Sam Ghandchiسام قندچي  دیدار دوستی بنام علی که نیم قرن پیش می شناختم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2289-didar-doosti-ghadimi.htm

 

savak  

 

حدود نیم قرن پیش در سال 1969 به آمریکا آمدم و به دانشگاه رفتم. یک سال بعد در همان دانشگاه با آقایی ایرانی بنام علی که تازه از ایران آمده بود، آشنا شدم، و ما تا پایان سال 1972 که در آن دانشگاه بودم، در واحد کنفدراسیون آنجا، فعال بودیم. او با یکی از خانمهای فعال آن زمان کنفدراسیون که در دانشگاه دیگری در ایالتی در نزدیکی آنجا بود، ازدواج کرد. بعد هم شنیدم که به همراه دوست بسیار فعال دیگری از کنفدراسیون بنام مهدی، تابستانی را به ایران سفر کرد، و پس از بازگشت به آمریکا پاسیو شد یعنی از فعالیت سیاسی هر دو کنار کشیدند. خودم در سال 1974 به ایران بازگشتم و همه این سالها او را ندیده بودم. چند سال پیش که تازه به واشنگتن آمده بودم، دوستی مرا به شام در خانه علی دعوت کرد. قیافه خودش و همسرش چندان تغییری نکرده بود و البته این سالها بچه هایشان هم دانشگاه را تمام کرده اند. خودش داوطلب شد و مرا به کناری کشید و گفت می دانی چرا پاسیو شدم. گفتم نه. گفت همان پنج شش سال قبل از انقلاب بود که با مهدی برای تابستان به ایران رفتیم و گیر هم نیافتادیم اما از نزدیک با برخی فعالین داخل کشور حرف زدیم و دیدیم ساواک (1) شکنجه هایی می کند که ما طاقتش را نداریم و به همین علت کنار کشیدیم. به همین سادگی. شام را صرف کردم و دیگر او را در این 14 سالی که در واشنگتن زندگی می کنم، دوباره ندیده ام.  گویا می خواست این حرف را به کسی گفته باشد. او مهندس بود و شهروند آمریکا و بسیار هم موفق و راضی از زندگی. خانمش هم همینطور. در پایان اضافه کنم هر عکسی را از شکنجه های ساواک در اینترنت که در پابلیک دٌمین بود کسانی هستند که شکایت قلابی می کنند تا فیسبوک بلوک کند. ای کاش آنهایی که مسؤل آن جنایات بوده اند و هنوز در آمریکا زندگی می کنند، بجای تلاشهای همیشگی شان برای خراب کردن فعالان ضد رژیم سلطنتی و سنگ انداختن جلوی بحث جنایات ساواک، بعد از همه جنایات رژیم اسلامی که نسبت به آنها هم روا شده، یاد بگیرند در مورد آنچه نسلی را در آن دوران نابود کرد، اجازه دهند بحث شود تا دوباره ملت ما بعد از پایان رژیم اسلامی، دچار نوع دیگری از رژیم زندان و شکنجه نشود. برخی از این دوستان عضو تشکیلاتهای جمهوریخواه شده اند اما همه تلاششان صرف خراب کردن کسانی می شود که ضد سلطنت هستند و تصور می کنند از این بازی های آنها، کسی خبر ندارد. شخصاً چه کمونیستها در مورد شکنجه و گولاگ در اردوگاه سوسیالیستی پرده پوشی کنند و دروغ تحویل مردم دهند و چه دیگر جریانات، برایم فرقی ندارد و اینها موضوعات خصوصی نیست و در عرصه عمومی بوده و باید در مورد آن حرف زد. اگر حمله به مخالفان در عرصه خصوصی می توانست این بحثها را خاتمه دهد، تا به حال تمام شده بود، یادتان هست که رژیم اسلامی با تجاوز به عرصه خصوصی زندگی مخالفان مثلاً در خانه دکتر حسن نزیه مجله پلی بوی به اصطلاح پیدا می کرد تا او را خراب کند. بس کنید. مطمئن باشید ادامه این روشها در عرصه عمومی جز بی اعتبار شدن بیشتر کسانی که می خواهند فعالان مخالف بازگشت سلطنت را خراب کنند، نتیجه دیگری نخواهد داشت. بروید به اروپا و همه تابلوها و اسناد شکنجه های دوران های قدیم را که در موزه ها نگهداری می شود، نگاه کنید که واقعیات عرصه عمومی را کسی زیر خاک نزده و از آگاهی مردم برای اطلاع از حقایق تلخ تاریخی، مانع ایجاد نمی کنند. از اولین کتابهایی که رژیم اسلامی در ایران ممنوع و جمع کرد، کتاب سیاهرنگی بود که در آن اسناد شکنجه و جنایات ساواک منتشر شده بود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نوزدهم مهرماه 1397
Oct 11, 2018

 

پانویس:

 

1. از يهوديان بياموزيم
http://www.ghandchi.com/372-genocides.htm
Let's Learn from The Jews
http://www.ghandchi.com/372-genocidesEng.htm  

 

 

 

 

 

 

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH