت سر مواظب هستند، به رغم آنکه خواستار اتحاد با دیگران میباشند.

 

بنظر می رسد در جنبش سیاسی ایران یک اشکال اساسی وجود دارد و آنهم نوع برخورد ما به مخالفین سیاسی و عقیدتی است. یا که فکر میکنیم بایستی بتوانیم با مخالفینمان در یک تشکیلات سیاسی یا عقیدتی بطور مشترک فعالیت کنیم و یا وقتی که نمیتوانیم، در هرجائی که به هر دلیلی در کنار یکدیگر حضور داریم، نه رقابت سیاسی و عقیدتی، بلکه از یکسو اختلافات سیاسی و عقیدتی را مخفی میکنیم، و از سوی دیگر در خفا کوشش در نابودی یکدیگر داریم.

 

منظور از نابودی فقط توهین و غیره نیست که اغلب با پرووکاسیون سعی میکنیم دیگری را به آن بیاندازیم و خود را خوب جلوه دهیم. خیر، منظور نابودی به معنی واقعی کلمه است، همانگونه که از رژیم نقد میکنیم که مخالفینش را در زندان اوین با فراهم نکردن امکانات پزشکی به مرگ میکشاند. مثلاً اگر در دانشگاهی مجبورم با یکی از این مخالفین سیاسی در یک بخش کار کنم و اگر او قدرت دارد و رئیس و قادر است در کارم خدشه ایجاد کند که بیمه درمانی نداشته باشم و به اینگونه خود و خانواده ام در نتیجه این کمبود تلف شویم، چه فرقی بین کار او و کار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی وجود دارد که با بسیاری از استادان دانشگاه همینگونه رفتار کرد.  آنها هم بخاطر اختلاف نظرگاه سیاسی و عقیدتی، مخالفینشان را با این حیله ها نابود میکنند، و اتفاقاً آنها نیز کمتر مثل سال 1367 مستقیماً مخالفینشان را به قتل میرسانند، و بیشتر و بیشتر امروز نظیر مورد امیر حشمت ساران و امید رضا میرصیافی، مخالفین را در موقعیتی قرار میدهند که ظاهراً به شکل عادی جان خود را از دست بدهند.  سالها پیش خبرنگاری در ایران نوشته بود که وقتی با نظراتش مخالف بودند بیمه او و خانواده اش را در روزنامه دولتی جمهوری اسلامی قطع کردند و خانواده اش اینگونه تحت فشار قرار گرفت.

 

واقعیت این است که در تشکیلاتهای سیاسی و عقیدتی، ما نمیائیم و روشن بگوئیم که با هم این و یا آن اختلاف را داریم و قادر نیستیم مثلاً با یکدیگر تشکیلات سیاسی بسازیم. ظاهراً با هم میرویم پای ساختن تشکیلاتهای مشترک سیاسی ولی در عمل تنفرمان از یکدیگر بیشتر میشود، اما نه تنها در آنجا صداقت نداریم که روشن بگوئیم چه کاری با هم میتوانیم مشترک بکنیم و به آن راضی باشیم، بلکه حتی در مؤسسه شغلی نیز هرگونه تبعیض علیه مخالفین عقیدتی و سیاسی مان قائل میشویم، و به آنهائی که از نظر عقیدتی و سیاسی ظاهراً مخالف ما هستند ولی کبریت بی خطر تلقی میشوند میدان میدهیم، تا آنها که واقعاً مخالفمان سیاسی و عقیدتی ما هستند را با استفاده از ستون پنجمهای خود، با ظاهر عدم تبعیض، نابود کنیم. این کار به ما ظاهر اتحادخواهی را میدهد ولی خودمان بهتر از هر کسی میدانیم که این ظاهر دروغین است و به همین علت هم هیچکسی بما به عنوان تشکیلات اعتماد نمیکند و آن کبریت های بی خطر را هم مردم نام ستون پجنم فلان نیرو و بهمان نیرو میگذارند هر چقدر که سعی کنیم ظاهر سازی کنیم. چه کسی را میخواهیم گول بزنیم! اینگونه است که برنامه های اتحادهای دروغین اپوزیسیون یکی بعد از دیگری شکست میخورند چرا که در پشت سر، خودمان میدانیم که همه حرفها دروغ است و ظاهرسازی.

