Sam Ghandchiسام قندچي بحثی درباره نوشته ی خانم سپیده قیاسوند در مورد وضعیت بازنشستگان در ایران
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2591-retirement-ghiasvand.htm

سپیده قیاسوند: http://bit.ly/2Gbqk5s 

 

iran-retirement

 

سه روز پیش خانم سپیده قیاسوند مقاله جالبی را تحت عنوان "گريه بر احوال آن “کدخدا” که…،" در خبرگاه حزب سکولار دموکرات ایرانیان، در مورد معضل اقتصادی بازنشستگان، در ایرانِ تحت حاکمیت کوکلاکس کلان های اسلامی، منتشر کردند (1). واقعیت این است که اگر مثلاً می خواستیم وضعیت بازنشستگان را در سوئد و آمریکا بررسی و یا مقایسه کنیم، تحلیل اقتصادی عملی بود، اما وقتی بخواهیم ایرانِ کنونی را در هر عرصه ی اقتصادی ارزیابی کنیم، به همان نتیجه ی خانم قیاسوند خواهیم رسید که نسبت ها حتی در مقایسه با دوران سعدی شیرازی به قدری پرت است که بی معنی می شود. چرا؟ برای اینکه «مشکل اقتصاد ایران غیراقتصادی است»، یعنی مسأله این نیست که گردانندگان دولتِ رسمی بیسواد هستند، که نیستند، و بسیاری از آنها از همتایان غربی خود با سوادتر هم هستند، و این حقیقت را فقط "نگاهی به نشریه آینده نگر اتاق بازرگانی تهران،" به وضوح نشان می دهد (2). ولی مسأله، سواد آنها نیست، ایران در دست آنها نیست و چه درست بگویند و چه غلط، نظرشان تغییری در واقعیت ایران کنونی، ایجاد نمی کند. ایران در دست کوکلاکس کلان های اسلامی است و تا وقتی در دست آنهاست، تحلیل اقتصادی، واقعیت پیش رو را نه بیان می کند و نه قادر است تغییری در آن ایجاد کند. اگر ایران مثلاً نظیر شوروی سابق بود، برنامه های این اقتصاددانان بیشتر باعث وضعیت اقتصادی بود و می شد آنها را محکوم کرد و مثلاً اقتصاد متکی بر بازار را برای مقابله با شکستهای اقتصادِ با برنامه، ترویج کرد. این بحثها چه درست و چه غلط، در مقایسه ی رژیمهای کمونیستی و سرمایه داری معنی داشت. اما در رابطه با ایران همه ی بحثهای نئولیبرالیسم و اقتصاد دولتی نیز به جایی نمیرسد (3). چرا؟ چون ما 40 سال است با کوکلاکس کلان های اسلامی روبرو هستیم که تلاش داشته و دارند جامعه ایران را 1400 سال عقب ببرند و آنها کل ایران و اقتصاد کشور را در کنترل خود دارند و این حرف کلیشه نیست، واقعیت ایران است (4). منظور این نیست که جامعه تسلیم شده، خیر در جامعه ایران مردم از تلاش اقتصادی باز نایستاده اند و کار خودشان را تا آنجا که بشود انجام می دهند، و به همین دلیل تصور برخی در خارج کشور از واقعیت زندگی و اقتصاد داخل غلط است، یعنی ایران سوازیلند نیست (5). با اینحال اگر بحث در مورد تحلیلهای اقتصادی مثل کشورهای سکولار باشد، اگر قرار بود با بحث آن نوع درباره اقتصاد، کار ایران درست شود، اینهمه پست مدرنیستها که در ایران در 40 سال گذشته در مقامات مدیریت بودند می توانستند به نتیجه ای برسند، و کاری هم ندارم که راهشان درست یا غلط بوده است (6). امیدوارم منظورم را روشن بیان کرده باشم.

 

حرفهای بالا به این معنی نیست که رژیم های سکولار در رابطه با معضل بازنشستگی مشکل ندارند، اتفاقاً خیلی هم مشکل دارند و هفت سال پیش در مورد نیاز به ارگانی نظیر اس ئی سی برای کشورهایی نظیر آمریکا جهت نظارت بر صندوقهای بازنشستگی بحث شد. اگر هم به مبانی پایه ای تر بخواهیم بپردازیم، کل سیستم سوسیال در آمریکا اصلاً پرداختی که می کند برای بازنشستگان امکان زندگی بخور و نمیر هم میسر نمی کند و اگر کسی بازنشستگی خصوصی نداشته باشد، زندگی نمی تواند بکند؛ یعنی در نیم قرن اخیر ما در دورانی زندگی می کنیم که شرکتها اساساً استخدام رسمی نمی کنند و نظیر سالهای 1950 نیست که استخدام در شرکتی نظیر «جی ام: جنرال موتور»، مادام العمر با حقوق مکفی بازنشستگی بود. در نیم قرن گذشته هر روز مدت شاغل بودن برای یک کارفرمای معین، کمتر و کمتر می شود. در نتیجه دیگر صندوق بازنشستگی خصوصی از طرف کارفرما در آمریکا (پنشن فاندها) بی معنی شده اند. این قلم 8 سال در صدای آمریکا که تازه مؤسسه ای دولتی است، کار کردم اما رسمی نبودم و در نتیجه هیچیک از امکانات بازنشستگی برایم از طریق آن مؤسسه فراهم نبود و امروز بابت کار در آن 8 سال، هیچ حقوق بازنشستگی دریافت نمی کنم. اینها مسائل واقعی در کشورهای سکولار است که با تغییر ساختارهای اقتصادی به اقتصاد فراصنعتی، معضلات واقعیِ تازه ای پیش رو هستند. اما همانطور که ذکر شد، اقتصاد ایران با چنان مشکلات «غیراقتصادیِ» ناشی از رژیم کوکلاکس کلان های اسلامی روبرو ست که این بحثهای اقتصاد سکولار، تا آنجا که به ایران کنونی مربوط باشد، اصلاً بی معنی است، اما مطمئناً این بحثها برای تصمیم گیریهای درست برای ایران آینده لازم هستند (7). به عبارت دیگر بهتر است انرژی خود را برای تعریف مدلها و برنامه های درست صندوق بازنشستگی و مسائل دیگر اقتصاد ایران بعد از رژیم کوکلاکس کلانهای اسلامی، صرف کنیم. اگر نقد و تصحیح برنامه های اینها و مثلاً با تغییر یک مقام "بی سواد" و "دزد" و جایگزینی او با مقامی "باسواد" و "شریف،" دردی دوا می شد، تا حالا اصلاح طلبان، مسائل ایران را حل کرده بودند، چون الحمدالله همه شان "باسواد" و "شریف" هستند. بگذریم که ماهها است خانم دکتر هنگامه شهیدی در زندان است و یکی از این اصلاح طلبان، یک کلمه اعتراض خشک خالی هم نمی کند، و آقای حسن روحانی اعتدال طلب هم یادش رفته که همین دکتر هنگامه شهیدی در دور اول انتخاب ایشان به ریاست جمهوری، چقدر برای آقای حسن روحانی، زحمت کشیدند (8).

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و ششم فروردین ماه 1398
April 15, 2019

 

پانویس:

 

1. گريه بر احوال آن “کدخدا” که…
https://news.isdparty.com/?p=1805

 

2. نگاهی به نشریه آینده نگر اتاق بازرگانی تهران
http://www.ghandchi.com/1198-ayandehnegar-otaaghe-tehran.htm

 

3. بحثهای بیفایده درباره نئولیبرالیسم و چپ نو
http://www.ghandchi.com/1294-neoliberalism-chapeno.htm

 

4. کوکلاکس کلان های اسلامی

https://goo.gl/4Kj6mB

 

5. تصویر غلط اپوزیسیون از داخل ایران
http://www.ghandchi.com/1530-tasvire-az-iran.htm
http://isdmovement.com/2017/0917/090817/090817.Sam-Ghandchi-The-wrong-image-of%20-Iran-within-the-opposition.htm

 

6. پسامدرنیسم یا پست مدرنیسم شکل دهنده اسلامگرائی
http://www.ghandchi.com/304-Postmodernism.htm
Postmodernism Shaping Islamism
http://www.ghandchi.com/304-PostmodernismEng.htm  

 

7. آیا صندوق های بازنشستگی در خطرند
http://www.ghandchi.com/725-entitlements-watchdog-sec.htm
Are Retirement Accounts in Danger
http://www.ghandchi.com/725-entitlements-watchdog-sec-eng.htm
http://ir.voanews.com/content/blog/1532395.html

 

8. درباره دکتر هنگامه شهیدی

https://goo.gl/XuoF5H 
 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

 

SEARCH