Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

ُUnity to End Islamic Republic of Iran

http://www.ghandchi.com/409-UnityToEndIRI-plus.htm

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/409-UnityToEndIRIEng.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچياتحاد براي پايان دادن جمهوري اسلامي

سام قندچی

 

بيست و شش سال از تأسيس جمهوري اسلامي ميگذرد و هنوز بخش عظيمي از نيروهاي مخالف جمهوري اسلامي، از سقوط رژيم واهمه دارند، بخاطر نگراني از اينکه در پي سقوط جمهوري اسلامي، نئوکان هاي  آمريکا، يا سلطنت طلبان، يا مجاهدين، يا بخشي از رژيم جمهوري اسلامي کنوني، يا کمونيست ها، يا مليون، يا تجزيه طلبان، يا هر کس ديگري که در نظرشان نامطلوب است، قدرت را در ايران بدست گيرد.  گوئي مردم ما نظير زن بارداري هستند که از دلواپسي هزاران اتفاقي که ميتواند در آينده براي کودکي که در رحم دارد روي دهد، تصميم به سقط جنين ميکند.  بارها است که ما در اين 26 سال،  به پايان رژيم جمهوري اسلامي نزديک شده ايم، و ميتوانستيم رژيم نويني را در ايران آغاز کنيم،  و از ترس مصائب آينده در رژيم نو، تحولي که در جنين بود را،  سقط کرديم،  و کماکان در محبس رژيم جمهوري اسلامي مانديم .

 

ازندانيان سياسي رژيم جمهوري اسلامي،  بجاي آزادي، بايستي به "مرخصي" راضي شوند، مردم ايران هم، هر چند گاه  يکبار، مثلأ در زمان هاي انتخابات هاي جمهوري اسلامي،  بايستي به تعديل حجاب زنان و شايد شلوار کوتاه براي مردان دل خوش شوند.  اگر در سالهاي پيش از انقلاب 57، نيروهاي سياسي ايران درباره شرايط پس از سقوط رژيم موجود چندان نميانديشيدند،  و فقط فکرشان محدود به سرنگوني رژيم شاه بود، در 26 سال گذشته درست به عکس بوده است،.

 

انقدر درباره آنچه ميتواند پس از سقوط رژيم واقع شود، و سناريو هاي متعدد،  انديشيده اند،  که از امکانات واقعي که در زمان گروگانگيري، موقع پايان جنگ با عراق، و حتي در دوم خرداد فراهم آمده بود، بجاي پايان دادن به رژيم جمهوري اسلامي، به دعوا ميان خود و بحث سناريو ها مشغول شدند،  و از فرصت براي پايان اين رژيم واپس گرا، استفاده نکردند،  و حتي آنها که خود هيچ امتيازي از رژيم براي شرکت در مجلس آن برخوردار نبودند، مبلغين مجلس و کابينه آپارتيد رژيم شدند.

 

درست است که بايستي درباره رژيم بعد از جمهوري اسلامي ميانديشيدم و اينبار، بر خلاف دوران انقلاب 1357، اين مهم را انجام داده ايم و حتي بسياري طرح هاي قانون اساسي  مورد نظر خود را ارائه کرده اند.  من از نقطه نطر خود،  خيلي روشن هستم که چه رژيمي بعد از جمهوري اسلامي ميخواهم (http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm) و اکثر نيروها نظر خود را تدقيق کرده اند.  اما آيا از پيش از تحول ميشود پيروزي هيچ برنامه اي را تضمين کرد؟ خير.

 

پدر و مادر دور انديش،  همه طرح هاي آينده را براي سنين مختلف کودکي که در راه دارند،  برنامه ريزي ميکنند، اما اگر تضمين صد در صد بخواهند، آخرش بايستي سقط جنين کنند، چون هيچگاه به چنان تظميني نميتوان رسيد.  درست است که وقتي کسي مطمئن است که تولد کودکش،  بمعني کودکي ناقص با هزاران بيماري است، واگر به آن خاطر تصميم به سقط جنين کند، راه درستي را بر گزيده.  اما بخاطر اطمينان صد در صد آينده موفق، و ترس از چالش ها و حتي سوانح آينده مقابل رشد کودک، تصميم به سقط جنين کردن،  نشان دهنده کامل گرائي جاهلانه است.

 

در واقع پدر و مادر دانا،  آنها ئي هستند که آنچه ميتوان برنامه ريژي کرد را ميکنند، ولي آماده اند با مسائلي نظير مواد مخدر در محيط آموزش، بيکاري، بيماري هاي غير مترقبه، و هزاران مسأله ديگر،  در هر زمان دست و پنجه نرم کنند.  اگر ما نگران کودتاي آمريکا در ايران بعد از جمهوري اسلامي هستيم، بهتر است بعد از پايان دادن به جمهوري اسلامي،  در اين مورد توجه داشته باشيم،  نه آنکه برويم و رژيم جمهوري اسلامي را تقويت کنيم، آنهم با مثالهاي ناقص از 28 مرداد.

 

آخر امروز در همه کشورهاي خاورميانه که رژيم هاي غير کودتائي بر سر کارند، و سالهاست با اروپا در مناسبات خوبند، اتفاقأ رژيم هاي مستبدي هستند که نماينده جمعيت کشور خود نيستند.  بعوض رژيم عراق که بقول اين نويسندگان دست نشانده آمريکا است، بيش از همه آن رژيم ها مردم عراق را نمايندگي ميکند،  و از همه آنها دموکراتيک تر است.  در صورتيکه رژيم هاي دست نشانده آمريکا در سالهاي 1950 در همه جا، رژيم هاي ديکتاتوري بودند،  که جمعيت کشور خود را نمايندگي نميکردند.  آيا اين حرف من بمعني تأييد دخالت آمريکا در ايران است؟  خير.  اما حرف من اين است که مثالهاي تاريخي خارج از واقعيت زمان بيهوده است.

 

در روز پس از پايان رژيم جمهوري اسلامي،  شايد مهمترين مسأله نيروهاي دموکراسي خواه، نئو کان هاي آمريکا باشند، شايد نه و سلطنت طلباني که بخواهند رژيم شاه را احيأ کنند مهمترين مسأله شوند.  شايد کساني از همين جمهوري اسلامي،  نطير آيت الله طاهري ها يا آغاجري ها باشند،  که بخواهند اسلامگرائي دولتي را اينبار بنوع ديگري احيأ کنند، يا شايد مجاهدين خلق باشند که بخواهند يک ديکتاتوري شبه کمونيستي اسلامي را بوجود آوردند.  شايد هم  به عکس، از سلطنت طلبان گرفته تا مجاهدين، بعد از پايان جمهوري اسلامي ، خود در درونشان اصلاح طلبي و استحاله جريان يابند،  و به اساس جمهوري سکولار در آينده ياري رسانند.  شايد نيروهاي پليد ديگري نظير تروريست هائي که از سر بريدن انسان ها،  براي تحميل افکار عقب مانده خود به مردم ابائي ندارند، نظير آنچه امروز در عراق ميبينيم، مسأله ايران شوند، يا تجزيه طلباني که از ايران دموکراتيک،  نه براي دوستي همه ايرانيان، بلکه براي دامن زدن به دشمني ها بخواهند سود جويند.

 

تحول آينده ايران، نظير هر تحول تاريخي بزرگ هر جامعه اي،  به معني اين نيست که فرداي پايان جمهوري اسلامي،  ديگر مسأله اي نخواهيم داشت.  حتي چندين سال پس از انقلاب آمريکا ، انگلستان کاخ سفيد را به آنش کشيد،  و رئيس جمهور مديسن،  مجبور به فرار شد، اما براي يک لحطه هم کسي فکر نکرد،  که تحول در آمريکا بدون دورانديشي انجام شده بوده است.  درست است که در سالهاي قبل از 1357، جنبش سياسي ايران به بعد از تحول نيانديشيده و دورانديش نبود، و اين نقد درستي بود که پس از شکست جنبش مترقي ايران در 1357، روشنفکران ايران به دورانديش نبودن خود در 1357 نقد کردند.

 

اما ايرانيان در 26 سال گذشته،  بسيار جنبه هاي آينده پس از جمهوري اسلامي را بحث کرده و ارزيابي کرده اند،  و اکنون در شرايط مشابه 1357 نيستيم ، که سالها فقط به سرنگوني رژيم موجود انديشيده باشيم و نه به طرح هاي رژيم آينده.  و ما برنامه هاي خود را براي آينده داريم ، ولي تا اين رژيم را پايان ندهيم ، و براي ساختن رژيم آينده نکوشيم، همه اين طرح ها بر روي کاغذ خواهند ماند،  و هيچ تضميني براي موفقيت،  بيش از اين،  نميتوان با بحث طرح ها بدست آورد.  تقريبأ همه نيروها امروز،  از پلاتفرم برخوردارند، اما جمهوري اسلامي به آنها اجازه تشکل احزاب ، و پيش بردن پلاتفرم هاي خود را نميدهد، و اين رژيم جمهوري اسلامي است که بايستي پايان يابد، و پس از آن اين گوي و اين ميدان.

 

در واقع هر روز نميشود به يک رژيم پايان داد.  مثلأ در زمان سقوط رژيم هاي کمونيستي،  که با سقوط رژيم هاي اروپاي شرقي آغاز شد، و به شوروي کشيده شد، فرصتي طلائي بود که مردم کوبا و چين هم در اين حرکت تاريخي،  به رژيم هاي ديکتاتوري در کشورهاي خود پايان دهند، و به هر علتي چنين نکردند،  يا نتوانستند پيروز شوند.  امروز پس از سقوط طالبان و رژيم صدام در خاورميانه، جدا از آنکه آن رژيم ها چگونه سقوط کردند،  چنين شرايط تاريخي اي براي سقوط رژيم اسلامگراي جمهوري اسلامي فراهم شده است.

 

 بجاي کامل گرائي هاي ذکر شده در بالا، بهتر است از اين فرصت استفاده کرده،  و به رژيم جمهوري اسلامي پايان دهيم،  وگرنه ممکن است که نظير مردم چين و کوبا،  سالها بعد افسوس بخوريم ، که چرا هنوز کشورمان از جوامع باز نيست، و هنوز در يوغ اسلامگرائي است.  کشورهاي کمونيستي اروپاي شرقي و جمهوري هاي شوروي سابق،  که يوغ کمونيسم را به دور ريختند، همه به يک نوع نبود،  و همه شان به رژيم هاي مشابه نرسيدند، اما همشان در يک مقطع تاريخي معين،  در اواخر سالهاي 1980 توانستند اين مهم را انجام دهند. ما نيز زمان را دريابيم قبل از آنکه فرصت از دست برود.

 

 

به اميد جمهوری آينده نگر فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

ا خرداد  1384

May 22, 2005

 

 

نوشته مرتبط:

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

Web ghandchi.com