Mahdaviat-IRI’s Hope or Despair
http://www.ghandchi.com/458-Mahdaviat-plus.htm
مهدويت-اميد
يا نااميدي جمهوري اسلامي
سام قندچي
چگونه ميـتوان از معتقدين مهدويت در قدرت بود و هنوز براي مهدويت کار کرد، اين معمائي است که آيت الله مصباح يزدي در ايران حل کرده است. در همايش دکترين مهدويت آقاي مصباح ميگويد دوران بازگشت حضرت مهدي به اين معني نيست که همه چيز بايستي قبلاً شيطاني شده باشد، بلکه براي رسيدن به حکومت مهدي بايستي سعي کرد جامعه را اسلامي تر و اسلامي تر کرد (لطفاً به گزارش ضميمه در انتهاي مقاله رجوع کنيد.)
همه اين حرفها ممکن است که متضاد با اعتقادات بسياري از شيعيان و گروه هاي ديگر معتقد به آخر زمان و صحراي محشر جلوه کند، يعني اعتقاداتي که اينگونه گروه ها وقتي در قدرت نيستند، دارند، و آرزوي دوران طلائي آينده در پي نابودي وضع موجود را دارند. البته شايد آيت الله مصباح يزدي مثل برخي از همتايان خود در ميان millenarianist ميلناريانيست هاي مسيحي بتواند بگويد که بين حاکميت مهدي و آخر زمان، و البته قبل از رسيدگي به اعمال بندگان در صحراي محشر، يک دوره کوتاهي براي جنگ مهدي موعود با شيطان وجود خواهد داشت.
در آينده ما بيشتر و بيشتر درباره اينگونه معماهاي الهيات که در بالا ذکر کردم خواهيم شنيد و مطمئن هستم راه حل مقدماتي آيت الله مصباح يزدي براي وفق دادن حضور در بالاترين رده هاي قدرت در ايران از يکسو و در عين حال فراخواندن براي مهدويت، آخرين معضل الهيات نخواهد بود که ايشان نياز به حل آن خواهند داشت. اما معضلات الهيات شيعه موضوع مقاله من نيست.
آقاي مصباح در هيمن "دومين همايش دکترين مهدويت" ميگويد که معتقدين به مهدويت در ميان اهل تسنن هم هستند، و اين تازه حدي نيست که ايشان دايره را براي شامل کردن همه مسلمانان باز کرده باشد، بلکه وي millenarianist ميلناريانيست هاي مذاهب ديگر را هم با عدم پافشاري بر اسلام و تأکيد بر مهدويت، به اين حلقه دعوت ميکند. آيت الله مصباح ميگويد "اگر برخي از خصوصياتي كه ما به آن اعتقاد داريم راحذف كنيم مفهوم مهدويت گسترش پيدا مي كند و ديگر اختصاص به شيعه اثني عشري نخواهد داشت بلكه آن را مي توان توسعه داد و در تمام دين ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشيم."
چيزي که خيلي در اختتاميه آقاي مصباح در همايش مهدويت جالب است اشاره وي به *گلوباليسم* است و اينکه چگونه به مهدويت مرتبط ميشود. اين موضع مطمئناً نظرات آيت الله مصباح يزدي را از ديدگاه قرون وسطائي آيت الله هاي ديگر نظير مشکيني و جنتي که در سطوح بالاي قدرت در جمهوري اسلامي حضور دارند، جدا ميکند.
برخي ممکن است تصور کنند که تأکيد مصباح بر روي مهدويت آنهم بقيمت رقيق کردن عنصر *اسلامي* شبيه به جنبش باب در پايان سلسله قاجار در ايران است، که به مذهب بهائي منتهي شد. واقعيت اين است که اين جنبش يک جنبش مخالف نظير آنچه که باب و يا حتي فرقان در سالهاي اوائل انقلاب 57 بود، نيست. اين مهدويت کساني است که هم اکنون بخشاً بر ايران حکومت ميکنند، همانگونه که ميلناريانيسم millenarianism استالين و هيتلر رقبايشان را در شوروي و آلمان نازي هدف ميگرفت. بنابراين انترناسيوناليسم و رقيق کردن عنصر ملي يا اسلامي براي قابل پذيرش کردن آن است، نظير کمينترن که همينگونه سعي کرد پذيرش بين المللي بدست آورد. به همين دليل است که بشکل عجيب و غريبي اين طرفداران مهدويت سعي ميکنند با اين ظاهر شبه مدرن حاميان گلوباليسم را بخود جلب کنند.
