Sam Ghandchiسام قندچي درباره جدل دکتر محسن قائم مقام و دکتر اسماعیل نوری علا
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2330-mohsen-ghaemmagham-esmail-nooriala.htm

   

mohsen-ghaemmagham-esmail-nooriala

 

پنج روز پیش آقای دکتر محسن قائم مقام نوشته ای را تحت عنوان "آقای رضا پهلوی و دوران گذار از جمهوری اسلامی" (1) در سایت ایران امروز منتشر کرد که بطور غیرمستقیم بدون ذکر نام، آقای دکتر اسماعیل نوری علا را مخاطب قرار داده بود. امشب نیز دکتر نوری علا در سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران به دکتر قائم مقام پاسخ داده اند (2). اول بگویم که در جنبش سیاسی خارج کشور پیش و پس از انقلاب، دکتر محسن قائم مقام یکی از انسانهای درستکار بوده اند که نه تنها در فعالیتهای دموکراتیک جبهه ملی در آمریکا شرکت داشتند بلکه همیشه بیماران مستمند را در شهر نیویورک که در آنجا زندگی می کنند بطور رایگان می پذیرند و در انسانیت نمونه هستند. دکتر اسماعیل نوری علا نیز یکی از بادانش ترین رهبران سیاسی ایران هستند که در عین حال همیشه باصداقت کامل کار می کنند و در مورد نظرات خود شفاف هستند و به کسی دروغ نمی گویند (3). لازم به یادآوری است که این جدل هیچ موضوع تازه ای را در مورد حزب سکولار دموکرات ایرانیان (4) و مهستان جنبش سکولار دموکراسی (5) برایم مطرح نمی کند و در مورد جبهه ملی نیز موضوع تازه ای مطرح نشده و در گذشته بسیار درباره جبهه نوشته ام که نیازی به تکرار نیست (6).

 

از دیدگاه این قلم، نوشته دکتر محسن قائم مقام گرچه ظاهراً دکتر اسماعیل نوری علا را مخاطب قرار داده بود اما مخاطب واقعی دکتر علی شاکری زند، دکتر علی راسخ و دکتر پرویز داورپناه در جبهه ملی اروپا بودند و به عبارتی اعلام برائت از جریانات کارچاق کن های چپی و جبهه ای در آمریکا است (7) که سالهاست در تماس با شاهزاده رضا پهلوی هستند، اما بعد از اعلام فرشگرد (8)، آقای رضا پهلوی آنها را کنار گذاشته است و نه برعکس. اعلامیه دکتر حسین موسویان درباره سلطنت در ایران ابداً حمایت از جمهوریخواهی نیست و موضع استاندارد جبهه ملی است که تلاش می کند با هر دولت وقت برای بهبود وضع زندگی مردم کار کند و اگر فردا سلطنت پهلوی به قدرت بازگردد همان شعار شاه سلطنت کند و نه حکومت را خواهد داد. اساساً جبهه ملی بیشتر جنبشی مدنی نظیر جنبش علیه تبعیض نژادی در آمریکا به رهبری مارتین لوتر کینگ بوده و این ارزیابی نیز از اینجانب نیست بلکه از زنده یاد خسرو شاکری است. اصلاً بحث برسر سکولار دموکراسی نیست. جبهه ملی و حزب سکولار دموکرات ایرانیان دو نوع فعالیت متفاوت را دنبال می کنند، و حتی احزاب جبهه ملی نظیر حزب ایران یا حزب پان ایرانیست، بر مدلی نظیر حزب دموکرات آمریکا یا حزب جمهوریخواه آمریکا ساخته نشده اند، و اساساً هدفشان نظیر تشکیلاتهای مدنی است و نه حزبی برای کسب قدرت سیاسی. اگر هم جبهه ملی رهبری آقای دکتر حسین موسویان را قبول دارد برای همکاری با جبهه باید با ایشان کار کرد. اختلافات درون جبهه نظیر اختلاف نظری آقای مهندس کورش زعیم تا وقتی در آن تشکیلات هستند مسأله درونی جبهه است و به خودشان مربوط است و اگر هم خواستند به حزب سکولار دموکرات ایرانیان بپیوندند، بحث دیگری است. اما واقعاً کار جبهه ملی با کار حزب سکولار دموکرات ایرانیان دو نوع کار متفاوت است و رقیب هم نیستند.

 

اما دکتر محسن قائم مقام، به رغم آنکه در نوشته خود در ایران امروز، از کارچاق کن های چپی و جبهه ای، اعلام برائت کرده، با اینحال با جمله زیر خواسته اند که در را برای بازگشت به جمع به اصطلاح شورای انقلاب کارچاق کن ها به همراه شاهزاده رضا پهلوی نبندند، البته نمی خواهم از آن افراد نام ببرم. دکتر محسن قائم مقام می نویسد:

 

"همانطور که در مقالات گذشته اشاره نمودم آقای رضا پهلوی فرزند محمدرضاشاه مسؤلیتی در امور خلاف و جنایاتی که در زمان شاه گذشته اتفاق افتاده است را ندارند چون ایشان در آن زمان خردسال بوده‌اند و مرجع فعالیتی یا شاغل کاری در دولت یا حکومت نبوده‌اند. ولی ایشان از اینکه هرگز از دوران دیکتاتوری گذشته زمان شاه کلمه‌ای به زبان نمی‌‌آورند و گاهگاه صحبت «اشتباهاتی» را عنوان می کنند که صورت گرفته است، حرفی از کودتای 28 مرداد 1332 نمی زنند و موضوع را اختلاف شاه و دکتر مصدق می دانند، قابل تأمل است" (9).

 

واقعیت این است که اصلاً فقدان دموکراسی و دیکتاتوری تشکیلات شاهزاده رضا پهلوی را امروز پس از 40 سال مشاهده سازمان کار آقای رضا پهلوی در آمریکا، به راحتی می شود ملاحظه کرد و اصلاً موضوع بحث تاریخ زمان شاه و رضا شاه نیست. در 30 سال گذشته عوامل جمهوری اسلامی و عوامل آقای رضا پهلوی بیشترین آزار و اذیت را در اینترنت به مخالفان سلطنت کرده اند یعنی عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی و عوامل آقای رضا پهلوی بیشترین خشونت را علیه مخالفان خود اعمال کرده اند. خود این قلم بیش از 20 سال پیش در کالیفرنیا تلفنها و ایمیلهای تهدید آمیز از سوی عوامل آقای رضا پهلوی گرفتم که تلفن کننده می گفت داریم با تفنگ می آییم خانه ات و زن و بچه ات را می کشیم و آدرس خانه ام را می داد و آن موقع فرزند خردسال داشتم. خوشبختانه دانش تکنیکی خوبی دارم، ایمیل و تلفن را همان زمان تِرِیس کردم و به دفتر شاهزاده رضا پهلوی رسیدم و حتی نام فردی که در آن دفتر این کارها را می کرد همان زمان در اینترنت در همان اولین شبکه اجتماعی ایرانیان در یوزنت یعنی اس سی آی، اعلام کردم. همچنین در 8 سالی که در صدای آمریکا بودم عوامل ساواکی تشکیلات آقای رضا پهلوی برنامه تلویزیونی این قلم را متوقف کردند و می خواستند مرا از آنجا اخراج کنند و همه اسامی مدیران وقت صدای آمریکا که درگیر این جریان بودند دقیق در مدرکی که در آخرین پانویس آمده درج شده و می توانید با دقت مطالعه کنید. اینها دیگر مربوط به کارهای ساواک در دوران شاه نیست. اینها کارهای تشکیلات آقای رضا پهلوی در همین آمریکا است که دیکتاتوری محض گردانندگان ساواکی قدیم و دست پرورده های آنان است و جریانی مافیایی و فاشیستی است. البته اگر فعالی سلطنت را به چالش می کشید با این خشونتها روبرو می شد وگرنه اگر می گفتید جمهوریخواه هستید و در عین حال طرفدار شاهزاده یعنی اگر کبریت بی خطر بودید، اینها خوشحال هم می شدند مثل خیلی ها در همان صدای آمریکا که برای راضی کردن سلطنت طلبان مواضع واقعی خود را از ترس مأموران ساواکی رضا پهلوی، مخفی می کردند. اگر اینها برخورد فاشیستی و اعمال خشونت و دیکتاتوری در عرصه عمومی نیست پس چیست. دیگر بحث رژیم محمد رضا شاه و رضا شاه نیست. بحث 40 سال تشکیلات خود آقای رضا پهلوی در آمریکا است. لطفاً دقیق در آخرین پانویس در زیر بخوانید و خود قضاوت کنید (10).

 

در نتیجه آقای دکتر محسن قائم مقام، آنهایی که در کنار کارچاق کن های چپی همه این سالها با آقای رضا پهلوی شورا و غیره تشکیل دادند و هنوز هم در را بسته و پنجره را باز نگهداشته اند، کار بسیار اشتباهی کردند. اتفاقاً آقای دکتر اسماعیل نوری علا همه ارتباطش با شاهزاده رضا پهلوی شفاف بوده است و نه مخفی. آیا شما و دوستان چپی تان شفاف بودید. دوران کنگره سال 2000 به یادتان است؟

 

از دیدگاه این قلم آقای رضا پهلوی نه تنها ثروت ملی نیست بلکه بدهی ملی است و اگر در این 40 سال ایشان به عنوان اپوزیسیون اینهمه کمکهای ملی و بین المللی را قبضه نکرده بود، چه بسا ایران تا به حال آزاد شده و ما جمهوری سکولار و دموکراتیک در کشور داشتیم. اما در رابطه با کودتای 28 مردادِ سی آی ای در ایران. دکتر مصدق نتوانست با آمریکا درست کار کند. یک روز در روزنامه باختر امروز می نوشتند روزولت دوست مردم ایران و روز بعد آمریکا ستیزی حزب توده را پر و بال می دادند. در همان سالها، قوام السطنه اتفاقاً بلد بود که درست با آمریکا کار کند و از تجزیه آذربایجان و کردستان جلوگیری کرد. حتی در دوران تبعید بعد از انقلاب 57 در همین دنور کلرادو، دکتر مدنی وقتی خواست برای جبهه و یک عده افسران فراری که به کمک نیاز داشتند، یاری مالی از آمریکا بگیرد از سازمان سی آی اِی گرفت. البته درست بود اعلام می کرد نه آنکه دکتر علی امینی و اطرافیانش جریان را رو کنند و او را بی اعتبار کنند. اگر مثلاً شغلی در سی آی ای داشت، مثل شغل خبرنگاری در صدای آمریکا، شغل است، مثل رادیو فردا که سی آی ای از اول، درست کرده اما ایرانیان در آنجا شغلهای مختلفی دارند نه آنکه جاسوس باشند. ولی دکتر مدنی از طرف یک تشکیلات سیاسی یعنی جبهه ملی کمک دریافت کرده بود و درست بود اعلام کند. حتی موسسه ژورنالیستی نظیر تلویزیون ایران اینترنشنال یا تلویزیون منوتو یا تلویزیون ایران فردا، لازم نیست منابع مالی خود را اعلام کنند. آنها که تشکیلات سیاسی نیستند. اما به هر حال مگر قرار بود از کجا کمک مالی بگیرد، آقای رضا پهلوی هم از سی آی ای کمک گرفته مگر قرار است وقتی از هر کشوری کمک می گیری بروی تقاضای وام از بانک ملی کنی. مشکل این قلم با شاهزاده رضا پهلوی این چیزها نیست، بلکه این است که تشکیلاتی از ساواکی ها را برای اداره امور خود در آمریکا استفاده می کند که از همان روشهای استبدادی و خشونت زمان شاه و رضا شاه و جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفان ایشان استفاده می کنند که یادآور خشونت های دوران ساواک در ایران است، و تشکیلات ایشان در 40 سال گذشته خشونت علیه مخالفان سلطنت، اعمال کرده است و شاهزاده رضا پهلوی حتی تلاشی نکرده که جبران مافات کند و فقط کارش روابط عمومی و ماست مالی و دروغ تحویل مردم دادن است. دوباره از شما تقاضا می کنم گزارش آنچه را آنها بر سر این قلم و خانواده ام در دوران کار در صدای آمریکا آورده اند، در آخرین پانویس در زیر دقیق بخوانید و ببینید کارهای آنها فرقی با دوران ساواک در ایران دارد.

 

دموکراسی خواهان ایران باید با همه دولتهای خارجی از جمله آمریکا کار کنند همانطور که واتسلاو هاول ها این کار را کردند. اصلاً رادیو اروپای آزاد را که امروز شده رادیو فردا، سی آی ای برای کمک به جنبش دموکراسی خواهی اروپای شرقی درست کرد. لطف کنید در قضیه 28 مرداد، اشتباهات دکتر مصدق را هم ببینید، دکتر مصدق نمی دانست دنبال چیست و این مشکل جبهه بوده و هست. زنده یاد حسین فاطمی که طرفدار جمهوری از نوع غربی بود باید میرفت حزب خود را در رقابت با حزب توده می ساخت و امید واهی به جبهه ملی و دکتر مصدق داشت. و حتی سران جبهه پشت شادروان حسین فاطمی را خالی کردند وگرنه رژیم شاه به این راحتی نمی توانست زنده یاد حسین فاطمی را اعدام کند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

چهاردهم آبان ماه 1397
November 5, 2018

 

پانویس:

 

1. دکتر محسن قائم مقام: آقای رضا پهلوی و دوران گذار از جمهوری اسلامی
http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/77348

 

2. دکتر اسماعیل نوری علا: دکتر قائم مقام، شعبده بازی بس است!
http://isdmovement.com/2018/1118/110518/110518.ESmail-Nooriala-Stop-your-tricks-Dr-Gam.htm

 

3. پاسخ به برخی دوستان جبهه و چپ درباره اسماعیل نوری علا
http://www.ghandchi.com/1659-asle-daavaa.htm

 

4. حزب سکولار دموکرات ایرانیان
https://goo.gl/22wBEV
Iranian Secular Democratic Party
https://goo.gl/2jkcH1

 

5. مهستان: اتحاد جمهوریت خواهانِ سکولار، دموکرات و آینده نگر
http://isdmovement.com/2018/0518/051818/051818-Sam-Ghandchi-Re-Mehestan.htm

 

6.  درباره جبهه ملی
https://goo.gl/Fjrfbb

 

7. درباره کارچاق کن های چپی و جبهه ای شاهزاده رضا پهلوی

https://goo.gl/QsVpjj

 

8. درباره فرشگرد

https://goo.gl/gkmTDM

 

9. دکتر محسن قائم مقام: آقای رضا پهلوی و دوران گذار از جمهوری اسلامی
http://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/77348

 

10. چگونه ساواکی های رضا پهلوی تلاش کردند این قلم را ساکت کنند
http://www.ghandchi.com/2306-rp-savaki.htm
How I was Pressured to be Silent by Reza Pahlavi's Savaki Agents
http://www.ghandchi.com/2306-rp-savaki-english.htm 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH