Sam Ghandchiسام قندچي یادداشتی درباره ی آفتابه لگن سر سفره
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3067-dastshooei.htm

مطالب مرتبط: 1   2    3    4    5    6    7    8    9    10

 

dastshooei-islamickkk

 

چند سالی است که تصویر بالا را در اینترنت دیده ام و می خواستم درباره اش مطلبی بنویسم. در خانواده ی ما قوم و خویشی داشتیم حزب اللهی که سالها پیش از انقلاب سر سفره شان دقیقاً همین کار را می کرد که در این تصویر ملاحظه می کنید و همیشه از آخوندها نیز دعوت برای ناهار و شام می کرد و از همان بعد از 28 مرداد هوادار آیت الله خمینی شد و البته قبل از آن هوادار نیروی سوم بود و آبجو هم می خورد و از این سفره ها هم پهن نمی کرد. اتفاقاً در خانه شان توالت فرنگی هم از قبل از حزب اللهی شدن داشتند ولی بعد از تغییر ایدئولوژیک وقتی رادیو را هم تحریم کردند و به پستوی خانه شان به تبعید فرستادند، دیگر از آن امکانات بهداشتی هم استفاده نمی کردند و به جایش در حیاط خانه، توالتی قدیمی تعبیه کردند که همیشه مرا که بچه بودم، نگران می کرد که موقع استفاده سرُ بخورم و توی آن بیافتم، و دلیلی که برای استفاده از آن توالت وحشتناک می آوردند این موضوع بود که می گفتند نه تنها توالت فرنگی بلکه حتی توالت های مدرن ایرانی نیز باعث «ترشح» می شود و دنبال این نبودند که راهی برای مسأله ی ترشح پیدا کنند و ما را در خطر سقوط در آن توالت قدیمی قرار می دادند. لازم به تذکر است که این توالتهای قدیمی که آنرا ایرانی می خوانند، مختص ایران نیست و در نقاط عقب مانده ی چین هم هنوز از همین نوع توالتها استفاده می کنند و حرفهای یک خانم جوان چینی تبار که به تازگی از آمریکا به چین رفته و به نقاطی که از آن توالتها داشتند سفر کرده بود، مرا یاد خاطرات خود می انداخت. اما اصل بحث اینکه دلیل استفاده نکردن این قوم و خویشِ حزب اللهی ما، نداشتن امکانات مدرن نبود و حتی نداشتن دانش در مورد بهداشت نیز مسأله ی او نبود و آنقدر هم از نظر دانش عقب مانده نبود و خیلی از خانواده ی ما در رابطه با امکانات مدرن بیشتر مطلع بود و همانطور که گفتم توالت و دستشویی فرنگی هم در داخل ساختمان خود داشتند که البته دیگر استفاده نمی کردند و همیشه درش قفل بود. در حقیقت زندگی آنها به بهترین وجه تفاوت «واپسگرایی» و «عقب ماندگی» را برایم آشکار می کرد هرچند آنزمان نمی فهمیدم و فقط دلخور بودم که چرا توالتِ راحت را که در داخل خانه شان بود قفل کرده بودند و ما مجبور بودیم اینهمه راه برویم بیرون آنهم گاهی وسط شب تا گوشه ی حیاط، برای استفاده از توالتی که هر لحظه می ترسیدیم که سرُ بخوریم! آنچه ما در ایران بعد از انقلاب 57 با آن روبرو بوده ایم، کوکلاکس کلان های اسلامی هستند که 40 سال است در قدرت قرار گرفته اند و جامعه نیز در برابرشان مقاومت می کند آنهم به قیمت ریخته شدن خون مردم و به زندان افتادن جوانان، و امثال آرش صادقی با ابتلا به بیماری سرطان استخوان مدتهاست همچنان در زندان این رژیم بیرحم در یک قدمی مرگ زجرکش می شود. اما کوکلاکس کلان های اسلامی بس نمی کنند تا همه ی مردم ایران در گستره ی این آلترناتیو عقب مانده ای که برای 40 سال اینان سعی در تحمیلش بر ایران و ایرانی کرده اند، سرُ بخوریم و به کام نابودی برویم. امروز نیز که مردم ایران برخاسته اند، عده ای اصلاح طلب و همدستان چپی آنها در رسانه های بین المللی این تصویر را به جهانیان می دهند که گویی مردم ما این واپسگرایی را می پسندند و فقط می خواهند اصلاح طلبان در مصدر قدرت باشند؛ هنگامیکه ما نه تنها در دو سال اخیر که انقلاب قرن بیست و یکمی ایران آغاز شده، شاهد عملکرد اصلاح طلبان بوده ایم، بلکه نقش اصلاح طلبان در همه ی 40 سال گذشته در تداوم «دو گانه ی خشونت و عقب نشینی جامعه» بعنوان مکملِ تلاش واپسگرایانانه ی کوکلاکس کلان های اسلامی برای به عقب بردن جامعه ایران، غیرقابل انکار است!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و پنجم دی ماه 1398
January 15, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH