Sam Ghandchiسام قندچي در حاشیه ی اهدای جایزه حقوق بشری ژنو به خانم شاپرک شجری زاده
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3143-shaparak-shajarizadeh.htm

مطالب مرتبط: 1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    11    12

 

shaparak-shajarizadeh

 

امروز مصاحبه ای را با خانم شاپرک شجری زاده توسط آقای حمید آقایی در سایت شورای مدیریت گذار، تماشا می کردم. درباره ی شورای مدیریت گذار در گذشته نوشته ام و حرف تازه ای نیست. آقای حمید آقایی را نیز شخصاً نمی شناسم گرچه مقالاتی را درگذشته از ایشان در سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران خوانده ام. اما چند کلمه ای درباره ی خانم شاپرک شجری زاده که از روزی که ایشان از ایران خارج شدند بازار شایعات داغ بوده و همچنان ادامه دارد. شخصاً با خانم شاپرک شجری زاده آشنایی ندارم و هیچگاه تماسی هم با ایشان نداشته ام، اما مطالب ایشان را در کنار نوشته های دیگر فعالان حقوق بشر در حساب توییتری خانم شاپرک شجری زاده خوانده ام و هیچ دلیل مشخصی نمی بینم که چرا اینهمه درباره ی ایشان شایعه پراکنی رواج دارد و بنظر می رسد که با خانم مسیح علینژاد دوست باشند و درباره ی خانم مسیح علی نژاد هم شایعات زیاد است که بارها بحث کرده ایم و بهتر است دوستان اپوزیسیون بیشتر نگران سلامتی خانم علینژاد باشند که به تنهایی سینه سپر کرده و از بسیاری مدعیان اپوزیسیون در خارج کشور در این چند ساله بیشتر فعالیت حقوق بشری کرده و رژیم اسلامی را به چالش کشیده است. اما درباره ی خانم شاپرک شجری زاده، عنوان می شود که چطور ایشان با این سابقه ی کم در عرصه ی فعالیت حقوق بشری، فقط مدت کمی بعد از خروج از ایران، مصاحبه با مجله تایم گرفته یا که اکنون جایزه ی ژنو نشست جانبی سازمان ملل را دریافت کرده است. پاسخ این موضوع را می توانم به حدس خود بگویم. شاید چون با خانم مسیح علینژاد دوست بوده و خانم علینژاد از نزدیک با فعالیتهای ایشان آشنایی داشته و با توصیه ی او چنین امکانی فراهم آمده و نمی دانم، فقط دارم حدس می زنم ولی مگر گناه است اگر اینطور باشد. بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی که از ایران به کوه و کمر زده و در همه ی این 41 سال فرار کردند از طریق یکی دو نفر که آنها را از قبل از نزدیک می شناختند، توانسته اند پناهندگی بگیرند یا که در خارج زندگی کنند. شخصاً خانمی را می شناختم که 37 سال پیش به خارج آمده بود و گرچه پیش از انقلاب در آمریکا دانشجو بود به سختی توانسته بود خود را دوباره به آمریکا برساند و تازه در آمریکا با کمک این و آن که او را از ایران می شناختند بالاخره ارتباطی با آقای دکتر عبدالکریم لاهیجی برقرار کرد که آقای لاهیجی شهادت دهد آن خانم در ایران فعال سیاسی بوده و جانش در صورت بازگشت در خطر است تا که بتواند پناهندگی بگیرد که در آمریکا برای ایرانیان گرفتن پناهندگی خیلی سخت بود و هنوز هم سخت است و البته همه ی ادعای آن خانم هم حقیقت داشت و ابداً دروغ نمی گفت ولی ثابت کردن همه ی این حرفها نیاز به حمایت کسی نظیر دکتر لاهیجی داشت. در نتیجه خیلی برای کسانیکه کسی را نمیشناسند این کارها سخت تر، اما اینها واقعیات است و کسی را به دلیل داشتن دوستی که بخواهد به او کمک کند، نمیشود محکوم کرد. و موضوع مهمتر که کمتر توجه می شود اینکه خود واقعیت در مورد عرصه ی سیاسی و حقوق بشری ایران تغییر اساسی کرده است. در گذشته شخصیتهای فعال حقوق بشر ایران به تشکیلاتهای سیاسی به نوعی مرتبط بودند از جمله آقای دکتر عبدالکریم لاهیجی که مرتبط با جبهه ملی ایران بود و نمی خواهم درباره ی دیگران حرفی بزنم اما رهبران قدیمی اپوزیسیون خوب می دانند. حالا امروز واقعیت اینگونه نیست و نظیر دوران شوروی سابق که فعالانی نظیر سولژنیتسین ربطی به هیچ تشکیلاتی نداشتند، ایران بدینگونه است. شخصاً نمی توانم درباره ی خانم شاپرک شجری زاده در این رابطه نظر دهم و فقط دارم حدس می زنم، اما نوشته های ایشان را که در اینترنت می خوانم زبانشان با فعالان سیاسی یا مدنی جنبش زنان در ایران متفاوت است و خیلی به زبان ساده، حرفهای بسیار درست حقوق بشری می زنند که اتفاقاً بسیار هم دلنشین است و امیدوارم به فعالیتهای خودشان ادامه دهند. مثلاً خود بیش از 30 سال است تأکید دارم در بحث با محافل بین المللی به رسانه ها و سازمانهای بین الملی بگوییم که از اصطلاح «ایران» برای موردِ اشاره قرار دادن رژیم اسلامی ایران (ج.ا.ا) و از اصطلاح «ایرانیان» برای مورد اشاره قرار دادنِ مقامات رژیم، استفاده نکنند. اما حتی آنهایی که در مجامع بین المللی واقعاً حامی مردم ایران هستند به این امر توجه نمی کنند و ما بعنوان ایرانی از این موضوع ناراحت می شویم چون که ایران یک دموکراسی نیست که مردم، رژیم و مقامات آنرا انتخاب کرده باشند، و حتی در آنصورت هم بهتر است بین دولت و مردم هر کشور تفاوت قائل شد. به هر حال این تفکیک کردن «مردم ایران» و رژیم اسلامی ایران (ج.ا.ا) را که رسانه ها و مقامات آمریکایی انجام نمی دهند، دیدم خانم شاپرک شجری زاده می گوید در این اجلاس مطرح کرده و در مصاحبه ی خود با شورای مدیریت گذار به زبان خیلی ساده همین بحث را بیان کرده و از اینجانب بسیار بهتر، که اینهمه سال است نتوانسته ام این مقصود را منتقل کنم هرچند بارها درباره اش به فارسی و انگلیسی نوشته ام. با آرزوی موفقیت برای تلاشهای خانم شاپرک شجری زاده و دیگر فعالان حقوق بشر. این یادداشت را با یادآوری این موضوع پایان دهم که اولین مقاله ای که درباره ی خانم شاپرک شجری زاده نوشتم وقتی بود که ایشان هنوز در ایران بودند و اتفاقی درباره شان در اینترنت خواندم که خانم نسرین ستوده که بعداً دوباره به زندان افتاد و همچنان در زندان است، کار دفاع از ایشان را به عهده گرفته، و عنوان مقاله ام در آنزمان بود «شاپرک شجری زاده قربانی تازه قوانین *جیم کرو* که زنان ایران را هدف گرفته است». ای کاش آنهایی که اینهمه در مورد خانم شاپرک شجری زاده اینطرف و آنطرف شایعه پراکنی می کنند درباره ی قوانین *جیم کرو* برای مردم ایران می گفتند و می نوشتند، چرا که اساس قانونی «دوگانه ی خشونت و عقب نشینی جامعه» که استراتژی کوکلاکس کلانهای اسلامی در ایران است، بر این نوع قوانین متکی است و خیلی ها در رهبری اپوزیسیون ما حتی این اصطلاح قوانین *جیم کرو* را نشنیده اند!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

پنجم اسفند ماه 1398
February 24, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH