About 2001 Crisis

http://www.ghandchi.com/341-Crisis-plus.htm

 

English Version

http://www.ghandchi.com/341-CrisisEng.htm

 

 

Sam Ghandchiسام قندچيدرباره بحران 2001

سام قندچی

 

بحران اقتصادي 2001 اولين بحران عمده اقتصاد اطلاعاتي بود و به بسياري از بدبيني ها درباره اقتصاد اطلاعاتي دامن زد.  اقتصادي که اميد آن ميرفت که يک سکتور موازي تجارت سنتي را، از طريق تجارت الکترونيکeCommerce،  بوجود آورد، با از هم پاشي شرکت هاي دات کام در سال 2000 ، به يکباره فرو ريخت، و در پي آن سقوط صنايع ارتباطاتtelecom و شبکه  هاي کامپيوتريnetworking.

 

واقعيت آن است که تجارت الکترونيک نمرد. آنچه احتياج داشت تغيير عادت هاي بشر بود، تا از امکانات اينترنت استفاده شود و نه تجارت سنتي و همچنين کاربردهاي applications  زندگي واقعي و نه برنامه هاي کامپيوتري محدود کنوني.

 

تغيير عادات با نسل جديد که کارهاي زيادي را روي کامپيوتر ميکند به واقعيت ميپيوندد، و همچنين کابينه کلينتون در آمريکا تشويق عادات جديد براي شهروندان را آغاز کرد، استفاده از کامپيوتر و اينترنت در زندگي روزمره، و گرچه تشويق عادات جديد با کابينه بوش متوقف شد، انتظار ميرود بعد از بوش در آمريکا، و نقاط ديگر جهان توسط رهبران سياسي، ادامه يابد.

 

از سوي ديگر، کاربردهايapplications بيشتر با احساس زندگي واقعي، در حال توسعه هستند، که بازارهاي خريد مجازيvirtual shopping malls را هم توان بازارهاي واقعي کنند، و به مشتريان احساس رفتن به يک بازار واقعي نظير ادمونتونEdmonton در کانادا را بدهند. . البته کاربردها به تجارت الکترونيک محدود نيست، و آنها پيشبران موج بعدي اينترنت هستند، که براحتي ميتواند اينترنت2 Internet2 ناميده شوند، که با گروه تازه اي از کاربردهاapplications، نظير حضور مجازيvirtual presence  ، که در امتزاج با اينترنت سريع هستند، در حال رشد هستند.

 

به عبارت ديگر، اين درست نيست که  عصر کامپيوترها و شبکه هاnetworks به پايان رسيده.  واقعيت آن است که اقتصاد اطلاعاتي در واقع تازه با موج جديد کاربردها و شبکه ها شروع خواهد شد، و گرچه عرصه هاي ديگر تکنولوژي نو نظير بيو تک و ننوتک نقش هاي مهمي در آينده در حال شکل گيري خواهند داشت، اما اقتصاد اطلاعاتي، کامپيوترها، کاربردها، و شبکه ها، کماکان محرک هاي اصلي در دهه آينده خواهند بود، و بدبيني درباره اين تکنولوژي ها درست نيست.

 

حتي شغل هاي مربوط به اقتصاد اطلاعاتي که به خارج از آمريکا  ميرود، اين سکتور را در اقتصاد آمريکا، و نقاط ديگر غرب،  بي اهميت تر نميکند، زمانيکه موج جديد اقتصاد اطلاعاتي آغاز شود.  اقتصاد اطلاعاتي همه نيروهاي انساني که بتواند در آمريکاو نقاط ديگر جهان  بيابد را نياز خواهد داشت، زمانيکه به شکوفائي کامل خود دوباره بازگردد، در پي خيزش کاربردهايapplications جديد.

 

در واقع کامپيوتر هاي قبل از کامپيوترهاي خانگيPC  با رکود در سالهاي 1960 و 1970 مواجه شدند، به اين دليل که افق هاي کاربردها گشوده نشد، تا آنکه کامپيوترهاي خانگيPC آن مانع را شکستند،  وقتيکه عرصه هائي نظير تايپ کردنword processing ، حسابداري شخصيspread sheets، و طراحي و ارائهpresentations  کامپيوتري شده ، و در زمان کوتاهي متداول شدند، و با تکميل شبکه هاLAN در موسسات ، به سرعت به تمام جهان گسترش يافته ، و هر استفاده کننده در خانه و دفتر کار ، به ديگران در اقصي نقاط جهان متصل شد.

 

سري بعدي کاربردهاapplications  با شبکه هاي جديد دنبال شده و تجربه زندگي واقعي را براي هر مصرف کننده کامپيوتر در جهان فراهم ميکند، در نتيجه ايده الهاي اولين پيش قراولان تجارت اينترنتي به واقعيت ميپيوندند، با اهميتي معادل اولين توسعه سرمايه تجاري در تاريخ بشر، با تغيير شکل کامل شکلي که محصولات در جهان توليد و مبادله ميشوند، و ثروت واقعي در حقوق  مالکيت دانشي  بروي تکنولوژي هاي جديد خواهد بود.  حتي امتياز مالکيت برروي يک نام يک سايت اينترنتي،  ميتواند بيش از داشتن امتياز بر مالکيت يک محل دو نبش در بازار ارزشمند شود.

 

***

 

بحران اقتصادي تکنولوژي هاي نوين که در سال 2001 آغاز شد همزمان با انتخاب جرج بوش به رياست جمهوري در آمريکا بود. کابينه بوش برروي صنايع ماقبل تکنولوژي هاي نوين، نظير نفت و خطوط هواپيمائي تأکيد داشت. از هم پاشي دات کام ها پيش از دوره بوش شروع شده بود، اما سقوط صنايع ارتباطات telecom با رياست جمهوري بوش شروع شد.  معهذا، برنامه هاي اقتصادي بوش، به صنايع نفت و خطوط هواپيمائي کمک کرد، اما وي هيچگاه به تکنولوژي هاي نوين،  دات کام ها ، و تله کام ياري نرساند.

 

شکست اقتصاد اطلاعاتي در غرب، بويژه در آمريکا، به موقعيت رژيم هائي نظير جمهوري اسلامي ايران کمک کرد.  تمام اين سالها،  چالش مقابل شوروي، جمهوري اسلامي ايران، و رژيم هاي واپس گراي ديگر، موفقيت توسعه فراصنعتي در غرب بود، و نه قدرت نظامي آمريکا. در واقع، امپراطوري شوروي بدون هيچگونه عمليات نظامي آمريکا يا ناتو، از هم پاشيد.

 

به عوض بوش سعي کرد تا بر چالش بعثي ها و اسلامگرايان در خاورميانه، از طريق قدرت نظامي فائق شود، و نه از طريق نشان دادن پيروزي اقتصاد فراصنعتي در آمريکا، که ميتوانست جلب کننده اصلي مردم خاورميانه باشد، تا از تبليغات اسلامگرايان براي بهشت اسلامي دور شوند. متأسفانه آنچه دفاع از خود به حق در برابر حمله اسلامگرايان در 11 سپتامبر بود، به مرکز توجه کابينه بوش تبديل شد، و هزينه اش هم يک اقتصاد کاملأ شکست خورده.

 

در عرض دو سال، مراکز اصلي تکنولوژي نوين نظير سيليکان ولي در کاليفرنيا طي اين پروسه مردند، و تصوير بزرگتر آنکه آمريکا جذابيت خود را در خاورميانه و نقاط ديگر، براي آنهائي که به سيليکان ولي و مراکز ديگر تکنولوژي در آمريکا، بمثابه ايده ال توسعه اقتصادي خود، در فراسوي رژيم هائي نظير جمهوري اسلامي  مينگريستند، از دست داد.

 

مهاجرين تازه ايراني بسوي کشورهائي نظير استراليا رفتند، وقتيکه اخبار خويشاوندانشان را که يا در سيليکان ولي در آمريکا براي زنده ماندن در اين وانفساي اقتصادي ميشنيدند، يا از خويشاونداني که به ايران بازگشته بودند، آنهائي که قبول زندگي تحت شرايط نا مطبوع جمهوري اسلامي را ترجيح داده بودند،  وقتيکه ميتوانستند زندگي خود و خانواده شان را تأمين کنند، تا که در صف بيکاران در سيليکان ولي و مراکز ديگر تکنولوژي نو در غرب بايستند.

 

مراکز تکنولوژي نو در آمريکا تحت برنامه هاي اقتصادي بوش به سقوط کشيده شدند، و اقتصاد شکست خورده غرب به رژيم ملايان کمک کرد، و شکست معني اش زيان براي  نيروهاي سکولار فراصنعتي در خاورميانه بود، که برنامه شان با اقتصادهاي شکست خورده  تکنولوژي نو در غرب و تجاوز آمريکا به عراق هم هويت شده بود، صرفنظر از آنکه در صف بندي هاي جهاني  آنها چه موضعي اتخاذ کرده بودند.

 

در واقع، توسعه فراصنعتي در غرب، از سوي نيروهاي ناسيوناليست افراطي، که به توسعه فراصنعتي علاقه اي نداشتند، صدمه ديد، همانگونه که نيروهاي ماقبل صنعتي در خاورميانه، پيشرفت کشورهائي نظير ايران را سد کرده اند. بنابراين به عبارتي، آمريکا هم نظير ايران، با مانع سياسي براي توسعه فراصنعتي روبروست، هرچند نيروي  سياسي اي ديگر.

 

اگر در نوامبر، آمريکا آنتوراک توسعه فراصنعتي جرج بوش را پشت سر گذارد، و باري ديگر اقتصاد اطلاعاتي در غرب وارد مسابقه شود، بازنده اصلي رژيم هاي واپس گرا در خاورميانه نظير جمهوري اسلامي ايران خواهند بود.  رژيم هاي واپس گرائي که، نه تنها مانع توسعه فراصنعتي در خاورميانه هستند، بلکه طرح هاي واپس گرايشان بمثابه دولت ايده ال ، از سوي حاميان تروريست شان، ترويج ميشوند، تا امکان توسعه فراصنعتي  مسالمت آميز را در جهان به خطر بياندازند.

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

1 تير 1383

June 21, 2004

 

اين نوشته پيشگقتار ويراش جديد کتاب ايران آينده نگر است

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

 

 

 

 

-------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com