Sam Ghandchiسام قندچي بحثی درباره تلاشهای آقای حسن اعتمادی: از برنامه «رمز پیروزی» تا گروه «اول فقط اتحاد» که به تازگی اعلام شده
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2744-hassan-etemadi.htm

مطالب مرتبط: https://goo.gl/f5Rz65   

 

hassan-etemadi

 

پیش از هرچیز لازم به یادآوری است که هدف این نوشته توهین به کسی نیست و فقط شاید کمکی به این است که به پله اول بازنگردیم. اپوزیسیون خارج کشور در همان روز بعد از به قدرت رسیدن رژیم اسلامی آغاز شد و دو نیرو در آن شرکت داشتند، هواداران زنده یاد شاپور بختیار و هواداران شاهزاده رضا پهلوی. دسته ی اول جریان عجیبی بود که از یکسو به دلیل نحوه ی به قدرت رسیدن شاپور بختیار در پایان رژیم شاه، بسیار نزدیک به سلطنت طلبان بود یعنی به نیرویی نزدیک بود که اساساً در تاریخ 60 سال پیش از انقلاب 57 در پوزیسیون بوده اند و نه اپوزیسیون، در حالیکه سیستم فکری هواداران شاپور بختیار جبهه ملی بود که تاریخی طولانی در اپوزیسیون دارد. به همین دلیل برخی هواداران بسیار پای بند به رهبری زنده یاد شاپور بختیار نظیر زنده یاد خسرو شاکری اصلاً از مخالفان سرسخت سلطنت بودند. به هر حال در سه سال اول بعد از انقلاب، اپوزیسیون خارج کشور اساساً از این دو نیرو تشکیل می شد و بقیه نیروهای سیاسی ایران از چپ تا بخش اصلی جبهه ملی تا ملی مذهبی ها و مجاهدین اساساً خارج را ترک کرده و در ایران بودند. فرار آقای مسعود رجوی و دکتر ابوالحسن بنی صدر به خارج، همزمان بود با خروج بسیاری از فعالان ملی و چپ در سال 1360 و طرح شورای ملی مقاومت به رهبری مجاهدین در همان تهران در اواخر سال 1359 مطرح شد و در واقع ایده ی آقای مهدی خانبابا تهرانی و دکتر بهمن نیرومند بود و برای این هدف شورای متحد چپ را پایه ریزی کردند که اول این قلم هم به همراه آقای احمد تقوایی در تدوین پلاتفرم آن در تهران شرکت داشتیم اما به دلیل مخالفت با سرمایه دولتی از آن خارج شدم و درباره آنهم در گذشته توضیح داده ام. به هرحال ظرف دو سه ماه که بسیاری از نیروهای چپ و جبهه ملی و ترکیبهای آن نظیر رهبران «جبهه دموکراتیک ملی ایران» از جمله آقای هدایت الله متین دفتری از ایران خارج شدند و اساساً همه این جریانات به نوعی رهبری مجاهدین را پذیرفتند و به اشکال مختلف به شورای مقاومت پیوستند. شخصاً نپیوستم و دلیلش در آنزمان مجاهدین نبود بلکه این بود که با سرمایه داری دولتی مخالف بودم و داشتم روی آینده نگری کار می کردم که از همان ایران شروع کرده بودم. به هرحال اکثریت اپوزیسیون چپ و لیبرال که در دوران انقلاب 1357 فعال بود و به خارج آمده بود به شورای مقاومت پیوست. اما از یکسو قدرتمند بودن مجاهدین باعث شد این اتحاد به دور آن سازمان شکل گیرد و نیروهایی بسیار رادیکال و چپ نظیر گروه متحدین دکتر مرتضی محیط در آن شرکت داشتند تا نیروهای بسیار لیبرال. اما دلیل شکستن این اتحاد مسأله ادامه ی جنگ ایران و عراق و مواضع مجاهدین در همکاری با رژیم صدام حسین بود. درست است که انحصار طلبی مجاهدین در داخل شورای مقاومت موضوعی بود که دکتر بنی صدر برای جدا شدن خود مطرح کرد و بعد هم بسیاری از گروه های دیگر مطرح کردند اما دلیل واقعی این بود که همه ی گروه های سیاسی ایران با ادامه یافتن جنگ، دیگر موضع ناسیونالیستی دفاع از میهن و به نوعی اتحاد با رژیم اسلامی را برای هدف پیروزی در جنگ قبول کردند، و سازمان مجاهدین خلق تنها استثنا در این مورد بود. حتی شاهزاده رضا پهلوی که هیچوقت در شورای مقاومت شرکت نکرد، موضع دفاع از میهن را پذیرفت و اعلام کرد حاضر است برود بعنوان خلبان در صف رژیم اسلامی حاکم بر ایران علیه صدام حسین بجنگد. به هر حال موضعگیری در مورد جنگ، شورای مقاومت را پاشاند و گروه های مختلفی که در درون آن بودند به خودی خود نیرویی نبودند، و اغلب هم در خارج کشور پاسیو شدند.

 

با پایان جنگ ایران و عراق، دوباره نیروهای سیاسی ایران در خارج جان تازه گرفتند و این دوران همزمان بود با آغاز فعالیت در اینترنت و یکی از کسانیکه طرح اتحاد تازه ای را مطرح کرد زنده یاد کامبیز روستا بود که در واقع آقای حسن اعتمادی ادامه دهنده راه او است. اما طرح کامبیز روستا، همزمان توسط کسان دیگری از جمله آقای دکتر حسین باقرزاده دنبال می شد و این طرح به دنبال اتحاد بر روی یک حداقل بود و از سلطنت طلبان تا گروه های اتنیکی تا جبهه ی ملی و نیروهای چپ نظیر چریکهای فدایی خلق و حزب توده و دیگران را در نظر داشت. کامبیز روستا از سنت چپ خارج کشور و کنفدراسیون می آمد و دکتر حسین باقرزاده از سنت مجاهدین هرچند سالها بود که از جریانات اسلامی بریده بود و خود را با چپ تعریف می کرد و برنامه منشور81 را که شروع کرد به همه دنیا سفر کرد و انرژی زیادی گذاشت. آخرین وبسایتی نیز که داشتند بنام «هما» شناخته می شد. در واقع آنچه از همه ی آن تلاشها به دست آمد تشکیلات «اتحاد برای دموکراسی در ایران» است که هنوز وجود دارد. این دوستان هم آدمهای کمی نبودند. زنده یاد کامبیز روستا از فعالان قدیمی کنفدراسیون بود و آقای حسین باقرزاده نه تنها خودشان تاریخ طولانی در فعالیتهای حقوق بشری دارند بلکه اگر در سازمان مجاهدین خلق نگاه کنید تعداد زیادی کادرها و رهبران آن سازمان نام خانوادگی باقرزاده دارند و شهیدانی که آن خانواده داده اند. با اینحال تلاش اصلی آقای حسین باقرزاده ابداً در نزدیکی با سازمان مجاهدین خلق نبود و در رابطه با آنها منتقد بودند و نه حامی، اما هدفشان متحد کردن همه روی یک حداقل بود و حتی آن جریان با شاهزاده رضا پهلوی همیشه تلاش برای همکاری داشتند و نیز با گروه های اتنیکی نظیر کومله و دمکرات. با همه ی این احوال باید گفت که این طرح اتحاد به دور یک حداقل مخرج مشترک در بهترین حالت همین «اتحاد برای دموکراسی در ایران» است که وجود دارد و دلیلی ندارد کسی بخواهد آنرا از نو بسازد و اگر کسی به دنبال آن برنامه هست می تواند به آنها بپیوندد، بجای آنکه به قول معروف بخواهد چرخ را دوباره اختراع کند و همانطور که اشاره شد دوستانی که آنرا ساختند کم آدمهایی نبودند و خیلی هم انرژی گذاشتند. البته آنچه گفته شد فقط یک نظر است وگرنه اگر آقای حسن اعتمادی تلاش دارند دوباره این برنامه را توسط جمع دیگری بسازند، حقشان است.

 

اما جریان دیگری در همه ی این 40 سال وجود داشت و آن این بود که اصل مشکل ما این است که جریانات سیاسی موجود نمی توانند تحول آینده ایران را برای رسیدن به ایده آلهای ما پیروز کنند و می بایست جریانی آینده نگر که برای دموکراسی و عدالت اجتماعی پاسخ داشته باشد، از اساس شکل گیرد، چون نه برنامه چپ، نه جبهه ملی، نه سلطنت طلبان و نه مجاهدین و نه گروه های اتنیکی برنامه ای نیست که بتواند دموکراسی و عدالت اجتماعی را برای آینده ایران تضمین کند. این تلاش برخلاف دو تلاشی که در دو پاراگراف بالا توضیح داده شد، کارش اساساً مذاکره با گروه های مختلف برای توافق نبود بلکه کارش پژوهش و تدوین نظرات بود که در بسیاری موارد حتی در جریانات فکری سکولار در اروپا و آمریکا این بحثها هنوز مطرح نشده و این نبود که مثلاً در دورانی اول لیبرالیسم در اروپا مطرح و حتی در شکل دولت پیروز شد و بعد در ایران مطرح شد و یا اندیشه های چپ اول در اروپا مطرح و احزابی نظیر سوسیال دموکراسی آلمان شکل گرفتند و بعداً در ایران در دوران مشروطه گروه های چپ هوادار پلخانف و کائوتسکی از یکسو و طرفدار لنین از سوی دیگر شکل گرفتند و بعد از آنهم اساساً چپ ایران با شوروی و کمینترن سمتگیری کرد. در واقع حرکت آینده نگر در میان ایرانیان این بار شاید حتی در برخی عرصه ها از همتایان اروپایی و آمریکایی جلوتر است و در نوشته های مختلف بحث شده و مشخصاً در کتاب «واریانت جدید برای تأمین نیازهای بشر» از این قلم، یا مقاله ی «پيامبران سيارهء جديد ميمون ها» آقای دکتر اسماعیل نوری علا، می توانید خود بخوانید و قضاوت کنید. در واقع شخصیتی که برای شکل گیری این راه سوم شکل دادن آلترناتیو سکولار دموکرات بیش از یک دهه تلاش کرده و بویژه با ایجاد سایت سکولاریسم نو و بعد هم تشکیل کنگره های سالانه ی سکولار دموکراتها، این نظرات را شکل تشکیلاتی داد کسی نیست جز دکتر اسماعیل نوری علا که حزب سکولار دموکرات ایرانیان و جنبش سکولار دموکراسی برای آلترناتیو سکولار دموکرات را پایه ریزی کرده و روز به روز آنرا رشد داده است.

 

اگر بخواهم خلاصه کنم نتیجه ی تلاش اول، همان «شورای مقاومت» است که اساساً به مجاهدین خلق تعلق دارد و هنوز هم وجود دارد. نتیجه ی تلاش دوم «اتحاد برای دموکراسی در ایران» است و آنهم هنوز وجود دارد و سومی نیز «آلترناتیو سکولار دموکرات» است که اساساً توسط «حزب سکولار دموکرات ایرانیان» رهبری می شود. حالا اگر کسی بخواهد دوباره هر کدام از اینگونه تلاشها را انجام دهد نظیر اختراع مجدد چرخ است ولی کسی نمی تواند به آن کار خرده بگیرد و مهمتر آنکه سیب را باید با سیب مقایسه کرد و پرتقال را با پرتقال یعنی اگر مثلاً کسی می خواهد تلاشی از نوع دوم را انجام دهد و تصور کند نتیجه ی بهتری به دست خواهد آورد، لازم است آنگونه تلاش را در مقایسه با «اتحاد برای دموکراسی در ایران» محک بزند که تلاشی از نوع دوم است، و نه در مقایسه با شورای مقاومت یا حزب سکولار دموکرات ایرانیان، که اولی تلاشی از نوع اول و دیگری تلاشی از نوع سوم است؛ تلاشهای از نوع اول و سوم، چه خوب و چه بد، هدفی بسیار متفاوت را با تلاشی از نوع دوم دنبال کرده و می کنند. به هرحال بازهم با آرزوی موفقیت برای دوست عزیز آقای حسن اعتمادی و امیدوارم این یادداشت کمکی به روشن شدن توافقات و اختلافات باشد و نه آنکه بیشتر به دردها بیافزاید.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

یازدهم تیر ماه 1398
July 2, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH