sam-ghandchi در حاشیه ی بحث شهریار آهی درباره ی ساختار و اهداف شورای گذار
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3996-tcc.htm

http://bit.ly/3bTXvMu

پی نوشت 27 دی ماه 1399: برخی دوستان که عادت دارند بدون مطالعه و گوش کردنِ با دقت، در مورد بحثهای مهم سیاسی نظر دهند و از روی خاطراتشان از روزگاری در تدریس یکی دو کلاسِ بی ربط به موضوعات واقعی جنبش سیاسی ایران، در دانشگاهی در پاریس، اظهار فضل و تصور می کنند کاشف «لیبرالیسم» و رهبرِ ملیونِ ایران هستند، و هیچوقت به رغم ادعاهایشان حتی از دور هم دستی در آتش مبارزات واقعی مردم ایران نداشته اند، و در جنبش سیاسی، چه پیش از انقلاب 57، و چه بعد از آن، ربطی به رهبرانِ همکارِ زنده یاد شاپور بختیار در جبهه ملی نداشته و ندارند، که مدعی آن هستند، کامنتهایی درباره ی این نوشته در توییتر راه انداخته اند که نشان می دهد یا این یادداشت را با دقت نخوانده اند، و یا که مصاحبه ی دکتر شهریار آهی را با دقت گوش نکرده اند، و دو سه تا از پااندازهایشان نیز اینطرف و آنطرف در توییتر، با آی دی هایی که تصاویر پروفایلِ جعلی دارند، و مثل رهبرشان حتی اتیکت توییتر را هم وقت نگذاشته اند یاد بگیرند، حرفهای بی ربط به موضوعِ موردِ بحث را، با درج آگهی های مسخره ی سیاسی، بلغور کرده و فقط وقت این نگارنده را در روز گذشته تلف کردند.  درباره ی این فرد، بارها در گذشته بدون ذکر نام، نوشته ام که به تصورِ مبارزه با تجزیه طلبی، یک امنیتیِ رژیم اسلامی را، در اپوزیسیون، لانسه کرد، آنهم در روزهایی که فعالان واقعی اپوزیسیون برای نجات جان زنده یاد رامین حسین پناهی در فعالیت بودند، و بعد از اعدام رامین هم، این فرد، از اپوزیسیون واقعی که برای حقوق بشر فعالیت می کند، حتی یک عذرخواهیِ خشک و خالی نکرد، در حالی که طی آن سال، تحت عنوان مبارزه با تجزیه طلبی، همدست قاتلان رامین حسین پناهی بود! امیدوارم این گلادیتورهایِ مدعیِ مبارزه با خطر تجزیه ی ایران، فردا دوباره در اپوزیسیون، اعدام انسان دیگری را نظیر موردِ زنده یاد رامین حسین پناهی، تحت عنوان جنگِ دُن کیشوت وارشان با تجزیه طلبی، تجویز نکنند! اما در مورد این مقاله، نخست اینکه دکتر شهریار آهی در مصاحبه ی مورد اشاره در سطور زیر، هیچ جا نگفته که باید پیشنویسِ قانون اساسی برای دوران گذار نوشت، آنچه که این فرد از خود درآورده! دو دیگر آنکه اصلاً دکتر آهی، در کلِ گفتگویِ مورد بحث در زیر، موضوع قانون اساسی را، به مجلس مؤسسان محول کرده است! صاحبِ این قلم، موضوعِ نوشتنِ پیشنویسِ قانون اساسی را در این مقاله پیش کشیدم و آنهم، «نه برای حکومت دوران گذار»، بلکه برای «رژیم سیاسیِ آینده ی ایران در بعد از دوران گذار»؛ با اینحال، پیشنهادم این بوده که پیشنویسهای قانون اساسی را، همه ی نحله های فکری اپوزیسیون، از همین حالا مکتوب کنند، تا در آینده در دوران مجلس مؤسسان، در عمل، کارِ تدوینِ قانون اساسی، مثل دوران انقلاب 57، با عجله، به نوشتن چیزی سرهم بندی شده برای مردم ایران، منتهی نشود! س. ق.

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9

 

tcc

 

ساعتی پیش به یک گفتگوی تلویزیونی از دکتر شهریار آهی، سخنگوی شورای گذار، که یکسال و سه ماه پیش ضبط شده، و اکنون درسایت شورای مدیریت گذار قرار دارد، گوش می کردم. اولاً برایم جالب بود اینکه از اولِ کار، گرچه شورای گذار نظیر شورای مقاومت که نزدیک به 40 سال پیش تأسیس شد، می خواهد نیروهای سیاسی مختلف را جمع کند، اما می خواهد این کار را با حفظ هویتی که دارند، انجام دهد، نه آنکه به آنها یک قالب فکری را تحمیل کند. ظاهراً همه ی کسانیکه جبهه ی واحد تشکیل می دهند همین حرف را میزنند ولی این کار را نمی کنند و نمونه ی روشن نیز تجربه ی شورای مقاومت است که از بنی صدر و نیروهای چپ یکی بعد از دیگری از آن خارج شدند و ظاهراً دعوا بر سر صدام حسین بود اما واقعیت این بود که همه در این اجبار قرار داشتند که مواضع سیاسی مجاهدین را قبول کنند و به همین دلیل هم شورای مقاومت از هم پاشید. البته در تاریخ، تجربه های جبهه واحد به رهبری نیروهای کمونیست مشخصاً در ویتنام به همین شکل شورای مقاومت بود یعنی همین مدل که مجاهدین دنبال کردند، و در ویتنام موفق هم شدند اما دلیل موفق شدن این بود که رهبران همه ی نیروهای دیگرِ اپوزیسیون ویتنام را، کمونیستها کشتند و ژنرال جیاپِ معروف، نیروهای مشابه جبهه ملی ایران را در ویتنام، به پایشان سنگهای سنگین وصل کرد و به آب انداخت و کشت، و اینگونه جریان اپوزیسیون ملی لیبرال را در ویتنام سالها قبل از پیروزی انقلاب در آن کشور، نابود کردند، ولی هیچ جا چپی ها از این واقعیات در تاریخ ویتنام، حرفی نمیزنند! به هرحال اینکه شورای گذار از اول، به روشنی همان یکسال و سه ماه پیش گفته که قرار نیست نیروهای شرکت کننده، لباس بنیانگذاران این شورا را بپوشند، بسیار عالی است و متفاوت از تجربه ی شورای مقاومت است که امروز آقای منوچهر هزارخانی و مهدی سامع از آن جمعِ اولیه مانده اند، و اساساً شورای مقاومت فرقی با خود سازمان مجاهدین ندارد و بودن و نبودنش تفاوتی در فعالیتهای آن سازمان بوجود نمی آورد. اما مهمتر اینکه  واقعاً در این قرن بیست و یکم با وجود اینترنت و در دسترس بودن اطلاعات، راهکارهای نظیر ژنرال جیاپ دیگر کار نمی کند! مثلاً فرض کنیم جمهوریخواهان و سلطنت طلبان جبهه ی واحدی تشکیل دهند و هرکدام بخواهند به دیگری دیدگاههای خود را تحمیل کنند، و اعضای آن طرفِ دیگر را، بعنوان نیروی خود داشته باشند، واقعاً بسیاری از طرفداران اولی حتی اگر به صف دومی بپیوندند برای دومی مؤثر نیستند، و برعکس، و شخصاً اگر رهبر اولی بودم می دیدم که دومی ها وقتی به صف اولی ها بپیوندند، همه ی برنامه هایشان عملاً کارآیی خود را از دست می دهد و گویی آن نیرو نابود شده است و ترجیح می دادم آنها بعنوان هوادار اینجانب عمل نکنند چون هم برای خودشان زجرآور است و هم برای کسی که بخواهد آنها را رهبری کند. اینکه افرادی خودشان به جمعبندی برسند که از یک نحله ی سیاسی به دیگری تغییر فکر دهند بحث دیگری است و مثلاً امروز بسیاری از چپی های ایران به این نتیجه رسیده اند که «سکولار دموکراسی آینده نگر» بیان خواستهای کنونی آنها است ولی این فرق دارد با اینکه بخاطر شرکت در یک جبهه ی واحد، موضعی به کسی تحمیل شود. به همین علت تلاشهایی که به سبک شورای مقاومت در 40 سال گذشته از سوی نیروهای مختلف انجام شده، شکست خورده چون دیگر عصر جنبشهای آزادیبخشِ نیمه ی اول قرن بیستم که لنین استراتژی آنها را فرموله کرده بود، پایان یافته است. در نتیجه مدل شورای گذار برای همکاری نیروهای مختلف واقعاً می تواند کارآیی خوبی داشته باشد و شکستهای مکرر جنبش فلسطین دقیقاً به همین دلیل است که هنوز در آن مدل کهنه ی جنبشهای آزادیبخش، درجا میزنند. هنر زنده یاد جلال طالبانی این بود که در اتحادیه ی میهنی در عراق، از آن مدلها برید و توانست تغییر را در عراق، به موفقیت برساند و برای اولین بار در تاریخ معاصر در کل منطقه خاورمیانه بود که یک رهبر کرد توانست در رأس کشور عمده ای در خاورمیانه (یعنی عراق) قرار گیرد، و رهبر همه ی مردم عراق از عرب و کرد و دیگر اقوام ساکن آن کشور شود، و دلیل موفقیت او همین کنار گذاشتن مدل جنبشهای آزادیبخش بود، در حالیکه در ابتدا، اتحادیه ی میهنی نیز مانند بسیاری از تشکیلاتهای سیاسی خاورمیانه نظیر سازمان الفتح فلسطین، براساس مدل جنبشهای آزادیبخش ساخته شده بود، وحتی زنده یاد جلال طالبانی در مورد آندوران، از تزهای لنین یاد می کند و بعداً هست که مدلِ کار آن تشکیلات را، تغییر داد. حدود 3 سال و نیم پیش، این مبحث را در نوشتاری تحت عنوان «پایان مدل تشکیلات جنبشهای آزادیبخش» بحث کرده ام و در اینجا نیازی به تکرار نیست. خوشبختانه رهبران کردِ شرکت کننده در شورای گذار، یعنی آقای عبدالله مهتدی و آقای یزدان شهدایی نیز با چنین رویکردی که دکتر شهریار آهی توصیف کرده اند، در این شورا شرکت دارند، و امیدوارم بیشتر در رابطه با دیدگاههای خود در داخل اپوزیسیون سیاسی ایران حرف بزنند، مثلاً در نشستهای مهستان! در واقع کاری که سالها پیش در تلویزیون ستار دلدار آقای مهتدی انجام دادند، بسیار روشنگرانه بود و سوء تفاهم ها را میان فعالان سیاسی نقاط غیرکرد در ایران، از بین می برد. در پایان نکته ای را نیز در ارتباط با بحث دیگرِ دکتر شهریار آهی در این مصاحبه اضافه کنم و آن بحث قانون اساسی است. اگر موضوع قانون اساسی را به زمان تشکیل مجلس مؤسسان محول کنیم به خودمان ضرر خواهیم زد و دوباره می توانیم به سرنوشت دوران انقلاب 57 دچار شویم که در روزهای تحول، با عجله یک چیزی سرهم بندی شود. ما امکانات انقلابیون آمریکا را نداریم که بتوانیم مدتی طولانی بعد از انقلاب و تحول در ایران حاضر، برای تدوین قانون اساسی صبر کنیم! انقلابیون آمریکا در واقع سیستم سیاسی بریتانیا را در هر سه قوه، به ارث برده بودند که سیستمی در مجموع دموکراتیک بود، هرچند داشتند جمهوری می ساختند و نه پادشاهی! می دانم خیلی ها دوست دارند بخاطر اختلاف پادشاهی خواهان و جمهوریخواهان و نیز اختلافات فدرالیستها و غیرفدرالیستها این موضوع قانون اساسی را به دوران مجلس مؤسسان محول کنند که به اتحاد کنونی لطمه نخورد و همه ی بحثهای دکتر آهی را نیز می فهمم که امروز مؤسساتی مثلاً در سوئد وجود دارند که کار تدوین قانون اساسی را تسهیل می کنند و خیلی عالی چرا استفاده نکنیم؛ اما، واقعاً روشن گفتن خواستها، کارِ درست است و نه زیر فرش زدن. از دیدگاه صاحب این قلم خوب است هر نیروی پادشاهی خواه مثل حزب مشروطه ی ایران، پیشنویس قانون اساسی خود را برای بعد از دوران گذار، در همین شورای گذار، بعنوان نظر آن حزب، ارائه دهد، و اگر برای حزب مشروطه، همان قانون اساسی زمان شاه نظرشان است، همان را ارائه و اعلام کنند که آن قاون اساسی، پیشنویسِ مورد نظر آن حزب، برای دوران بعد از گذار است؛ و همه ی نیروهای جمهوریخواه و آنهایی که خود را فدرالیست می خوانند نیز این کار را بکنند و پیشنویسهای قانون اساسی خود را، به شورا، ارائه دهند. شخصاً نظرم را در مورد فدرالیسم نوشته ام و امیدوارم احزاب کومله و دموکرات، طرح فدرالیسم را کنار بگذارند و با جمهوریخواهان دیگر پیشنویس مشترک قانون اساسی بدهند، اما اگر نه، بازهم باید آنچه واقعاً نظرشان هست را بعنوان پیشنویس قانون اساسی خود برای دوران بعد از گذار، ارائه دهند و این کار، یعنی تهیه پیشنویسهای قانون اساسی نیروهای مختلف؛ به مجلس مؤسسان در آینده نیز برای آشنایی با دیدگاههای نیروهای مختلف اپوزیسیون، کمک خواهد کرد. بازهم با سپاس از کار اساسی که شورای گذار دارد می کند و به جای لاپوشانیِ واقعیات، همانطور که در نوشته ی دیگری به تازگی بحث شد، «طرح شورای مدیریت گذار حتی برای سران رژیم راهی عاقلانه جهت خروج از این وضعیت است»!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و ششم دی ماه 1399
January 16
, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles