Sam Ghandchiسام قندچيسخنی با دوستان بهائی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/488-bahaifriends.htm

 

اگر درسی بتوان از 28 سال زندگی محنت بار مردم ایران در سایه جمهوری اسلامی آموخت مخالفت کردن با هر نوع تبعیض است.  جمهوری اسلامی با اعمال تبعیض علیه هر گروه مذهبی، قومی، سیاسی، جنسی، و غیره در عرصه های مختلف جامعه ایران، از محل کار تا مدرسه و دانشگاه، از قوانین ارث تا حتی آب خوردن از یک لیوان، به بهترین وجهی تبعیض را به مردم ما نشان داده است.

 

حال در میان مخالفین جمهوری اسلامی که خواستار برچیدن هر نوع مناسبات تبعیض آمیز از جامعه ایران هستند چه خبر است؟

 

خود  اولین نوشته هایم بر روی اینترنت محکوم کردن تبعیضات و تضییقات علیه بهائیان بود تا حدی که بسیاری از مأمورین جمهوری اسلامی مرا بهائی خطاب میکردند.  اما نه این لقب و نه القاب دیگری نظیر صهیونیست، آمریکائی، کمونیست، و امثالهم نتوانست باعث شود دفاع از حقوق پایمال شده بهائیان را متوقف کنم و همیشه سرکوب بهائیان و نقض حقوق بشر را درباره بهائیان در ایران، محکوم کرده ام، همانگونه که نقض حقوق بشر را علیه بخشهای دیگر جامعه ایران، محکوم می کنم.

 

معهذا فردی غیرمذهبی هستم و در عین دفاع از حقوق بشر بهائیان، منقد نه تنها نسبت به مذهب بهائی بلکه نسبت به مذاهب دیگر ابراهیمی نیز هستم، و نه تنها مذاهب ابراهیمی بلکه کلاً هر دیدگاه مذهبی از جمله مذاهب غیرخداپرستانه نظیر مارکسیسم را نیز به نقد کشیده ام.  اما به محض آنکه چند سال پیش از مذهب بهائی و تشکیلات آن نقد کردم،  برخی از فعالین بهائی برخوردشان با اینجانب خصمانه شد.  حتی این را هم میتوانم درک کنم، همچنانکه در جنبش سیاسی، نقد چپ باعث برخورد مشابه برخی کمونیستها به من شد و حتی مخالفت با برخی مواضع سیاسی بر سر فدرالیسم با برخی آینده نگر ها، باعث شد سایتی که خود پای گذار اصلی آن بودم مقالاتم را سانسور کرد.  در نتیجه این خاصیت عدم تحمل نقد سیاسی و نظری را مختص فقط برخی دوستان بهائی ایران نمیدانم.

 

واقعیت این است که دوستان بهائی نیز مانند بقیه ایرانیان از نظر سیاسی دیدگاه های مختلف دارند هرچند تلاش آنها بر پرهیز از سیاست است. البته برخی بهائیان سابق که ظاهراً خود را ازلی می نامند متأسفانه علیه بهاییان تنفر تبلیغ میکنند که مایه شرم است. اما جدا از معدودی جریانات افراطی، نقدها و اختلافات سیاسی امری طبیعی است.

 

در واقع بهاییانی هستند که حتی در گروه های لابی ایست نظیر نیاک فعالند و بهائیانی هم هستند که در قطب متضاد آنها در میان لابی های هوادار نئوکانها در خارج فعالند. میتوانم بگویم که همه گرایشات سیاسی ایران به درجات مختلف در میان بهائیان یافت میشود و این مایه مسرت است.  ولی چرا وقتی در مؤسسات حقوق بشری یا ژورنالیستی و امثالهم هستند واقعیت بهائی بودن را مخفی میکنند. شاید بگوئیم بخاطر وحشت از جمهوری اسلامی و یا وحشت از آنهائی که فکر میکنند بهائیان نبایستی موضع سیاسی داشته باشند.  این ملاحظات را هم میتوانم بفهمم.  ولی چرا برخی از این دوستان نسبت به مخالفین سیاسی یا ایدئولوژیک خود با ظاهر بی طرف، تبعیض قائل میشوند.  آیا این کار با تبعیضاتی که جمهوری اسلامی قائل میشود فرق دارد؟  آیا ندیده ایم که عاقبت تبعیض به چه منجلابی در جمهوری اسلامی کشیده شده است که باصطلاح مردان خدا، باصطلاح برای خدا، چه کارها که نکرده اند.

 

آخر چرا نمیتوانیم قبول کنیم که اقلاً در خود اپوزیسیون، سکولاریسم را برقرار کنیم، و   با توسل به دروغ حق کشی نکنیم و خود را در زیر ظاهر باصطلاح بی طرفی مخفی نکنیم. زمانی کمونیست ها خود را در تشکیلاتهای حقوق بشری با ظاهر مبدل نشان میدادند، زمانی دیگر هم جریانات دیگر ایدئولوژیک و مذهبی و سیاسی همین کار ها را کردند.  چرا نمیائیم اقلاً در خارج کشور صادق باشیم و با بهانه مخفی ماندن از رژیم، در واقع به مخفی کردن خود از همراهان دگر اندیش، و انجام حق کشی درباره آنها در مؤسسات خبری و حقوق بشری، با ظاهر بی طرفی، ولی در واقع بخاطر اختلاف نظری،  تبعیض قائل نشویم.  آخر آیا این چیزی است که در فردای بعد از جمهوری اسلامی میخواهیم در ایران برقرار کنیم. پس فرق ما با جمهوری اسلامی در چیست؟

 

میدانم که بسیاری مرا متهم خواهند کرد که این حرفها حقیقت ندارد و چشم های خود را میبندند تا که حق کشان را راضی کنند.  متأسفانه این تضییقات حقوق بشر در اپوزیسیون ما مختص بهائیان نبوده و در همه گروه بندی های مذهبی و قومی و سیاسی ما وجود دارد.  اگر به هر کدام از این گروه ها تعلق داریم و تبعیض ما را رنج میدهد، خوب است که به اطرافیان خود در گروه و دسته خود این حقیقت ساده را بیاموزیم تا بتوانیم به جنایاتی که علیه بهائیان در جمهوری اسلامی شده و میشود، برای همیشه، و نه فقط برای بهائیان، بلکه برای همه مردم ایران در جامعه سکولار بعد از جمهوری اسلامی، پایان دهیم.

 

عادلانه و شفاف اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک و مذهبی مان را بحث کنیم و از امکانات روابط خود در نهادهای مختلف خبری و حقوق بشری در خارج برای لطمه زدن به همراهان دگراندیش خود سود جوئی نکنیم. اگر از تبعیض مسلمانان یا جنس مرد یا فارس ها زجر دیده ایم، اول از همه کسانی را که از خانواده مسلمان یا جنس مرد یا فارس هستند، و برای برچیدن تبعیض و سکولاریسم و بهزیستی همه مردم ایران فعالیت میکنند، دشمن خود نبینیم، و در نظر داشته باشیم که برای هدف مشترکی در فعالیت هستیم و اقلاً به یکدیگر لطمه نزنیم.  چرا نتوانیم احترام به پلورالیسم را در اپوزیسیون شروع کنیم. خود را گول نزنیم و جلوی حق کشی ها بایستیم، وگرنه نمیتوانیم برای پایان دادن به سیستم تبعیض در ایران موفق شویم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ایرانسکوپ

http://iranscope.blogspot.com
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

14 آبان 1386

November 4, 2007

 

 

مطالب مرتبط:

اطلاعیه سام قندچی در تکذیب مقاله "آئین بهاییت در تقابل با مبانی حقوق بشری+ سند"

آقای خاتمی مذهب بهائی را برسمیت بشناسید

http://www.ghandchi.com/489-recognizebahais.htm

http://www.ghandchi.com/302-Secularism.htm

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijan.htm

 

 

Web ghandchi.com