Sam Ghandchiسام قندچي بازهم درباره رهبری نامرئی داخل کشور و داستان بیانیه ی 14 نفر
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2887-rahbarie-naamarei.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/3284Yj7

http://bit.ly/35uRVdJ    http://bit.ly/2B9BOEs

 

invisible-leadership

 

درباره بیانیه ی 14 نفر به اندازه ی کافی بحث شده و حرف تازه ای نیست و بعضی از حامیان بیانیه نیز که گفتم نمی شناسم، اگر امروز در خارج کشور تشکیلاتی نظیر کنفدراسیون وجود داشت، در تریبونی نظیر نشریه 16 آذرِ آنزمان، می توانستند بسیاری از بحثهایی را که مطرح می کنند، ارائه کنند و تلاش آنها ارزش کار حقوق بشری و حمایت از جنبش مدنی در داخل کشور می داشت. اما درباره واقعیت رهبری مبارزات در داخل ایران چه در دوران جنبش سبز، چه در دوران خیزش 96 و چه امروز، شکی نیست که رهبری توانمندی وجود دارد که قادر است تحت شرایط خفقان کشنده ی رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی چنین حرکتهایی را، راه اندازی کند، و همانطور که در بحبوحه ی جنبش سبز در سال 1388 ذکر شد، بیش از همه، دستگاه های اطلاعاتی رژیم اسلامی علاقمند هستند این رهبری نامرئی را شناسایی کنند. در دی ماه 1396 نیز موضوع رهبری نامرئی خیزش 96 که قادر شد در 128 شهر ایرانِ تحت حاکمیت استبدادی رژیم اسلامی، تظاهرات جدی برقرار کند، بحث شد. بایستی تأکید کنم که رهبری خیزشهایی نظیر جنبش سبز و خیزش 96 اصلاً ارتباطی به فعالیتهای «جنبش مدنی» و «جنبش مدنی-سیاسی» ایران ندارد که مظهر اولی کسانی نظیر خانم نسرین ستوده در داخل ایران هستند و مظهر دومی نیز کسانی نظیر مهندس حشمت طبرزدی و بزرگانی نظیر امضا کنندگان بیانیه ی 14 نفر هستند. اما در رابطه با خارج کشور. متأسفانه در خارج کشور تنها جریانی که در 40 سال گذشته سازماندهی داشته، فقط سازمان مجاهدین خلق بوده است؛ شخصاً از مخالفان سازمان مجاهدین خلق هستم اما آنچه نوشتم، واقعیت است. در خارج کشور از آنجا که اساسِ مبارزات، علنی است، موضوع رهبری را بسیار ساده می شود تشخیص داد و کافی است نگاهی به تظاهراتها در خارج بیاندازید که تنها جریانی که قادر است حرکتهایی نظیر آنچه کنفدراسیون در زمان شاه می کرد را امروز در آمریکا و اروپا راه اندازی کند، همین سازمان مجاهدین خلق است. جریانات دیگر از جمله جبهه ملی که بیشتر صاحب نام است حتی قادر نیست 10 نفر را برای تظاهرات خیابانی، بسیج کند. بسیاری از کسانیکه از گذشته ی پیش از انقلابِ جبهه ملی در خارج باقی مانده اند و همچنان شمع مبارزه را فروزان نگهداشته اند، شخصیتهایی نظیر دکتر محسن قائم مقام در آمریکا، یا دکتر علی راسخ در آلمان، همه ی این 40 سال از پای ننشسته اند، اما جبهه ملی توان سازماندهی سیاسی را در همه ی این سالها در خارج نداشته و حداکثر هر از چندی برخی هواداران در چلوکبابی شهر اقامت خود جمع شده و تجدید دیدار می کنند که اینگونه تجمعها، فرسنگها از سازماندهی سیاسی که در دوران کنفدراسیون توسط چپ و جبهه وجود داشت، فاصله دارد. تازه جبهه ملی نمونه ی خوب است که مثال زدم وگرنه وضع چپ بدتر است، و توهمات درباره خارج کشور را نیز در گذشته به اندازه ی کافی توضیح داده ام. درست است هرگاه حرکتی جدی در داخل راه میافتد، در خارج جنب و جوشی می شود و مثلاً زمان جنبش سبز تظاهراتی در نیویورک از ایرانیان بلند شد که پلهای بزرگی مملو از معترضان شد و یا هروقت اوضاع داغ می شود بسیاری که فعالان کهنسال گذشته ی جنبش خارج کشور هستند به یکباره داغ می شوند و در عرصه ی فعالیت سیاسی نمایان می شوند، اما آنها امروز هیچ تشکیلات و سازمانی را نمایندگی نمی کنند و تا اوضاع آرامتر می شود، همه ی این تحرکات دوباره از بین میرود و تداومی ندارد. در واقع تازه ترین حرکتی که واقعاً سازماندهی سیاسی است اما هنوز به مرحله ای نرسیده که بتواند تظاهراتهای موفق خیابانی ترتیب دهد، همین جمع جنبش سکولار دموکراسی دکتر اسماعیل نوری علا است که ایشان طی 12 سال گذشته با تلاش شبانه روزی شکل داده اند، و همین امروز نیز «گزارش دو سال فعاليت مهستان جنبش»، منتشر شد. به رغم آنکه واقعیات تلخی که درباره ی خارج کشور در 40 سال گذشته ذکر شد حقیقت دارد، اما در کنار امیدهای تازه، فعالینی نظیر دکتر اسماعیل نوری علا دلسرد نشده اند و همچنان به تلاشهای خود ادامه می دهند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و یکم مهر ماه 1398
Oct 13, 2019
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH