Sam Ghandchiسام قندچي کودکان کار: در حاشیه ی یادداشت پرنسس نور پهلوی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3325-noor-pahlavi.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14

 

noor-pahlavi-koodakan

 

پرنسس نور پهلوی، مقاله ی شما را درباره ی کودکان کار در سایت ایندیپندنت خواندم. نوشته اید که «باید یک استراتژی جامع برای مقابله با این معضل ملی و برای محو همیشگی آن تدوین و ارائه شود». اگر ما پوزیسیون بودیم نظر خوبی است اما ما امروز بعنوان اپوزیسیون فعالیت می کنیم و اگر منظور تدوین طرحی برای دولت آینده است، آنچه شما نوشته اید را می توانند متخصصان حقوق کودکان و حقوق بشر انجام دهند. شخصاً در آن عرصه سوادی ندارم و شاید کسانی نظیر آقای حامد فرمند که سالهاست در زمینه ی حقوق کودکان کار می کنند یا دوستانی نظیر دکتر لادن برومند یکی از بنیانگذاران و مدیران بنیاد برومند که هر دو مطمئناً بهتر از این نگارنده قادرند در مورد چنین استراتژی حقوق بشری برای این معضل در رژیم آینده طرح بدهند، وارد این بحث شوند. همچنین شما جنبش مدنی در داخل ایران را مطرح کرده اید و آنچه در واقعیت انجام می شود. در زمان شاه، اتفاقاً اپوزیسیون اسلامگرا بیش از هر جریان سکولار دموکرات در این رابطه کار می کرد. شخصاً شوهر خاله ای داشتم که درگذشته است اما حزب اللهی و هوادار خمینی بود و نه تنها صندوق های قرض الحسنه در ایران راه اندازی کرد و در راه اندازی حسینیه ی ارشاد نقش داشت و خمس و زکاتش را به نجف برای خمینی می برد و شغلش هم این بود که یک کارخانه ی چوب بری داشت و نه آدمِ دزدی بود و نه آدمکش، و انجمنهای کمک به خانواده های بی سرپرست درست کرد و خودم می دیدم که بویژه به خانواده هایی که تنها یک زن، سرپرست خانواده بود، کمکهایی که او و همراهانش می کردند، باعث می شد که پسر خانواده این امکان را پیدا کند که بجای فروختن بلیط بخت آزمایی، به مدرسه برود. البته همین شوهر خاله ام آدمی بسیار واپسگرا بود که درباره ی آفتابه لگن سر سفره اش نوشته ام و دخترش را 11 ساله در زمان شاه شوهر داد. شخصاً هیچوقت مذهبی نبودم و فقط نظاره گر بودم که از یکطرف اینها مهدیه راه می انداختند و از سوی دیگر این کارهای خیریه را انجام می دادند، واقعیات جامعه ی ایران. اما امروز، در ایران به تصور اینجانب که ممکن است حرفم درست نباشد چون از همه ی فعالیتهای جنبش مدنی اطلاع ندارم، اما به تصور صاحب این قلم فعالترین گروه جنبش مدنی در این زمینه که شما مطرح کرده اید، «جمعیت امام علی» است که به کودکان خیابانی یاری می رساند، شام وناهار می دهند، کمک رسانی می کنند، و به تحصیل کودکان کار یاری می رسانند. حالا علاوه بر کسانیکه این کارهای مدنی واقعی را در رابطه با خانواده های بی سرپرست و کودکان کار انجام می دهند، کسانی هم هستند کتاب درباره ی این موضوعات چه در زمان شاه و چه امروز می نویسند و بسیار هم زیاد. شاید دو سوژه ای که هم در زمان شاه و هم امروز خیلی در ایران درباره اش کتاب نوشته می شود، یکی فحشا است که زمان شاه درباره ی زندگی فاحشه های «شهرنو» کتابهای سوزناکی نوشته می شد و امروز هم در مورد زندگی صیغه ای های مشهد و قم و مهاجران عراقی یا صادرات فاحشه های ایرانی به دوبی؛ موضوع دیگر نیز در زمان شاه درباره ی پسر بچه های بلیط بخت آزمایی فروش بود و امروز هم درباره ی کودکان کار. اما آن کسانیکه شخصاً می شناختم که در عمل به خانواده های بی سرپرست کمک می کردند، همانها ست که ذکر شد، یادم نمی آید که آنها از این کتابها بخوانند. البته فعالان مدنی نظیر خانم گلرخ ایرایی در میدان شوش و دروازه غار کارهای مدنی می کردند که رژیم اتهام دروغ تروریسم به ایشان زد و به زندان انداخت و چند ماه پیش آزاد شد اما از اعتراض کردن در مورد نقض حقوق بشر دست برنداشت و دوباره ایشان را به زندان برگرداندند و به همراه شوهرشان آقای آرش صادقی که در یک قدمی مرگ در اثر سرطان استخوان قرار دارد، هردو در این روزهای پاندمی کرونا در زندان هستند. در مورد سوزاندن یک فاحشه ی بخت برگشته در «شهرنو» حتماً شنیده اید همانطور که می دانید در روزهای انقلاب 57 حدود 10 روز قبل از قیام 22 بهمن جمعیت به طرف شهرنو رفتند آنجا را آتش زدند و آن زمان آیت الله طالقانی زنده بود و تلاش کرد آن زن بیچاره را نجات دهد، ولی همه ی این ماجراها واقعیت دارد. شخصاً 6 سال پیش که برای سومین و آخرین بار در 38 سال گذشته به ایران رفتم، به محل شهرنو سابق رفتم. دیدم یک مؤسسه ای شبیه کتابخانه در آنجا ساخته اند و کلاً سوت و کور بود و معلوم بود از آن اداره های دولتی است که فقط یک عده حقوق می گیرند و نه کار پژوهشیمی کنند و نه کاری برای مردم محل انجام می دهند. در راهِ رفتن به بهشت زهرا با برادرم بودیم که برویم بر سر مزار مادر و پدرم. برادرم که خیلی پیر شده رانندگی می کرد و در عرض چند دقیقه از آنجا رد شدیم و رفتیم بهشت زهرا. اینها واقعیات رسیدگی به این موضوعات مدنی در جامعه ی ایران در گذشته و حال است که اینجانب خبر دارم. امیدوارم با این توضیحات خسته تان نکرده باشم. اینکه شما به این موضوعات علاقمند هستید و خواهان کمک به مردم در این امور، مایه ی خوشحالی است، بچه های خانواده ی خودم اصلاً حوصله ی این بحثها را ندارند و می خواهند زندگی شان را بکنند و از اینکه من در این سن و سال هنوز دست از کار سیاسی بر نمی دارم اصلاً خوشحال نیستند. در دوران شاه فعالین سیاسی در خارج کشور خیلی به این موضوعات توجه داشتند و در انقلاب 57 هم همین کودکان کار که از زاغه های جنوب شهر می آمدند، در تظاهرات ها نقش مهمی داشتند. شخصاً نه تنها در خیابانهای مولوی و دروازه غار تهران در آنزمان این را می دیدم حتی در شهرهایی نظیر کاشان و یزد هم همین واقعیت را در زمان تظاهراتهای سال 1356 شاهد بودم. امروز هم میدان شوش و جنوب شهر هیچ فرقی نکرده است. البته در چند ماه اخیر بعد از کرونا، نمی دانم چرا، اما تعداد کودکان کار کُرد در تهران خیلی زیاد شده است. دوستانی که خیلی نگران تجزیه طلبی در ایران هستند، خوب است کمکی به این کودکان کار کنند تا آنها نیز اتحاد ملی ایرانیان را در واقعیت ببینند و نه با یک مشت حرف مفتِ ضد تجزیه طلبی آنهم از سوی کسانیکه زندگی مردم را در یک ده کردستان در عمرشان ندیده اند و فکر می کنند رهبر اپوزیسیون ایران هستند. اشتباه تصور نکنید، خودم از مخالفان سرسخت تجزیه طلبی هستم و جریاناتی نظیر پژاک را دشمن مردم کردستان می دانم و معتقدم می خواهند از فعالین اپوزیسیون بعنوان گوشت دم توپ استفاده کنند، اما مبارزه با تجزیه طلبی، توهین به تجزیه طلبان نیست بلکه فهمیدن درد مردمانی نظیر کردها است که مورد تبعیض قرار دارند. در سالهای اول بعد از انقلاب، کارگران ساختمانی اکثراً کرد بودند و بعد تعداد کارگران ساختمانی افغانی افزایش یافت، اکنون در همین روزها، شمار کودکان کار که کرد هستند، در تهران رو به افزایش است و همانطور که گفتم نمی دانم چرا این افزایش ناگهانی کودکان کار کٌرد را اکنون در تهران، شاهد هستیم. اینها واقعیات معضلات جامعه ی ایران است که شما نیز به آنها در مقاله ی خود اشاره کرده اید. خسته نباشید.

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

بیست و چهارم اردیبهشت ماه 1399
May 13, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH