Sam Ghandchiسام قندچي آقای محمد نوری زاد بمبگذاری انتحاری هم یک روش مبارزه است اما من رد می کنم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3314-nourizad.htm

http://isdmovement.com/2020/0520/051520/051520-Sam-Ghandchi-Messadge-to-Npurizad.htm  

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7 

 

noourizad

 

آقای محمد نوری زاد، شش روز پیش خبر خودکشی شما را در زندان مشهد شنیدم. آیا ممکن است خودم هم روزی خودکشی کنم؟ بله، اما به این معنی نیست که کار درستی است، انسان زیر فشار خیلی کارها را ممکن است انجام دهد که کار درستی نیست. به همین دلیل وقتی خبر خودکشی شما را خواندم، با شما همدردی کردم گرچه بارها نوشته ام که با خودکشی اعتراضی مخالف بوده و هستم و بهترین نوشته ام را در این مورد 25 سال پیش بعد از خودکشی زنده یاد هما دارابی نوشتم که متن به انگلیسی است و هیچگاه فرصت نکردم به فارسی ترجمه کنم چون متنی تکنیکی است و ترجمه ی حرفه ای می خواهد و خیلی وقت می برد. روز گذشته پیام شما را از زندان اوین در مورد بحث خودکشی خواندم و آقای محمد نوری زاد کاملاً با پیام شما از زندان اوین در مورد خودکشی اعتراضی صد در صد مخالفم و آنرا بدآموزی برای فعالان جنبش سیاسی و مدنی ایران تلقی می کنم. اینکه شما زیر فشار کار غلطی انجام دادید همدردی کردم اما توجیه آن بعنوان شیوه ی مبارزه غلط است. درست است که مبارزان ضد فاشیست قرص سیانور می خوردند که خودشان را بکشند تا زیر شکنجه وادار به لو دادن کسی نشوند، اما شما ابداً در چنین وضعیتی نبوده و نیستید و بیخود برای فعالان سیاسی و مدنی خودکشی را عادی نکنید که خیلی از فعالان در همین اروپا و آمریکا هم به فکر خودکشی می افتند و دلیلش اصلاً نظیر فعالان ضد فاشیست در دوران جنگ جهانی دوم نیست، دلیلش این است که بویژه وقتی در آمریکا زندگی می کنید در این جامعه درآمد براساس کار است و اتفاقاً اگر متخصص کامپیوتر یا دکتر و مهندس هستید، این بیشتر واقعیت است و هرروز باید خود را به روز کنید که کار داشته باشید و حالا اگر تمرکز خود را بر کارهای سیاسی و حقوق بشری بگذارید، مگر آنکه ثروتمند باشید، زندگی تان داغان خواهد شد و گزینه تان یا کنار گذاشتن فعالیت و حداکثر دادن کمک مالی به آنهایی است که فعالیت می کنند و یا دست و پنجه نرم کردن مداوم با بدبختی است و حتی یافتن کاری که مرتبط با حقوق بشر و ایران باشد چندان تضمینی ندارد و هرلحظه به یکی از دو وضعیت قبلی بازخواهید گشت و همه ی اینها افسردگی به بار می آورد، البته فعالین حقوق بشر و سیاسی در کشورهایی نظیر سوئد کمتر با این واقعیات خارج کشور روبرو هستند. منظور اینکه امکان خودکشی برای فعالان زیر فشار چه در داخل ایران و چه در خارج کشور وجود دارد اما چه اسمش را بگذارید خودکشی اعتراضی و چه هر چیز دیگر، با آن درد آنها همدردی باید کرد اما توجیه آن بعنوان روش مبارزه و همسنگ دانستن آن با سیانور خوردن مبارزان جنگ ضد فاشیستی غلط است. شاید درباره ی اعضای برخی گروه های سیاسی نظیر مجاهدین و جریانات مسلح اتنیکی هم که گیر می افتند، این اقدام قابل توجیه باشد اما لطفاً برای جنبش مدنی و سیاسی ایران چنین کارهایی را توجیه نکنید که از فردا یک عده فکر کنند قهرمان هستند و به این کارها دست بزنند که هیچ سودی هم به مردم ایران نرسانده اند و یک فعال مدنی و حقوق بشری و سیاسی در ایران کمتر خواهد شد و به اینصورت عملیات انتحاری را توجیه کرده ایم که امثال داعش و القاعده در خاورمیانه راه انداخته اند و این کار شنیع را شیوه مبارزه خوانده اند. شخصاً فکر نمی کنم شما به دلیل فشار در زندان مشهد به این کار دست زده اید. شما ناراحت هستید که چرا یک عده در جنبش سیاسی ایران به شما اعتماد ندارند و در این مورد دو سال پیش در مقاله ای تحت عنوان «درباره ویدیو امروز محمد نوری زاد تحت عنوان چرا من رانمی کشند»، به شما نوشتم که نگذارید این حرفها شما را خرد کند. خودم چهار سال پیش از انقلاب در اواخر سال 1353 که 23 سال داشتم و در کنفدراسیون فعال بودم به ایران بازگشتم که حزبی برای رسیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران بسازم و کارهای سیاسی خارج کشور را تلف کردن وقت می دیدم و پیش از بازگشت به ایران ارتباطی با هیچ گروه و سازمانی در خارج کشور برقرار نکردم و همیشه در جلسات کنفدراسیون در انجمن شیکاگو یا جاهای دیگر بطور شفاف این نظرات انتقادی خود را بیان می کردم، چون گرچه هوادار چپ بودم اما هیچ حزب و گروهی را قبول نداشتم با اینکه همه ی کارهای آنها را مورد مطالعه قرار داده بودم و فعالیتهای آنها را از نزدیک شاهد بودم، و کنفدراسیون هم سازمانی دانشجویی بود و آن گروه ها بحثی دیگر، قبلاً نوشته ام که چرا تلاشهایم در ایران به نتیجه ای نرسید چون اساساً حدود یک قرن است که چپ دیگر راهِ کار برای رسیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی نبوده و نیست. به هر حال همان زمان چند نفر از فعالان دیگر کنفدراسیون هم به این نتیجه رسیده بودند که کار در خارج کشور تلف کردن وقت است و به ایران برگشتند، اما آنها در ارتباط با یکی از این گروههای چپی خارج کشور بودند. یکی از رهبران سیاسی همان گروه که از دوستانم در خارج کشور بود به آنها گفته بود که من "مشکوک" هستم و حالا تصور کنید وقتی در شرایط آن روز، زندگی و جان و مال خود و خانواده ام را به خطر انداخته و به ایران رفته بودم، چه احساسی از شنیدن این حرف کردم. شاید درباره ی بازجویی های ساواک از من در آنروزها خوانده اید. مطمئناً از حرف آن دوست که پشت سرم گفته بود و همه ی آن سالها تا کمتر از یکسال پیش از بهمن 57 همچنان در خارج از کشور بود، ناراحت شدم. ولی چه کار می شد کرد و اکنون 45 سال از آن روزها می گذرد و آن دوست شاید برای هیچکسی به اندازه ی اینجانب احترام و اعتماد ندارد اما آنروز آنگونه فکر می کرده و به دیگران هم چنین حرفی درباره ی این نگارنده گفته بود، اشتباهی که به هرحال اتفاق افتاده، شاید چون در میان فعالان آنروز کنفدراسیون، استاندارد آن روز نبودم، نمی دانم ولی به هرحال این برایم اتفاق افتاد، اما خودم را نکشتم و کاری را که به آن باور داشتم، درست یا غلط، ادامه دادم و نه آنکه بخاطر آن حرفها، خودم را بکشم. و حتی امروز نیز در شرایط بسیار سختی هستم و فکر نکنید چون در آمریکا زندگی می کنم راحتم و روزهایی است که آرزو داشتم نبودم. شما نمی توانید وقتی با این موضوعات روبرو می شوید، با کشتن خودتان مسأله را حل کنید که ممکن است راه حلی مناسب برای یک «تین اِیجر» تلقی شود و بدتر آنکه چنین اقدامی را برای فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشری بعنوان کاری قهرمانانه نشان دادن، آسیب بزرگی به جنبش سیاسی و مدنی ایران می زند. مشی چریکی در زمان شاه به اندازه ی کافی به ما ضرر زد و نیازی به تکرار آن اشتباهات در جنبش روشنفکری ایران نداریم. ببخشید قصد توهین به شما را ندارم و همیشه از شما تقدیر کرده ام، اما چه در داخل زندان و چه در بیرون زندان با وجود آن نوع دیدگاهها که درباره تان بیان می شود، و به رغم همه ی زحماتی که در این جنبش مردم کشیده اید، ضروری است که بی اعتنایی کنید و نگذارید شما را این حرفها به خودکشی بکشد، و کار خودتان را بکنید و خودتان را عذاب ندهید. شخصاً همین حرفها را در مورد مهندس حشمت طبرزدی هزاران بار شنیده ام اما ایشان کار خودش را می کند. شما هم کار خودتان را بکنید و کاری نداشته باشید که هرکسی چی درباره تان می گوید. نقش شما نظیر مهندس بازرگان در دوران شاه است و به همین دلیل از سوی رژیم اسلامی تحمل می شوید، و البته در دوران شاه اپوزیسیون ایران در رابطه با اینگونه موضوعات پخته تر بود و کسی مهندس بازرگان را عامل رژیم شاه نمی خواند. درست است که مهندس بازرگان یک هزارم شما هم از 1332 تا 1357 حرف سیاسی نزده بود و دلیلش اینکه کلاً رژیم شاه در آن 25 سال جامعه ی ایران را بدور از گفتار سیاسی نگهداشته بود در حالیکه رژیم اسلامی در همه ی 41 سال گذشته جامعه ی ایران را در تلاطم گفتارهای سیاسی نگهداشته است، اما وجود گفتار سیاسی در جامعه به خودی خود به معنای دموکراسی نیست، رژیم های کمونیستی و فاشیستی در قرن بیستم شاید بیش از هر رژیمی صبح تا شب موضوعات سیاسی را در جوامعی که بر آنها حاکم بودند، مطرح می کردند. به هر حال به این حرفها بی اعتنایی کنید و بویژه نگذارید شما را به نابودی بکشاند. به این پرزیدنت ترامپ هرکسی هر بدو بیراهی می گوید و از روز اول، نیویورک تایمز او را هیتلر خطاب کرد. اما او کار خودش را می کند و حالا هم چهار ساله که رییس جمهور است و می توانم شهادت دهم از همه ی دوران ریاست جمهوری اوباما، این چهار سال، آمریکا دموکراتیک تر بوده است. مردم هم این حقیقت را می بینند، اما دموکراسی یعنی هر کسی می تواند نظر خودش را بدهد، اگر فردا در ایران دموکراسی برقرار شود صدها برابر درباره ی من و شما بدو بیراه خواهند گفت همانطور که در سالهای 1320 تا 1332 اینطور بود و به قول معروف دروازه را می توان بست ولی دهان مردم را نمی توان بست و دقیقاً ما که داریم از دموکراسی حمایت می کنیم، یعنی می خواهیم بیشتر مردم بتوانند هرچه دل تنگشان می خواهد بگویند، در نتیجه این حرفها را نگذارید روحتان را عذاب دهد. مجبور هم نیستید که به این حرفها گوش کنید، هرکسی در فیسبوک شما، کامنت یا پیام اینطوری برایتان فرستاد، بلوک کنید، می توانند بروند در حساب فیسبوک خودشان هرچه دوست دارند بنویسند و شما هم مجبور نیستید که بخوانید. بازهم با احترام و همدردی با شما. موفق باشید.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیستم اردیبهشت ماه 1399
May 9, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH