Sam Ghandchiسام قندچي  یادداشتی در مورد گلرخ ایرایی برای دوستان پادشاهی خواه
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3855-gholrokh-iraee.htm

مطالب مرتبط: 1      2      3     4     5     6     7     8     9

 

golrokh-iraee

 

شخصاً نه با خانم گلرخ ایرایی آشنایی یا تماسی داشته ام، نه با بسیاری دیگر از فعالان دربند که درباره شان در رسانه ها و اینترنت می خوانم یا می نویسم. اما می دانم که برخی دوستان پادشاهی خواه از موضعگیریهای خانم گلرخ ایرایی در بحثهای اینترنتی در رابطه با سیستم پادشاهی دلخورند. ببینید اجازه دهید مثالی بزنم. شخصاً برای آقای امیر طاهری خیلی احترام قائل هستم هرچند هیچگاه آشنایی و تماسی نداشته ایم اما کارهایشان را دیده ام که یکی از توامندترین ژورنالیستهای ایران هستند و دروغ و چاخان هم ارائه نمی دهند و با اینکه دانش وسیعی دارند، اگر در مصاحبه ای چیزی ندانند، می گویند که نمی دانند. حالا اگر وارد بحث در مورد سیستم پادشاهی با ایشان شوم و بخواهم ایشان را قانع کنم که «جمهوری» بهتر است، مطمئن هستم که بحث بیهوده ای است چرا که ایشان یک فرد ناآگاه در این مورد نیستند که موضع خود را با دو کلمه حرف من بخواهند در این زمینه تغییر دهند، و بالعکس. آنچه شخصاً از خانم گلرخ ایرایی دیده ام همین درستکاری در عرصه ی مبارزه سیاسی و مدنی است در حالیکه بسیاری دیگر یک روده ی راست در شکمشان نیست اما ادعا زیاد دارند و پاسخگو نیز نیستند. اولین باری که درباره ی خانم گلرخ ایرایی مطلبی نوشتم، نقد از موضع ایشان و خانم مریم اکبری منفرد در یک نوشته ی آنها بود که از زندان منتشر کرده بودند و این نگارنده در پاسخ آنها نوشتم: «خانم گلرخ ایرایی، "نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم" شعار غلطی است». از نوشته ها و بحثهای بعدی هر دو آنها احساسم این است که این نقد را مورد توجه قرار دادند به رغم آنکه ما جوّ دموکراسی در ایران نداریم و تازه آنها در زندان هستند. فعالیت مدنی که خانم گلرخ ایرایی قبل از آنکه به دروغ به «تروریسم» متهم شود، کاری بسیار دشوار در محلاتی نظیر میدان شوش و دروازه غار است که اگر به محله هایی آنچنین رفته باشید، حتی یکروز زندگی عادی در بسیاری از آن نقاط تهران، طاقت فرسا ست تا چه رسد به فعالیتهای اجتماعی برای کمک به مردم در آن محله ها، و به رغم آنچه بر همسر خانم گلرخ ایرایی، آقای آرش صادقی گذشته، از پای ننشست و بعد از آزادی هم دوباره به فعالیتهایش ادامه داد و به زندان بازگردانده شد، نه نمایشی، و در زندان هم برای زینب جلالیان ها نوشت و نه برای خود و در نوشته هایش درایت *سیاسی* را می شود، بخوبی دید. به هر حال منظورم این است که اگر در اپوزیسیون خواستار اتحاد بین نیروهایی هستیم که مواضع اساسی آنها با هم متفاوت است، مطمئناً تلاش برای تغییر طرف دیگر در آن عرصه، نظیر انتخاب بین «جمهوری» و «پادشاهی»، به کدورت می انجامد و ممکن است دلبسته ی کسانی شویم که یک روده راست در شکمشان نیست و با صداقت از مواضعشان حرف نمیزنند و هر جا یک حرف میزنند و به قول معروف از دو طرف دهانشان حرف میزنند. پنل بین رهبران پادشاهی خواه و جمهوریخواه، با بحث در گروههای اینترنتی فرق دارد، و اینگونه دلخوری ها را ایجاد نمی کند! از دیدگاه اینجانب، خانم گلرخ ایرایی، قهرمانی است که در آینده رهبر مردم ایران خواهد بود، چرا که نه تنها فعال مدنی پرکاری بوده و هست بلکه رهبری سیاسی را نیز درک می کند وقتی خطر تجزیه ی ایران واقعی و جدی است و رهبرانی که این آینده نگری را دارند تا به اصطلاح "تجزیه طلبان" را بتوانند جلب به اتحاد ملی کنند ونه آنکه از ایران متنفر سازند، می توانند از تکه تکه شدن کشور بعد از برقراری دموکراسی، جلوگیری کنند. در پایان، حالا که آن یادداشت اولم را در نقد موضع «نه می بخشیم، نه فراموش می کنیم»، ذکر کردم، بهتر است یادآوری کنم قهرمان دیگر انسانیت که در آن نوشتار نام او هم آمده، یعنی خانم مریم اکبری منفرد، 12 روز دیگر، به همراه خانم آتنا دائمی، دوباره محاکمه خواهند داشت و حمایت همه جانبه از آنها و همه ی زندانیان سیاسی مهم است. به امید آزادی همه ی زندانیان سیاسی و مدنی که مدتهاست رژیم اسلامی آنها را در معرض خطر ابتلا به بیماری کرونا قرار داده است.


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

بیست و هشتم مرداد ماه 1399
August 18, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH