Sam Ghandchiسام قندچي مهدویت مصباح و جهانی شدن ولایت فقیه

سام قندچی

http://www.ghandchi.com//524-MahdaviateMesbah.htm

 

یادداشت 17 تیر 1388

 

با وجود آنکه این مقاله را یکسال پیش نوشتم با توجه به نقش آیت الله مصباح یزدی در وقایع پیش و بعد از انتخابات 22 خرداد و حمایت ایشان از آیت الله خامنه ای در این دوره، این نوشتار میتواند برای خوانندگان از اهمیت تازه ای برخوردار باشد.  ضمناً ویدیو کلیپ زیر نیز در این رابطه میتواند قابل توجه باشد:

 

http://www.youtube.com/watch?v=KfGPLg4f8Qw

 

 

************************

برخی تصور میکنند که آقای احمدی نژاد با طرح مهدویت دارد زیر پای روحانیت را خالی میکند چرا که اگر هر فرد غیر روحانی بتواند با حضرت مهدی ارتباط برقرار کند دیگر کاری برای روحانیت شیعه باقی نمیماند. در واقع این تصور همان اشتباهی است که زمانی درباره خمینی بخاطر مخالفتش با صاحبان قدرت در جامعه روحانیت نظیر آیت الله شریعتمداری می شد، در صورتیکه ایدئولوژی ولایت فقیه خمینی، آینده دیگری را برای روحانیت و جامعه در سر داشت.

 

امروزه نیز آنچه ظاهراً مهدویت خوانده میشود و از سوی مرجع آقای احمدی نژاد یعنی آیت الله مصباح یزدی دنبال میشودهدفش گلوبالیزه کردن ولایت فقیه است یعنی آینده تازه ای برای ولی فقیه، روحانیت و جامعه در سر دارد و دعواهای اخیر در جمهوری اسلامی که در آن از یکسو حجت الاسلام محتشمی پور، آیت الله مصباح یزدی را مورد پرخاش قرار داده و از بی عملی وی در زمان انقلاب و خوار شمردن او توسط خمینی سخن رانده و در مقابل طرفداران آقای مصباح، محتشمی پور را تهدید به خلع لباس کرده اند، بایستی در پرتو این تطورات جمهوری اسلامی تحلیل کرد.

 

حتی حملات عباس پالیزدار به روحانیت ارشد در هیرارشی قدرت در ایران همانند حملاتی است که در زمان خمینی سالها پیش از انقلاب بر علیه آیت الله هائی نظیر شریعتمداری و مرعشی سازمان داده شد.  البته محتشمی پور و بسیاری دیگر که مورد حمله مصباح هستند از افراطیون مذهبی و بنیانگذران حزب الله در ایران و لبنان بوده اند، ولی این واقعیت نباید باعث شود که اختلاف عمیق فقهی آنان با جریانات افراطی نوع دیگر مصباح که درک فقهی دیگری را نمایندگی میکند، نادیده بگیریم، همانطور که در زمانی دیگر مورد مشابهی بین خمینی و امام موسی صدر پیش آمد وقتی هردو آنها هم افراطی بودند.

 

در روسیه که اینگونه میلناریانیسم (1) در ابتدای دولت شوروی شکل گرفت حتی تروریستهای بوندیست مثل آقای محتشمی پور خیلی افراطی بودند و حتی لنین را آنها کشتند ولی با جریان افراطی نوع میلناریانیست استالین نفاوت اساسی داشتند. در نتیجه گرچه محتشمی پور در خارج از مرزهای ایران حتی بنیانگذار حزب الله لبنان بوده است، ولی وی بدنبال جهانی کردن ولایت فقیه نبوده و در لبنان به همفکران حزب اللهی خود در کشوری دیگر یاری میرسانده است. در واقع همیشه حتی خمینی ولی فقیه را به مالک اشتر تشبیه میکرد که نظیر فرمانداری مذهبی بود در صورتیکه برای آقای مصباح ولی فقیه نقش وحدت دهنده جهانی دارد نظیر انترناسیونال کمونیستی زمان استالین، که خود استالین هم در رأس آن قرار داشت و راه به بهشت کمونیسم آن چیزی بود که آن انترناسیونال و شخص وی تجویز میکرد. ممکن بود این کار را هم زمانی بطور مسالمت آمیز جلو ببرد و زمانی به شکل خشونت بار، در صورتیکه بوندیستها با وجود پیش گرفتن مشی تروریستی اعتقادی به یک نقش جهانی برای کمونیسم نوع خود نداشتند.

 

حدود دو سال پیش که همایش دکترین مهدویت آیت الله مصباح یزدی در تهران برگزار شد یاد آور شدم که اصل حرف مصباح این است که میگوید دوران بازگشت حضرت مهدی به این معنی نیست که همه چیز بایستی قبلاً شیطانی شده باشد، بلکه برای رسیدن به حکومت مهدی بایستی سعی کرد جامعه را اسلامی تر و اسلامی تر کرد (لطفاً به گزارش آن همایش که در این نوشتار نیز در انتهای مقاله ضمیمه شده است رجوع کنید.*)

 

اسلامی تر شدن برای وی آن اسلامی نیست که فقهای در بالای هرم قدرت روحانیون میشناسند. همانطور که برای خمینی بین آنچه وی اسلامی تر شدن و آنچه روحانیون در بالای قدرت زمان وی معتقد بودند، تفاوت در ولایت فقیه بود، در اینجا نیز تفاوت در تقدم مهدویت، حتی تقدم آن بر اسلام سنتی است. آیت الله مصباح میگوید "اگر برخی از خصوصیاتی كه ما به آن اعتقاد داریم راحذف كنیم مفهوم مهدویت گسترش پیدا می كند و دیگر اختصاص به شیعه اثنی عشری نخواهد داشت بلكه آن را می توان توسعه داد و در تمام دین ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشیم."

 

به عبارت دیگر اسلامی تر شدن یعنی جهانی کردن مفهوم مهدویت. این است که آقای احمدی نژاد هم با گروههای کمونیستی نزدیکی احساس میکند همانگونه که میلناریانیسم استالین و هیتلر رقبایشان را در شوروی و آلمان نازی هدف میگرفت ولی جریانات میلناریانیست غیر کمونیستی را متحد خود میدیدند، آقای مصباح نیز به همینگونه عمل میکند یعنی اسلام ایشان مثل کمونیسم آنهاست که برایشان فرق نمیکرد که دهقانان سازنده اش باشند یا کارگران صنعتی، به عبارت دیگر یک ایدئولوژی بود برای مؤمنین به میلناریانیسم.

 

همانطور که در گذشته خاطر نشان کردم آنچه که درباره خیزش تازه میلناریانیسم در جمهوری اسلامی جالب است این است که این رژیم این طریق را که میتوانست در ابتدا برگزیند، به دلیل جنگ با عراق برنگزید. رژی» اسلامی خیلی زود پس از پیروزی انقلاب به برخوردی پراگماتیستی روی آورد، و طریق پراگماتیستی را بدلیل ترس از خطر خارجی تا مدتها پس از نیز جنگ ادامه داد.

 

این دیر آمدن میلناریانیسم را به بهترین وجه خود آیت الله مصباح یزدی بیان کرده است وقتی در همان اول دولت احمدی نژاد گفت که برخورد پراگماتیستی 16 سال گذشته نیاز به 16 سال در آینده دارد تا که خنثی شود.  البته اگر نمیخواست که آیت الله خامنه ای را ناراحت نکند، مطمئناً بجای 16 سال از عدد دیگری که وی را به ابتدای جنگ ایران و عراق برساند، استفاده میکرد.  بنابراین طرفداران مهدویت در جمهوری اسلامی آن کاری را دارند میکنند که همتایاینشان در رژیم هائی نظیر شوروی در اول کار کردند، و نه در آخر!

 

اما انجام این کار در آخر، سالوسی اینگونه مسیحان موعود را خیلی سریعتر نشان داده، و خیلی عمر حکومتشان را کوتاه خواهد کرد.  بنابراین حتی اگر اصطلاحاتی نظیر اسلام فاشیستی یا اسلام کمونیستی درباره آخرین روزهای جمهوری اسلامی معنی بدهد، این کار بایستی با این درک همراه باشد که اینگونه حکومت های میلناریانیستی، جدا از آنکه چقدر طرفدارانش بخواهند خود را نظیر ژنرالهای یک رژیم انقلابی تازه پا که از حمایت مردمی که دیگر در کنترل ندارند برخوردار است نشان دهند، نمیتوانند در دوران سقوط اینگونه رژیم ها مدت زیادی دوام بیاورند.

 

خیزش میلناریانیسم در این پرده آخر جمهوری اسلامی علامت امید نیست، بلکه علامت ناامیدی رهبران جمهوری اسلامی در این پاندول پراگماتیسم و بینادگرائی است.  راه حل برای آینده ایران در هیچ نسخه اسلامگرائی نیست، بلکه در پایان دادن به حاکمیت اسلامگرائی و آغاز یک دموکراسی سکولار آینده نگر است که به شکوفائی ایران در این عصر گلوبالیسم یاری کند.

 

مهدویت راه حلی در تطابق با گلوبالیسم نیست، بلکه یک واپسگرائی به گذشته برای آنهائی است که نمیـتوانند ببینند که قولهای کاذب عدالت اجتماعی با لفاظی های 1400 سال پیش نمیتوانند معضلات بشریت در عصر کنونی را حل کنند.  حتی بازگشت به راه حل های ملی و چپی قرن نوزدهم، فراخوان برای همان راه حل هائی است  که حتی نتواستند پاسخگوی عدالت اجتماعی در قرن بیستم باشند، و مدتهاست که کهنه شده اند.   پاسخ برای اشتیاق به عدالت اجتماعی در قرن بیست و یکم نمیتواند در پارادیم های کهنه شده گذشته یافت شود و تنها در جستجو برای راه های تازه که در تطابق با اقتصاد گلوبال فراصنعتی باشند، میتوان به مسائل دنیای حاضر پاسخ داد.

 

این قابل فهم است که فردی بخواهد خود را با راه حل های آماده قابل دسترس گذشته بمثابه نوشداروئی برای دردهای امروز، تسلی دهد، اما متأسفانه این راحتی زود گذر خواهد بود و این گونه آرامش روان، وقتی چندان تفاوتی در زندگی واقعی بوجود نیاورد، مایه یأس و شکست خواهد شد، همانگونه که درباره قولهای آقای احمدی نژاد در نخستین روزهای دولت او نوشتم (2)

 

به امید ایجاد جمهوری آینده نگر ، فدرال، سکولار و دموکراتیک در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/iranscope/PHP/ssl/

10 تیر 1387

June 30, 2008

 

پانویس 

 

1 . millenarianism

2 .  https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/340-Utopianism.htm

 

مقاله مرتبط به زبان انگلیسی:

https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/458-MahdaviatEng.htm

 

*ضمیمه:

گزارش روزنامه کیهان چاپ تهران از سخنرانی اختتامیه آیت الله مصباح یزدی
در دومین همایش دکترین مهدویت در تاریخ 17 شهریور 1385 
"آیت الله مصباح یزدی در اختتامیه همایش دكترین مهدویت:  مبارزه با ظلم و تلاش برای استقرار عدالت زمینه ساز ظهور امام عصر(عج) است.  عضو خبرگان رهبری با تاكید بر اینكه برای تعجیل در ظهور منجی عالم بشریت باید موانع ظهور را برطرف كنیم، تاكید كرد: اجرای احكام اسلامی، استقرار كامل عدالت و مبارزه با كفر و ظلم مهمترین وظایف منتظران امام عصر (عج) و زمینه ساز ظهور آن حضرت است. آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در اختتامیه دومین همایش بین المللی دكترین مهدویت بزرگ ترین عامل تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر (عج) را مبارزه با كفر و استكبار جهانی دانست و گفت: باید باورهای دینی و آموزه های معرفتی را در كشور و تمام جهان گسترش دهیم.  وی اظهار داشت: برای تعجیل در ظهور امام عصر (عج) باید عدالت، احكام اسلامی و دینی را ترویج كنیم تا مردم به آن علاقه پیدا كنند و باورهای دینی مورد قبول اجتماع قرار گیرد. آیت الله مصباح یزدی در تعریف واژه «مهدویت» گفت: مهدویت نیز یك كلمه عربی است كه دوگونه استعمال می شود؛ معنای اول آن در تعریف مصدر جعلی مانند حاكمیت و عالمیت كاربرد دارد و معنای دیگر به صورت نسبت است؛ یعنی طریقه مهدویت. در معنای دوم نوعی روش مذهبی و اخلاقی به مهدویت نسبت داده می شود كه نظیر آن را ما در معادل خارجی آن با عنوان ایسم داریم.   وی با بیان اینكه جهانی شدن را گاهی به صورت فرضیه تصور می كنیم، گفت: یكی از مولفه های فكری مهدویت جهانی شدن است. زیرا مهدی می آید تا قسط و عدل را در جهان برپا كند. مولفه دیگر آن است كه گسترش قسط و عدل توسط یك شخص، مركز و یا دستگاه رهبری می شود. با توجه به این كه عامل گسترش قسط و عدل شخص امام عصر (عج) است پس باید یك نوع مركزیت و حكومت واحد در جهان وجود داشته باشد تا همه جهان طی یك حكومت اداره شود.  آیت الله مصباح یزدی ادامه داد: مولفه دیگر جهانی شدن آن است كه جهان از حالت ایزوله بودن خارج شود و یك حكومت واحد تشكیل و توسط آن حضرت اداره خواهد شد و هرگونه ظلم و جور از زمین برچیده می شود.  وی با بیان این كه در فرقه های دینی دیگر نیز این نكته وجود دارد كه زمانی یك انسان برتری پیدا خواهد شد كه یك عنصر جهانی خواهد بود، افزود: اگر برخی از خصوصیاتی كه ما به آن اعتقاد داریم راحذف كنیم مفهوم مهدویت گسترش پیدا می كند و دیگر اختصاص به شیعه اثنی عشری نخواهد داشت بلكه آن را می توان توسعه داد و در تمام دین ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشیم.  شایان ذكر است دومین همایش بین المللی دكترین مهدویت عصر 5 شنبه 16 شهریور ماه با سخنرانی آیت الله مصباح یزدی به كار خود پایان داد."
http://www.kayhannews.ir/850619/14.HTM#other140

 

 

مطلب مرتبط

مهدویت: امید یا ناامیدی جمهوری اسلامی
http://www.ghandchi.com/458-Mahdaviat.htm
Mahdaviat-IRI’s Hope or Despair
http://www.ghandchi.com/458-MahdaviatEng.htm