 

وقتی حتی از کسانیکه به عنوان رهبر نظرگاه معینی در این اتحادها هم سؤال میشود میگویند که میدانند ولی کاری نمیتوانند بکنند و نمیبینند حال که در اپوزیسیون هستند و خود میدانند همه حرف هایشان درباره حقوق بشر مصلحت طلبانه است و حق و ناحق را آگاهانه لاپوشانی میکنند، چگونه کسی به اینها میتواند برای آینده بعد از جمهوری اسلامی اعتماد کند.  اصلاً متعجبم که این افراد خودشان خجالت نمیکشند که درباره اتحاد و غیره قلمفرسائی میکنند، وقتی علت آنکه توسط جریانات وابسته به خط مخالف تبلیغ میشوند، این است که کبریت بی خطر هستند، یعنی آنها که محالف واقعی هستند را با انواع حیله ها نابود میسازند؛ و این مصلحت اندیشان خود خوب از این موضوع آگاهند.  زمانی فکر میکردم که نمیدانند ولی وقتی با آنها تماس گرفتم دیدم از همه این اجحافات مطلع هستند و فقط چشمانشان را بسته اند چون میخواهند موقعیت کاذب خود را در اپوزیسیون حفظ کنند. این پس چه فرقی با کسانی دارد که با رژیم همکاری میکنند و در مقابل حق کشی ها ساکت هستند، به مصلحت روزگار.

 

چرا روشن عقاید سیاسی و عقیدتی مان را نمیگوئیم و روشن نمیگوئیم که با جریان دیگری نمیتوانیم در یک تشکیلات سیاسی باشیم ولی به عنوان مخالف به او حق زندگی میدهیم. چرا نمیگوئیم که از حقوق بشر دارندگان عقاید دیگر دفاع میکنیم. مگر یک فعال حزب دموکرات آمریکا روشن نمیگوید که با یک فعال حزب جمهوریخواه نمیتواند در یک تشکیلات سیاسی مشترک باشد، ولی در عین حال اگر در دانشگاهی هر دو کار میکنند، نمیایند نسبت به دیگری بخاطر عضویت در حزب مخالف تبعیض قائل شوند و از موقعیت شغلی خود برای نابودی دیگری استفاده کنند. این اپوزیسیونی که سی سال است در خارج است و هنوز در همین کشورهای دموکراتیک نحوه رفتار با مخالف را نیاموخته فردا در ایران میخواهد چه کار کند. بازهم مخالف سیاسی را بکشد و شکنجه دهد بجای آنکه رقابت سیاسی و عقیدتی بکند. ظاهراً خیلی دیپلماتیک و آراسته ولی در پشت سر همه گونه دسیسه. اینگونه هیچ اعتمادی بدست نمیاید. آیا از چنین اپوزیسیونی در قدرت، به جز انتظار تکرار جنایات علیه بشریت همین رژیم را میتوان داشت. آیا چنین اپوزیسیونی میتواند اعتماد مردم را جلب کند؟

 

مرتب از اوباما در انتخابات آمریکا و همکاری کردن وی با همه نیروها صحبت میشود ولی همکاری در اینجا دقیقاً به این دلیل است که اختلافات همه روشن است و اسبابی برای ظاهر اتحاد ولی نابود سازی مخالف در عمل با صد حیله و تزویر نیست. کسی که میرود و در همین جا در محل شغل و کار بخاطر نفوذش برای مخالفین سیاسی پرونده سازی میکند بجای آنکه صادقانه به حق مخالف که از رژیم جمهوری اسلامی نقد میکند معتقد باشد، فردا در ایران همان کار وزارت اطلاعات را خواهد کرد. 

 

آخر بالاخره کی جنبش سیاسی ما میخواهد با خود صادق باشد و بحای آنکه با مخالف به صورت انسانی رقابت کند، از سعی در نابودی وی در زیر ظاهر دوستی و بازی اتحاد با افراد کبریت بی خطر، با ظاهر مخالف، دست بردارد. به اندازه کافی رژیم اسلامی دروغ به مردم میگوید، و مردم ما گول این حرف ها را نمیخورند.

 

مردم ایران دیگر "توده" نیستند که هنوز برخی فعالان سیاسی ما آنها را توده ها مینامند. مردم ما به جائی رسیده اند که خود بسیاری سازمان های حقوق مدنی ساخته اند که تشکیلاتهای سیاسی ما یک صدم آنها هم به حساب نمیایند. دوران پیروی گوسفندوار یک توده از این رهبران سیاسی و عقیدتی سالها است که سپری شده است. اینها فقط دل خودشان را خوش کرده اند که فکر میکنند با این ائتلاف های قلابی که صداقت اولیه را هم ندارند، کسی دنبالشان خواهد آمد. فقط خودشان را گول میزنند. 

 

ای کاش جریانات سیاسی و عقیدتی آنچه در پشت سر و بین خودشان میگویند را به مردم هم میگفتند اینکه خوب میدانند وقتی در موقعیت مخالف باشند خودشان هم از سرنوشت خود مطمئن نیستند که کی سر به نیست شوند و چگونه آن هم قطاران کنونی آنها را نابود کنند.  این است علت همه دلسردی ها.

 

با مخالف، رقابت سیاسی و عقیدتی کنیم، و نه آنکه با هر حیله و تزویری از موقعیتهای خود و ارتباط هایمان برای نابودی مخالف و خانواده اش استفاده کنیم وگرنه چه فرقی است بین ما و آنچه از آن در رژیم جمهوری اسلامی نقد میکینم.

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

 8 فروردین 1388

March 29, 2009

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

SEARCH