اما آنچه که ناکجا آباد همه انواع ميلناريانيسم millenarianism را از تحليل علمي واقعي آينده متمايز ميکند اين است که آنها سعي ميکنند که گذشته را در آينده بيابند، چه آنرا با عبارات مذهبي بيارايند و چه غير مذهبي. داستان ميلناريانيسم و سيستم هاي استبدادي مبتني بر آن به قدمت خود تمدن بشريت است، و نه با اسلام و شيعه شروع شده است و نه با آن پايان خواهد يافت.
آنچه که درباره خيزش تازه ميلناريانيسم در جمهوري اسلامي جالب است اين است که اين رژيم اين طريق را که ميتوانست در ابتدا برگزيند، به دليل جنگ با عراق برنگزيد، و خيلي زود پس از پيروزي انقلاب به برخوردي پراگماتيستي روي آورد، و طريق پراگماتيستي را بدليل ترس از خطر خارجي تا مدتها پس از جنگ ادامه داد.
خاتمي با حرف زدن از اصلاحات تهديد خارجي را براي جمهوري اسلامي تقليل داد و به اين طريق در واقع خاتمي به اينکه ميلناريانيست ها millenarianists بخود جرئت دهند و انقدر دير در آخرين انتخابات رئيس جمهوري حاکميت را بگيرند، کمک کرد، و هنوز هم در تقليل دادن خطر خارجي براي رژيم مؤثر است.
اين دير آمدن را به بهترين وجه خود آيت الله مصباح يزدي بيان کرده است وقتي ميگويد که برخورد پراگماتيستي 16 سال گذشته نياز به 16 سال در آينده دارد تا که خنثي شود. البته اگر نميخواست که آيت الله خامنه اي را ناراحت نکند، مطمئناً بجاي 16 سال از عدد ديگري که وي را به ابتداي جنگ ايران و عراق برساند، استفاده ميکرد. بنابراين طرفداران مهدويت در جمهوري اسلامي آن کاري را دارند ميکنند که همتاياينشان در رژيم هائي نظير شوروي در اول کار کردند، و نه در آخر!
اما انجام اين کار در آخر، سالوسي اينگونه مسيحان موعود را خيلي سريعتر نشان داده، و خيلي عمر حکومتشان را کوتاه خواهد کرد. بنابراين حتي اگر اصطلاحاتي نظير اسلام فاشيستي يا اسلام کمونيستي درباره آخرين روزهاي جمهوري اسلامي معني بدهد، اين کار بايستي با اين درک همراه باشد که اينگونه حکومت هاي ميلناريانيستي millenarianist ، جدا از آنکه چقدر طرفدارانش بخواهند خود را نظير ژنرالهاي يک رژيم انقلابي تازه پا که از حمايت مردمي که ديگر در کنترل ندارند برخوردار است، نشان دهند، نميتوانند در دوران سقوط اينگونه رژيم ها مدت زيادي دوام بياورند.
هرچند مهدوين ايران حمله تازه خود در ايران را با يک سرو صداي بلند با به پيش بردن رئيس جمهوري احمدي نژاد انجام دادند، امروز به عوض خيلي *بي سر و صدا* مشغولند تا که نهادهاي مختلف قدرت در ايران و از جمله مجلس خبرگان را تصرف کنند، و بخاطر نداشتن کادر کافي، از صفوف دوم خردادي هاي اسلاميون اصلاح طلب در حال بسيج نيرو هستند، و ظنز آلود آنکه رهبران بازمانده دوم خرداد بيشتر و بيشتر هم آغوشي با رفسنجاني *پراگماتيست* را برگزيده اند.
پايان جمهوري اسلامي مدت هاست که آغاز شده است
[http://www.ghandchi.com/
مهدويت راه حلي در تطابق با گلوباليسم نيست، بلکه يک
واپسگرائي به گذشته براي آنهائي است که نميـتوانند ببينند که قولهاي کاذب عدالت
اجتماعي با لفاظي هاي 1400 سال پيش نميتواند معضلات بشريت در عصر کنوني را حل کند.
حتي بازگشت به راه حل هاي ملي و چپي قرن نوزدهم، فراخوان براي همان راه حل هائي است
که حتي نتواستند پاسخگوي عدالت اجتماعي در قرن بيستم باشند، و مدتهاست که کهنه شده
اند. پاسخ براي اشتياق به عدالت اجتماعي در قرن
بيست و يکم نميتواند در پاراديم هاي کهنه گذشته يافت شود
[http://www.ghandchi.com/07-New_Paradigms.htm] و تنها در جستجو براي راه هاي تازه
که در تطابق با اقتصاد گلوبال باشند، قابل تبيين است
[http://www.ghandchi.com/
اين قابل فهم است که فردي بخواهد خود را با راه حل
هاي آماده قابل دسترس گذشته بمثابه نوشداروئي براي دردهاي امروز، تسلي دهد، اما
متأسفانه اين راحتي زود گذر خواهد بود و آرامش روان وقتي چندان تفاوتي در زندگي
واقعي بوجود نياورد، مايه يأس شکست خواهد شد، همانگونه که درباره قولهاي آقاي احمدي
نژاد در نخستين روزهاي دولت او نوشتم
[http://www.ghandchi.com/
به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران
سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
19 آبان 1385
November 10, 2006
متن مقاله به زبان انگليسي:
http://www.ghandchi.com/458-MahdaviatEng.htm
گزارش روزنامه کيهان چاپ تهران از سخنراني اختتاميه آيت الله مصباح يزدي در دومين همايش دکترين مهدويت در تاريخ 17 شهريور 1385
http://www.kayhannews.ir/850619/14.HTM#other1402
"آيت الله مصباح يزدي در اختتاميه همايش دكترين مهدويت:
مبارزه با ظلم و تلاش براي استقرار عدالت زمينه ساز ظهور امام عصر(عج) است.
عضو خبرگان رهبري با تاكيد بر اينكه براي تعجيل در ظهور منجي عالم بشريت بايد موانع
ظهور را برطرف كنيم، تاكيد كرد: اجراي احكام اسلامي، استقرار كامل عدالت و مبارزه
با كفر و ظلم مهمترين وظايف منتظران امام عصر (عج) و زمينه ساز ظهور آن حضرت است.
آيت الله محمد تقي مصباح يزدي در اختتاميه دومين همايش بين المللي دكترين مهدويت
بزرگ ترين عامل تعجيل در ظهور حضرت ولي عصر (عج) را مبارزه با كفر و استكبار جهاني
دانست و گفت: بايد باورهاي ديني و آموزه هاي معرفتي را در كشور و تمام جهان گسترش
دهيم. وي اظهار داشت: براي تعجيل در ظهور امام عصر (عج) بايد عدالت، احكام
اسلامي و ديني را ترويج كنيم تا مردم به آن علاقه پيدا كنند و باورهاي ديني مورد
قبول اجتماع قرار گيرد. آيت الله مصباح يزدي در تعريف واژه «مهدويت» گفت: مهدويت
نيز يك كلمه عربي است كه دوگونه استعمال مي شود؛ معناي اول آن در تعريف مصدر جعلي
مانند حاكميت و عالميت كاربرد دارد و معناي ديگر به صورت نسبت است؛ يعني طريقه
مهدويت. در معناي دوم نوعي روش مذهبي و اخلاقي به مهدويت نسبت داده مي شود كه نظير
آن را ما در معادل خارجي آن با عنوان ايسم داريم. وي با بيان اينكه
جهاني شدن را گاهي به صورت فرضيه تصور مي كنيم، گفت: يكي از مولفه هاي فكري مهدويت
جهاني شدن است. زيرا مهدي مي آيد تا قسط و عدل را در جهان برپا كند. مولفه ديگر آن
است كه گسترش قسط و عدل توسط يك شخص، مركز و يا دستگاه رهبري مي شود. با توجه به
اين كه عامل گسترش قسط و عدل شخص امام عصر (عج) است پس بايد يك نوع مركزيت و حكومت
واحد در جهان وجود داشته باشد تا همه جهان طي يك حكومت اداره شود. آيت الله
مصباح يزدي ادامه داد: مولفه ديگر جهاني شدن آن است كه جهان از حالت ايزوله بودن
خارج شود و يك حكومت واحد تشكيل و توسط آن حضرت اداره خواهد شد و هرگونه ظلم و جور
از زمين برچيده مي شود. وي با بيان اين كه در فرقه هاي ديني ديگر نيز اين
نكته وجود دارد كه زماني يك انسان برتري پيدا خواهد شد كه يك عنصر جهاني خواهد بود،
افزود: اگر برخي از خصوصياتي كه ما به آن اعتقاد داريم راحذف كنيم مفهوم مهدويت
گسترش پيدا مي كند و ديگر اختصاص به شيعه اثني عشري نخواهد داشت بلكه آن را مي توان
توسعه داد و در تمام دين ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشيم. شايان ذكر است
دومين همايش بين المللي دكترين مهدويت عصر
---------------------------------------------------------
مقالات
تئوريک
فهرست
مقالات
http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html