Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

ُFascism, Rule, and Legitimacy

http://www.ghandchi.com/416-fascism-plus.htm 

Sam Ghandchiسام قندچيفاشيسم، حاکميت، و مشروعيت

سام قندچی

 

اصلاح طلبان حکومتي ايران پس از دنبال کردن سالها برنامه هاي شکست خورده "دموکراسي اسلامي" و عدم پشتيباني از حق نيروهاي غير مذهبي در شرکت در پروسه سياسي،  امروز پس از حذف شدن خودشان از انتخابات رئيس جمهوري، با طرح باصطلاح جبهه ضد فاشيسم بجلو آمده اند، که بعدأ توضيح ميدهم،  و اين بار اينگونه ميخواهند نيروهاي سکولار را بدنبال خود بکشانند.  همانطور که قبلأ نوشتم،  جبهه مشارکت راهي را ميرود که نهضت آزادي رفت،  اول بازرگان از قوه مجريه حذف شد، و بعد هم نهضت آزادي از قوه مقننه رانده شد،  و در قوه قضائيه هم هيچگاه اهميتي نداشتند.  در نتيجه فقط به نيروئي تبديل شدند که هرگاه هر جناح رژيم، در زمانهاي تهديد خارجي يا قيامهاي داخلي و امثالهم، به آنها نياز داشته است، به آنها قدري آزادي ميداد،  و به محض آنکه خطر براي رژيم رفع ميشد، حتي در زمان دولت باصطلاح رفرميست خاتمي ، آنها را به بازداشتگاه وزارت اطلاعات ميبردند و نيروهاي سکولار پيش قراول دفاع از آنها ميشدند، اما باز هم پس از آزادي، هم اينان در پي توجيه اين رژيم در تضييق آزادي هاي نيروهاي سکولار سخن ميگفتند.  اين واقعيت نهضت آزادي و نيروهاي ملي- مذهبي طي نيم قرن گذشته بوده است، و اگر نهضت آزادي تاکنون سمبل اين رويه بوده است، امروزه جبهه مشارکت هم نوع ديگر همين برخورد به ديکتاتوري و فاشيسم اسلامي را دارد، با تفاوتهائي که در مقاله ديگري توضيح داده ام [http://www.ghandchi.com/415-SecondRound.htm] و موضوع تازه اي نيست.

 

متأسفانه جنبش سکولار ما سالها تصور کرده است،  که نيروهاي ملي-مذهبي جديد،  نظير چبهه مشارکت،  از نفوذ زيادي بين مردم برخوردارند،  و به اين علت دنباله رو اين جريان شده است.  اگر دور اول  انتخابات نهم رياست جمهوري اسلامي يک ارزش داشته باشد، همانگونه که در مقاله ذکر شده نشان دادم،  اين بود که آشکار کرد که نيروهاي باصطلاح اصلاح طلب مذهبي در ايران،  نيروي کوچکي هستند که فقط وقتي پشتيباني نيروهاي سکولار را دارند، چشمگير بنظر ميآيند.  در نتيجه نيروهاي سکولار ايران،  قدرت و نفوذ خود را امروز بهتر ميتوانند درک کنند.  کساني که در جنبش سکولار ايران در 26 سال گذشته،  دنباله روي از نيروهاي ملي-مذهبي و حتي لابي ايست هاي رژيم [http://www.ghandchi.com/349-Lobbyists.htm]  را تبليغ کرده اند، امروز تحت عنوان  پشتيباني از طرح باصطلاح جبهه ضد فاشيسم، ميخواهند ما را پس از همه اين تجربه، دوباره به  دنبالچه نيروهاي  ملي-مذهبي تبديل کنند.

 

 آيا من با جبهه ضد فاشيسم مخالفم؟  خير.  اتفاقأ 26 سال است که ما نياز به چنين جبهه اي داشته ايم، وقتي دانشجويان ما در زمان حکومت آقاي خاتمي باصطلاح اصلاح طلب،  بخاطر مخالفت با حکومت،  در زندان هاي جمهوري اسلامي ميپوسند،  فروهرها قصابي ميشوند و هنوز حقيقت به مردم گفته نميشود، و زهرا کاظمي ها تحت شکنجه به قتل ميرسند و قاتلين شان در مناصب قضائي کشور باقي ميمانند، و حتي سايت هاي مستند اينترنتي نيز در اين رژيم تحمل نشده و فيلتر ميشوند.  اما چرا يکباره در آخرين روزهاي قبل از دور دوم انتخابات سراسر تقلب، اين طرح باصطلاح جبهه ضد فاشيسم ارائه ميشود،  که مردم را حتي به شرکت در انتخابات دوره دوم اين بازي هاي جمهوري اسلامي بکشد، که در واقع مشروعيت بخشيدن به رژيم فاشيستي است،  و نه مبارزه براي پايان دادن به فاشيسم.  البته اين تاکتيک با بقيه عملکرد هاي ملي-مذهبي ها طي همه اين سالها ميخواند،  زمانيکه يکباره خلخالي به اصلاح طلب تبديل شد، و امروز هم هاشمي رفسنجاني.  اما بحث من در زير درباره اين واقعيات نيروهاي ملي مذهبي، که همه کس ميدانند نيست، بلکه موضوع بحث من تئوري هاي ارائه شده توسط برخي صاحب نظران سکولار ايران است،  که به توجيه اين بازي هاي جمهوري اسلامي، آنهم با تحريف نمونه هاي تجربيات اروپا در زمينه مبارزه با فاشيسم است، که اينگونه باعث گمراهي مردم  ميشوند. اجازه دهيد توضيح دهم.

 

امروزه خيلي از بحث بقدرت رسيدن فاشيسم در آلمان استفاده ميشود،  و بد نيست چند نکته تاريخي را در اين باره توضيح دهم.  دولت وايمار در آلمان که قبل از هيتلر بر سر کار بود، يک دولت *دموکراتيک* بود، و مشروعيتش هم بر روي يک سيستم انتخابي متکي بود.  در نتيجه فاشيسم ، اول آن مشروعيت را مجبور بود پذيرفته،  و با انتخابات آزاد به حاکميت برسد.  اما پس از آنکه بقدرت رسيد، ديگرحتي نيازي به قبول روش دموکراتيک براي بستن رايشتاگ نميديد.  در مقايسه در جمهوري اسلامي، همه اين سالها، همين نيروهاي فاشيست بوده اند که قدرت واقعي را در دست داشته اند،  و آزاديخواهان را به زندان ميانداختند، فروهر ها را ميکشتند،  و زهرا کاظمي ها را در زير شکنجه کشته و کماکان رئيس دادستاني ميماندند.

 

در نتيجه اين نيروي فاشيستي،  احتياجي به قبول مشروعيت انتخابي براي بقدرت رسيدن نداشته است، چرا که خود در قدرت بوده است.  در واقع هدف اين ها، برعکس فاشيسم آلمان، نه قبول مشروعيت براي بقدرت رسيدن در انتخابات آزاد، بلکه بخاطر در قدرت بودن نامشروع، آنهم در قدرت بودن نه نظير فاشيسم براي کمتر از 10 سال، بلکه براي 26 سال، نيازمند *ايجاد* و *تجديد* مشروعيت هستند، چه بخاطر جنبش مردم در داخل،  و چه بخاطر فشارهاي خارجي،  در منطقه اي که دموکراسي مسأله روز است.  در نتيجه هر جبهه ضد فاشيستي، اولين وظيفه اش افشا و مبارزه با مشروعيت سازي اين فاشيسمي است که 26 سال است در ايران در *قدرت* است و نه آنکه خيال کنيم تازه ميخواهد  نظير هيتلر، با استفاده از قبول مشروعيت،  به قدرت برسد.

 

اجازه دهيد تچربه کروبي در اين انتخابات را توضيح دهم،  که گرچه کمي خسته کننده است، ولي اصل بحث من را روشن تر ميکند.  وزارت اطلاعات در پاسخ کروبي در 29 خرداد اطلاعيه زير را صادر کرده است:

 

"وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه ای به اظهارات روز گذشته مهدی کروبی مبنی بر نظر سنجی های القایی این وزارتخانه به مسوولان پاسخ داد.  به گزارش خبرگزاری "مهر" در این اطلاعیه آمده است: حضور شکوهمند و سرافزارانه ملت شریف ایران در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که تجلی وفاق و تبلور همبستگی ملی و در حقیقت، پیروزی تاریخی ملت ایران محسوب می گردد، موجب شادی روح بلند حضرت امام خمینی (ره)، شهدای گرانقدر و شادی دوستداران انقلاب اسلامی شده و منشاء یاس، سرخوردگی و حیرانی دشمنان این آب و خاک و نیز امیدواری ملت و دلسوزان به کشور و انقلاب گردیده است. وزارت اطلاعات در ادامه بیانیه خود ضمن تبریک این پیروزی بزرگ تاریخی و حماسی به پیشگاه رهبری معظم انقلاب اسلامی و مردم شریف و متعهد ایران ابراز امیدواری کرد که این پیروزی درس بزرگی برای دشمنان ملت ایران که با بی بهره گی از واقعیت ریشه های عمیق هویتی و دینی این ملت، بر طبل خصومت و کینه توزی با این ملت می کوبند و همچنین مقدمه ای برای انتخاب مسیرعقلانیت و خردورزی سیاسی در مناسباتشان با ملت و دولت ایران اسلامی باشد.  این اطلاعیه می افزاید: وزارت اطلاعات ضمن اجر نهادن به حرکت پویای مردم گرانقدر ایران، در خصوص اظهارات جناب آقای کروبی درباره نظرسنجی های انجام شده انتخاباتی، به ایشان که از سرمایه های بزرگ انقلاب اسلامی محسوب می گردند، به واسطه کسب موفقیت در جلب اعتماد بخش قابل توجهی از مردم ایران تبریک عرض نموده و اعلام می داریم در برآوردی از وضعیت کاندیداهای محترم ریاست جمهوری در مقاطع متعدد، طبق نظرسنجی های این وزارتخانه در موج سوم تغییر و تحولات انتخاباتی که در روزهای آخر قبل از انتخابات آغاز گردید، رشد چشمگیر گرایش به ایشان و برخی دیگر از کاندیداها و افول گرایش عمومی به برخی دیگر از کاندیداها به وضوح پیش بینی شده است.   در این اطلاعیه تاکید شده است: به نظر می رسد جناب آقای کروبی یا فرصت مطالعه این نظرسنجی ها را نداشته اند و یا به نتایج در حال تحول این نظرسنجی ها در شهرهای مرکز استان توجه چندانی نفرموده اند و همین امر موجب گردیده که متاسفانه در قضاوت و به کارگیری برخی از واژگان عجله کنند.  در پایان اطلاعیه وزارت اطلاعات یادآوری شده است که این وزارتخانه، پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات، در مورد سایر "مسائل گفتنی" و مهم ترین اقدام های انجام شده در راستای برگزاری هرچه شکوهمندتر نهمین انتخابات ریاست جمهوری و نحوه نظرسنجی های انجام شده و اطلاع رسانی های به عمل آمده در این خصوص ، گزارشی به محضر ملت شریف ایران ارائه خواهد كرد. [http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=197289]"

 

به عبارت ديگر، در باصطلاح موج سوم روزهاي آخر انتخابات،  آقاي کروبي و احمدي نژاد،  با برنامه،  رأي هايشان زياد شده،  اولي در شهرستان ها،  و دومي در تهران، يعني که که آقاي کروبي باشتباه تصور کرده اند که اين رأي ها مال خودشان است، و يادشان رفته که در جمهوري اسلامي زندگي ميکنند.  مضافأ آنکه، در مرحله نخست انتخابات، هدف رژيم با بازي معين [http://www.ghandchi.com/410-Moin.htm] ، کشاندن مردم به انتخابات جهت ايجاد مشروعيت براي حاکمان فاشيست ايران بود،  و در مرحله دوم ، با ايجاد انتخاب بين دو نفر،  يکي  احمدي نژاد،  با قيافه واقعي حزب الله،  که همه اين سالها مردم ايران در کوچه و خيابان و زندان و شکنجه گاه با آن آشنا هستند، در برابر حزب اللهي هاي ديگر با گفتار و چهره ديپلماتيک،  نظير رفسنجاني،  فاشيسم در قدرت، براي خود دنبال کسب مشروعيت است، چرا که قدرت را 26 سال است که دارد، و به مشروعيت براي *ادامه حيات* خود در شرايط کنوني خاورميانه اي که هرروز بيشتر بسوي دموکراسي و سکولاريسم ميرود، بيشتر و بيشتر نياز دارد.  در نتيجه هدف فاشيسم در ايران، مشروعيت بخشيدن به حاکميتي است که دارد،  و نه آنکه به حاکميت برسد.  فاشيسم 26 سال است که در حاکميت است.

 

در پايان لازم به تذکر است که واقعيت بي عدالتي در ايران جمهوري اسلامي،  که در ارتباط با رأي احمدي نژاد طرح ميشود، اساسأ بمعني جامعه سنتي و اسلامي نيست، که برخي اين بحث را براي توجيه و دفاع خود از اسلامگرائي طرح ميکنند [http://www.iranian.com/NaderDavoodi/2005/June/Ahmadinejad/index.html]، هر چند عدم وجود عدالت اجتماعي براي طبقات محروم در ايران، واقعيتي غير قابل انکار است،  که هميشه نيروهاي سکولار طي اين سالها ياد آور شده اند، اما عدالت اسلامي، يعني شعار مورد استفاده امثال خميني در زمان انقلاب  57،  بسان دموکراسي اسلامي، يعني  شعار مورد استفاده رفسنجاني و خاتمي، زمانيکه اسلام سياسي خود بزرگترين دليل تضييقات ضد عدالت و دموکراسي در جامعه ماست، شعارهاي پوچي بيش نيستند، و پايان اسلام سياسي  و جمهوري اسلامي و رفراندوم قانون اساسي،  و تدوين يک قانون مترقي،  اولين گامها براي رسيدن به عدالت و دموکراسي در ايران ميباشند.  البته بسياري از مصادره کنندگان ديروز، امروز از مصادره شدن مي هراسند،  و از اين نظر از يکي از دو کانديدا که به آنها نزديک تر است دفاع ميکنند، يا حتي در گذشته از رفراندوم دفاع کردند، چرا که از يک کودتاي پاسداران که ژست انقلابي بگيرند، و نظير آخرين روزهاي شاه،  اموال شريکان گذشته را مصادره کنند و به زندانشان افکنند، يا از انقلاب و تحولي که بچنين اقداماتي بيانجامد، در هراسند،  اما اين اصل بحث فاشيسم در ايران نيست،  که همه اين سالها بر مخالفين چنين رفته است، هرچند هر گروه مالي در ايران مزدوران خود را دارد، و موضوع اين دسته بندي ها و اعمالشان بحث ديگري است.

 

امروز جبهه ضد فاشيست در ايران يعني جبهه مردم و نيروهاي سکولاري که انتخابات شوراها، مجلس هفتم، و دور اول انتخابات نهم رياست جمهوري را تحريم کرده اند،  و افراد و نيروهاي مذهبي که واقعأ خواهان دموکراسي هستند،  از اين جبهه سکولار تحريم کننده بايستي دفاع کنند، و نه آنکه دوباره بدنبال نيروهاي اسلام سياسي روان شوند،  که 26 سال است در ايران،  فاشيسم مذهبي را براي ما به ارمغان آورده اند.  همه تجربه اين سالها به ما  بار ديگر نشان داد،  که "دموکراسي اسلامي" سرابي بيش نيست ، و دموکراسي جدا از سکولاريسم بي معني است،  و انسانهاي مذهبي که واقعأ خواهان دموکراسي هستند، از رهبري سکولار پشتيباني ميکنند.

 

به اميد جمهوری آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

31 خرداد  1384

June 21, 2005

 

مقالات مرتبط:

http://www.ghandchi.com/415-SecondRound.htm

http://www.ghandchi.com/412-PowerReligion.htm

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

Web ghandchi.com