Sam Ghandchiسام قندچي با سپاس از آقای حسن اعتمادی برای پاسخ به یادداشت 25 اردیبهشت ماه 1398 این قلم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2664-hassan-etemadi.htm

مطلب مرتبط: http://bit.ly/2Ezd6zn

 

hassan-etemadi-ramze-piroozi

 

ده روز پیش یادداشتی از این قلم درباره برنامه ی رمز پیروزی آقای حسن اعتمادی منتشر شد و دوست عزیز آقای حسن اعتمادی محبت کردند و پاسخ مفصل و دوستانه ای فرستادند که سپاسگزارم و با اجازه ایشان در پانویس پایین این صفحه درج شده است. آقای حسن اعتمادی می گویند هدف از برنامه «رمز پیروزی» "دعوت از افرادی است که در جامعه سیاسی و اپوزیسیون ایران در ردیف رهبران و یا چهره های فعال و شاخص آن قرار دارند" و در ادامه می گویند این کار را برای تحقق وحدت اپوزیسیون انجام می دهند، و می خواهند در گام بعدی گروهی بعنوان جنبش «اول فقط اتحاد» تشکیل دهند که این تلاش را ادامه دهد. در یادداشت 10 روز پیش متذکر شدم که شخصاً اصلاً موافق ایجاد تشکیلات سیاسی مشترک به اصطلاح «همه باهم» نیستم که محکوم به شکست است و چنان کاری را نه تنها راه پیروزی اپوزیسیون نمی دانم بلکه سالهاست چنین تلاشها، نتیجه اش فقط اتلاف وقت بوده است هرچند با ایجاد جبهه واحد از احزاب، یا اتحاد عمل در برپایی اکسیون ها نظیر تظاهرات در شهرهای مختلف یا در کارخانجات، مدارس، دانشگاه ها و امثالهم، هیچ مشکلی ندارم. با اینحال صرفنظر از این بحثها، نمی دانم چرا برخی کسانیکه می گویند با حزب مخالفند و طرفدار پادشاهی سوسیال دموکرات هستند و می گویند به همراه زنده یاد دکتر داریوش همایون از روزهای سومکا بوده اند، با استفاده از برخی دوستانم، تلاش دارند با این قلم وارد گفتگو برای ایجاد جنبش مشترکی شوند وقتی همیشه گفته ام که از حزب سکولار دموکرات ایرانیان و رهبری آن دکتر اسماعیل نوری علا و آقای منوچهر یزدیان حمایت می کنم یعنی اگر حتی با چنین طرحهای وحدت اپوزیسیون مخالف نبودم، خود را فقط یک ژورنالیست قلمداد می کنم و نه رهبر سیاسی. تازه از دیدگاه این قلم به رغم همه ی احترام و دوستی که برای زنده یاد دکتر داریوش همایون قائل بودم از نظر اینجانب آن شادروان اشتباه کرد که برنامه احیا سلطنت را در ایران کنار نگذاشت. زنده نگهداشتن اندیشه ی احیاء سلطنت در ایران یا به امثال قاسم سلیمانی ها و قالیبافها بعد از مرگ آیت الله خامنه ای فرصت برپایی دوباره سلطنت را در ایران خواهد داد آنهم بعد از سلطنت اسلامی ولایت فقیهی که در 40 سال گذشته برقرار بوده است. یا اینکه اگر منظور ادامه ی سلطنت پهلوی است، حتی یک یادمان توسط شاهزاده رضا پهلوی برای زنده یاد داریوش همایون در همه این سالها بعد از مرگش برگزار نشد وقتی می دانیم به رغم آنچه بر او پیش از سقوط رژیم پهلوی رفت یعنی زندان افتادن توسط رژیم شاه، دستکم باید از او عذرخواهی رسمی و اعاده حیثیت می شد. دوباره این بحثها را دارم تکرار می کنم که علاقه ای ندارم و فقط دعوا ایجاد می کند بدون حاصل. واقعاً این دوستان سلطنت طلب تلاش نکنند توسط این واسطه ها با این قلم تماس بگیرند که به عده ای بگویند با سام قندچی هم به توافق رسیده ایم که حرف کشک خواهد بود اما عملاً فقط رابطه ام را با دوستانم نیز خدشه دار کرده و می کند چون علاقه ای به این گفتگوهای بی حاصل ندارم و همه ی حرفها را هزار بار زده ایم و شما هم هرکاری دوست دارید بکنید و اینجانب هم فقط یکنفر از ایرانیان جهان هستم نه بیشتر. واقعاً هم شمایی که مرتب می خواهید تماس بگیرید نقشی در حل این موضوع ندارید. شاهزاده رضا پهلوی اگر همان 40 سال پیش از مقام سلطنت استعفا داده بود، اتحاد جنبش سکولار ایران راحت تر شده بود اما ایشان حقشان است که نخواهند از مقام سلطنت استعفا کنند، و ما هم حقمان است که تا ایشان استعفا نکرده با شاهزاده رضا پهلوی در یک تشکیلات نرویم و یا از هر شورای رهبری اپوزیسیون که ایشان را شامل شود حمایت نکنیم، و به طریق اولی با قرار گفتن ایشان در هرگونه مقام رهبری اپوزیسیون مخالفت کنیم و همه این حرفها را در این 40 سال هزاران بار تکرار کرده ایم. همینطور اما این فشارهای شما دوستان، دوستی ما را هم از بین میبرد و حتی خود شما که می گویید در سومکا با زنده یاد دکتر داریوش همایون بودید و حالا هم مبلغ پادشاهی خواهی سوسیال دموکرات در ایران هستید و معلوم نیست کسی که قرار است پادشاه آن باشد، کیست، خودتان هم در مصاحبه ای گفته اید که دوستانتان را بخاطر همین اختلافات از دست داده اید و می گویید مهم نیست چون منافع ایران مهم است. این هم مثل آخوندهایی است که پسرشان را بخاطر اختلاف برسر خمینی و رژیم اسلامی فدا کردند یعنی به رژیم اسلامی تحویل دادند که اعدام کند و می گفتند مهم نیست منافع اسلام مهم است. این شعارها برای این قلم بویژه بعد از تجربه رژیم اسلامی، مشمئز کننده است و دلیل وطن پرستی نیست. آقا شما حرفی را قبول دارید، فبها چرا می خواهید به دیگران تحمیل کنید و اسم این کارهای زورکی را می گذارید گفتگو و فکر می کنید اینگونه کارها یعنی تمرین دموکراسی که دیگر هر بچه ای این لغت را یادگرفته و موقعی که کارش جلو نمیرود تکرار می کند. به قول آمریکایی ها اجازه دهید موافقت کنیم که مخالف باشیم و برنامه های تلویزیونی اینجا را ببینید که کسی شعار نمی دهد که بخاطر وحدت کشور در برابر روسیه و اسلامگرایان، از بحث موضوع ترامپ که اختلاف داخلی است بگذریم اما مبلغان دموکراسی سلطنتی برای ایران زودی از این حرفهای ظاهراً میهن پرستانه تحویل می دهند برای تشکیلات مشترک سیاسی و هرکی مخالف است هم لابد وطن فروش است بابا به قول خودمان موسی به دین خود، عیسی به دین خود، ول کنید و دیگر این دعوا را ادامه ندهیم. به چه زبانی بگویم که هیچ جور پادشاهی نمی خواهم حتی اگر فردا در بریتانیا شغلی گیرم بیاید بدم می آید آنجا بروم و هروقت به کانادا میروم و عکس ملکه بریتانیا را در دفاتر دولتی می بینم برایم چندش آور است و خوشحالم که مقیم کانادا نیستم. شما پادشاهی دوست دارید، داشته باشید. اگر ایران را توانستید پادشاهی کنید مثل همین حالا که رژیم اسلامی است، شخصاً ایران را برای زندگی انتخاب نخواهم کرد. حدود 1500 سال از دوران مانی پیامبر ایرانی می گذرد و هنوز عده ای در هندوستان می خواهند برای همه جهان آن دین را احیا کنند، و هرچه بنده و شما هم بگوییم این آرزوها دیگر پوچ است و بعد از اینهمه سال هم به نتیجه ای نرسیده، باز برمی گردند و حرف خود میزنند. شخصاً خسته شده ام که دوستانی که مثل خانواده خود دوست دارم به دلیل فشار این افراد مورد سوء استفاده برای تماس با این قلم قرار داده می شوند. لطفاً بس کنید چند صد مقاله ی دیگر باید بنویسم و این فشارها فقط باعث کدورت بیشتر و دعوای بیشتر است. نظرم در مورد احیا سلطنت پهلوی روشن است و با همه ی این بحثها هم، تغییر نخواهد کرد و شما هم آزادید و اعتقاداتتان را حفظ کنید مگر کسی جلویتان را گرفته است، دست از سر ما بردارید و راه خود بروید، همانطور که هزار سال هم به اسلامگرایان شیعه یا کمونیستها درباره واقعیات اعتقاداتشان بگوییم به همان راه خود ادامه می دهند و با منطق کاری ندارند و اولی منتظر امام زمان است و دومی منتظر احیا اردوگاه سوسیالیستی. آخر برای یک آدم باسواد مسخره نیست که منتظر است از خانواده معینی کسی متولد شود و او را به همین دلیل رهبر خود ببیند و یا منتظر است همسری آن آدم اختیار کند و آن فرد از فردای ازدواج با پادشاه کشور، آدم ویژه ای شود که باید به او تعظیم کرد. اینها خرافات هزاران سال پیش است و کسی که چنین اعتقاداتی دارد عقب مانده است و نه علاقه ای دارم اعتقادات مسلمانان به امام زمان را مسخره کنم و نه اعتقادات کمونیستها به عدالت تحت دیکتاتوری پرولتاریا و نه اعتقادات سلطنت طلبان به "ژن خوب" ولی فقط دست از سرِ ما بردارند و به ما تحمیل نکنند و ما مسأله ای نداریم هر عقیده که دوست دارند داشته باشند مثل آنهایی که فکر می کردند عقرب از خاک تولید می شود یا دیگرانی که می گفتند زمین گرد نیست.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهارم خرداد ماه 1398
May 25, 2019

 

پانویس:

 

نوشتار آقای حسن اعتمادی مورخ اول خرداد ماه 1398 در پاسخ به یادداشت 25 اردیبهشت ماه 1398 این قلم:

آقای سام قندچی، دوست عزیز و ارجمندم؛
از اینکه همواره و مسئولانه به برنامه "رمز پیروزی" توجه میدارید، بسیار سپاسگزارم، و بخوبی میدانم که انتقادات شما نسبت به این کار از سر دلسوزی است، و بهمین خاطر وظیفه خودم می دانم ضمن تشکر از شما و با توجه به انتقاداتی که دارید به رفع اشکالات، تا جایی که امکان دارد تلاش کنم.
با این حال اجازه بدهید به پاره ای از نکاتی که در نوشته تان خطاب به من و نتیجه کار برنامه "رمز پیروزی" مربوط میشود، پاسخی بدهم.
کوشش کردم با طرح پرسشهایی کلی، اما مشخص از آنان بخواهم تا نظر خود را درباره , اتحادی اصولی برای دست یافتن به دموکراسی در فردای بعد از حکومت اسلامی, چگونه میتوان عمل نمود.
یکم آنکه هدف از این برنامه دعوت از افرادی است که در جامعه سیاسی و اپوزیسیون ایران در ردیف رهبران و یا چهره های فعال و شاخص آن قرار دارند. کسانی چون؛
آقایان حسن شریعتمداری، عطا هودشتیان، شهریار آهی، فاتح شیخ، اسماعیل نوری علا، سیاوش عبقری، حسن ماسالی، مهرداد درویش پور، ماشاالله سلیمی، کاظم علمداری، رضا نقی زاده، مهران براتی، ضیا صدرالاشرافی، اسدالله نصر اصفهانی، پرویز نویدی، حسن کیانزاد، هوشنگ امیر احمدی، سعید بشیرتاش، علی جوادی، خسرو بیت الهی، منوچهر گنجی، امیر هوشنگ ممتاز، پرویز دستمالچی، کاظم کردوانی، جمشید اسدی، امیر طاهری، حمید کو ثری، بهروز ستوده، سمین صبری، آذر ماجدی، مینا احدی، ناهید حسینی، هوشنگ کردستانی، محمد نوریزاد، کورش زعیم، علی اکبر امید مهر، بهرام بهرامیان، ایرج فرزاد، مهدی جلالی تهرانی، منصور اسانلو، هایده توکلی، حسن منصور، ف م سخن، کورش پارسا، اسفندیار منفردزاده، نیره انصاری، کورش عرفانی، حشمت الله طبرزدی، جلیل آزادیخواه، حسین احمدی نیاز، جواد خادم و بسیاری دیگر. کوشش کردم با طرح پرسشهایی کلی، اما مشخص از آنان بخواهم تا نظر خود را درباره اتحادی اصولی برای دست یافتن به دموکراسی در فردای بعد از حکومت اسلامی چگونه میتوان عمل نمود.
اکنون آرشیو این گفتگوها در شبکه یوتیوب وجود دارد، و هر کسی میتواند با مراجعه به آنها درستی و یا نادرستی نظرات این عده را تشخیص دهد. حداقل ارزش این کار این است که من و شما و دیگرانی که برای برداشتن قدم نخست به منظور اتحاد نیروهای دموکراسیخواه، فکری در سر داریم، میتوانیم همنظران و باورمندان به یک اتحاد اصولی را از این طریق تشخیص بدهیم.
دوم آنکه،متاسفانه اغلب دوستان، که بانیان پروژه های مختلف اتحاد اپوزیسیون هستند، تا به امروز موفق به انجام این مهم نشده اند و شایدهمین برنامه به آنان نشان دهد که آنان مسیرهای دست یافتن به آن اتحاد اصولی را به اشتباه رفته اند. راه هایی که خود نیز در گذشته در آنها شرکت داشته ام.
سام قندچی عزیز؛
در طی 40 سالِ گذشته بسیاری از چهره های اپوزیسیون، کسانی چون زنده یادان شاپور بختیار، کامبیز روستا و ... در راه به ثمر رساندنِ اتحادِ مخالفینِ رژیم کوشیدند و جان خود را نیز در این راه گذاشتند و رفتند، و به نتیجه ای هم نرسیدند، وظیفه من و شماست که اگر معتقدیم این تنها راه پیروزی ما بر حکومت استبدادی حاکم بر کشورمان است، همچنان در محقق ساختن این منظور بکوشیم.
اکنون با تجربه ای که در همین 9 ماه گذشته به اتفاق گروهی از یارانمان به دست آورده ایم با تشکیل گروهی بعنوان جنبش "اول فقط اتحاد" گرد هم آمده ایم تا حاصل این تجربه را با همه دموکراسیخواهان کشورمان در میان بگذاریم. سایت و سند هویت سیاسی و هدف این جنبش را بزودی منتشر میکنیم، تا به سهم خود در از بین بردنِ عواملِ این پراکندگیِ ویرانگر اپوزیسیون، قدمی برداریم.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

 

SEARCH