sam-ghandchi شورای گذار و حزب مشروطه، و اینکه چرا بسیاری از همکاریها در اپوزیسیون ناموفق است
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3998-cooperation.htm

پی نوشت 4 بهمن 1399: حسن شریعتمداری:: شورای مدیریت گذار: ویدیو: برای اعتمادسازی، همکاریهای داخل و خارج کشور و امید به آینده‌ی پس از گذار از نظام جمهوری اسلامی

مطالب مرتبط: 1     2      3     4     5     6     7     8     9     10     11

 

cooperation

 

همین روزها چهل و دومین سالگرد به قدرت رسیدن رژیم اسلامی در ایران است. این را که چگونه در انقلاب 57، وحدت اپوزیسیون ایران به گرد رهبری آیت الله خمینی شکل گرفت، و به پیروزی اسلامگرایان منتهی شد، بارها بحث کرده ایم، و حرف تازه ای نیست. در تاریخ ایران و جهان نیز همیشه وحدتِ اپوزیسیون به یک شکل صورت نگرفته و در نتیجه لازم نیست مرتب بخواهیم از انقلاب 57 الگو برداری کنیم، و به احتمال زیاد، تحولِ عمده ی بعدی در ایران، شباهتی به انقلاب 57 نخواهد داشت! اکنون، شورای گذار، یکی از موفق ترین تلاشها برای اتحاد اپوزیسیون در سالهای اخیر است؛ با اینحال فاصله ی زیادی تا وحدت اپوزیسیون، وجود دارد. در مورد موضوعات برنامه ای و نقش شخصیتهای مختلف در طرح شورای گذار، و در مورد شخصیتها و برنامه ها بحث زیاد شده، و آن بحثها لازم است؛ اما، یادداشتی که پیش رو دارید، به موضوعات شخصیتها و برنامه ها برای همکاریهای اپوزیسیون، ربطی ندارد! این هم توضیح واضحات که نه ایرانِ کنونی، ایرانِ سال 57 است، و نه امروز، مردم ایران و جهان، مثل سالهای نیمه ی دوم قرن بیستم، فکر و عمل می کنند! اجازه دهید نکته ای را که می خواهم با خوانندگان عزیز در میان بگذارم، با مثالی واقعی بیان کنم! شخصاً ژورنالیستی هستم که از اولِ تأسیس جنبش سکولار دموکراسی ایران، و همچنین از ابتدایِ اعلام تأسیسِ حزب سکولار دموکرات ایرانیان، که هردو کار، توسط دکتر اسماعیل نوری علا انجام شد، از هواداران این دو تشکیلات بوده و هستم، چون دورنمای سکولار دموکراسی آینده نگر را، که تلاشهای دکتر نوری علا بطور جدی بویژه در دو دهه ی گذشته در آن راستا بوده است،  هدفی درست برای آینده ی جامعه ی ایران در قرن بیست و یکم می دانم. اما وقتی دکتر نوری علا، مِهِستان سکولار دموکراسی را تأسیس کرد، این نگارنده با تشکیل مِهِستانِ مشترکِ جمهوریخواهان و پادشاهی خواهان مخالف بودم، و دلیل مخالفتم ابداً این نبود که همکاری با سلطنت طلبان را رد می کردم، بلکه می گفتم برای دوامِ ایده ی مهستان، ضروری است، دو مِهِستانِ پادشاهی خواهان و جمهوریخواهان، جدا از هم، ایجاد شود، و تصور می کردم یک مهستانِ مشترک، نمی تواند دوام آورد و از هم خواهد پاشید؛ از سوی دیگر دکتر اسماعیل نوری علا، گرچه معتقد بود، در ارتباط با ایجاد هر حزبی، پادشاهی خواهان و جمهوریخواهان، باید حزب مورد نظرِ خود را، جدا از هم تشکیل دهند، و به همین دلیل حزب سکولار دموکرات ایرانیان را از همان اولِ تأسیس، بعنوان حزبی جمهوریخواه تشکیل داد به رغم آنکه آن حزب، از همان اول، با آقای رضا پهلوی و حزب مشروطه و دیگر پادشاهی خواهان، روابطی بسیار دوستانه داشت؛ با اینهمه، از دیدگاه دکتر اسماعیل نوری علا، مهستان را، لازم بود مشترکاً با پادشاهی خواهان ایران ایجاد کرد، و بویژه از همان اول، اعضایی از حزب مشروطه ی ایران، در مهستان فعال بوده و تا به امروز نیز فعال هستند! تازه اختلافِ میان صاحب این قلم و دکتر اسماعیل نوری علا در مورد میثاق ملی مهستان، همچنین به موضوع سیستم دو ریاستی مربوط می شد، وقتی این نگارنده، با سیستم دوریاستی مخالف بوده و هستم، و همه ی این اختلافها بسیار بزرگ بوده و هستند؛ اما، با این وجود، اختلافاتمان را که موضوعاتی برنامه ای بود، علناً در اینترنت مطرح کردیم، و این موضوع باعث نشد به همکاری ادامه ندهیم! رمز موفقیت نیز این بود که به رغم آنکه شخصاً با مهستان به شکلی که تأسیس شد، مخالف بودم، از همان اولِ کار، با اعلام موضع خود، از ایشان در طرحی که برای مهستان به پیش می برد، در همه ی این سالها، حمایت کردم. امروز هم، عملاً، بعد از حدود 4 سال، برایم روشن شد که در رابطه با ایجاد مهستان مشترک با پادشاهی خواهان و جمهوریخواهان، حق با دکتر اسماعیل نوری علا بوده، هرچند همچنان با سیستم دو ریاستی برای رژیم آینده در ایران، چه بصورت آنچه در جمهوری کنونی آلمان می بینیم و چه هر شکل دیگری، مخالف هستم، ولی آن موضوع به اصل بحثم در اینجا مربوط نمی شود! مهم آن است که به رغم اختلافهای چشمگیر در مورد میثاق ملی مهستان، همکاری کردیم! به نظر میرسد مشکلِ همکاری و وحدت در اپوزیسیون کنونی ایران، شاید از این نوع باشد. واقعیت این است که رفتار ایرانیان در نیمه ی دوم قرن بیستم، یعنی دوران انقلاب 57، اینگونه نبود که بخواهند به قول آمریکایی ها بگویند «یا راه من و یا اتوبان» (برای اصل این عبارت که از زبان انگلیسی ترجمه شده، لطفاً زیرنویس را نگاه کنید)*؛ اما نسلِ امروزِ ایران و جهان، اینگونه می اندیشد و در چارچوب واقعیت کنونی، ضروری است حاضر باشیم به رغم مخالفت با طرح هایی معین، همکاری کنیم، و شاید بعداً نظیر این نگارنده، به این نتیجه هم برسیم که حق با طرف ِ مقابل، بوده است! بدون شک، مثال ذکر شده را نمیشود فرمول عمومی دانست، لیکن این واقعیت که انسانِ قرن بیست و یکم، چه ایرانی و چه غیرایرانی، با انسان قرن بیستم تفاوت زیادی بویژه در رابطه با فردیت و انتخاب فردی دارد، بسیار آشکار است، و در نتیجه، بدون احترام متقابل به حق انتخاب، و رعایت آن بدون دوز و کلک، و نه فقط در حرف، بلکه در عمل، چه در همکاریهای اپوزیسیون، و چه دیگر همکاریهای ایرانیان با یکدیگر و با مردم دیگر کشورهای جهان، نتیجه ی کار، موفقیت آمیز نخواهد بود، و تحمیل به یکدیگر، چه آشکار و چه با حیله گری، که فقط گول زدن خود است، هر همکاری را که آغاز کنیم، خیلی زود از هم می پاشاند، و به بی اعتمادی ها و گسستها، دامن میزند! ممکن است این حرف ها خیلی پیشِ پاافتاده و تکراری به نظر آید اما قدری درباره اش فکر کنیم و ببینیم در همکاریها، واقعاً حاضر شده ایم در عین مخالفت با نظراتِ طرفِ دیگر، صادقانه همکاری کنیم!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و نهم دی ماه 1399
January 19
, 2021

 

زیر نویس:

 

My Way Or The Highway

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles