Sam Ghandchiسام قندچي مشکل: خودِ جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2864-moshkel-chist.htm

http://isdmovement.com/2019/0919/092319/092319-Sam-Ghandchi-Secular-Democrats-are-the-mail-problem.htm

https://news.isdparty.com/?p=7530 

مطالب مرتبط:  http://bit.ly/2kvzCCw

http://bit.ly/2lZYUsU    http://bit.ly/2m1XhuC

 

jomhouri-ayandehnegar

 

در دو سه ماه اخیر کشمکش های زیادی در صفوف سکولار دموکراتهای ایران بوجود آمده که برخی آنرا به دلیل سکتاریسم و سیاست ورزی جناحی، تفسیر کرده اند. واقعیت این است که در انقلاب 1357 نیروهای اسلامگرا برنده شدند و هدف خود را نیز «جمهوری اسلامی» نامگذاری کردند. بعد هم بین آنها اختلاف پیش آمد، عده ای خود را اصلاح طلب خواندند که حتی آیت الله خلخالی را نیز شامل می شد و اساساً برنامه شان از طریق براندازی نبود و حتی در فجایع دهه 60 شرکت داشتند و تا به امروز شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی همان راه اصلاح جمهوری اسلامی را پس از یک دهه در حصر، ادامه می دهند. عده ای نیز از همان اول اختلافشان با آیت الله خمینی که در رآس قدرت بود، آنتاگونیستی شد، منظور سازمان مجاهدین خلق است. در نتیجه این نیروها، یعنی اصلاح طلبان و مجاهدین و ملی مذهبی ها روشن است که تفسیر خود را از جمهوری اسلامی دنبال می کنند حتی وقتی به نوعی به دموکراسی سکولار نزدیک شوند. هواداران سلطنت پهلوی نیز روشن است که به رغم همه ی اختلافاتی که با هم دارند، هدفشان بازگشت سلطنت پهلوی است و در نتیجه برنامه شان روشن است. نیرویی که واقعاً روشن نیست دنبال چیست، جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر هستند. چرا؟ این نیروها از دو سابقه اصلی در اپوزیسیون می آیند. عده ای از چپ می آیند و عده ای نیز از سابقه جبهه ملی. مدل جمهوری که دسته ی اول در نظر داشته اساساً جمهوریهای کشورهای سوسیالیستی قرن بیستم است که امروز از دیدگاه آنهایی که خود را چپ می دانند، استبداد است و آنرا نمی خواهند. به همین علت بخش قابل توجهی از چپ اساساً از جریانات کمونیستی بریده و خود را آینده نگر می خواند. بخش دیگری از جمهوریخواهان نیز که از سابقه ی جبهه ملی می آیند اساساً مدل سلطنت مشروطه نظیر بریتانیا را در گذشته دنبال می کردند هرچند اقلیتی نیز در میان آنها نظیر حسین فاطمی و علامه دهخدا، مدل مورد نظرشان برای ایران، جمهوریهای غربی بود. در نتیجه هر جبهه ی واحدی که بخواهد از کل اپوزیسیون رژیم اسلامی تشکیل شود، در آن جبهه ی فراگیر، دو نیروی مجاهدین و سلطنت طلبان واقعاً هدفشان روشن است. اصلاح طلبان نیز اساساً همین رژیم موجود را می خواهند اصلاح کنند و البته اگر جبهه ی واحد کل اپوزیسیون خیلی قوی شود ممکن است که به آن بپیوندند چون چه در رژیمی پادشاهی و چه در رژیمی که مجاهدین در رأس آن باشند، اصلاح طلبان مثل امروز می توانند به موجودیت خود ادامه دهند و شاید راحت تر، البته اعضای احزاب اصلاح طلب بسیار ریزش کرده و به احزاب سکولار دموکرات خواهند پیوست. جبهه ملی نیز از بسیاری جهات شبیه اصلاح طلبان عمل می کنند گرچه اساساً نیرویی سکولار دموکرات هستند. آنچه باقی می ماند باقی مانده ی چپ است، و اینکه این جریان خود را با چه برنامه ای تعریف می کند؟ حالا مشکل اتحاد کل اپوزیسیون دقیقاً همین نیرو است چرا که کسانی از گذشته که رهبران گروه های قدیم چپ بوده اند، اساساً در 40 سال گذشته خود را با هویتی که «چپ سابق» خوانده شده، تعریف کرده اند که در گذشته در مورد بسیاری از مسائل که پیش می آمد، نظر داشتند اما امروز دیدگاه منسجمی ندارند و اغلب از نقطه نظر سیاسی در همانجایی هستند که 40 سال پیش بودند هرچند برنامه های اجرا شده در کشورهای سوسیالیستی را دیگر قبول ندارند. این مشکل نیز با جمع هایی که از گذشته باقی مانده اند قابل حل نیست. از دیدگاه این قلم تنها جریانی که واقعاً سیاسی باشد و براساس برنامه ای به واقع سکولار دموکرات و آینده نگر شکل گرفته باشد، در خارج از کشور، حزب سکولار دموکرات ایرانیان است، و در داخل ایران، جمع آقای مهندس حشمت طبرزدی. البته نیروهای دیگری نیز هستند که به درجات مختلف حول برنامه های تازه در این 40 سال متشکل شده اند که نام آنها نیز بعنوان بخشهای دیگر برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر مطرح شده است. واقعاً، مسأله، خود این جمع است و دلیل، قوام نیافتن چنان حزبی که نظیر حزب دموکرات یا جمهوریخواه آمریکا خواهد بود البته اگر بجای یکی دو قرن پیش قرار بود امروز ساخته شود. یعنی مشکل این نیست که نظیر 40 سال پیش با گروههایی روبرو باشیم که می خواهند با هم متحد شوند، بلکه از یکسو شخصیتهایی داریم که نماینده ی جمعی واقعی و چشمگیر نیستند و از سوی دیگر احزابی داریم که در مراحل بدوی شکل گیری برنامه ای، کادرها و اعضا هستند. حالا فرض کنیم فردا شرایطی پیش آید که بشود در ایران نیروهای اپوزیسیون قدرت را کسب کنند و یا وضعیتی نظیر شهریور 20 پیش آید. در حالت دوم بسیاری از این دیدگاه ها، احزاب خود را خواهند ساخت همانطور که در سالهای 1320 تا 1332 شاهد چنان تطوری بودیم. اما در حالت اول، واقعاً مشکل برای ایجاد چنان جبهه ی متحد از کل اپوزیسیون، نه مجاهدین خواهند بود و نه سلطنت طلبان. مشکل، نیروی جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر است که نیاز دارد قوام یابد و نه آنکه بخواهد نظیر 37 سال گذشته، بر اساس آنچه نمی خواهد، خود را تعریف، و نقشی ایفا کند. همان 37 سال پیش نیز این نیروها در شورای مقاومت حرفی برای گفتن نداشتند و به همین علت نتوانستند نقشی در شورای مقاومت ایفا کنند و بالاخره هم که از هم پاشید. در داخل کشور نیز اگر حتی استبداد نبود، بازهم این نیروها نمی توانستند نقش مهمی ایفا کنند چون تجربه ی شکست جنبش کمونیستی اساس توان این نیروها را از بین برد و رهبران این تشکیلاتها خود دیگر اعتقادی به برنامه های ارائه شده خودشان نداشتند. مثلاً خیلی از آنها دشمنان قسم خورده ی انترناسیونال دوم و سوسیال دموکراسی اروپا بودند و کائوتسکی را مرتد خطاب می کردند، حالا چطور می توانند جمع خود را قانع کنند که برای سوسیال دموکراسی اروپایی فداکاری کنند آنهم بعد از تجربه ی انقلاب 1357 که همان جمع، در حمایت از آیت الله خمینی و جریان اسلامگرا اینهمه فداکاری کردند و دست آخر همان رژیم اسلامگرا آنها را از لب تیغ گذراند. به هر حال مشکل اتحاد اپوزیسیون، در حال حاضر، خود جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

سی ام شهریور ماه 1398
Sept 21, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH