Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

Secular State is *a* Human Right

And Religious State Creates Religious Wars

http://www.ghandchi.com/421-SecularStateHumanRight-plus.htm 

Sam Ghandchiسام قندچيحکومت سکولار *يک* حق بشر است و حکومت مذهبي هم جنگ مذهبي ميآفريند

 

سام قندچی

 

امروز اخبار کشته شدن تعداد زيادي از زائران شيعه در پي وحشت جمعي آنها از شايعه يک بمب گذاري انتحاري و تلفاتي که در اثر ازدحام جمعيت در زيارت کاظمين عراق اتفاق افتاده در جهان منتشر شد.  برخي ميگويند ارقام کشته شدگان مصنوعأ از سوي شاخه اي از شيعيان افراطي ساخته و پرداخته شده است تا آنها بتوانند  رقباي شيعي ميانه رو خود را از حکومت عراق به کنار زنند، تا که خود آنها يعني شيعيان افراطي قدرت را در عراق قبظه کنند و بدينصورت بتوانند با سنّيان و ديگر مدعيان قدرت در عراق بطور "شايسته" مقابله کند.

 

جدا از اينکه چقدر اين شايعات درست باشند، يک واقعيت انکار ناپذير است و آن اينکه در عراق جنگ سنّي و شيعه از روزي که طرح حکومت اسلامي از نوع شيعه آن در آن مرز و بوم مطرح شده، به واقعيتي انکار ناپذير مبدل شده است ، و حضور نيروهاي نظامي آمريکا و هم پيماني آنها با شيعيان اين تصور را ايجاد کرده که ستيزه گران اسلامي مسأله شان کماکان حمله یه آمريکا ست.  در واقع فاجعه کاظمين گام بعدي در اين جنگ هاي مذهبي است،  به اين معني که جنگ شيعه و سنّي حالا به جنگ جناح هاي مختلف شيعه گسترش يافته وقتي هريک از آنها  شيعه مورد نظر خود را ميخواهند نسخه دولت آينده عراق و قانون اساسي اش کنند.

 

در واقع کشيده شدن جنگ بميان شيعيان عراق بسيار مشابه جنگ درون ستيان در افغانستان است، که مدتهاست شاهدش هستيم، و آنجا هم بخاطر حضور آمريکا، بنظر، جنگ، جنگ باز ماندگان طالبان با آمريکا مينمايد.   جالب است که يک فرمانده ارشد نظامی ناتو در افغانستان، اين روزها که نزديک به انتخابات پارلمان افغانستانيم، ، اين واقعيت را ديده که افزايش خشونت ربطي به جنگ بازماندگان شورشيان طالبان سابق با آمريکا ندارد، و بگفته وي نتيجه رقابتهاي آنهائي است که اکنون در قدرتند.  وي فکر ميکند که علت فقط اختلافات سياسي است.   البته اختلافات سياسي،  واقعيت همه کشمکش هاي مربوط به دولت در هر جامعه است، اما در اين جوامع  که قبول حکومت مذهبي به اختلافات سياسي رنگ فناتيک مذهبي بيشتر ميدهد،  در پرتو رنگ حقانيت مذهبي اختلافات، هر جنايتي توجيه ميشود، همانگونه که آيت الله خميني ابتدا قتل سلمان رشدي را جايز شمرد و بعدها پيروانش قتل آغاجري شيعه که در گذشته همراه خميني در فتواي قتل رشدي بود را هم جايز شمردند.

 

واقعيت اين است که متأسفانه هنوز موضوع داشتن حکومت سکولار بصورت "حقوق بشر" نگريسته نميشود.  تا از حقوق بشر ميگوئيم،  حق بيان، اجتماعات و غيره در نظرمان ميايد و فراموش ميکنيم که وقتي در رژيم مذهبي زندگي کنيم، تعبير مذهبي معين دولت،  بر تعبير هر جريان مذهبي ديگري رجحان خواهد داشت،  و در نتيجه تبعيض و نقض حقوق بشر در اساس چنين رژيم آپارتايد مذهبي تهفته است، و تا زمانيکه حکومت، حکومت مذهبي است، نميشود آپارتايد مذهبي را از آن زدود و باصطلاح دموکراسي  مذهبي ساخت.  در نتيجه اين خود فريبي است که از دموکراسي اسلامي در افغانستان يا عراق سخن بگوئيم همانگونه که سالها اصلاح طلبان اسلامي در ايران از دموکراسي اسلامي خيالي حرف زدند و مردم را به بيراهه بردند.  رعايت حقوق بشر و نفي تبعيض يعني به دور ريختن حکومت مذهبي و تأسيس حکومت سکولار.

 

همه فرمول هاي "مردم" پسندانه جمهوري هاي اسلامي دموکراتيک محکوم به آنند که جنگ هاي مذهبي را دير يا زود در خود بپرورانند و دامن زنند.  اگر در ايران جمهوري اسلامي، بخاطر اکثريت مطلق شيعه، و در افعانستان طالبان، بخاطر اکثريت مطلق سني، مدتي طول کشيد تا جنگ مذهبي در درون خود شيعه يا در درون خود سني ها شروع شود، و امثال آغاجري ها بخاطر پروتستانيسم شيعه مورد تکفير اکثريت روحانيت شيعه قرار گيرند،و تا مرز اعدام به جلو روند، در  عراقي که هم سني ها و هم شيعيان اکثريت مطلق ندارند، جنگ سني و شيعه خيلي قبل از اينکه قانون اساسي جمهوري اسلامي تازه اي براي آن ديار نوشته شود، آغاز شده است، آتش جنگ مذهبي زبانه ميکشد و ميرود که منطقه را با خود ببرد.

 

مسأله حکومت هاي مذهبي در خاورميانه نکته اي است که نيروهاي مترقي در غرب بايستي به آن توجه کرده و از سکولاريسم دفاع کنند.  دفاع از حقوق بشر در خاورميانه يعني دفاع از حق بشري مردم در داشتن حکومتي سکولار.  همانگونه که رأي عمومي براي ممنوعيت آزادي بيان، نبايستي دليلي براي حذف اين حق بشر شود، رأي عمومي براي دولت مذهبي نبايستي دليلي براي به دور انداختن حق بشر براي حکومت سکولار تلقي شود.

 

تروريسم در خاورميانه،  ديگر محدود به مبارزه نيروهاي مذهبي واپس گرا با پيشرفت و دموکراسي نيست بلکه جنگ هاي مذهبي با نيروهاي واپس گراي رقيب، ميرود که رشد سکولار خاورميانه را به نابودي کشد.  اگر از آغاز جمهوري اسلامي در ايران تا 11 سپتامبر ، يک درس را جهان آموخته باشد، آن درس نياز به جدائي کامل دولت و مذهب است.

 

 

به اميد جمهوری آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

10 شهريور  1384

September 1, 2005

 

مطالب مرتبط:

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

Web ghandchi.com